ناتورالیسم و گروتسک دو شکل از ادراک و بازنمایی است که اولی در مقام یکی از مکتب های ادبی و دیگری در قالب شگردی هنری- ادبی جایگیر شده است. برغم سابقه پیدایش و پشتوانه معرفتی آنها، مواجهه آن دو با سوژه-ابژه ها نیز پیامد مواجهه های مذکور مشابه است؛ البته با وجود نوشتارهای تحقیقی متعدّد در باب هریک از بازنمایی های مذکور، توجّه چندانی به نسبت آن دو نشده است. در این مقاله وجوه نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی نیز دلایل آن با استناد به برخی از داستان های معاصر فارسی طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که تلقی ناتورالیستی بنا به نگاه نزدیک بینانه و منقطع یا زمینه زدایانه برآمده از پوزیتیویسم علمی و عینیت گرایی متّصل به آن و گروتسک با قصد دنیاگرایی یا دنیوی کردن، بر بدن سوژه-ابژه های خود متمرکز شده، آنها را تحریف می کنند. انگاره یا تصویر تحریف مذکور در بازنمایی های ناتورالیستی را می توان در دو سطح شبیه نمایی و استحاله ظاهر فیزیکی و کنش های انسان به غیر انسان مشاهده نمود. بدن های تحریف شده گل ببوی هدایت، شخصیت داستان قفس چوبک، موسرخه و مشد حسن ساعدی و دکتر حاتم بهرام صادقی پیامد عینی مواجهه ناتورالیستی-گروتسکی با آن سوژه-ابژه ها است.
این نوشتار به معرفی و بررسی واژگان خاص مذهبی در منظومه ی «زراتشت نامه» زرتشت بهرام پژدو می پردازد. زرتشت بهرام پژدو، نامدارترین شاعر زرتشتی پارسی گوی، از سده ی هفتم است. مجموعه ی اشعار شاعران زرتشتی که به فارسی نو پس از اسلام شعر گرفته اند، بسیار کم مورد توجه و پژوهش قرار گرفته است. حال آنکه به دلیل ویژگی های خاص، از دیدگاه های مختلف محتوایی، واژگانی، سبکی، ... جای بررسی فراوان دارد. این نوشتار، به بررسی واژگان بسیار خاص مذهبی استفاده شده در منظومه می پردازد، نه آنچه که معنای آن، یا معنای اول آن برای خواننده روشن است. این واژگان که یا در واژه نامه ها نیامده اند، یا تنها با شاهدی از این شاعر، نقل شده اند، از این منظر، ویژه شمرده می شوند. گذر واژه از دوره ی باستان و میانه به فارسی نو، تحولات آوایی و معنایی آن با استفاده از منابع معتبر، مورد بررسی قرار می گیرد. واژگان کلیدی: ادبیات فارسی زرتشتی، زبان های باستانی ایران، زراتشت نامه، زرتشت بهرام پژدو
در این پژوهش، اثرپذیری یکی از شعرای عهد صفویه، یعنی نصیرای همدانی از فرهنگ و ادبیّات عربی در قالب ادبیّات تطبیقی مورد بررسی قرار می گیرد. شاعر و نویسنده ای که از انواع علوم و فنون روزگار خویش بهره مند بود. علاوه بر دیوان شعر، رساله ها، دیباچه ها، رقعه ها و نامه هایی از او به جا مانده است که گویای مهارت و توانایی اش در زمینة نظم و نثر است. نتیجه تحقیق که به روش اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته گویای آن است که نصیرا از ادب و فرهنگ عربی، قرآن و احادیث معصومین یا به صورت آشکار و به صورت تلمیح، اقتباس و حل تأثیر پذیرفته و یا توارد که مضامین او با شاعران و نویسندگان عرب شباهت یافته است. بسیاری از مضمون های فکری و مفاهیم حکمی وی چون مدح، عشق، فخر، باده سرایی و شکواییه ، با شاعران و سخن سنجان مشهور عرب چون متنبّی، ابن فارض، ابن رومی شباهت دارد و قابل مقایسه است و در این میان، متنبّی در موضوعات مدح، بیان مسائل حکمی و شکواییه و ابن فارض نیز در عشق و مسائل مربوط به آن بیشترین تأثیر را بر نصیرا گذاشته اند.
در مقاله حاضر، پدیده «گذرایی» در زبان روسی و پروسه فعل گون سازی بررسی می شود. افعال اسمی در مقایسه با افعال معمولی از لحاظ انتقال معنا مفیدتر و با صرفه تر هستند و افزایش تعداد آن ها در زبان نیز ناشی از قانون کم کوشی زبانی است. کم کوشی زبانی به واسطه تعدادی علل زبان شناختی و فرازبان شناختی؛ ازجمله پیدایش فناوری های نوین اطلاعات، ارتباطات در شبکه های اینترنت و افزایش سرعت زندگی قابل توجیه و توضیح است. معناشناسی افعالی که از اسامی ساخته می شوند، ویژگی هایی دارند: معنای آن ها را می توان از طریق معنای نوع وابسته که به معنای فعل منضم می شود و همچنین ضمن لحاظ نوع دانشی که گوینده و شنونده از آن برخوردارند، تفسیر کرد. در این مقاله افعال اسمی طبقه بندی می شوند، پایه این طبقه بندی، نوع وابسته منضم شده است. در اینجا همچنین تأثیر دانش عمومی و فردی شرکت کنندگان در گفتگو بر درک صحیح معنای فعل بررسی شده است.