فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۳۲۱ تا ۳۶٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بینامتنیّت و فزون متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی در اقتباس از شاهنامه فردوسی در آثار میرزا آقاخان کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با شکل گیری اندیشه های تجدّدگرایانه و مشروطه خواهانه در جوامع آسیایی در اواخر قرن ۱۳هجری قمری/ ۱۹میلادی، سبک ادبی جدیدی که با نقد شیوه های ادبی گذشته همراه بود، شکل گرفت. در این دوره روشنفکران ایرانی در پی تبیین مسأله هویّت ملّی و احیای روایات اساطیری برآمدند. برای تحقّق این نگرش، بسیاری از متفکّران به فردوسی توجّه خاصّی نشان دادند و در میان آثار ادبی، بیشتر از شاهنامه تقلید و اقتباس کردند. میرزا آقاخان کرمانی نیز به دلیل داشتن گرایش های ایران گرایانه به فردوسی و شاهنامه او توجّه کرد و در آثار متعدّد خود به شیوه های متفاوت به اقتباس از شاهنامه پرداخت. در این پژوهش به صورت اسنادی و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی و تحلیل چگونگی اقتباس و برقرار کردن ارتباط میان متن شاهنامه فردوسی و آثار میرزا آقاخان کرمانی پرداخته و بنا بر نظریّه ژرار ژنت که مجموعه روابط میان متون را دگرمتنیّت می نامد و آن را به پنج بخش بینامتنیّت، پیرامتنیّت، فرامتنیّت، سرمتنیّت و فزون متنیّت تقسیم می کند، نشان داده ایم که اقتباس میرزا آقاخان کرمانی از شاهنامه فردوسی بیشتر بر اساس بینامتنیّت (استفاده از مواد متن) و فزون متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی (بازبینی، دگرگون سازی متن، تقلید ادبی) بوده است که در سه مکتوب، آیینه سکندری و نامه باستان دیده می شود. آشنایی کرمانی با متون دساتیری نیز در اقتباس از این متن مؤثّر بوده است. همچنین میرزا آقاخان کرمانی از شاهنامه ای استفاده کرده که در آن نسخه های متعدّد شاهنامه با یکدیگر مقابله شده اند. به نظر می رسد نسخه چاپ سنگی منتشر شده در سال ۱۲۷۵ قمری در تبریز، نسخه ای بوده که کرمانی از آن استفاده کرده است.
برساخت گفتمانیِ پیرنگ در گزارش های تذکره ایِ عرفانی: روایت های حلاج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزارش های تذکره ای شکلی از روایت پردازی عرفانی است که با قصد مشروعیت بخشی یا مشروعیت زدایی، سوژه ها را فراخوانده؛ واقعیت یا واقعیت هایی را به نفع یا علیه آنها سامان می دهد؛ درک بهتر این واقعیت هایِ برساخته، نیازمند تبیین شیوه های پیرنگ سازیِ گزارش های مذکور از منظر گفتمانی است. در این نوشتار برساخت گفتمانی پیرنگ در باب حلاج به مثابه نمونه ای شاخص در دو سطح مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی درگزارش تذکره ای شانزده کتاب عرفانی طبقه بندی و تحلیل شده است. برای دلالت یابی و تفسیر در سطح مشروعیت بخشی به برخی از مفاهیم ماکس وبر و تئو ون لیوون و در سطح مشروعیت زدایی به بعضی از سخنان فوکو و مری داگلاس استناد شده است. نتیجه نشان می دهد که دسته ای با گرایش عاشقانه- قلندری سعی کرده اند تا با انتساب اشکالی از اقتدار به همراه ارزیابی اخلاقی مثبت و اسطوره سازی به حلاج مشروعیت ببخشند. دسته ای دیگر با تمایلات زهدانه- شریعت محور و ذکر نمونه هایی از نظم شکنی دینی-شرعی و فرهنگی-عرفی منتسب به حلاج یا بازنمایی مبتنی بر حذف و پوشیده گویی در خدمت گفتمان طرد و مشروعیت زدایی از وی قرار گرفته اند. دسته ای هم در مقامی بینابین، با اینکه اغلب از حلاج دفاع کرده؛ در مواردی هم برخی از ابعاد منفی زندگی وی را بدون دفاع از وی مطرح کرده اند. با نگاهی به موضع گیری های مذکور می توان چنین پنداشت که نوع موضع گیری ها مبتنی بر جهان معرفتی- ایدئولوژیک گزارش نویسان بوده؛ از طرفی دیگر ضمن غلبه گفتمان قبول بر گفتمان طرد در باب حلاج؛ طرد مذکور بنا به جهت و شدت موضع گیری ها به معنای مصطحِ طرد نیست.
بررسی ادب اعتراض در شعر سنایی و مولوی با تأکید بر اعتراض های اجتماعی
منبع:
شفای دل سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1 - 24
حوزههای تخصصی:
ادب اعتراضی به عنوان یک نوع ادبی مشخص در ادبیات ما مطرح نبوده است، اما در مضامین تمامی انواع ادبی، قابل دریافت است. یکی از نمودهای آن در ادبیات عرفانی است. ادبیات عرفانی بستر مناسبی برای بازگویی انواع اعتراض هاست. عارف با توجه به رسالت اخلاقی خود در برابر ناهنجاری های مختلف جامعه اعتراض می کند و در صدد این است که انسان را به وارستگی برساند. یکی از پربسامدترین اعتراض ها در عرفان، اعتراض به اوضاع جامعه است که در نظر ما، شاعران عارف با هدف اعتراض به اوضاع اجتماعی و اخلاقی جامعه به عرفان گراییده اند. در این مقاله اشعار سنایی و مولوی به عنوان دو شاعر برجسته عرفان در زمینه اعتراض های اجتماعی بررسی شده است. بررسی نشان می دهد زمانه زندگی دو شاعر با ناهنجاری های سیاسی- اجتماعی و دینی وسیعی روبه روست که در شعر آنها منعکس شده است. سنایی با صراحت بیشتر و مولوی در لایه های پنهان تمثیل ها به جامعه نابسامان اعتراض کرده اند. مهم ترین اعتراض مشترک آنها به جامعه مستبد و بی دین است و از اقشار مردم به حکومت داران ظالم و جاهل، صوفیان ریاکار و شهوت پرست و مردمی که از اخلاق انسانی دور شدند، اعتراض کرده اند. هر دو نیز در اعتراض به اوضاع و وضعیت اقشار مردم، سعی می کنند با آشنا ساختن انسان به اصل الهی خویش از ناهنجاری های اجتماع بکاهند.
بوستان سعدی
منبع:
وحید مهر ۱۳۴۳ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
شعر چیست؟
حوزههای تخصصی:
یادداشتی از ابراهیم گلستان
منبع:
بخارا مرداد ۱۳۷۸ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
در ناب ( شعر )
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانی در سال 1373 (بخش اول)
حوزههای تخصصی:
گمشده در غبار
نقد بر رساله خالویه یا ایقان استاد محیط طباطبائی
منبع:
گوهر خرداد ۱۳۵۷ شماره ۶۳
حوزههای تخصصی:
Les Problèmes de Perception et de Production de l’Intonation chez les Apprenants A1 du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La phonétique, y incluse la prosodie, reste toujours un objectif secondaire malgré l’insistance sur la compétence de communication en didactique des langues. Les objectifs dépassent aujourd’hui le quoi dire afin d’atteindre le comment dire dans les situations de communication. Pourtant, les enseignants et les apprenants iraniens ne s’en occupent pas assez et les buts se résument en un enseignement/apprentissage linguistique, où l’intelligibilité du message passe par le bon emplacement des éléments purement linguistiques. La perception et la production de la prosodie, l’intonation y étant basée, nous préoccupent dans cette recherche. Ainsi, nous cherchons les difficultés de la question chez les apprenants iraniens (A1) du FLE. La problématique sera étudiée à partir de six énoncés dont trois interrogatifs et trois affirmatifs. Les analyses se basent sur des données audio, enregistrées chez les inforrmants constitués de 6 hommes et 6 femmes ; et sont faites sur le logiciel d’analyse de la parole, Praat, et sur SPSS 16.0. Selon les résultats, les affirmations posent moins de problèmes que les interrogations, vu la ressemblance entre l’intonation du français et celle du persan à la frontière tonale. Quant aux interrogations, la question totale, renvoyant à la même construction prosodique en persan, se rapproche de l’intonation authentique. Néanmoins, les courbes intonatives ne sont pas compatibles et cela s’explique par les productions linéaires des apprenants annonçant le manque de respect de la prosodie. La durée étant en question, elle est dans 51 cas sur un total de 72 plus longue que celle des authentiques.
نقد تطبیقی همانندیهای شعر حافظ و کتاب چنین گفت زرتشتن یچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیچه فیلسوف آلمانی (سده نوزدهم) از طریق آثار گوته با اندیشه ی حافظ آشنا شده است. حافظ با زاهد ریاکارو ظاهربین سرستیز دارد و نیچه با انسان کوتوله معاصر خود که به همین درد گرفتار است. از این رو این دو متفکر به نقد دو گونه یا تیپ از انسان پرداخته اند. حافظ پیر مغان و جهان عشق را در برابر واعظ و جهان بی عشق طرح کرده و نیچه جهان انسان های کوچک را در برابر انسان های والا به نمایش گذاشته است. زبان حافظ و نیچه در ارایه ی چنین تفکری طنزآمیز، متناقض نما و موجز است. در این مقاله بیش تر تلاش شده است که تاثیر انسان آزاده و منتقد که گاه زندگی کسانی را به نمایش بگذارد که در زندگی دچار بن بست شده اند. اینان با راهنمایی سرانجام انسان آزاده می توانند به سرمنزل مقصود که عشق به جاودانگی است برسند. آن چه که در شعر حافظ و کتاب چنین گفت زرتشت برجستگی معنایی دارد این است که مردم معاصر هر یک از این دو متفکّر، ارزش هایی را پذیرفته که به مسخ انسان انجامیده است. در نزد حافظ این ارزش ها به ضدّ خود بدل شده و انسان را دچار ریاکاری کرده و در باور نیچه انسان مدرن را به دموکراسی و مدرنیته فروانداخته است.
زمزمه های یک شب صد ساله
حوزههای تخصصی:
یادداشتهای طنز محمد قاسم خان فروغ
حوزههای تخصصی:
«آنالی»
حوزههای تخصصی:
بحثی در اصطلاحات
حوزههای تخصصی:
انتقاد بر کتاب احوال و اشعار رودکی
حوزههای تخصصی: