کلام در دیدگاه مولوی، اوج و رکن استوار هستی و آغازگر آفرینش، ایجادکننده جریان زمان و مکان و نمونگر منش و هویت انسانی است. مولوی برای تبیین دیدگاه ها ی خود در باب ارتباطات کلامی، از قالب های مختلف مانند داستان و مثل استفاده می کند تا مخاطب را به کنه معنا و غایت اندیشه رهنمون شود. مهم ترین اهداف ارتباط کلامی رسیدن به شناخت و معرفت و ایجاد تفاهم و تعامل با دیگران و بهره بردن از تجارب و عقول یکدیگر است. در این پژوهش، ارتباطات کلامی و ابعاد آن در فیه ما فیه با روش تحلیل محتوای کیفی، بررسی شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که کلام در فیه ما فیه دارای ده مرتبت و ویژگی است که به دو ساحت معنایی و راهکاری تقسیممی شوند. ارتباط کلامی در این اثر، در ابعاد ظرفیت مخاطب و همدلی او، اطمینان سازی، گزیده گویی، التزام بیرون و اضطراب درون، سؤال، و انواع سکوت گوینده و نیز در دو محور کلی گوینده سخن و شنونده سخن قابل بررسی است.
گروتسک(Grotesque) امتزاج دو ویژگی متضاد فکری و بیانگر حل و فصل ناپذیری آن هاست. اثر گروتسک در حالی که ماهیتی تراژدی و مشمئز کننده دارد، موجب خنده و تفریح مخاطب نیز می شود و به عنوان شیوه ای ادبی– هنری از گذشته تا کنون نمونه های بسیاری در فرهنگ جهان دارد. این اصطلاح ابتدا در نقاشی و معماری مطرح گردید و پس از آن وارد حوزه ادبیات شد و توجه منتقدین و نظریه پردازان را به خود معطوف کرد. در تطور تاریخی گروتسک برداشت ها و تعاریف متفاوتی از معنا و کاربرد آن ارائه شده است و اگرچه تلاش های بسیاری برای تعریف ماهیت آن صورت گرفته است و دیدگاه های مختلفی در این باره ارائه کرده اند، اما با انتشار کتاب « گروتسک در هنر وادبیات» اثر کایزر بود که ، به طور جدی وارد حوزه ارزیابی و تحلیل گردید. در این مقاله ضمن نقل تعاریف، مضامین و اهداف گروتسک و نیز دیدگاه های متفاوت نظریه پردازن این حوزه، به ارائه تعریفی تا حدودی جامع و مانع و بررسی اجمالی تطور تاریخی و کاربرد گوناگون این اصطلاح در غرب پرداخته شده است و کاربردهای متفاوت آن در دوره های رمانتیک، وسطی و رنسانس مورد بررسی قرار گرفته است.