در ارزیابی خدمات کتابخانه نظر و رضایت استفاده کنندگان حایز اهمیت است. تعاریف گوناگونی از مفهوم رضایت ارایه شده است. در این تعاریف سه عنصر مشترک وجود دارد: واکنش احساسی مربوط به پدیده ای خاص در زمانی مشخص. در تعریفی دیگر، رضایت وقتی حاصل می شود که نتیجه عمل به همان خوبی که از پیش انتظار می رفته به دست آید. در حقیقت، مراجعه کننده هر گاه کمتر از آنچه انتظار داشته دریافت کرده باشد ناراضی، هر گاه دقیقا به همان چیزی که انتظار داشته دست یافته باشد راضی، و هر گاه بیش از حد انتظارش دریافت کرده باشد مجذوب خواهد بود. خلاصه کلام، رضایت زمانی پدید می آید که ذهنیت مساعدی در ارزیابی عملکرد یا محصولی خاص وجود داشته باشد.
در این پژوهش به بررسیِ ساخت کلان یا چارچوب فکریِ حماسه رستم و اسفندیارِ شاهنامه فردوسی بر اساس الگوی لباو و والتسکی (1967) پرداخته شده است. روایت رستم و اسفندیار شامل ده روایت کوچک تر است که هر کدام از آنها بیان کننده ضرورت وجود دیگری است. این روایت بر زیر بخش های عمده الگوی فوق که شامل مقدمه، روند و پایان بندی است، انطباق داده شده. در این داستان مقدمه از تعداد چهار روایت، روند از یک روایت که در داخل آن چهار روایت دیگر درونه سازی شده اند و پایان بندی از دو روایت که هردوی آنها در واقع برای روایت های به پادشاهی رسیدن بهمن و خونخواهیِ او از خاندان رستم فضاسازی می کنند و باعث یکپارچگیِ داستان های متوالیِ شاهنامه می شوند، تشکیل شده است. این گونه طرح بندی، از کلیت الگو پیروی می کند؛ ولی در موارد جزئی تر دارای تفاوت هایی است که عبارتنداز: الف: دارا بودن چکیده. ب: نحوه و محل ارزیابی. ج: عدم تطابق درس اخلاقیِ داستان با مشخصه های درس اخلاقیِ الگو.
در نهایت، کلیه بندهای موجود در داستان در خدمت دو نقش اصلیِ ""ارجاعی"" و ""ارزیابی"" هستند که لباو و والتسکی معرفی کرده اند.