فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۵۴۱ تا ۳۵٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
فرهنگ اصطلاحات روز ، فارسی - عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان وامق و عذرا و روایت حسینی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"داستان عاشقانه وامق و عذرا در ادب فارسى، به گونههاى مختلف گزارش شده است.بنیاد این داستان را برخى یونانى، برخى ایرانى و بعضى عربى گمان کردهاند.گزارشهاى عنصرى و طرسوسى قدیمىترین گزارشهایى است که از داستان وامق و عذرا در زبان فارسى برجاى مانده است.
محمود لامعى، قتیلى بخارایى، صرفى کشمیرى، شعیب جوشقانى، صلحى، موسوى نامى، ظهیر و حسینى شیرازى، از جمله کسانى هستند که این داستان را گزارش کردهاند.
در گزارش حسینى شیرازى براى نخستین بار داستانوامق و عذراو داستان عاشقانهسعاد و سلمىدرهم آمیخته است.
در این مقاله پس از معرفى داستان وامق و عذرا به سه موضوع زیر پرداخته شده است:
1-بازشنساى و بررسى عناصر مشترک داستان وامق و عذرا در روایتهاى مختلف.
2-گزارشى کوتاه از نه روایت بر جاى مانده از داستان وامق و عذرا.
3-بررسى ویژگیهاى روایت محمد حسین شیرازى از داستان وامق و عذرا و تفاوت آن با روایتهاى دیگر."
تحلیل اسطوره قهرمان در داستان ضحاک و فریدون بر اساس نظریه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"داستان ضحاک و فریدون یکى از مشهورترین اسطورههاى ایرانى است که فردوسى در شاهنامه به نقل آن پرداخته است.در مقاله حاضر کوشش شده این اسطوره و قهرمانى آن بر حسب چهار چوبهاى نقد اسطورهاى مبتنى بر عقاید یونگ و پیروانش تحلیل گردد.
در نظر یونگ محتواى ناخود آگاه جمعى یا همان کهن الگوها به شکل افسانه و اسطوره پدیدار مىگردند.این کهن الگوها خود ناشناخته و ناپیدایند اما به شکل رویا، افسانه و اسطوره تجلى مىکنند.
در مقاله حاضر ضحاک و فریدون به عنوان تجلىهاى مختلف یک روان واحد و مراحل رشد آن به سمت فرآیند فردیت و کمال شخصیت تأویل شدهاند.نتیجه کار نشان مىدهد که با استفاده از این شیوه مىتوان درک بهترین از اسطورههاى ایرانى داشت و برخى جنبههاى تاریک آن را روشنتر ساخت.
"
عوامل داستانی «فارسی شکر است»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله داستانفارسى شکر استنوشته محمد على جمالزاده از دید تکنیکهاى داستاننویسى بررسى شده است.بررسى عوامل داستانى درونمایه، طرح، زاویه دید و شخصیت پردازى و چگونگى برخورد جمالزاده به عنوا اولین داستاننویس معاصر به این عوامل و میزان موفقیت وى در نوشتن داستانى با معیارها فنون داستاننویسى مدرن، هدف نهایى این مقاله را تشکیل مىدهد.
"
مضامین مشترک قابوسنامه و آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله سعى شده است مضامین مشترک بین آثار سعدى و کتاب قابوسنامه عنصر العمالى استخراج گردد.ضرورت این مقایسه بدان جهت بوده است که معمولا در میان بسیارى از خوانندگان آثار سعدى گمان بر آن بوده و هست که شیخ اجل این مسایل و گفتارها را خود مطرح کرده و به قول وى:
کهن خرقه خویش پیراستن
به از جامه عاریت خواستن
در این مقایسه بخشهایى از مشترکات آثار این دو سخنور بزرگ که از جهت معنایى و در بسیارى موارد لفظى به هم نزدیک بودند، در برابر هم قرار گرفتهاند اما قبل از این کار براى نشان دادن دشوارى کار شمهاى در باب فاصله زمانى مربوط به این دو سخنور و ضمنا هنر بیانى سعدى که مىتواند رد پاى پیش آمد و چند عبارتى از کتاب قابوسنامه با عباراتى مشابه از کتاب دیگرى مربوط به روزگار پیش از عنصر المعالى مقایسه گردید تا به میزان تأثیرپذیرى عنصر المعالى از پیشینیان خود نیز اشارهاى شده باشد.
"
نگاهی دوباره به خاستگاه اجتماعی صدرالدین عینی
حوزههای تخصصی:
مشروطه دولتی مستعجل بود
مصاحبه با نادین گوردیمر
حوزههای تخصصی:
همای نوبل بر سر مجارها
حوزههای تخصصی:
گیل گمیش کهن ترین حماسه ی بشری (2)
حوزههای تخصصی:
جایگاه علوم بلاغی در تصحیح دیوان حافظ
حوزههای تخصصی:
گفتار پژوهشی (به زبان عربی): العلاقات الثقافیه بین الایرانیین و العرب منذ القِدم
حوزههای تخصصی:
- اُلقى هذا الخطاب فى المرکز الدّولى للحوار بین الحضارات، فى طهران؛ باللغه الفارسیه؛ والیک نقلها الى العربیّه فى نشره کلیّه الآداب و العلوم الانسانیّه بجامعه یزد.
2- معلّم الانسان الأوّل:
انّ الله تبارک و تعالى، «خَلَقَ الانسان، و عَلَّمهُ البیان» و هو اولُ استاذٍ للبشره فهو الذى «علّم آدم الاسماءَ کلها»؛ و هوالذى «علَّم الانسان مالم یَعلم»؛ لیس نطقاً و قولاً و بیاناً و حَسبُ، بل و علّمه تعلیماً علمیّاً أیضاً، و ذلک عندما قَتَلَ قابیلُ هابیلَ أخاه؛ ولم یدر ما علیه أن یفعل بجثمان أخیه القتیل، «فبغث الله غرابا یبحث فى الارض لیریه (أى یُعلّمه) کیف یوارى سوءَهً أخیه (أى جُثَّهَ اخیه)...» کأنَّ الغرابَ کان فى فعلَتُه هذه ترجماناً عملیّاً للبیان والتعلیم البیانیِّ.
رئالیسم پویا و جلال آل احمد
حوزههای تخصصی:
تاریخ ادب و فرهنگ و هنر ایران پیوسته شاهد حضور کسانی بوده است که پر نمود حضور یافته و گاه و بیگاه روحی جدید در کالبد افسرده هنر دمیده اند و از برکت این حلول مبارک، زبان فارسی و به تعبیر رساتر در ادبیات فارسی، مجال تاخت و تاز این نوابغ گردیده است.
این رهروان مسیر پر پیچ و خم ادبیات گاهی بزرگترین تحوّلات درونی جامعه را سبب شده اند. اینکه می بینیم نام و یادشان همواره بر تارک فرهنگ این مرز و بوم می درخشد، نه از ظرافت قلم که از طراوت و صلابت فکرشان است. اینان قلم را وسیله نان خوری نکرده اند: از قلم به معراج اندیشه ها عروج کرده اند. اینان رسالت راستین خود راکه همانا «بیداری» و «بیدارگری» است هیچگاه از یاد نیرده اند.
در این مقاله، نام یکی از رادمردان، جلال آل احمد عنوان بحث قرار گرفته و سعی می شود زوایایی از زندگی پر تلاطم او به تصویر کشیده شود.
«رئالیسم» موضوعی سفسطه ستیز است و جلال آل احمد به عنوان نویسنده ای که بنیان فکر او رئالیسم است و در عین واقع گرایی، برخوردش با وقایع عقلانی و منطقی است شاخصیت دارد. او خود می گوید: «من دست کم، خود می دانم که با این قلم جوری تا نکرده ام که دل کسی به دست بیاورم، چه رسد به وجاهت ملّی. من زده ام و خورده ام و با این زد و خورد، دست کم خودم را نیز نگه داشته ام. بی هیچ منّتی برای احدی».
امروز، ما پژواک کلام او را می شنویم و برخورد عقلایی و واقع گرایانه او را در گستره آثارش شاهد هستیم و با تمام وجود، آن را درک می کنیم. رئالیسم جلال، پویا و فعال است، بی هیچ نقطه مقابل.
اصطلاح «رئالیسم فعّال» یا «پویا» در مقابل رئالیسم «منفعل» و «ایستا» به کار برده شده است؛ زیرا هنرمندان و ادبا، بخصوص در کشور ما ایران، برون تاب های هنری خود را به نحو ویژه ای بروز می دهند. بعضی در برابر حوادث، فعّال هستند، یعنی موجودیت وقایع را می پذیرند و ضمن همبرنشینی با وقایع و با معیارهای انسانی که از آن میان عقل است، خود را بازیگری از نمایش واقعیت می دانند و با پیروی از نظام طرّاحی شده و الگوپذیرفته حوادث به گونه ای فعّال، حوادث را هدفمندانه پی می گیرند و نسبت وقایع را با خود تنظیم می کنند و گروهی دیگر به جای تماشی و حفظ طمأنینه رفتاری، منفعلانه تسلیم پیش آمدها می شوند و نهایتاً منکوب و سرخورده، پی سپر حوادث می گردند و باعث فرسایش توانایی ها ونهاده های ارزشی خود می گردند.
معرّفی یک نسخة خطی مصوّر از دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به قصد معرّفی یک نسخة خطی مصوّر از دیوان حافظ که در موزة انستیوت غالب دهلی نو به شماره24/11/1954 نگهداری می شود، نوشته شده است. متأسفانه این نسخه از آخر ناقص است. دو صفحة اوّل آن مطلّا و مذهّب می باشد و پس از هر غزل، قطعه و رباعی، یک رباعی خیّام هم به خط ریز نوشته شده است. در این مقاله نسخة یاد شده با 19 نسخه مقایسه شده و اختلافات بین آنها ذکر شده است.
نواندیشى أدونیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این گفتار اندیشه و آثار أدونیس فقد نامى معاصر عرب بازگو شده است. أدونیس نقد خود را منحصر به حوزه ادب ننموده است بلکه معتقد است براى نقد صحیح بایستى به عرصه هاى دیگرکه به نوعى در این حوزه مؤثر بوده اند نیز پر د ا خت. آموزه هاى دینى- ادبى أدونیس (على أحمد سعید) و آموزه هاى جدید ادب غرب و مکاتب آن، ایشان را ناقدى جهانگیر ساخت. آثار على أحمد سعید به 14 زبان و از جمله فارسى ترجمه شده است. آثار و اندیشه أدونیس ناقدان زیادى را بر آن داشت در دفاع و یا به نقد از ایشان قلم فرسایى نمایند. آثار أدونیس و مجله شعر بازگو کننده اندیشه و مبانى فکرى عمده أحمد سعیداست.
ادب جهادى در جنگهاى ایران و روس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایدارى که در جنگهاى ایران و روس (قرن سیزدهم) در زبان فارسى شکل گرفت، مهمترین عامل خروج شعر و نثر از دربار شاهان به میان مردم به شمار مى رود. از اینزمان ادب دربارى که با مدح و ستایشگرى شاهان و شاهزادگان گره خورده، با حوادث و وقایع ملموس زمانه، آشنا مى گردد. حضور علما و مراجع دینى با صدور فتاوى براى تشویق مردم به دفاع از سرزمین و وطن خویش، یکنواختى و سکون ادبیات دوره قاجار را به خیزش و حرکتى وا مى دارد که نتیجه آن آشنایى و پیوند با آرمانها و دردهاى عصر و روزگار جدید است. شاعران دربارى هم با الهامگیرى از جنگ و حال و هواى جدید جامعه به میدان تازه اى روى مى آورند که مى توان آنانرا شاعران زمان خویش و پیشروان ادبیات جهاد و پایدارى نامید. دو دوره جنگ هاى روس علیه ایران، گرچه منجر به جدایى قسمت بزرگى از خاک ایران گردید ولى سرلرحه دوره جدید ادبیاتى شد که مى توان آنرا ادبیات جهاد و پایدارى نامید.