این مقاله به زبان فارسى پیشرفته اى مى پردازد که با حفظ هویت تاریخى و فرهنگى خو د و حرکت در مرزهاى فرهنگ، دانش و فن آورى روز جهان، ظرفیت بالایى در ترجمه، انتقال و تولید علم، از خود نشان مى دهد و در انجام وظیفه ملى و جهانى خود، هیچگاه تحت تأثیر زبان هاى دیگر قرار نمى گیرد. بلکه با سعهء صدر وکمال جویى مخصوص به خود، به تعامل صحیح با زبان هاى با شکوه جهان از جمله فرانسه، انگلیسى، عربى و... توجه دارد. رکن و جوهر اصلى اصلى این مقاله ""اصول و قواعد دستورى لغات و اصطلاحات علمى و فنى معاصر"" در زبان فارسى است و امیدوارم مجموعه مقالات من در این خصوص، شکل کاملى از این ایدهء تحول آفرین را ارائه نموده و دریچه جدیدى به زبان علم در زبان فارسى بگشاید.
در مقاله حاضر ، لغت و اصطلاح ، رابطه آن دو و عوامل پیدایش اصطلاحات ، مورد بحث قرار گرفته ، آنگاه ضمن مقایسه فرهنگ با فرهنگنامه و برابرنامه ، به پیشینه هر یک اشاره شده است و طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگها مورد ارزیابی قرار گرفته و در پایان ، ویژگیهایی که یک فرهنگ تخصصی از نظر اطلاع رسانی باید دارا باشد ، ارائه گردیده است .
در شماره 21 (دوره ششم - شماره اول) نامه فرهنگستان مقاله ای خواندم زیر عنوان «سفینه تاج الدین احمد وزیر» نوشته آقای ذاکرالحسینی. نویسنده در آغاز مقاله شرح موجز و مفیدی در باره محتویات این سفینه آورده است که می رساند حدود 75 تن از فضلای سرشناس قرن هشتم از آثار خود و دیگران در سال 782 ه. ق. به منظور تقدیم به تاج الدین احمد، وزیر شاه شجاع دستنویسی کرده اند. اصل نسخه در اختیار دانشگاه اصفهان است. بار اول در سال 1353 به صورت عکسی (فاکسیمیله) در ردیف انتشارات دانشگاه اصفهان چاپ و منتشر شده است و بار دوم در سال 1381 در دو جلد به صورت حروف نگاری در قم جزو انتشارات مجمع ذخائر اسلامی. نویسنده مقاله نحوه کار مصحح چاپ 1381 را به نقل از مقدمه آن چاپ چنین توصیف کرده است: «... برای بازنویسی متن سفینه، نسخه را از روی چاپ عکسی چندین بار خوانده، موارد قابل تردید و نقائص چاپ عکسی را از روی اصل نسخه رفع کرده، برای تصحیح بعضی قسمت ها از منابع دیگر با اشاره به آنها سود جسته، مواضع ناخوانا و نوشته ها و اشعار ناقص را ... از روی ماخذ حدیث، دواوین و منابع دیگر ... تکمیل کرده و جمعا مدت سه سال به این کار اشتغال داشته است». چه کسی ممکن است با خواندن این توضیح در باره روش کار و تلاش و کوشش سه ساله مصحح در رفع کاستیها و کژیهای نسخه خطی این خدمت ارزنده را تحسین و تمجید نکند؟...
آینه اسکندری که گفته اند آینه ای بوده است بر سر مناره اسکندریه و از عجایب هفتگانه جهان، در متون نظم و نثر پارسی به خصوص در شعر حافظ وخاقانی با ویژگی های خارق العاده منعکس شده است. نویسندگان کتب تاریخی و جغرافیایی نیز از قدیم در خلال آثار خود شرح و توضیحاتی گاه متناقض در باب این آینه آورده اند. این نوشته ها بنابر قراین، ماخذ خاقانی و حافظ و .... بوده اند. استادان و محققان معاصر نیز به خصوص در شرح اشعار حافظ با استناد به این منابع بحث ها کرده اند. اما به نظر می آید که هنوز واقعیت، ماهیت و کیفیت این آینه در بوته ابهام مانده است. نویسنده در این مقاله بر آن است که ضمن جمع بندی اقول مختلف قدیم و جدید و تحلیل آنها، گامی درجهت رفع این ابهامات بردارد.
در دهه چهل قرن شمسی حاضر جریان جدیدی در شعر معاصر فارسی ظهور کرد که به دلیل گسست کامل از جریانهای شعری پیش از خود و به سبب غرابتی که در اندیشهها و اشعار بانیان و شاعران آن وجود داشت، به (موج نو) مشهور شد، و پس از گذشت مدتی کوتاه، با تغییراتی اندک، در هیأت (شعر حجمگرا) نمودار شد. این جریان در مقایسه با جریان شعر (سنتگرا) شعری بود (سنتگریز) یا حتی (سنت ستیز) بود و در مقایسه با جریان (شعر نو یا نیمایی)، مدرن مینمود چنان که شعر (نو)ی نیمایی پیش از خود را نیز (کهنه) میانگاشت. همچنین در قیاس با (شعر متعهد و ملتزم) که طرفدار نظریه (هنر برای مردم) بود و شعر را وسیله میدانست نه هدف، این جریان شعری هوادار نظریه (هنری برای هنر) بود و در جستجوی دستیابی به (شعر محض یا ناب) به غیر متعهد بودن شعر تاکید داشت. به همین دلیل، (جامعهگرایی) و (محتوا گرایی) که از اصول جریان شعر نیمایی بود، در این جریان جایگاهی نداشت، و (فردگرایی) اساس کار را تشکیل میداد. در یک کلام، در این جریان با شاعرانی روبرو هستیم سنت ستیز، تعهد گریز، رویگردان از جامعهگرایی و محتواگرایی، و مدعی شعر مدرن و طرفدار شعر محض که از هر قید و بند فکری، اجتماعی، اخلاقی و ادبی آزاد باشد.