مضمون نارسیس یکی از انگیزه های ثابت تفکر پل والری می باشد. در واقع تصویر انسانی نارسیس در اثر نویسنده یک نشانه محسوب می گردد و جنبه نمادین دارد. این نشانه نه تنها در آثاری وجود دارد که به اسطوره نارسیس اختصاص یافته است بلکه در مجموعه یادداشتهای پل والری نیز مشاهده می شود که در واقع استفاده شناخت شناسی از خود شیفتگی می باشد و با عناصر «آینه»، «من» و«تصویر من در آینه» نشان داده شده است. در این مقاله تحلیلی ما با ابزار زبانشناسی و نشانه شناسی به جستجوی هویت در آثار پل والری پرداخته ایم. شخصیت «نارسیس» به عنوان«کسی که شیفته خودش» است و خود شیفتگی علاوه بر معنای «عشق به خود» معنای دیگری در آثار نویسنده دارد. این معنی جدید «شناخت خویش» است که نتیجه «عشق به خود» می باشد. به این ترتیب نشان خواهیم داد که جستجوی هویت در والری نه تنها نوعی «خود شیفتگی» بلکه «خود شناسی» می باشد که در آن من نویسنده «درهر لحظه توانایی آن را دارد که راجع به خود قضاوت نماید».
سعدی که شاعری اهل شیراز بوده با اینکه سالهایی را در مسافرت و دور از وطن گذرانیده، باز عشق و علاقه به شیراز را میتوان در سرودن اشعاری که برای شیراز و فارس داشته، دید. نویسنده در این مقاله به این امر توجه کرده و علاقه سعدی به شیراز و فارس را در اشعار مختلف وی بررسی میکند.
فروغ فرخ زاد، شاعری عاطفی و نخستین زنی است که از عواطف زنانة خود در شعر فارسی سخن گفته است. عاطفه با ابعاد و عناصر مختلف شعر فروغ درآمیخته و آن را از ظرفیتی تازه و بی سابقه برخوردار ساخته است. او در شعر، از حساسیت و قابلیت های زنانة خود، کمال بهره را برده و از این طریق، به نگرش شاعرانه و زبانی ویژه دست یافته است. فرخ زاد، مایه و سرمایه های شعر خود را از واقعیات و تجربه های زنانه در زندگی می گیرد. او توانسته است احوال، عواطف و سرنوشت خود را به عنوان یک زن، با سرگذشت همة زنان سرزمین خویش به یگانگی برساند. فروغ در مدت زمانی کوتاه و بعد از سه اثرِ نخستین خود ـ اسیر، عصیان و دیوار ـ توانست نگرش و عواطف خویش را عمق و توسعه بخشد و به جایگاه شاعری بزرگ، با آرمان های انسانی دست یابد. فروغ در مقام یک منتقد اجتماعی نیز ـ که شعری معترض و در عین حال عاطفی سروده است ـ قرار دارد. انسان در شعر او، ناخواسته، شخصیت و موجودیتی زنانه می یابد و با احساسات، آرزوها و رفتارهایی زنانه ظاهر می شود. شعر فروغ، دنیایی ملموس و عاطفی است که جسارت، صراحت و صمیمتی خاص را در خود جای داده است.
در این مقال، تجلی عاطفه و مظاهر زنانگی در شعر فرخ زاد، با ذکر اشعاری از او، بررسی شده است.