فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۷۶۱ تا ۲۷٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
اومبرتو اکو و نشانه شناسی: نشانه شناس و نه جامعه شناس: مصاحبه خوان خوزه خوئیدی با اومبرتو اکو
سلین سپربلا
حوزههای تخصصی:
سلین مبلغ داروئی (ویزیتور)
بررسی هجونامه های سلین
گفتگو: خواب رفتن پا: گفتگویی با برنارد پیوو
حوزههای تخصصی:
فرهنگ اساطیر کلاسیک
حوزههای تخصصی:
سلین، ادبیات و نقد: سلین یک اخلاق گراست
حوزههای تخصصی:
تئوری ادبیات
حوزههای تخصصی:
طنز: حالا حکایت ماست!
حوزههای تخصصی:
ارزش زیباشناختی صور بیانی در زبان فارسی از نظر نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
مبانی زیباشناختی در غزلیات زمزمه های م.سرشک
حوزههای تخصصی:
رویکردی پدیدار شناسانه به فرایند خواندن
حوزههای تخصصی:
پدیدارشناسی خواندن
حوزههای تخصصی:
نگاهی به طبیعت در آثار جبران خلیل جبران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت و مظاهر آن، از دیرباز در آثار ادبی و هنری، ظهور و حضوری گرم و پر نشاط داشته است؛ اما نویسندگان و شاعران رمانتیک در آثار خود به طبیعت را زنده، زیبا و همچون پناهگاه روحی برای خویش تصویر کرده اند. جبران خلیل جبران، نویسنده و نقاش لبنانی نیز همانند نویسندگان و شاعران رمانتیک بزرگ دیگر، در آثار خود طبیعت را به عنوان یکی از عناصر و وسایلی که می تواند التیام بخش دردهای انسان معاصر باشد به وفور آورده است. در این مقاله پس از نگاهی کلی به جایگاه طبیعت در مکتب ادبی رمانتیسم و نوع نگرش رمانتیک ها به طبیعت و تصویر آن در آثارشان، جایگاه طبیعت در اندیشه و آثار جبران بررسی شده و بعضی از مهمترین اصول نوع نگرش جبران به طبیعت بیان شده است. با مطالعه آثار جبران می توان دریافت که او نیز مانند دیگر رمانتیکهای بزرگ به طبیعت و پدیده های آن در آثار خود حیات و اصالت بخشیده، و با دیدگاهی عاطفی به توصیف پدیده های طبیعی پرداخته است؛ از سوی دیگر او مانند دیگر نویسندگان بزرگ رمانتیسم، به تمجید زندگی روستایی در برابر زندگی شهری پرداخته است. از لحاظ فنی نیز اعتقاد جبران به زنده بودن طبیعت و اجزای آن باعث شده است که او از صنایع ادبی مانند تشخیص در تصویرگری پدیده های طبیعی استفاده نماید به طور خلاصه باید گفت که طبیعت در آثار جبران زنده و زیباست و همینگونه نیز توصیف شده است.
مینی مالیسم و ادب پارسی (بررسی تطبیقی حکایت های گلستان با داستان های مینی مالیستی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش مدرنیزم و آغاز موج سوم (عصر فراصنعتی) به عنوان دست آوردهای فراگیر قرن بیستم همه ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار داد. هنر و ادبیات نیز چونان نمودهایی از جامعه، در تلاش به سوی همگامی و هماهنگی با آن قرار گرفت. حاصل این هماهنگی و تاثیرپذیری پدید آمدن گونه ای نو در داستان به نام مینی مالیسم است که با تکیه بر ایجاز بیش از حد، سعی در هماهنگی با سرعت سیر زندگی دارد. مینی مالیسم در ادبیات غرب پدیده ای جدید محسوب می شود، با وجود این در ادبیات کلاسیک ایران نمونه های فراوانی می توان یافت که از بسیاری جهات قابل انطباق با این گونه ادبی جدید باشند. در مقاله حاضر کوشش شده این انطباق در گلستان سعدی نموده شود. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به درک تازه ای از ساختار داستان ها و حکایات کلاسیک ایران دست یافت.