ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۴۰۱ تا ۱۹٬۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۹۴۱۰.

وجوه نوگرایی غزل معاصر تاجیکستان (با تأکید بر تأثیرپذیری از شعر معاصر ایران و شعر انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۲۱
غزل امروزِ تاجیکستان شاخساری پُربار از درخت تنومند ادبیات فارسی است و، در دهه گذشته با سیری شتابناک، تحوّلاتی چشمگیر از سر گذرانده است. تحوّلات سیاسی اجتماعی جمهوری های استقلال یافته و تحوّلات فرهنگی ساحت ادبیات را نیز بی تأثیر نگذاشته است. در این مقاله، با روش تحلیل مفهومی و با ارجاع به آثار منتشرشده شاعران تاجیک (هشت شاعر کهن گرا و نوگرا که همه از نام بُرداران و تأثیرگذاران در شعر امروز تاجیک اند)، کوشش شده است برخی ابعاد برجسته غزل امروز تاجیکستان و نیز زوایای اثرپذیری شعر تاجیکستان از شعر معاصر ایران و به ویژه شعر انقلاب اسلامی در دو حوزه شکل و محتوا ارزیابی و بررسی شود.
۱۹۴۱۱.

تعذیب و تنبیه در تاریخ بیهقی: بررسی داستان حسنک وزیر براساس نظریات میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۶ تعداد دانلود : ۹۵۴
پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر مدل های تحلیلی میشل فوکو (1926-1984 م.) در کتاب مراقبت و تنبیه: تولّد زندان (1975م.) به بحث و بررسی اعدام حسنک وزیر در کتاب تاریخ بیهقی بپردازد. هدف اصلی این مقاله بررسی مولّفه های قدرت، تعذیب، و تنبیه و متن شناسی تاریخ بیهقی بر اساس کتاب مراقبت و تنبیهِ میشل فوکو می باشد. ابوالفضل بیهقی در بخش «ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر رحمه الله علیه» با روشی دراماتیک و به شیوه ای توصیفی به شرح آیین اعدام در عصر غزنویان و نمایش قدرت در آن برهه از تاریخ ایران پرداخته است. نقد آثار کهن ادب فارسی و تفسیر آنها بر اساس نظریه ها و اندیشه های معاصر شاید بتواند دریچه های نوینی را بر آنها گشوده و خواننده امروزیِ آثار کلاسیک را با این متون مانوس تر گرداند. بررسی این متون در قالب این نظریه ها که محصول جهان مدرن و اجتماع پیچیده آن است، خواننده را از حال به گذشته نمی کشاند بلکه شکلی تازه و عینی تری به آن متون داده و راه را بر فهم ابعاد دیگر آن آثار می گشاید. تاریخ بیهقی نوشته ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی (385-470 ق.) اثری است پویا و زنده که به واسطه ادبی و تاریخی بودن مستعدّ متن شناسی و نقدهای اجتماعی می باشد.
۱۹۴۱۴.

بررسی تطبیقی رنگ های سرخ و سبز در تصویرپردازی اشعار گرمارودی و محمود درویش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی عناصر داستان
تعداد بازدید : ۱۳۶۶ تعداد دانلود : ۷۳۰
رنگ به عنوان برجسته ترین عنصر حوزة محسوسات از دیرباز تا کنون مورد توجّه انسان بوده و همواره روح و روان او را مسحور قدرت نافذ خویش نموده است. از آنجا که شاعران از ژرف بین ترین اقشار جامعه هستند و نوع نگاه آنان به رنگ، اصیل تر و معنادارتر از دیگر افراد است، لذا این پژوهش، تلاش نموده براساس چارچوب های ادبیّات تطبیقی، از میان رنگ های گوناگونی که دو شاعر برجستة ادبیّات پایداری معاصر؛ یعنی گرمارودی و درویش، به کار برده اند، دو رنگ سرخ و سبز را از لحاظ تعامل و تقابلی که با هم در تصویرپردازی آنان از مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و... داشته اند، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه حکایت از آن دارد که رنگ قرمز در شعر گرمارودی نشانة تمایل انسان به داشتن زندگی پر جنب و جوش است و زندگانی سرشار از مبارزة گرمارودی خود مبیّن همین نکته است. رنگ سبز نیز نمادی از آرامش، حیات و جاودانگی و گاه نماد تقدّس و پاکی است. در شعر درویش، رنگ سرخ، عشق به فلسطین و ملّتش را تجلّی داده، رمز شهادت، فداکاری و ایثار در راه آزادی است و رنگ سبز، نماد امید، آزادی طلبی، حیات و حرکت بوده و عشق به فلسطین و ملّت مبارزش را به تصویر می کشد. افزون بر این، گرایش این دو شاعر به ادبیات پایداری، باعث ایجاد شباهت های زیادی در آن دو از لحاظ کاربرد نمادین رنگ شده است.
۱۹۴۲۰.

طعنه رندانه به حافظ شهر بررسی ایهام در تخلص شعری حافظ شیراز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۶ تعداد دانلود : ۸۲۷
ایهام و دوپهلو گویی ویژگی آشکار و شاید هویدا ترین صنعتی باشد که در سروده های خواجه شیراز به کار رفته است. وقتی این شگرد بلاغی و زیبایی شناختی با ویژگی اخلاقی، هنری و رمزی ممتازی به نام «رندانگی» همراه شود، فهم مقصود سخن خواجه، گونه گون، متناقض و گاه دیر یاب می شود. یکی از این ایهام های رندانه در شعر خواجه شیراز ایهام در خود واژه «حافظ» است. نگارنده در جستار پیش رو نمونه هایی از ابیات پایانی غزل های خواجه را که در آن تخلصِ «حافظ» ذکر شده ارائه کرده است و با آوردن دلایلی بیان می کند که اگر در چنین نمونه هایی منظور از «حافظ» را، حافظِ قرآنِ شهر بدانیم، شاید به منظور شاعر نزدیک تر شده باشیم. مهم ترین دلایل نگارنده برای اثبات این امر، دگرسانی های برخی ابیات خواجه شیراز است؛ بدین معنی که کاتبان دیوان او گاه واژه های هم وزنِ «زاهد، واعظ و حافظ» را به جای یکدیگر به کار برده اند و گاه با توجه به حال وهوای کلی یک غزل، برداشت معنی حافظ قرآن یا حافظ حدیث شهر درست تر می نماید. بنابراین باید بر قاموس شخصیت های منفور دیوان خواجه، «حافظ» را نیز افزود و او را درکنار کسانی چون زاهد، واعظ، شیخ، فقیه، امام شهر، ملک الحاج، مفتی، قاضی، صوفی، یرغو و... قرار داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان