نگارنده این سطور همراه جناب آقای سید امیرمحمود انوار استاد دانشمند دانشگاه تهران در روز جمعه6/8/79 با جمعی از استادان ارجمند دانشگاههای مختلف کشور به منظور شرکت در کنگره بین المللی استادان زبان فارسی در سراسر هند راهی آن کشور شد که شرح آن در این مقاله پیش روی خوانندگان گرامی است.
عشق، پدیده ای روانی و حالتی روحی است که با تجربة شخصی و دریافتی درونی همراه است. وصف عشق و شرح حالات عاشق و معشوق در ادبیات، جلوة خاص و گسترده ای دارد. بسامد بالای موضوعات دربارة عشق در فرهنگ و ادب ملل، گویای این ادعا است. در ادبیات ایران زمین نیز شرح و بیان عشق، چه در جلوه های گوناگون عشق مجازی و چه در میراث عرفان، در مرتبة ملکوتی عشق انسان به خدا و عشق خدا به انسان، از زیباترین و درخشان ترین گوهرهای تفکر و اندیشة بشری است. در این میان منظومه های غنایی و عاشقانه در توصیف صحنه های عشق و دلدادگی، حائز اهمیت فراوانی است. شرح ویژگیهای عاشق و معشوق و تعاملات آنها در این آثار جایگاه ویژه ای دارد. یکی از ویژگیهای عشّاق و صفت اخلاقی برجسته آنها، پندناپذیری آنان است که این مطلب رویارویی آنان را با ناصحان و ملامتگران به دنبال دارد؛ اغلب این ناصحان نیز از خویشان و نزدیکان عاشق به شمار میروند و در پیشبرد داستان تأثیر مهمی دارند. در این مقاله به چرایی و علل و زمینه های پندناپذیری عشّاق و اقسام ناصحان و نوع پندهای آنان توجّه شده است.