تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران در دوران قاجار جامعة به شدت سنتی ایران را در برابر امواج تمدن غربی قرار داد و در مجموع، شرایطی به وجود آورد که تا آن زمان برای جامعة ایران بی سابقه بود. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا شرایط ویژة اجتماعی و فرهنگی عهد قاجار تأثیری در شعر و نقاشی این دوران گذاشته است؟ و اگر پاسخ مثبت است، آیا تأثیر پدیدآمده در این دو حوزة هنری مشابه بوده است یا خیر؟
بدین منظور نخست با بررسی شرایط اجتماعی و فرهنگی عهد قاجار و پژوهش در شعر و نقاشی این دوران درمی یابیم که، در هر دو حوزه جریان های چهارگانة متناظری وجود داشته که دو جریان از آن ها کاملاً جدید است. تمسک شاعران و نقاشان به شیوه های گوناگون بیان هنری چیزی نیست جز آزمونی برای برون رفت از بحران اجتماعی ـ فرهنگی دوران قاجار.
نتیجه گیری مقاله آن است که شرایط اجتماعی مشترک تأثیری واحد در این دو هنر بر جای گذاشته؛ تأثیری که سرگذشت آن ها را به گونه ای دور از انتظار به یکدیگر شبیه ساخته است.
مقاله حاضر مشتمل است بر چهار یادداشت مستقل درباره چند لغت و عبارت پهلوی. یادداشت اول به جستجوی اشتقاق لفظ فارسی «فراوان» در متون پهلوی برآمده است؛ یادداشت دوم ترجمه و شرح عبارتی است به فارسی میانه مانوی در باره مسأله شناخت در مانویت و تصحیح آراء گذشتگان در باب آن؛ یادداشت سوم بحثی است در باره معانی مختلف لفظ فارسی«سخن» [پهلوی: saxwan] و جستجوی علت تحول معنای آن از «کلام» به «کار» در شاهنامه؛ و یادداشت چهارم بحث کوتاهی است درباره لغت «قهرمان» در فارسی و عربی و بیان این احتمال که این لغت مستقیماً از فارسی میانه وارد عربی نشده، بلکه به واسطه زبان آرامی به آن زبان راه یافته است.
این مقاله ضمن معرفی و شناساندن «روح الامین شهرستانی» به محضر ادب دوستان و ادب پژوهان، به مقایسه اجمالی منظومه «لیلی و مجنون» روح الامین شهرستانی با سلف آن «لیلی و مجنون» نظامی گنجه ای و همچنین پیشینه تقلیدی از این منظومه پرداخته است تا وجوه افتراق و اشتراک این دو داستان از لحاظ روایت، ساختار و لفظ بررسی شود. روح الامین در شعرش به حکیم نظامی توجه داشته است و بی تردید او در این پیروی از تجربه استادان پیش از خود بهره برده است؛ چنان که از امیر خسرو دهلوی، جامی و سنایی که از مقلدان نظامی هستند نام برده و از آنها به بزرگی یاد کرده است. روح الامین در کتاب خسرو و شیرین هدف از سرودن این منظومه را برطرف کردن ضعف های خسرو و شیرین می داند؛ البته در کتاب لیلی و مجنون نیز بر همین عقیده است و در روایت داستان دست می برد و با این وجود در جای جای کتاب از مقدمه تا پایان می توان ردپای نظامی را دید که چگونه روح الامین حتی در استعمال لفظ، معنی و مفهوم به نظامی نظر داشته است و اگر اختلافاتی در این بین دیده می شود مربوط به نحوه بیان است که از شاعری به شاعر دیگر متفاوت است.
سلسلة چشتیه، سلسله ای معروف از صوفیان مسلمان شبه قاره ، منسوب به چِشت استکهخواجه معین الدین سجزی چشتی آن را در اجمیر بنیان نهاد و آن شهر پایگاه چشتیه شد. مشایخ این سلسله علاوه بر ترویج دین اسلام در شبه قاره و تجدید روابط فرهنگی بین دو کشور، نقش مهمی نیز در گسترش زبان فارسی در شبه قاره داشتند. از این رو آثار متعددی دربارة این سلسله نگاشته شده است. یکی از این آثار ارزشمند کتاب «مونس الارواح» تألیف جهان آراء بیگم دختر شاهجهان و از شاهزادگان با فضل گورکانیان هند است که آن را در سال 1049ق نگارش کرده است. وی نزد اساتید برجستة عصر خود تلمذ نموده، به امور دینی، ادبی، عرفا و مشایخ صوفیه علاقه داشته و اغلب اوقات خویش را صرف مطالعه در شرح حال آنان کرده است.
کتاب یاد شده و معرفی آن از این نظر اهمیت دارد که نویسنده در آن به شرح احوال مشایخ سلسلة چشتیه پرداخته که از تاثیر گذار ترین سلسله های صوفیه در جهت ترویج اسلام در هند بوده است. از این رو، این مقاله ابتدا به شرح حال وی، سپس معرفی کتاب و بررسی محتویات آن به روش تحلیل محتوا پرداخته است.
پژوهش حاضر به بررسی وزن اشعار عامیانه فارسی براساس نظریه وزنی بروس هیز اختصاص دارد. شعر عامیانه فارسی وزنی تکیه ای – هجایی دارد؛ یعنی وزنی که براساس تکرار تکیه ها در فواصل هجایی مساوی به وجود می آید. نظریه وزنی که یکی از شاخصه های منشعب از
واج شناسی زایشی است، سلسله مراتب وزنی را در شعر تعیین می کند و آنها را بر نمودارهای درختی نشان می دهد. در این مقاله پس از شرح نظریه وزنی، شعر عامیانه فارسی را که به ترتیب، مصراع، شطر و پایه ها هستند، بر نمودارهای درختی نشان می دهیم و قواعد مطابقه
وزن تکیه ای – هجایی را در این نوع اشعار ارائه می کنیم.
این مقاله، پس از مقدمه ای کوتاه درباره مفهوم وزارت در ادب فارسی، به بررسی زندگی وزیران عصر حافظ پرداخته است. خواجه عمادالدین محمود کرمانی، خواجه برهان الدین فتح اله، خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار و جلال الدین تورانشاه، چهار وزیری هستند که حافظ به آنها علاقه ویژه داشته و اشعاری در ستایش آنها سروده است. بررسی اشعار حافظ در ستایش وزیران یاد شده، با نگاهی تاریخی...
حافظ، هنرمندی است بزرگ که هنر و اندیشه او از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته و خصلتی همه زمانی و لامکانی پذیرفته است. در اندیشه و ذهنیت هنری او، نشانه های زمانی، حکم تکه های گوناگون از خطی واحد را می یابند که از هم گسیخته نیستند و به جریانی کلی و بی نهایت تعلق دارند. نشانه های زمانی و اقلیمی در شعر حافظ طوری به کار رفته که در برهه خاصی از زمان و تکه مشخصی از جغرافیای هستی محصور نمی مانند. این نوشتار بر آن است تا با توسل به مفاهیم، معانی و مظاهرِ شعر حافظ، وجوه بی زمان و بی مکان آن را بیان کند. در این راستا برخورد متفاوت حافظ با مفاهیم، واژگان و نام ها نشان داده شده و اندیشه غیرجزمی و شاعرانه او به اختصار تبیین گردیده است. همچنین درباره من توسعه یافته و فرافردی حافظ که جنبه ای از بی زمانی و بی مکانی هنر اوست، سخن گفته شده است. مجموعه این عوامل، کلیت شعر حافظ را به صورت مولودی بی زمان و بی مکان معرفی می کند و توانمندی منحصر به فرد او را در زدودن صورت های امور زمانمند بیان می دارد.
کهن الگو، صورت ازلی، صورت مثالی و به بیان یونگ، «آرکی تایپ»، عبارت از طرح کلی آن دسته از رفتار های بشری است که در ناخودآگاهی جمعی ریشه دارند. از مهم ترین کهن الگو هایی که یونگ،آن ها را بررسی کرده است، می توان آنیما (مادینه روان مرد)، آنیموس (نرینه روان زن)، پرسونا (نقاب اجتماعی فرد)، سایه و خود را نام برد. هدف اصلی از نوشتار حاضر، بررسی نمود آنیما در ذهن وزبان شاعر و اندیشمند معاصر عرب، خلیل حاوی است؛ زیرا واکاوی سروده های این شاعر، به ویژه دو مجموعه نهر الرماد و بیادر الجوع او، حضور آنیما را در ذهن سراینده و نمود آشکار و ماندگار آن را درزبان سروده هایش آشکار می کند.