تاریخ بیهقی ، روایت کننده اوضاع و احوال خاندان غزنوی در زمان حکومت مسعود است. بیهقی در جای جای این تاریخ داستان وار کوشیده است گزارشی مستند و دقیق از رخدادها را به خواننده بدهد؛ اما گرایش او به شاعرانگی و تمایل به استفاده از شگردهای بلاغی در سراسر کتاب به وضوح دیده می شود که این به استفاده بیهقی از عناصر شعری منجر شده است. یکی از شگردهای بیهقی در به کارگیری عناصر شاعرانه، استفاده از صفت های شاعرانه است. صفت های شاعرانه آن دسته از صفات اند که علاوه بر صفت بودن، حاوی شگردی شاعرانه نیز هستند؛ یعنی علاوه بر داشتن نقش دستوری صفت، یکی از شگردهای بلاغی، اعم از کنایه، اغراق، استعاره، مجاز، حس آمیزی و... را در خود داشته باشد و به این صورت موجب آفرینش هنری در کلام شوند. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی و برپایه منابع کتابخانه ای است، تلاش شده تا با مطالعه کامل کتاب تاریخ بیهقی ، صفت های شاعرانه آن بررسی شود. دلیل اصلی استفاده بیهقی از صفات شاعرانه، به رسالت او در فنّ تاریخ نگاری بازمی گردد؛ با این شرح که بیهقی می کوشد رسالت خود را در قالب مورّخی صادق حفظ کند و به علاوه با بهره گیری از عناصر شاعرانه، تاریخ خود را زیبا و دلچسب بنگارد که این خود یکی از رموز ماندگاری تاریخ بیهقی در گذر از زمان بوده است.
ایران باستان چه قبل و چه بعداز پیدایش خط و رسم تاریخ نگاری و مطلب نویسی دارای زبان و کلام کامل در شرح مسائل و مصائب بوده و بنابه مرکزیت در بروز حوادث گوناگون و جدل های ملوکالطوایفی همواره در شرح و بیان ماجراها و سخنپردازی های گوناگون ید بیضایی داشتهاند و با نظم و نثر سیفالقلم روزگار خود بود و با تداوم حضور افراد فاضل و آگاه و نکتهسنج و نکتهپرداز، گل سرسبد و تحفقةالمجالس و اهل قلم و قدم و معرفت و آگاهی بودهاند ودر نظم و نثر مولد سخنورانی چون: فردوسی، حافظ، سعدی، خیام، مولوی و دیگر شاعران و افرادی بودهاند که تا دنیا باقی است مایه فخر و بزرگی و مباهات اهل ایرانند.