کارآواها اشعار، جملات و صداهای آهنگینی هستند که هنگام انجام فعالیت هایی همچون قالی بافی خوانده می شوند و در زمره فولکلور و ادبیات شفاهی قرار می گیرند. در منطقه چالشتر این آواها با اهدافی همچون تشویق به انجام کار بیشتر، ایجاد محیطی فرح بخش در کار، توصیف آلام، دلتنگی ها، آرزوهای بافندگان و لالایی های مادران برای فرزندان خوانده می شوند. این آواها را در منطقه چالشتر که با تحولات دنیای معاصر در حال کم رنگ شدن هستند می توان در زمره ادبیات منظوم زنان قرار داد که بازتاب رنج ها، شادی ها و باورهایشان است. بدین علت این مقاله به شیوه تحلیل کیفی و روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این مسئله است که آواهای قالی بافی زنان بافنده چالشتر دارای چه موضوعاتی است. هدف از مقاله حاضر، طبقه بندی موضوعی آواهای قالی بافی زنان بافنده چالشتری است که محقق با استقرار در این منطقه، بافندگان مسن را که تجربه بیشتری در قالی بافی دارند شناسایی کرده است و به شیوه مردم نگاری و گفت وگوهای حضوری اشعار و ترانه های جمع آوری شده را در دسته بندی های قراردادی همچون: الف) آواهایی با منشأ مسائل روزمره و محیط پیرامون و ب) اشعاری با ریشه های مذهبی با زیرمجموعه هایشان معرفی کرده است. این اشعار علاوه بر کارکردهای آشکار خود دارای کارکردهای پنهانی همچون: بازتاب ریشه های مذهبی، معیشتی، بیان آرزوهای دست نیافته، تخلیه روحی بافندگان و امثال آن است. یافته ها نشان می دهد که بیشترین آواهای قالی بافی متعلق به لالایی ها و ترانه هایی با منشأ مذهبی است.
: La phénoménologie trouve aujourd’hui une place importante dans le domaine des sciences humaines. Il s’agit, comme l’indiquait Husserl, d’un mode de pensée qui exige un retour aux choses elles-mêmes. La phénoménologie se figure même à la base de la sémiotique moderne d’où l’intérêt d’en présenter ici la définition, les concepts fondamentaux et son apport à l’approche sémio-phénoménologique de la traduction littéraire. L’approche, dite sémio-phénoménologique, fait intégrer les éléments phénoménologiques tels l’intentionnalité, la perception, le corps et les émotions au sein de la traduction. Dans cette recherche, au premier abord, le fondement théorique sera étudié et son rapport avec la traduction sera mis en lumière. Ensuite, dans un deuxième temps, cette perspective théorique sera appliquée à Gens bien-portants, une prose écrite par Gilles Archambault, parue dans le recueil Stupeur (1979), et sa traduction persane, faite par les étudiants au niveau de Master de la traductologie française à l’université Al-Zahra. L’analyse qualitative des traductions est censée d’attirer l’attention du traducteur sur les points phénoménologiques d’un texte et par conséquent, cherche à améliorer l’acte de lire, comprendre et interpréter ; les étapes principales de processus de la traduction qui, étant toutes les activités cognitives, présupposent un sujet vivant et percevant à leur base
ارتباطات غیرکلامی به عنوان یکی از شاخه های روان شناسی گستره وسیعی از فعالیت های اندامی بدن را دربرمی گیرد که به آن زبان بدن می گویند. این زبان که شامل پیام هایی است که افراد با نگاه ها، حالات چهره و ژست ها منتقل می کنند، در متون ادبی به درک و فهم خواننده از متن کمک می کند. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است زبان بدن در رمان أیام معه (1960م) از کولیت خوری و بامداد خمار (1395ش) از فتانه حاج سیدجوادی با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاکی از این است که زبان بدن در هر دو رمان تقریبا کارکردی یکسان دارد (12% أیام معه و 10% بامداد خمار). از آن جا که مفاهیمی چون خوشحالی، خشم، ترس و اضطراب در رفتارهای غیرکلامی شخصیت های زنانه دو اثر نمود زیادی دارد، این مفاهیم در زبان چهره شخصیت ها (67% أیام معه و 55% بامداد خمار) بازتاب گسترده ای یافته است. این میزان کارکرد زبان چهره بدان جهت است که معمولاً این بخش از بدن در هنگام ارتباط، بیشتر قابل استفاده و قابل رؤیت است.