موجودات شرور در اساطیر ایرانی، یاران اهریمن اند، از شاخص ترین موجودات شرور در اساطیر ایرانی، دیوان اند. در این جستار، تحلیل جدیدی از این موجودات ارائه می شود که مبتنی بر تطبیق آنها با خدایان شاخدار در فرهنگهای کهن آسیا و اروپای باستان و ارائة نظریه ای جدید پیرامون خاستگاه دیوان است. در این جستار، از جمله ویژگیهای برجستة مشترک بین این دو، موارد ذیل استخراج شده است: ارتباط با خدای خورشید، استحالة این خدایان باستانی در عصر غلبة تفکر دینی به شیطان و اهریمن، سیه چردگی و شاخداری (ریخت شناسی)، ارتباط با خدایان موسوم به گاو نر و ارتباط با مرگ و دنیای تاریک زیر زمین و سنتهای قربانی و مردم اوباری این خدایان. تعلق این خدایان به فرهنگهای عصر رب النوع پرستی باعث شده، در فرهنگهای توحیدی، ""نبرد"" با این خدایان و دیوان، به مثابه اژدهاکشی، تبدیل به آزمون واره ای برای تشرف قهرمانان شده، خویشکاری آنها این شده که به عنوان مانع در برابر آفریدگان نیکوی اورمزد ایجاد چالش کنند تا قهرمان را در مسیر تکامل قرار دهند. قهرمان با حمایت الهی فرّه بر موجودات مجهز به جادو غالب شده، با غلبه و گذر از دژها و قلعه های آنها، به جاودانگی می رسد
مثنوی کتابی عظیم مشحون از معانی متکثر و اندیشه هایی متنوع است که خواننده را در تلاطم امواج پیدرپی خود غرقه و مبهوت میسازد. بهمین سبب و به دلیل درنگ مکرر مخاطب در پاگردهای ابیات مثنوی، معمولاً جهات اصلی اندیشه و اهداف کلّی کتاب مخفی مانده، خواننده از درک کلان فکرهای این کتاب مستطاب فرومیماند. در این مقاله تلاش شده است تا این کلان فکرها در دفتر سوم مثنوی با روش تحلیل بسامدی درون مایه ها مشخص گشته، حکایت هایی که به شکل منظومه هایی مرتبط با هم برای القای یک درون مایة مشترک توسط شاعر بکار گرفته شده به صورت شماتیک عرضه و نتایج آن تحلیل گردد.