فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۷۰۱ تا ۱۸٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مدیحه های سعدی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ستایش یا مدیحه سرایی های سعدی نسبت به ممدوحان که همانا شاهان و حاکمان هستند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و جایگاه سعدی به عنوان یک شاعر ناصح و مادح مورد ارزیابی قرار گرفته است. به باور نویسنده، سعدی اگر به مدحی پرداخته همچون واعظی عمل نموده که برای تأثیر نصیحت های تلخ در کام مخاطبان، از حکایات و تمثیل های طنزآمیز برای شیرین ساختن آن بهره می جوید. سعدی میانه رویی وارسته و مزیّن به خوی انسانی و برکنار از تملّق و چاپلوسی است.
اسطوره در شعر حمید مصدق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود اساطیر در شعر شاعران ایرانی، با توجه به تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین، تازگی ندارد. زبان نمادینِ شعر شاعران معاصر، کارایی اساطیر در غنی کردن این زبان، آشنایی شاعران با شعر و اساطیر ملل دیگر، و کارکردهای اجتماعی و سیاسی شعر سبب شد تا اساطیر به وفور در اشعار شاعران معاصر به کار رود.
حمید مصدق نیز با توجه به شرایط روز جامعه و زبان نمادین سروده هایش هرچند رویکردی گسترده به اساطیر دارد، اما این رویکرد در همه موارد عمیق نیست و گاه فقط نام ها و نمادهای اساطیری در سطح زبانی شعر وی به کار رفته اند.
اساطیر حماسی، اسطورة عشق، و اساطیر سایر ملل در شعر او ماهیت رمزی یافته اند و اساطیر عرفانی سطحی به کار رفته اند. در هریک از اسطوره های مورد بحث، با توجه به شاهد مثال، نشان داده شده است که این اساطیر در شعر وی با چه رمز یا رمزهایی به کار رفته اند و چقدر با نماد اولیه خود مطابقت دارند. با بررسی در اشعار مصدق می توان دریافت در اشعار وی، که غالباً عاشقانه و وطنی اند، اساطیر حماسی و قومی و اسطوره عشق سهم بیش تری دارند.
کارکرد نماد در حکایتی از هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع نقد ادبی نقد اسطوره ای است که برگرفته از نظریات یونگ در زمینة ناخودآگاه جمعی است. کار منتقد اسطوره ای بررسی کهن الگوهای اثر ادبی به مثابة بازتاب های ناخودآگاه جمعی ذهن شاعر یا نویسنده در اثر ادبی است؛ کهن الگوهایی که در نهاد ناخودآگاه ذهن مردمان قوم یا جامعه یا فراتر از آن، کل بشر، ساری و جاری است. ذهن آدمی این عقاید و رفتارهای اسطوره ای را اغلب به شیوه ای نمادین در می آورد. یکی از اشکال بروز این کهن الگوها به شکل نماد، علاوه بر خواب و رؤیا و ...، خلاقیت های ادبی است.
هفت پیکر نظامی از آثاری است که سرشار از نمادهای اسطوره ای و کاربردهای کهن الگویی است. در این مقاله سعی شده با استفاده از امکاناتی که الگوی روان شناسی یونگ در زمینة ناخودآگاه جمعی به دست داده است و نظر نورتروپ فِرای در زمینة میتوس ها، حکایتی منظوم از این اثر بررسی شود تا کارکردهای نماد در این حکایت روشن شود.
روایت شناسی شناختی (کاربست نظریه آمیختگی مفهومی بر قصه های عامیانة ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی شناختی از رویکردهای نظام مند در چند دهه اخیر است که با توجه به دستاوردهای زبان شناسی و معناشناسی شناختی، نقش مؤثری در تبیین ماهیت و کارکرد متون روایی داشته است. ج. فوکونیه و م. ترنر چارچوب نظری آمیختگی مفهومی را به تفصیل بررسی کرده اند. مقاله حاضر، پس از معرفی رویکرد نظری آمیختگی مفهومی، به تبیین چگونگی فرایند معناسازی و شخصیت پردازی در دو قصه عامیانه ایرانی می پردازد. فرض ما این است که خلاقیت و پویایی فرایندهای معناساز موجود در قصه های عامیانه با استناد به انگاره های نظریه آمیختگی قابل تبیین است. هدف این تحقیق، تبیین فرایند تخیل و فرایندهای معناسازی در قصه های عامیانه است تا شاید براساس آن بتوان به تحلیل و خوانش دقیق¬تری از این روایت¬ها دست یافت.
تصویرهای ادبی در شعر عاشورایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سه قطره خون هدایت بر مبنای نظریه «قدرت» میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر گری بی صورت خیال در شعر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبکشناسی نشانه ها در پنج حکایت از مصیبتنامه ی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشابهات صوری ادبیات سوررئالیستی درتذکرﺓ الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هفت پیکر در نفیر نی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه های استبداد از منظرشعر نزار قبّانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آشنایی زدایی و فراهنجاریِ معنایی در غزلیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پساساخت گرایی در شاهنامة فردوسی (با تأکید بر مرگ بهرام)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برآنیم که با بررسی زیباشناسانة مرگ یکی از شخصیت های حماسة فردوسی، گوشه ای از قابلیت پویایی و تأویل این اثر را تصویر کنیم. بنیاد اسطوره ای ـ تاریخی متون حماسی در ظاهر آنان را به سوی تفسیرناپذیری سوق میدهد، در حالی که بافت داستان های شاهنامه به گونه ای است که متن را به شدت تأویلی مینماید. حماسة فردوسی بافتی پارادوکسی دارد: از سویی در آن نشانه هایی است که به نحوی اساسی اصیل و واقعی هم چون مشخصه هایی منسجم و متناسب و نظام مند موجودیت دارد و از سوی دیگر تأویل و تفسیر در آن متوقف نمیشود و بشدّت بافت زدا و معناساز و سرشار از ابهام است، پیوسته میکوشد فاقد بافت قطعی بماند، غیرتاریخی و غیرمکانی جلوه کند و برخود جاودانگی ببخشد. گزینش مرگ بهرام و جلوة زیباشناسانة مرگ این قهرمان حماسی مناسبتی است در بیان ویژگی شگرف حماسة فردوسی که با وجود گرایش به ساختار پیوسته، خصلتی پساساخت گرایانه دارد.
بررسی عقل و زیر مجموعه های آن در دفتر چهارم مثنوی مولانا
حوزههای تخصصی:
دفتر چهارم مثنوی همچون سایر حلقه های شش گانة مثنوی مشحون از تفکرات متنوع است. می دانیم که در هر دفتر هزاران حرف در عبارت آمده است و ذهن سیال مولانا دایماً از شاخه ای به شاخساری در پرواز است. خوانندة این کتاب مطوّل معمولاً در پیچ و خم ابیات ژرف و در لابه لای حکایت های توی در توی مثنوی و یا در جریان ذهن سیال مولانا گم می شود و کمتر مجال این را می یابد که نگاهی از افقی بالاتر – کل نگر – به آن داشته باشد. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با استفاده از این شیوة (کل نگر) به تحلیل محتوایی و درون مایه ای دفتر چهارم مثنوی به لحاظ بسامدی پرداخته شود، تا از این ره گذر بتوان کلان فکرهای غالب براین دفتر را معرفی نمود.
روایت شناسی و تفاوت میان داستان و گفتمان براساس نظریات ژرار ژنت
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر به موضوع روایت داستانی و یا داستان روایی از دیدگاه ژرار ژنت نظریه پرداز ادبی فرانسوی می-پردازد. مفهومی که تا کنون درک و دریافت هایی متفاوت از آن توسط منتقدان ادبی ارائه شده است. ژنت اهم نظریات خود را پیرامون عنصر روایت در مقاله ای تحت عنوان «دربارة متد» ارائه داده است.در این گفتار پنج مفهوم مهمی را که روایت شناسی ژنت از آن سود جسته، مورد بررسی قرار می دهیم و به تفاوت های داستان و گفتمان از دیدگاه او و تقسیمات مفهومی و عناصر مختلف آن
می پردازیم.
بررسی و نقد ترجمه کتاب تاریخ ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان عربی با قدمتی به درازای جاهلیت تا کنون همواره کانون توجه ادیبان و نویسندگان ملل مختلف بوده است. ریشه روابط، چالش ها، و مبادلات زبان و قوم عرب با زبان پارسی و قوم ایرانی آن چنان ژرف و عمیق است که نیازی به یادآوری تاریخ پیوند آن دو نیست. اهتمام و علاقه فراوان به تاریخ ادبیات زبان عربی در میان دانشجویان و پژوهش گران ایرانی به منزلة یکی از مهارت های مهم در آشنایی با این زبان، ضرورت ترجمه و تألیف آثاری پرمایه و اصیل در این زمینه را چند برابر می کند. از آن جا که کتاب تاریخ ادبیات عربی تألیف حنا الفاخوری و ترجمه عبدالمحمد آیتی از منابع دست اول امتحانی دوره های مختلف تحصیلات تکمیلی رشته زبان و ادبیات عربی به شمار می آید و به دلیل اهمیت و رواج گسترده این کتاب سعی بر آن شده تا ترجمه کتاب مذکور به روش توصیفی ـ تحلیلی مورد نقد و تعمق دقیق تری قرار گیرد. در پایان نتایج حاصله در قالب نکات مثبت و کاستی ها و نیز پیشنهادات و اصلاحات در اختیار علاقه مندان و محققان قرار گرفته است.
رابطه ادبیات با اخلاق در آثار میخائیل نعیمه (اصل مقاله به زبان عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات از دید گاه میخا ئیل نعیمه پرده برداشتن از تمامی نیازها، روحیات و آرمان های انسان ، با رویکرد ی صادقانه و زیباست؛ و اخلاق مجموعه ای از اصول و مبانی است که ناظر بر فرایند زندگی و کمال و سعادت انسان است. در آثار نعیمه ارتباط و انسجا می عمیق میان ادبیات و اخلاق است که از آبشخور اندیشه ای واحد سرچشمه م ی گیرد و اهدافی مشترکی را دنبال می کند. اهدافی همچون: خودشناسی، شناخت نهفته های انسان و هدف از وجودش که به معرفت خداوند و یکی شدن با او منتهی می شود. ادبیات و اخلاق در آثار نعیمه تنها در عنوان از یکدیگر جدایند؛ چرا که وی پیوندی عمیق با مسائل عمومی داشت و در یاری کردن اخلاق و هنجارها ، و در طلی عه آن ارزش های آزادی و احترام به انسان و حقوقش سخت پایداری می ورزید.
نعیمه ادیبی متفکر و اخلاقی است با احساساتی سرشار از معرفت و اخلاق عالی. ادبیات نعیمه آیینه ای بی غبار از اندیشه ها و عواطف و دردها و آرزوهای او و بازتاب دهنده حقیقی جامعه و حوادث آن است. ادبیات نعیمه رسالتی والا و بیدار در پویایی و بالندگی وجدان بشری و بیدار کردن وجدان انسانی و توسع ه و شکوفایی فضیلت های اخلاقی دارد. همچنین تعبیری از نفس بشری و انتشار خیر و فضیلت ها و پایبندی به ارزش های انسانی است. دوری وی از مردم و ازدواج نکردنش بیانگر آرمان خواهی او در رسیدن به شناخت زندگی و خالق آن است؛ چرا که از دیدگاه او، زندگی زناشویی مانع رسیدن به این هدف است. آنچه در این مقاله شایان ذکر است اینکه ادبیات نعیمه ادبیات متعهد و مکتبی است که نسبت به رسالت خود امین و وفادار است و راه روشن زندگی را برای کسانی که در تاریکی های نادانی و توهم و شک سرگردانند ترسیم م ی کند. نعیمه همه تلاش خود را برای سعادت انسان، تحقق آزادی و زنده کردن قلب و فکر و روح مبذول داشته است؛ از این رو هرگاه از ادبیات نعیمه سخن می گوییم، در حقیقت از فضیلت های انسانی و اندیشه های ارزشمند وی که همه مسائل انسان و زندگی را فرا می گیرد پرده برمی داریم.
ارزش های اخلاقی و نقش آنها در داستان کودکان؛ داستان های کامل الکیلانی جهت نمونه (اصل مقاله به زبان عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان آینه جامعه و طرح آینده ملت هستند؛ بنا بر این، جهت تعمیق ریشه های اخلاقی و تربیتی در آنها، بای د بدانان اهتمام ورزید و برای آنها و ادبیاتشان برنامه ریزی کرد . داستان کودکان یکی از بهترین روش ها برای انتقال مفاهیم اخلاقی و تربیتی به شمار می رود. در این میان، این مقاله گامی کوچک در زمینه توجه به ارزش های اخلاقی موجود در کتاب های کودکان، خصوصاً آثار کامل الکیلانی ـ نویسنده مصری ـ برداشته است.
مقاله پس از مقدمه ای درباره اهداف تربیتی در ادبیات کودک و ارزش های اخلاقی متناسب با کودکان، براساس روش وصفی ـ تحلیلی به تحلیل نقش ارزش های اخلاقی در داستان های کامل الکیلانی می پردازد؛ و پس از بررسی به این نتیجه می رسد که کامل الکیلانی به بیان ارزش های اخلاقی و نکات تربیتی از طریق داستان توجهی ویژه دارد؛ و بیش از همه، بیان نکات دینی و ارزش های معنوی و اخلاقی را مهم می شمارد. وی در سطر سطر داستان هایش کودکان را به این ارزش ها دعوت می کند.
تحلیل داستان «شیخ صنعان» منطق الطّیر عطار براساس نظریه کنشی گرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختارگرایی ادبی به دنبال آن است تا علمی ترین مبنای ممکن را برای مطالعات ادبی فراهم آورد. ساختارگرایی روش تحلیل متن و شناخت نظام آن است.ای.جی.گرماس یکی از روایت شناسانی است که با ارائه الگوی کنشی، تحلیل و شناخت روایت را آسان تر کرده است. گرماس با ساده کردن الگوی تحلیل قصه پراپ، نشان داد که همه عناصر تشکیل دهنده قصه، قابل تجزیه و تحلیل و دارای نقش مؤثّرند. این کنش گرها ممکن است، اشیاء، مفاهیم یا اشخاص باشند. مدل گرماس بسیار انعطاف پذیر است و ظرفیت بالایی برای تجزیه و تحلیل قصه دارد. در این مقاله کوشش شده است، نمونه هایی روشن و عینی از داستان شیخ صنعان برمبنای الگوی کنشی گرماس ارائه شود. داستان شیخ صنعان، طولانی ترین و مشهورترین حکایت منطق الطیر است و یکی از داستان هایی است که مورد توجه محقّقان منطق الطیر قرار گرفته است. داستانی است که دارای افت و خیزها و کشش ها و کوشش هایی است که امکان تحلیل آن را بر مبنای الگوی یاد شده فراهم می کند. تحلیل قصه شیخ صنعان براساس مدل گرماس هم استواری قصه و ساختار و پیوستگی اجزای آن را نشان می دهد و هم بازگو کننده توانایی این الگو در شناخت ساختار و نظام قصه های کهن فارسی است.