فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۴۶۱ تا ۱۸٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی علم کلام در ادبیات تعلیمی
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی، گستره وسیعی از ادبیات را در بر می گیرد. بسیاری از شاعران ادوار مختلف شعر فارسی که اشعار تعلیمی سروده اند؛ با عل وم مختلف رایج در زمان خود آشنا بوده اند و بدین گونه بر غنای ادبیات تعلیمی افزوده اند. از جمله این علوم، علم کلام است. شاعران اشعار خود را با توجه به مباحث مطرح در ح وزه کلامی که بدان معتقد بوده اند؛ سروده اند. در واقع می توان شعر را نموداری از اعتقادات شاعر دانست که به تعلیم مخاطب در آن حوزه کلامی می پردازد. این موضوع کمتر در ادبیات فارسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور برای بررسی تاثیر علم کلام در ادبیات فارسی ابتدا به معرفی علم کلام پرداخته، عوامل پیدایش و حوزه های اصلی علم کلام را بررسی می شود. سپس برخی از آرای کلامی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مطرح می شود. در ادامه، تأثیر علم کلام بر فلسفه و جریان ایجاد شده در ادبیات مورد بررسی قرار می گیرد.
رمزینه های اندامیِ انسان در رباعیات عین القضات همدانی با تکیه بر ادبیات تعلیمی، غنایی، عرفانی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۴
119 - 138
حوزههای تخصصی:
با بررسی و دقت در آثار ادبی، به خصوص اشعارتعلیمی و عرفانی، می توان دریافت که ادبیات وعرفان به نوعی هم زادند وزبان ادبیات را، نسخه بدلی اززبان دین دانست که هر دو سرزمینی آسمانی دارند.
صوفیه همواره درجهت تبیین عقاید و ترویج اعتقادات خویش- چه دربُعد تعلیمی و چه در بُعد توجیدی (به وجد آوردن)- از ادبیات، به خصوص شعر و به ویژه رباعی بسیار بهره برده اند. آن ها برای تبیین تجربیات عرفانی و مفاهیم کاملاً مجرد و ماورایی و نیز حالات خویش، به زبان رمزی سخن گفته اند. در این راستا، عین القضات همدانی نیز به عنوان یک نویسنده والبته شاعرعارف، درآثار منثورش، از شعر، خصوصاً رباعیاتی بهره جسته که خود سروده است. وی به عنوان یکی ازپیش گامان عرصه رمز، با استفاده از شبکه های رمزی موجود، به ویژه رمزینه های اندامی انسان، در رباعیاتش که درواقع مکمل مباحث عرفانی اویند، زبان رمزی را درعالی ترین سطح به کاربسته است.
بررسى جنگ هاى قبیله اى و مفاهیم پسا استعمارى موجود در رمان بادبادک باز خالد حسینى
حوزههای تخصصی:
درفایل اصل مقاله موجود است
آز و نیاز در شاهنامه و آیین مزدیسنا
حوزههای تخصصی:
بازتاب اسطوره آفرینش آیین زروانی در داستان اکوان دیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستانِ جنگ رستم با اکوان دیو، یکی از حماسه های بسیار رازناک و خِردآشوبِ شاهنامه است که فردوسی با آگاهی کامل از این امر، نخستین کسی است که کوشیده تا رمز و راز آن را بگشاید. پژوهندگان اساطیر شاهنامه، تمام همت خود را تنها بر شناخت اکوان و تطبیق آن با یکی از شخصیت های اساطیری مانند ایزد وای، ارزوشمنه (arezuşamana) و اکومنه (akumana) گمارده و به دیگر جنبه های این داستان نپرداخته اند. نگارنده بر این باور است که داستان رستم و اکوان از روی روایات دینی به ویژه اسطورة آفرینش زروانی، ساخته شده و بیشتر بازتاباننده و تکرارکنندة عمل خلقت است. کیخسرو و افراسیاب در نقش اهورامزدا و اهریمن ظاهر شده اند و رستم و اکوان نیز به ترتیب نماینده بهمن و اکومنه هستند. این داستان بیان کنندة سه هزاره سوم از زمان کرانمند است که دوران آمیزش خوبی و بدی، و جنگ نهایی میان نیروهای اهورامزدا با نیروهای اهریمن است. اکوان نمونة آشوب و نابسامانی جهانی است که رستم با کشتن آن، جهان را از آشفتگی و بدی می رهاند و کار خلقت را تکرار می کند.
تأملی بر داستان حُسن و دل سیبک نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه عاشقانه حُسن و دل سیبک نیشابوری یکی از داستان های تمثیلی ادب فارسی است که با وجود برخورداری از ظرایف ادبی و شیوه منحصر به فرد نگارنده، در استفاده از داستانی عاشقانه برای تبیین سلوک نفسانی و سیر الی الله، کم تر مورد توجه محققان و ادیبان قرار گرفته است. این مقاله تلاشی است در معرفی و شناساندن برخی از جنبه های درخور تأمل ادبی و عرفانی این اثر به علاقه مندان ادبیات فارسی و عرفان و تصوف اسلامی. استفاده سیبک نیشابوری از اصطلاحات مربوط به ادبیات غنایی در تبیین مراتب سیر و سلوک نفسانی، دیدگاه وی در مورد «عشق»، بررسی رابطه میان «عشق» و «عقل» در داستان حسن و دل، و سرانجام تأثیرپذیری سیبک از آثار نظامی، حافظ، فردوسی، سهروردی، و کِرشِن مِشِر در نگارش این داستان از مهم ترین مواردی است که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود.
شرح ابیاتی از دیوان شمس بر اساس مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ملاحظه و بررسی تطبیقی مثنوی معنوی و دیوان شمس، اندیشه ها و مضامین مشترکی در این دو اثر عظیم ادبی دیده می شود. برخی از این اندیشه های مشترک، در دیوان شمس به اجمال و ابهام و در مثنوی مشروح و با روشنی بیش تر آمده است. از این رو، مقایسة این دو اثر بزرگ و یافتن مطالب و نکات مشترک آن ها می تواند در برطرف کردن ابهام ابیاتی از دیوان شمس نیز مؤثر افتد. در مقالة حاضر، علاوه بر جست وجوی اندیشه های مشترک در این دو کتاب، سعی شده برای برخی ابیات دیوان شمس، با استشهاد از مثنوی، توضیحات روشنی عرضه شود.
تضاد و انواع آن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضاد یکی از پیوندهای معنایی میان کلمات و یکی از مؤلّفه های مهم زبان است که در بعد واژگانی در حوزه مطالعات دستور زبان قرار می گیرد و در بعد معنایی از مقولات بلاغی به حساب می آید. اهل زبان به طور ناخودآگاه از این مؤلّفه در سخن خویش استفاده می کنند و چون از ابتدا با آن مأنوس و آشنا هستند هنگام به کاربردنش با مشکلی روبه رو نمی شوند؛ ولی غیر فارسی زبانان در بسیاری از موارد هنگام یافتن متضاد کلمهای دچار مشکل میشوند؛ زیرا ساختار تضاد در زبان فارسی کاملاً قیاسی نیست و در بسیاری از موارد سماعی است. در برخی ساختارهای قیاسی نیز کاربر، علاوه بر نحوه ساخت، باید به معنای آن نیز توجه نماید؛ زیرا متضاد به دو کلمهای اطلاق می شود که در تمام ویژگیها غیر از یک مشخصه، یکسان باشند. کلمات متضاد اعم از کلمات منفی است و رابطه هم نشینی مهمترین عامل در تشخیص متضادهاست، چون هنگام کاربرد متضاد باید به تمام ویژگیهای همسان و غیر همسان آن دو کلمه توجه داشته باشد. در زبان فارسی تضاد دو ساختار عمده دارد: متضادهای قیاسی یا مشتق که از ترکیب پیشوندهای مختلف با اسم، صفت، بن فعل و... ساخته می شوند؛ زیرا در زبان فارسی پسوند یا میانوند متضادساز وجود ندارد. دوم متضادهای سماعی یا مرکب که گاه با توجه به تکیه اصلی بر روی معنی کلمه یک جزء آن ثابت و یک جزء دیگر تغییر می کند و گاه نیز هر دو جزء متغیر است. گاهی نیز ترکیب های متضاد با واو عطف یا بدون آن ساخته میشود که اگر این گونه متضادهای مرکب یک مفهوم واحد را به ذهن برساند، در مقوله پارادوکس یا متناقض نمایی نیز که در حوزه بلاغت است، قرار گیرد. در کتابهای دستور کمتر به مقوله تضاد پرداخته شده است. دستور پژوهان نوعاً به تضاد نپرداختهاند یا اشارهوار از آن گذشتهاند. در یک بررسی میدانی که بر روی نزدیک به شصت کتاب دستور انجام گرفت؛ از مجموع بیش از 20 هزار صفحه حجم این کتابها کمتر از هفت صفحه مطلب درباره تضاد یافت شد.
زبان هنری داستان ـ شعر در آثار بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار، ضمن بیان عوامل پدیدآورندة سبک، به تحلیل روش و سبک هنری، ساختار، و ویژگی های زبانی آثار نویسنده معاصر، بیژن نجدی (1320- 1376)، می پردازیم. نجدی با فرم و محتوای ارزشمند و آمیختن شعر و داستان مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهده ظرافت های آن بر آمده است. استعداد کم نظیری در ادبیات داستانی داشته است اما با مرگ زود هنگام فرصتی برای خلق آثاری بیش تر نیافت. تحقیق و بررسی در آثار نجدی و مطالعة ویژگی های زبانی، بلاغی، و شاعرانگی آثار او، که نوعی تشخص سبکی به آثار وی بخشیده است، شاید بتواند راهی برای خوانش بهتر و دقیق تر آثار دیگر نویسندگان امروز ایران باشد؛ زیرا ناشناخته ماندن نویسندگانی که از شیوه و سبکی نو در روایت داستان هایشان بهره برده اند مطالعات ادبی را محدود می کند و علاقه مندان را از توجه به ادبیات معاصر باز می دارد.
در این مجال، سه اثر داستانی نجدی را با نام های یوزپلنگانی که با من دویده اند، دوباره از همان خیابان ها، و داستان های ناتمام بررسی می کنیم. بیژن نجدی با به کارگیری زبان شاعرانه و با دایره ای گسترده و بسیار سنجیده و هم چنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است. ازاین رو، داستان هایش را می توان داستان شاعرانه نامید. پیش از نجدی کسان دیگر در زمینة درآمیختن شعر و داستان تلاش کرده اند، اما هیچ یک نتوانستند موفقیت نجدی را به دست آورند.
نخست، به عوامل پدیدآورندة سبک ادبی، چگونگی بیان در روایت داستان، و عوامل شاعرانگی و آشنایی زدایی پرداخته می شود و سپس می کوشیم آن عوامل را در داستان های نجدی بیابیم و با ذکر نمونه هایی بازشناسیم. فرض در این نوشتار بهره گیری نویسنده از اصول زبانی، بلاغی، و شاعرانگی است. سعی شده است با مطالعه دقیق آثار، تحلیل جزئیات آن، و تطبیق داستان های نویسنده با اصول زبانی، بلاغی، و ساختاری این موضوع اثبات شود.
کارکرد راوی در شیوة روایتگری رمان پایداری (مورد کاوی رمان «رجال فی الشمس» اثر غسان کنفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هزلیات سعدی
حوزههای تخصصی:
هزلیات که نوعی از ادب فارسی را تشکیل می دهد، در آثار شاعران بسیاری یافته می شود. اگرچه در نسخه لرد گرینوی که اساس کار فروغی در تصحیح کلیات اوست و در سال 721 (حدود 27 سال پس از درگذشت سعدی) بخش هزلیات وجود ندارد، اما اگر سعدی بدان پرداخته باشد، مانند بسیاری دیگر برای تفریح خاطر و از سر تفنن در اوایل کار شاعری یا دوران جوانی بدان پرداخته است. در این مقاله کوشیده شده تا ضمن تبیین این امر، به ویژگی هزل و انواع آن در آثار هنرمندان پرداخته شود و در ادامه با نوع هزلیات سعدی و ویژگی های آن مقایسه شود.
بررسی تطبیقی شیوه روایت گری ادبی روضه المجاهدین و پیرنگِ نمایشی سریال مختارنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر سعی دارد با مقایسة الگوی داستانگویی ادبی و نمایشی روضه المجاهدین (واعظ هروی) و سریال مختارنامه (میرباقری)، مسئلة اقتباس مستند از اصل یک واقعة مذهبی در تاریخ اسلام و حدود پردازش زیباشناختی آن را برای رسانههای جمعی مورد سنجش قرار دهد. ادبیات عامیانه در زبان فارسی گاه به توصیف و تشریح روایت های تاریخِ دین پرداخته است که همین موجب شده تا روایتی داستان پردازانه و خیال آمیز از وقایع و شخصیت های تاریخی دین در میان عامه رواج پیدا کند. نکته مهم درباره این گونه ادبیات فارسی، درآمیختنِ روایتِ تاریخی با تخیل مولف برای رسیدن به تأثیری خاص بر مخاطب است؛ شیوه ای که امروزه با ظهورِ تلویزیون به نحوی متفاوت از سوی درام نویسان برای نمایشی کردنِ متونِ تاریخی دین اسلام مورد استفاده قرار گرفت. سریالِ مختارنامه یکی از آخرین تلاش ها برای استفاده از تخیل در روایتِ متنِ تاریخی است. تلاشی که نمونه مشابهِ آن در دوران صفویه و توسط واعظ هروی منجر به خلقِ روضه المجاهدین شده بود. مقایسه تطبیقی میانِ این دو اثر، کارکردهای خیال آمیز بودنِ این دو و تفاوت در نحوه به کارگیریِ تخیّل برای پرداختِ روایتِ ادبی و نمایشی از متنِ تاریخی را روشن می کند. نمونه معاصرِ مختارنامه با به کارگیری تخیل قصد دارد به یک تحلیلِ سیاسی تاریخی برسد در حالی که روایتِ واعظِ هروی بیشتر به دنبال تجسمی از یک جهان آرمانی است که ریشه در نگاهی متفاوت به هستی دارد.
نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهدویت بیشتر به عنوان آموزه ای شیعی در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، نقش و جایگاه مهمی دارد. در این مقاله، پس از مروری گذرا بر مفهوم موعودگرایی در ادیان ابراهیمی، جایگاه مهدویت در تصوف سده های نخستین (قرون دوم تا پنجم) را بررسی کرده ایم. در ادامه، مهدویت در سده های ششم و هفتم (نیمه اول) تاریخ تصوف (دوره ظهور مهدویت در تصوف) و آن گاه در قرون هفتم (نیمه دوم)، هشتم و نهم (آغاز جریان نزدیکی بیشتر تصوف و تشیع) پی جسته ایم. در تعقیب این جریان، عصر صفویه (دوران استقرار تشیع به عنوان مذهب رسمی در ایران) و قاجار، آخرین بخش این پژوهش است.
تحلیل شخصیت های برجسته در حماسه عاشقانه زال و رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های داستان که نقش برجسته ای در طرح داستان، انسجام و رشد و گسترش آن دارد، شخصیت پردازی است؛ زیرا نویسنده باید بداند چگونه و با چه زبان و کارکردی شخصیتی را بیافریند و به او نقش و تیپ دهد. شاهنامه از این جهت سرآمد همه متون داستانی منظوم و منثور فارسی است که علّت اصلی آن نه تنها مرهون جذابیت اشخاص و قهرمانان شاهنامه؛ بلکه معلول دخالت شخصی و شخصیت فکری و زبانی فردوسی نیز هست. یکی از زیباترین داستان های عاشقانه شاهنامه فردوسی داستان زال و رودابه است که شاعرحماسه سرا با به نظم کشیدن آن مهارت فوق العاده خود را در سرودن داستان های غنایی و عاشقانه نیز نشان داده است. در این مقاله سعی شده عنصر شخصیت در حماسه عاشقانه زال و رودابه مورد بررسی قرار گیرد و شیوه های شخصیت-پردازی شاعر، ویژگی های اخلاقی و رفتاری شخصیت ها نیز تحلیل شود.
اندرزنامه، رساله تعلیمی تازه یافته از بسمل شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: