برخی معتقدند که سعدی فردی انعطاف پذیر و با روحیات قوی است که خودش را با دیگران تطبیق میداده. اما نویسنده این مقاله سعدی را انسانی سازشکار نمیداند بلکه او را فردی مردمشناس، معتقد، متعهد به انسانیت و مسئولیتپذیر میداند که به هنریترین شکل با زشتیها معارضه کرده و ستمکاران را در میدان مبارزه به نبرد طلبیده است. سازشکار خواندن چنین فردی نشان دهنده عدم شناخت سعدی و عدم شناخت هنر و بیان هنری است.
بازوال پذیرفتن شکوه واقتدارامپراطوری بابری درهند وروبه کاهش نهادن حشمت وعظمت دولت صفویه درایران سبک هندی رواج واعتبار پیشین خودراازدست داد ودوران طلایی اش به سرآمد.آخرین گوینده ای که به این شیوه سخن گفت وباسرودهای رنگین خود عرصه ادب پایان دوره تیموریان رامزین نمود وآنازیکنواختی ملال انگیزمدیحه سرایان درباری بیرون آوردوتوانی تازه بخشیدشاعر تواناغالب دهلوی است.غالب با تسلطی که برملک سخن پارسی داشته است توانسته ساختاراشعارش راازرهگذر هماهنگی وتناسب عواطف واحوال روحی بازبان وواژگانی که به طورآگاهانه یاناآگاهانه ازآنهاسودجسته انسجام ووحدت بخشد.
اگر مثنوی جلال الدین محمد مولوی با سایر مثنوی های عرفانی سنجیده شود‘ وجه تمایز مثنوی مولوی با آنها آشکار می گردد. به عنوان مثال در مثنوی منطق الطیر عطار‘ سبک و شیوه سخن تقریباً یکنواخت و یکدست ادامه می یابد‘ در حالی که در مثنوی معنوی مولوی در بسیاری از جاها سطح سخن و اندیشه به اوج می گراید و دیر یا زود به وضع معمولی باز می گردد. تداعی هایی که ویژه تفکر و اندیشه منحصر به فرد مولوی است‘ ناخودآگاه‘ افسار سخن را از تصرفش می گسلاند و طوفان شور و اندیشه وی‘ جزیره مثنوی را زیر امواج خود می گیرد.
کوشش برای رفع نواقص خط فارسی جهت نگارش آواهای زبان از دیرباز بویژه در دوران اخیر مورد توجه صاحبنظران و علاقه مندان بوده است.لیکن، عیلرغم توفیق نسبی بعضی از راه حلها، هیچ کدام از جامعیت و منطق ریاضی برخوردار نبوده اند. در این زمینه بعضی پا فرا نهاده و پیشنهاد جایگزینی خط انگلیسی با کمی تغییر را به جای خط فارسی نموده اند.(نظیر راه حل ارائه شده در کتاب "ایران دبیره یا خط جهانی"، 1345 ) اگرچه تحقق چنین اندیشه ای مورد استقبال قرار نگرفت ولی در عمل، خط انگلیسی از سوی غالب مجامع علمی ایران برای نگارش آواهای زبان فارسی پذیرفته شده است.