خزائن الانوار از آخرین تفسیرهای ادبی، عرفانی به زبان فارسی است که دو روش ادبی و عرفانی را یک جا در کنار هم جمع کرده است. و با نثر فارسی بلیغ، آیات الهی را در قالب مباحث عرفانی و معنوی بیان می کند. این تفسیر متعلق به "میر محمدرضا خاتون آبادی" معروف به "مدرس" از علمای قرن دوازدهم هجری است. از آن جا که به شرح حال او در کتب رجال پرداخته نشده است و چنانچه بعضا نامی از او برده اند صرفا به ذکر سیادت و تالیفاتش اشاره نموده اند، نگارنده کوشیده است با مراجعه به آثار او با استناد به شجره نامه ها، نسبت وی را شناسایی نماید و برداشت های نادرست و اشتباهات موجود در معرفی او را تصحیح کرده، به بررسی تفسیر خزائن الانوار و خصوصیات و برجستگی های آن بپردازد.
نظر به اینکه از دیرباز برخی از شاعران درباره افلاک و تأثیر آن بر سرنوشت افراد بشر اشعاری سروده و از جور وستم فلک و طبیعت شکوه سرداده اند‘در این مقاله سعی شده است نخست از دیدگاه منتقدان ادبی یونان باستان مانند سقراط و افلاطون به موضوع نگریسته شود و سپس نمونه هایی از طرز تفکر برخی از شاعران گذشته و معاصر ارائه گردد. نتیجه حاصل از بررسی آراء وافکار مختلف نشان می دهد که برخی از شاعران معتقد به تأثیر فلک در سرنوشت انسان هستند و برخی دیگر ‘ افلاک را از هرگونه تأثیر مثبت ومنفی مبرّا می دانند.
در روزگار سکوت تاریخ و عصر ناتوانی باستان شناسی این دین و اسطوره است که بشر را یاریگر شده است و او را از دریای تاریک و پرتلاطم رمز و رازهای ذهنی خویش به دنیای زیبای آرام و قرار توانایی رهنمون شده . آنچه بشر رابه ساختن و چگونه زیستن راهنمایی کرده ‘ دین بوده است . سخن از ماورا‘ عالم بالا و قدرتی مافوق ما ‘ سخنی است که از طریق دین به بشر الهام گردیده است . سخن از دین و تعریف دقیق آن کار بسیار دشواری است اگر به آغاز دین نزد بشر بنگریم پیوند ناگسستنی آن با اسطوره معلوم میگردد. اگر سخن درباره دین و اسطوره را درمثنوی پیگیری نمائیم ‘ خواهیم دید مولانا در این بحر خروشان عرفانی ‘ چگونه از دین بهره برده است . مولانا همه علوم را از خدا میداند که به انبیاء آموخته. این نجوم و طبّ وحی انبیاست عقل و حس را سوی بی سو ره کجاست ج2-ص354-18 نگاه درونی مولانا به معنا که جان و حیات مثنوی در آن خلاص شده همان پیوند محکم دین و اسطوره است که بصورت قصه و تمثیل جلوه گر شده است . ای برادر قصه چون پیمانه ایست معنی اندر وی مثال دانه ایست ج1-ص451-2