شوهر اهوخانم، بلندترین رمان فارسی واثر پراوازه علی محمّد افغانی است. وجود نشانه ها و ویژگی های گوناگون مکتبهای ادبی اروپایی و افزونی برخی از انها، نشانگر تاثّر احتمالی نویسنده از اصول و جنبه های مختلف ان کتبهاست.کثرت نشانه ها و جنبه های رئالیستی در این رمان بلند،گویای ان است که سبک و شیوه غالب نویسنده در پرداخت عناصر داستان، رئالیستی است. موفّقیّت نویسنده در انطباق داستان، ماجراها و شخصیّتها با اصول مکتب رئالیسم ،در جای جای رمان مشهود است. نویسنده با ساختن شخصیّتها و بیان نسبتا دقیق واقعیّات اجتماعی، ایینه تمام نمایی را فرا روی خواننده می نهد تا بدان وسیله به معضلات جامعه خویش بنگرد. با وجود فراوانی عناصر رئالیستی، برخی از جنبه های دیگر مکتبها بویژه جنبه های رمانتیک در این رمان بلند، با ان عناصر در کشاکش است؛ از جمله: فلسفه بافی بعضی از شخصیّتها،وصفهای مبالغه امیز رمانتیک، پرداختن به تخیّلات، اندیشه های ایدالیستی و...که این رمان بلند را از وجه غالب پرداخت رئالیستی ان دور می کند
یکی از مهم ترین شاخه های نـقـد ادبـی ، تصحیح یا نـقـد مـتـن است که به بررسی اصالت متن می پردازد. نگارنده با کشف غزلی واحد در “دیوان خاقانی“ و“کلیات شمس تبریزی“ ، در این مقاله از منظر نقد متن شناختی به این غزل نگریسته است . تتبع مولانا در اثار و اقوال پیشینیان و از ان جمله خاقانی ، سابقه حضور غزلی از سلطان ولد در دیوان کبیر ، تقدم خاقانی نسبت به مولوی ، بررسی شکل غزل ، تخلص شعر ، بررسی نسخه ها و... از جمله دلایلی است که در ردّ انتساب این غزل به مولوی, مورد استناد و استشهاد قرار گرفته است . از نتایج این مقاله می توان به تاثر مولانا از خاقانی ، خطای درج غزلی از خاقانی درکلیات شمسو استفاده از این خطا در ارائه پیشنهاد تصحیح واژه ای از غزل خاقانی اشاره کرد .