فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۵۶۱ تا ۲۲٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
چشم انداز داستان نویسی معاصر هندی ( هندی - اردو ) با نگاهی به کتاب داستان نویسی معاصر هند
حوزههای تخصصی:
گزارش دومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد
حوزههای تخصصی:
درآمدی بر فلسفه و ادبیات
حوزههای تخصصی:
لیلی الاخیلیه، بانوی مرثیه سرای دوره اموی
حوزههای تخصصی:
شاهنامه ای دیگر ( معرفی و نقد شاهنامه فردوسی ، ویرایش فریدون جنیدی )
حوزههای تخصصی:
رمان رئالیستی یا سند اجتماعی؟ نگاهی به مدیر مدرسة آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مباحث نقد ادبی، اصطلاح «رئالیسم»به مفهومی خاص برای اشاره به جنبشی ادبی در قرن نوزدهم به کار میرود و به مفهومی عام، نام سبکی ادبی است که هنوز در ادبیات داستانیِ معاصر استمرار دارد. مدیر مدرسه آل احمد نمونه ای خصیصه نما از آثار رئالیستی به مفهوم عام کلمه است که نویسنده در آن کوشیده است انسان ها و اوضاع اجتماعی را آن گونه که در زندگیِ واقعی (ایران دهة 1330) به نظر میرسیدند بازنمایی کند. سبک رئالیستی مانند آینه ای شفاف است که واقعیت ها را بازمیتاباند، اما نویسنده نباید در فرایند این کار دیدگاه های اجتماعی و سیاسیِ خود را آشکارا بیان کند. آل احمد از این اصل مهم تخطی کرده است، چندان که میتوان گفت بخش های فراوانی از این رمان صبغه ای تصنعی و حتی شعارگونه دارد. مایکل هیلمن مدیر مدرسه را از همین حیث دارای نقصان میداند و اعتقاد دارد که آل احمد نتوانسته است از انتقاد اجتماعی فراتر رود. در مقالة حاضر، نخست جنبه های رئالیستی رمان مدیر مدرسه را، با تأکید بر سه عنصر مکان و شخصیت و درونمایه، بررسی خواهیم کرد. در بخش دوم، تخطی آل احمد از روش نگارش رئالیست ها را بررسی میکنیم و نشان میدهیم که او به سبب دیدگاه های سیاسی و انتقادیِ خاص به ویژه به سبب دیدگاهش دربارة «غرب زدگی»، گاه رمانِ خود را تا حد بیانیه ای سیاسی یا سند اجتماعی فرومیکاهد. در بخش سوم، استدلال میکنیم که گرچه هیلمن یکی از ضعف های نظرگیرِ مدیر مدرسه را به درستی تشخیص داده است، اما نظر او مبنی بر این که تأثیر این رمان فقط به تداوم شرایط اجتماعیِ منعکس شده در آن بستگی دارد نادرست است.
النقد الادبی فی العصر العباسی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال اول پاییز ۱۳۸۸ شماره ۳
37 - 49
حوزههای تخصصی:
کان العهد العباسی عهد عظمه الثقافه والحضاره الإسلامیه وازدهارهما حیث تم التصنیف فی مختلف العلوم المتداوله فی ذاک العهد وتمهدت رضیه خصبه للعلم والأدب، وفی هذا الخضم اختص الأدب بسهم وافر من الاهتمام وترکت حرکه الترجمه تأثیرا غیر قابل للإنکار علی مجمل نشاط النقد الأدبی أسفر عنه تغییر نظریات نقاد الأدب إلى العالم الخارجی تغییرا جذریا یختلف عن سابقه من العهود، وفی هذا العهد سعی النقد الأدبی لیکون بعیدا عن تأثیر الاحساس العاطفی الذاتی معتمدا علی التحلیل والبرهان لذلک فقد ظهرت قواعد دقیقه ومنهجیه فی النقد، ونقد العصر العباسی یتشعب إلى ثلاثه اتجاهات، الأول، الاتجاه اللغوی والثانی، الاتجاه الذوقی والثالث، اتجاه العلماء مثل قدامه بن جعفر الذی تأثر إلى حد کبیر بالعلوم الیونانیه .
الأسلوب والأسلوبیه فی المعارضات
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال اول زمستان ۱۳۸۸ شماره ۴
37 - 56
حوزههای تخصصی:
إنَّ المعارضات قصائد یحاکی بها أصحابُها سابقاتِها اللامعاتِ وزنا وقافیه ً ومضمونا. وعلی مدی التاریخ الطویل للأدب العربیِّ تمتعت بأسالیب شدیده التنوُّع یلامسها الإبداعُ أحیانا. فمن الممکن أن تدرسها الأسلوبیَّه (النابعه عن البنیویه) بمناهجها التحلیلیَّه دراسهً تضمُّ الجمالیَّات اللغویَّه والبلاغیَّه والموسیقیَّه والتناصِّیَّه. ویحاول المقال هذا قدر المستطاع وبتواضعٍ تطبیقَ منهج من مناهجها علی قصیده من القرن السَّابع ومعارضتها من القرن الرابع عشر.
مستورگان در آثار مولانا
حوزههای تخصصی:
در مقاله ی حاضر تلاش شده است با دقت در آثار نظم و نثر مولانا (مثنوی، فیه ما فیه و مکتوبات) و نیز آثار مرتبط با زندگی و سلوک وی همچون مناقب العارفین به دیدگاه های مولانا در خصوص زنان بپردازد.با توجه به آن که مولانا در مثنوی معنوی، از جماد و نبات و حیوان تا شخصیت های گوناگون انسانی را به عرصه ی داستان ها می کشاند تا شاه کارهای فکری و عرفانی خود را خلق کند، بررسی شخصیت های زن در این داستان ها، مدخلی است برای رسیدن به اندیشه های ژرف این عارف و بلکه مصلح اجتماعی در باب زنان، زنانی که صاحب نامی شایسته اند همچون مریم وآسیه و... و یا در پرده ی خمول و گمنامی، اما دارای مقامات عارفانه اند، در فیه ما فیه نیز مطالب متنوعی در زمینه ی زنان است که با دقت در آنها به سرانجام فکری مولانا راه گشا می شویم. حسن و قبح سیرت زن در فیه ما فیه قابل بررسی است. مکتوبات به عنوان یکی از مهم ترین آثار در زمینه ی شناخت اندیشه ی مولوی هم از نظر پنهان نمانده است و با توجه به این که مکتوبات، همان نامه های مولانا است که هر کدام مستند به خاطرات و اتفاقات و زندگی اجتماعی و خصوصی او است، رازهای بسیاری را برای شناخت واقعیات زندگی مولانا بازگو می کند.
بهره وری حافظ از پیشینیان و شکل تکاملی غزل
حوزههای تخصصی:
نگاهی موازی به زندگی و آثار صادق هدایت و سهراب سپهری
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی ادبیات در «قلتشن» دیوان جمال زاده
حوزههای تخصصی:
بررسی اجمالی شعر معاصر فارسی و اردو از نظر شکل و محتوا
حوزههای تخصصی:
پیشینه و علل پیدایش ادبیات غیر جّد
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل جامعه شناختی داستان "عید ایرانی ها"؛ با تکیه بر مجموعه داستانی "شهری چون بهشت"
حوزههای تخصصی:
"در نگرش جامعه شناختی ادبی، ادبیات هر دوره، علاوه بر رویکردهای زیباشناختی و هنری، نقش آشکار و قابل اعتمادی در شناسایی جلوه های گوناگون اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. جهان بینی نویسنده که متاثر از آگاهی های طبقاتی و اجتماعی است، بخش عظیمی از اثر ادبی او را تشکیل می دهد. سیمین دانشور، در مجموعه داستانی شهری چون بهشت، با نگرشی جامعه شناختی به تبیین و معرفی سیمای افسرده زنان ایرانی و سایر قشرهای درمانده و ضعیف در دوره ای خاص از تاریخ گذشته ما می پردازد. او تحجرگرایی و خرافه پرستی سنتی را عامل عقب ماندگی مردم می داند که با نفوذ و دخالت استعمارگران غربی، به خصوص آمریکا، قوت بیشتری می یابد.
توجه به فرهنگ و تمدن باستانی ایران و اعتقادات اصیل دینی و تکیه بر توانمندی های ملی در رویارویی با استعمار و رفع تبعیض، عامل موثر و تعیین کننده ای است که دانشور در مجموعه داستانی شهری چون بهشت، به خصوص در داستان «عید ایرانی ها»، به آن توجه دارد.
لحن بیان و سبک نویسندگی و صحنه پردازی داستانی نویسنده، نمادین است و با القای معانی و مفاهیم داستان، همخوانی و همسویی دارد.
"
بررسی انتقادی معنا و اندیشه های بیدل در آیینه یک غزل
حوزههای تخصصی:
آوازه و بزرگی بیدل تنها به شیوه بیان و پیچ و خم های زبانی او ختم نمی شود، بلکه برخی از شکوه و جلال و جذابیت شعر او به اندیشه اش مربوط است که به مثابه زبانش پر رمز و راز است. اگر بپذیریم که در حوزه معنا و اندیشه بیدل نیز برجستگی و خصوصیت های سبکی هست، می توان پرسید که این دگرگونی ها در قالب غزل چگونه خود را نشان داده است؟ اگر غزل، آیینه تغزل و سخنان غنایی است، عشق و اندیشه در آن چگونه با هم گره خورده است؟ آیا از نظر اندیشه می توان غزل بیدل را نوعی غزل خاص نامید؟ در این مقاله با طرح یکی از غزل های پرآوازه بیدل، به نقد اندیشه های مندرج در این غزل پرداخته ایم. حاصل این پردازش نیز این است که چنان که شعر سبک هندی در قالب گفتار و فرم متحول و دگرگون شده است، از جهت اندیشه و فکر نیز این تحول در نمونه های بارز شعر سبک هندی که سروده های بیدل یکی از نمایندگان پرآوازه آن است، دیده می شود.
پری زادگان نباتی
حوزههای تخصصی:
"از زیر مجموعه های ژانر قصه پریان، می توان به نوع قصه هایی اشاره کرد که در طبقه بندی آرنه - تامپسون جای می گیرند. روایت کلی این قصه ها، معمولا حکایت پسر جوانی است که با دسترسی به باغی جادویی، صاحب میوه هایی می شود که با شکافتن هر یک از آنها ، پری زاده ای زیبارو سر برمی آورد. از این نوع قصه ها، روایت های مختلفی در نقاط مختلف جهان وجود دارد.
در این مقاله، با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای، قصه های مربوط به اقوام مختلف (با این درون مایه) را گرد آورده ایم و به شیوه توصیفی – تفسیری، قواعد حاکم بر این گونه قصه ها را بررسی می کنیم تا بن مایه های مشترک و جهانی آنها را با عنایت به خاستگاه های اسطوره ای شان تبیین کنیم. یافته های مقاله نشان می دهد که این قصه ها و اسطوره هایی که منشا آن ها هستند، بازتاب تخیل بشر درباره جاندار پنداری طبیعت به شمار می آیند. از سویی باغ جادویی که قهرمان قصه به آن می رسد، می تواند شمایلی اسطوره ای از بهشت گمشده باشد."
طرز بابافغانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سبک شناختی آثار ادبی به منزله ابزاری برای کشف روابط بین عناصر سازنده متن، زمانی ثمربخش خواهد بود که نسبت اثر با ذهنیت هنری شاعر از یک سو و اوضاع فرهنگی - اجتماعی زمان خلق اثر، از سوی دیگر سنجیده شود. اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری قمری زمانه ای است که ایران آبستن دگرگونی هانی شگرفی سیاسی و اجتماعی است. روی کار آمدن سلسله صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع شرایط فرهنگی را برای شاعران به گونه ای رقم زد که تا پیش از آن عصر، سابقه نداشت. بابا فغانی شیرازی از شاعران نام آشنای نیمه دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری در همان اوان می زیست. از لحاظ ادبی دوره او، دوره افول سبک عراقی و پیدایی طرزی نو بود که در روزگار ما آن را با عنوان «سبک هندی» می شناسند. بابا فغانی شیرازی از معدود شاعرانی است که قضاوت اغلب منتقدان و شاعران درباره او یک سویه است. کمتر منتقدی را می توان یافت که در تذکره یا در خلال مباحث انتقادی، زبان را خصمانه به نکویش یا جانبدارانه به ستایش بابا فغانی نگشوده باشد. به تعبیری ساده، گویا قضاوت درباره بابا فعانی حد وسط ندارند. شاعران و سخنوران پس از او، یا او را می ستایند یا او را و شعرش را خوار می شمارند. این نوع نگرش به فغانی، باعث شده که او را در کانون ادبی روز گارش فردی موثر بدانیم. پیروزی اغراق آمیز وی از حافظ و تلاشش برای پای ریزی شیوه ای نو در غزل باعث شد که نگارنده در صدد بررسی سبکی دیوان او برآید و نتیجه را در این جستار عرضه کند.