فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۸۸۱ تا ۲۰٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
کوتاه مثل آه
نگاهی به عناصر داستانی در هفت پیکر نظامی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۲ زمستان ۱۳۸۹ شماره ۶
171 - 187
حوزههای تخصصی:
درباره ی نظامی، اگرچه بسیار سخن گفته شده است و اثر گران قدر وی، هفت پیکر، بارها از دیدگاه های متعدد و گوناگون اعم از محتوایی و غنایی و ساختاری کاویده شده است؛ اما، این اثر ارزشمند به ویژه بخش هفت گنبد آن کمتر بر اساس ساختار داستانی آن تحلیل شده و عناصر داستانی این اثر شناسانده شده است. از این رو بررسی این اثر با شیوه ای توصیفی تحلیلی می تواند ساختار اندیشگانی نظامی را در پردازش قصه های زیبای هفت گنبد و آگاهی ناخودآگاه وی را بر برخی از شاخص های داستان های امروزین چنان که خواهد آمد نمایان سازد. تحلیل ساختار دو عناصر داستانی قصه ها و داستان های پیشین به خوانندگان کمک می کند تا با قصه ها و وقایع داستانی آگاهانه ارتباط برقرار کنند و پیام های داستانی را بهتر دریابند.
در این مقاله، اساس کار و بررسی ادبیات بر مبنای تصحیح استاد دستگردی صورت پذیرفته است و شماره ابیات آمده در متن با تصحیح ایشان برابری می نماید. در این بررسی هر یک از قصه های هفت گنبد از ابعاد مختلف عناصر داستانی تحلیل شده و برای هر یکی از آنها شواهدی در خور، از ابیات هفت گنبد آورده شده است.
شناخت هویّت پولادوند براساس روایت های حماسی
حوزههای تخصصی:
منظومه های حماسی که پس از شاهنامه سروده شده اند؛ اگرچه از نظر ادبی، لطف سخن فردوسی را ندارند؛ در پژوهش های اساطیری و حماسی حائز اهمیّت اند. یکی از مهم ترین ارزش های این حماسه ها این است که بسیاری از روایت های پهلوانی که درشاهنامه گنجانده نشده و یا اشاره ای کوتاه بدان شده، در این منظومه ها به طور مفصّل آمده است؛ مانند پهلوانی های گرشاسب، فرامرز، بانوگشسب و... این روایت های حماسی، در رفع برخی ابهامات اسطوره ای و داستانی شاهنامه، نقش عمده ای دارند.
پولادوند یکی از شخصیت های شاهنامه است که فرجام کارش، در این حماسه بازگو نشده و این یکی از موضوعاتی است که در روایت های حماسی پس از آن بدان پرداخته شده است. با تحقیق و پژوهش در این روایت ها درمی یابیم که برخی دیدگاه ها درباره هویّت او نادرست است؛ به بیان دیگر ماهیّت واقعی او با مطالعه این روایت های پهلوانی روشن تر می شود. شناخت واقعی این چهره حماسی، موضوعی است که در این مقاله بدان می پردازیم.
وجه در برابر گونه: بحثی در قلمروی نظریه انواع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه¬ی بحث در باب گونه¬های ادبی، برمی گردد به دستگاهِ ردگان¬شناسی و تقسیم¬بندی آثار ادبی از نظر افلاطون و ارسطو که سه گونه¬ی اصلیِ حماسه، نمایش¬نامه و آثار غنایی را بر اساسِ «وجه» یا چگونگیِ بازنماییِ سخن در کلامِ گوینده یا شاعر بررسی کرده¬اند. در نظریه¬ی انواعِ ادبیِ معاصر، از این اصطلاح برای بیان جنبه¬های درون¬مایگانیِ گونه¬های ادبی استفاده می¬شود. به مددِ اصطلاح وجه، چرایی و چگونگیِ کاربرد اصطلاحاتی وصفی همچون: «تراژیک، حماسی، غنایی، مرثیه¬ای، طنز¬آمیز» تشریح می¬شود که بر جنبه¬های مفهومی و درون¬مایگانی دلالت دارند؛ مثلاً وقتی می¬گوییم این اثر «رمانی حماسی» است، بدین معناست که نوع یا گونه¬ی آن رمان است، لیکن وجه معنایی آن حماسی است. تفاوت دیگر وجه با گونه در این است که یک گونه¬¬ی خاص همچون حماسه یا تراژدی ممکن است از بین برود، ولی وجه تراژیک و حماسی آن ممکن تا زمان¬ها باقی بماند. اصطلاحاتِ «وجه¬نما» ـ یعنی اصطلاحاتی همچون: «تراژیک، حماسی، غنایی، مرثیه¬ای، طنز¬ آمیزـ وابسته به شکل و ساختار صوری آثار ادبی خاص نیستند، بلکه گویای جنبه¬های درون¬مایگانی آثار ادبی هستند. همچنین، این مبحث ناظر است بر این که چگونه برخی از انواع ادبی¬ـ همچون تراژدی، حماسه و غزل¬ـ آن¬قدر گسترش پیدا می¬کنند که ویژگی¬های درون¬مایگانیِ آن¬ها، برای توصیف ابعادِ درون¬مایه¬ای دیگر انواع ادبی به کار می¬روند و در مقابل برخی انواع ادبی¬، همچون: رمان، داستان کوتاه، قصیده و مقامه از چنین خصلتی برخوردارنیستند.
مبانی آموزش و پرورش در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تربیت و پرورش کودکان در شاهنامه به عنوان سند دیرپای فرهنگ ایرانی، جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. برابر روایت شاهنامه، کودکان را پس از تولد، طی مراسمی نامگذاری می کردند. این نامگذاری بر اساس ویژگیهای ظاهری و یا حسب و نسب صورت می گرفت. سپس کودکان را به دایه یا دایگانی می دادند تا شیر دهند. پس از بازگرفتن از شیر، آنان را به فرهنگیان می سپردند تا مبانی فرهنگ و اخلاق و دین و آیین و مدنیت را به آنان بیاموزانند. آن گاه فرزندان را به دبیران و آموزگاران وا می گذاشتند تا دبیری را نیک فرا گیرند و بر این هنر تسلط یابند. در این نوشته تا آنجا که گنجایش مقاله اجازه دهد به نمونه هایی از اشعار فردوسی، که نشانگر مراحل آموزش و پرورش درگذشته ایران بوده است، اشاره می شود.
هدف ترغیب مخاطب
حوزههای تخصصی:
وزن بصری و تنش هدایت شده: روابط بصری (قسمت دوم)
حوزههای تخصصی:
ترس از جهان روشن (نگاهی به کتاب من نمی ترسم نوشته ی سرور کتبی برگزیده ی جایزه کتاب فصل - معرفی کتاب)
حوزههای تخصصی:
از قرون وسطای اجتماعی تا رنسانس فردی (نقدی بر کتاب سه ترکه بر دوچرخه من میمون و پدر)
حوزههای تخصصی:
این آدم آهنی ناقص است
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی «داستان ویلهلم تل»، اثر «یورگ شوبیگر» لذت گفتاری و شنیداری داستان
حوزههای تخصصی:
بازخوانی منظومه ی «موش و گربه» ی عبید زاکانی در ادبیات کودک
حوزههای تخصصی:
شادی در غزلیات شمس تبریزی با تکیه بر عوامل عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود آنکه مولوی پرورده دوران آشوب زده ای چون دوران مغول است، تحت تاثیر تعالیم پدرش، بهاء ولد، و استادش، محقق ترمذی، و به ویژه شمس تبریزی، با سلوک در تصوف بسطی و عرفان عاشقانه ، شادی و طرب را درون خود جاری ساخت و در غزلیات شمس بازتاب داد. با مطالعه و بررسی عوامل شادی در غزلیات وی، روشن می شود که نوع شادی او انفسی و درونی است. او بر عشق، معشوق، رهایی از خود و وصال، بیش از سایر عوامل تاکید دارد. از دیدگاه او، عشق، شادی بخش زمان و مکان، عامل کمال و وصال به معشوق است و معشوق دوگانه، یعنی نهان (خدا) و آشکار (شمس، زرکوب و چلبی) به زندگی اش معنا می بخشند. او با کشف معنای زندگی، در رهایی از خود و پیوستن به وصال می کوشد و آن گاه که به خودشکوفایی و کمال می رسد، مغز و معنی شادمانی را می یابد و برای ابدی ساختن آن، از بندگی معشوق غافل نمی شود.
قضیه اختلاف اللهجات فی المعنی والإعراب عند ابن جنّی من خلال کتابه الخصائص
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دوم پاییز ۱۳۸۹ شماره ۷
63 - 76
حوزههای تخصصی:
أبوالفتح عثمان بن جنی الموصلی - وجنّی بکسر الجیم وتشدید النون وکسرها وسکون الیاء، علم رومی وهو معرب «کنّی»- یعتبر أحد العباقره فی فقه اللغه والصرف والنحو الذی عاش طیله القرن الرابع الهجری، وکان تلمیذاً لأبی علی الفارسی منذ أربعین سنه. لابن جنی إبداعات ومبتکرات فی العلوم العربیه، جاء بآراء کثیره فی کتبه التی جاوزت الستین. یتطرق هذا المقال إلی بعض دراساته حول اختلاف اللهجات فی المعنی والإعراب مقارناً بینها وبین آراء الآخرین من النحاه، ویعالج أولاً اختلافهم فی المعنی حیث تتفق اللهجتان فی لفظ واحد ولکنّ المعنی لایکون واحداً بینهما، وقد یختلف وقد یتناقض أحیاناً. ثم یتناول اختلافهم فی الإعراب بذکر نماذج فی هذا الاختلاف محاولا التعرف علی دوافع کل لهجه لهذا الاختیار أو ذاک بحسب ما توفّر من أدلّه واطلاع.
بررسی «عقل» در «خوان الاخوان»
حوزههای تخصصی:
ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی، شاعر و نویسنده ای چیره دست و حکیم و متکلمی متفکر و استوار است. وی در آغاز جوانی به فراگیری علوم معقول و منقول همت گماشت و از قریحه ی خداداد خود در جهت تبلیغ اندیشه های دینی، مذهبی استفاده کرد. آثار منثور و منظوم او یعنی جامع الحکمتین، وجه دین، گشایش و رهایش، زادالمسافرین، خوان الاخوان و دیوان اشعار وی سرشار از بیان مسائل کلامی و فلسفی است. او در «خوان الاخوان» اثر منثور خود که مرکّب از صدفصل است به مباحثی نظیر عقل، نفس، ثواب، عقاب، ازل، ازلیت، قیامت، قرآن، پیامبری و ... پرداخته و از طریق احتجاج و ادله ی عقلی، عقاید ایمانی خود را بیان کرده است. نگارنده بر آن است تا دیدگاه ناصرخسرو را درباره ی عقل و مراتب و ویژگی های آن در این اثر با توجه به آثار منثور دیگر و دیوان اشعار وی تبیین کند.
بحثی درباره ی کتاب «دلائل الاعجاز فی علم المعانی» از عبدالقاهر جرجانی (م.417 ه .ق)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۲ پاییز ۱۳۸۹ شماره ۵
163 - 179
حوزههای تخصصی:
کتاب دلائل الإعجاز فی علم المعانی از جرجانی امامِ بلاغت است. ظاهراً در این کتاب باید مسائل مربوط به فنّ معانی بحث شود، ولی چنین نیست بَلْ در این کتاب از: کنایه، استعاره، تمثیل، تشبیه و مجاز هم بحث شده؛ همان طوری که در کتاب دیگر عبدالقاهر به نام «اسرار البلاغه فی علم البیان» از مباحث ِ مربوطِ به علمِ معانی مانند: تقدیم، تأخیر، حذف، فصل، وصل، التفات، ایجاز و اِطناب هم سخن گفته شده است.
یا مثلاً در کتاب «البدیع» ابن معتز، تنها مَباحثِ علم بدیع مورد بحث قرار نگرفته بل از استعاره، التفات هم بحث شده است. علّت چیست؟ علّت آن است که تقسیم بندی علوم بلاغی به سه قسم معانی، بیان و بدیع از ابتکاراتِ سکاکی (م. 626 ه ) و بدرالدّین ابن مالک است در کتاب «المصباح ...»
در این گفتار، گفته شده که مفهوم بیان، بدیع و معانی، نزد متقدّمان، نه آن چیزی است که امروزه به کار می رود. یا مثلاً کلمه ی «مَجاز» در نظر ابوعُبیده مَعْمَربن مُثنّی (م. 210 یا 211 ه ) در کتابِ «مَجاز القرآن» نه مجازِ قسیم الحقیقه است بَلْ در نظرِ او مجاز به مَعنایِ تفسیر است.
شعر فارسی و انعکاس اوضاع اجتماعی به شیوه گفتگوی تمثیلی از زبان گل ها
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۲ زمستان ۱۳۸۹ شماره ۶
105 - 114
حوزههای تخصصی:
با مطالعه موضوعی آثار شاعران، این مهم دریافته می شود که این آثار تصویرگر دنیای واقعیت ها و حقایق است و در آن زشتی ها و زیبایی های موجود در جامعه ی عصر شاعر به تصویر درآمده است. شاعران برای نشان دادن اوضاع و احوال جامعه، شگردهای مختلفی را در شعر خود گنجانده اند یکی از این شگردها استفاده از گفتگوی تمثیلی از زبان گل هاست به طوری که در شعر هر شاعر که تراوش و خودآرایی کرده، اهمیت و ارزش معنایی شعر را رسانده است این گل ها که نماینده و جایگزین انسان هستند می خواهند با روایات رمزی، پیام خود را منتقل سازند، هر چند این گفتگوها باعث لذت و سرگرمی خواننده می شود، اما غرض اصلی از آوردن این گفتگوهای تمثیلی از زبان گل ها، بیان اندیشه های اجتماعی و اثبات و تأکید آنهاست. این مقاله به بررسی دو گفتگوی تمثیلی از زبان گل ها می پردازد که روش بررسی آن توصیفی تحلیلی است با رویکرد مقایسه ای با گفتگوهای تمثیلی دیگر تا برداشتی دیگر و خوانشی نو از این اشعار را نشان دهد.
نشانه شناسی شعر: کاربست نظریه مایکل ریفاتر بر شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد نشانه شناختی ازجمله رویکرد های نظام مند نیمه دوم قرن بیستم است که در تبیین ماهیت و کارکرد متون ادبی نقش داشته است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی تبار آمریکایی، در کتاب نشانه شناسی شعر (1978)، چارچوبی نشانه شناختی را برای خوانش شعر پیشنهاد کرد که به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. مقاله حاضر، نخست رویکرد نظری ریفاتر را معرفی می کند و سپس بر مبنای آن به خوانش شعر «ای مرز پر گهر» از دفتر چهارم اشعار فروغ فرخزاد می پردازد. هدف این تحقیق تلاش برای خوانش دقیق تر و ژرف تر شعر مورد نظر، به استناد چارچوب پیشنهادی ریفاتر است، زیرا فرض ما این است که رویکرد ریفاتر، با توجه به ظرفیت های نظری و دستاوردهای عملی که تا کنون در ارتباط با تحلیل اشعار اروپایی داشته، توانایی تحلیل شعر معاصر فارسی را دارد. در عین حال، اگرچه یافته های این مقاله، به طور مشخص و در وهله اول، در ارتباط با شعر مورد بررسی است و با تعمیم، در مورد اشعار دوره پختگی فروغ فرخزاد مصداق دارد، اما در صورت مؤثربودن می تواند زمینه ای برای استفاده از این رویکرد و حتی رویکردهای نظیر آن برای بررسی اشعار معاصر فارسی فراهم کند تا شاید از این طریق امکان خوانش های خلاقانه تری از این اشعار فراهم آید.