از آن جا که قرار است در این نوشتار کوتاه غزلی از حافظ بررسی شود که از جهت قالب ساقی نامه نیست اما به لحاظ معنی و محتوا می شود آن را ساقی نامه فرض کرد، ابتدا شرحی را که در باره ی ساقی نامه نوشته اند، نقل می کنم. در دایره المعارف (2/1236) ذیل ساقی نامه نوشته اند:
با توجّه به شواهد فراوان در متون منظوم و منثورادب فارسی، می توان گفت که تمامی پدید آوردندگان آثارادبی، جلوه هایی زیبا وماندگاری از قرآن کریم ومعارف بلند آن را انعکاس داده اند، و برخی ازآنان، عمرخود را وقف خدمت به مکتب قرآن کرده و در این راه ازهیچ کوششی دریغ نورزیده اند. تأکید رسول اکرم (ص) در باره فضیلت آوای خوش (صورت حَسَن) و احادیثی که از آن حضرت نقل شده، سبب گردید، تا توجّه برخی از شاع ران و نویسندگان ایران زمین ، به ویژه عرفا و صوفیه به این بخش معطوف گردد. در مجموع دو دیدگاه کلّی درباره تلاوت قرآن کریم درادب فارسی شایع است: یکی آنکه تلاوت حَسَن در متون منظوم و منثور مورد ستایش قرار گرفت، و داستان ها و روایات فراوانی در تأیید آن نقل گردید. دیگرآنکه برخی از شعرا و نویسندگان، نظیرسنایی، سعدی و جامی علاوه بر تأیید و تأکید دیدگاه نخستین، بیشتربا نظر انتقادی و اصلاحی، قاریان بی کردار و ناخوش آواز را مورد سرزنش و ملامت قرار داده اند، و گاهی با چاشنی طنز و مطایبه، نکات ارزشمندی را جهت تعلیم و اندرز یادآور شده اند. در این مقاله سعی شده تا هر دو دیدگاه مورد نقد و تجزیه وتحلیل قرار گیرد.
از بارزترین مختصات انسان، این حیوان ناطق، احساس مسؤولیت و پذیرش آن است. سعدی شیرازی به عنوان ادیب حکیمی کارآزموده، آرای قابل توجهی از نظر کمی و کیفی در همین زمینه دارد. در این مقاله معنی و تعریف واژه مسؤولیت به عنوان احساس وابستگی و ارتباط با شخص نیازمند که حس تعهد، عامل احساس مسؤولیت است، بررسی شده است. از نظر سعدی، حاکم می بایست خویشتن را مسؤول مشکلات مردم بداند و در جهت رفع مشکلات آنها کوشش کند. او در مواضع خطای رعیت تا جایی که ممکن باشد او را عفو می کند و در مواقع ضروری به نصیحت و راهنمایی مردم می پردازد. حاکم مسؤول سعی در برقراری عدالت دارد و نیز به فراهم آوردن رفاه عمومی و نیز امکان تعلیم وتربیت عمومی همت می گمارد. حاکم ضمن برقراری امنیت مردم بر کارگزاران نظارت می کند تا مبادا بر مردم ظلم شود و از سوی دیگر سعی در تامین نیازهای ضروری کارگزاران دارد. اما مردم وظیفه دارند نسبت به حاکم خویش وفادار بوده، خیر او را بخواهد و در صورت لزوم از وی اطاعت کنند.
"مدرنیسم" اصطلاحی است که در حوزه های گوناگون: فلسفه، جامعه شناسی، علوم سیاسی و... کاربرد گسترده ای دارد، اما مدرنیسم درعرصه ی ادبیات به نظامی زیباشناسانه پس ازجنگ جهانی اول گفته می شود که شامل گسست کامل از سنت های هنری و فرهنگی است. در ایران هر چند شعر نو با نیما آغاز می شود، اما مدرنیسم از دهه ی چهل و با آغاز تحولات اجتماعی و "مدرنیزاسیون" کردن جامعه تاثیرات خود را در ادبیات نشان می دهد و شعر مدرن با ویژگی هایی هم چون: نسبی نگری، فرد گرایی، تعهدگریزی، گرایش به نثر، تصویرگرایی و... از این دوره شروع می شود. منوچهر آتشی هرچند از پیروان نیماست، ولی از همان آغاز خود را به عنوان شاعری نوگرا می شناساند. هر چند نمی توان ادعا کرد،آتشی شاعری کاملاً مدرن است و تمام ویژگی های شعر مدرن در اشعار او دیده می شود، اما وجود بسیاری از این ویژگی ها را در اشعار وی می توان نشان داد.
شکوائیه، عنوانی است برای اشعاری که مضمون و محتوای آنها شکوه و شکایت از درد و رنج های سراینده آنهاست. این گرایش در آثار تمام بزرگان و به طور کلّی در اشعار همه شاعران به نوعی یافت می شود. در آثار برخی از بزرگان شعر فارسی، استخوان بندی آثار را می سازد و یا بخش اصلی اشعار را تحت تأثیر قرار می دهد.
اهمیّت شکوائیه ها بیشتر در شناساندن اوضاع روزگار سرایندگان آنهاست، زیرا علاوه بر آشکار ساختن وضع نامطلوب زندگی شاعر، از جامعه آرمانی او و تضادّ ایده های وی با حاکمیت و وابستگی های عوام مردم نیز تصویر روشنی به دست می دهد.
وقار شیرازی نیز از جمله شاعرانی است که بخش وسیعی از دیوان خود را به این موضوع اختصاص داده؛ به طوری که می توان از خلال این شکوائیه ها به اوضاع اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی عصر او پی برد.
موضوع این پژوهش «بررسی شکوه در دیوان وقار شیرازی» است .در پژوهش حاضر سعی شده است که شکوائیه های دیوان وقار شیرازی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و سپس با دسته بندی آنها از لحاظ محتوایی و تجزیه و تحلیل و استنباط آنها،نگرانی ها و دغدغه های شاعر را مورد تحلیل قرار دهیم و به این ترتیب ، نه تنها به احوال و رفتار شخصی وی ، بلکه با وضعیت جامعه عصر او بیشتر آشنا شویم.
جلال آل احمد از نویسندگان پرکار دهه ی چهل (ه .ش) در آثار خود، بارها مسائل اجتماعی، سیاسی و عقیدتی را به چالش کشیده است؛ انتقاد از مسائل جامعه نه تنها در مقالات و سایر نوشته های او، بلکه در داستان های کوتاهش نیز نمود دارد.
از پنج مجموعه ی داستان کوتاه چاپ شده از وی، چهار مجموعه، دارای داستان هایی بهره مند از عناصر طنز هستند؛ آل احمد در این مجموعه ها فلاکت و عقب ماندگی عوام، رواج باورهای خرافی، بی اعتنایی افراد نسبت به اجتماع و شهروندان، سیاست بازی و روش های نامطلوب مبارزه برای رسیدن به شهرت، از بین رفتن اصالت های فرهنگی و تعصبات دینی را در قالب داستان مورد انتقاد قرار می دهد و برای مطرح کردن این موضوعات، مانند بسیاری از آثار انتقادی دیگر از قالب طنز استفاده می کند.
آل احمد، افزون بر بهره گیری از طنز در درون مایه ی داستان هایش، از طنز کلامی (طنز در بیان راوی داستان یا شخصیت های اصلی آن) نیز استفاده می کند و برای این منظور، سازوکارهای طنزآفرینی را در خدمت داستان قرار می دهد.
تعتبر قضیه التناص الأدبی قضیه حدیثه عرف قدیماً باسم التضمین، وظهر المفهوم الحدیث لهذه الظاهره الأدبیه علی ید الباحثه جولیا کریستیفا التی طورت المفهوم عن مفهوم الحواریه أو الصوت المتعدد الذی اجترحه الناقد والمفکر الروسی میخائیل باختین.ثم اتسع مفهوم التناص وأصبح بمثابه ظاهره نقدیه جدیده وجدیره بالدراسه والاهتمام، وشاعت فی الأدب الغربی ولاحقاً انتقل الاهتمام بتقنیه التناص إلی الأدب العربی مع جمله ما انتقل إلی الأدب العربی فی ظواهر أدبیه ونقدیه عربیه ضمن الاحتکاک الثقافی.
وإذا ما انتقلنا إلی جذور هذا المفهوم فی الأدب العربی نجد أنه مصطلح جدید لظاهره أدبیه ونقدیه قدیمه. ومن جمله الأدباء الذین استفادوا کثیرا من هذه الظاهره هو أمل دنقل الذی یشکل التناص فی شعره عنصراً أساسیاً ومؤثراً، إذ یوظف التناص الأسطوری ویبرز من خلال هذا التوظیف لتبین وقائع عصره.تحاول هذه المقاله أن تقوم بدراسه قضیه التناص والتناص الأسطوری وفاعلیته فی شعر الشاعر.
بعد أن فقد الشعر الکلاسیکی سیطرته علی الذائقه الشعریه فی الأدبین العربی والفارسی، أصبحت قصیده النثر دعوه حقیقیه للواقع الشعری، واقتحمت الساحه الشعریه وفرضت هیمنتها فی أواخر السبعینات وأوائل الثمانینات من القرن المنصرم، وفتحت آفاقا جدیده أمام الکلمه برمتها، وأثارت جدلا واسعا فی الأوساط الأدبیه عند العرب والإیرانیین.فالأدبان العربی والفارسی شهدا تحولاً فی بنیه أدبهما، وفتحت أبواب کبری أمام الأجیال الشعریه العربیه والفارسیه أدَّت إلی إثراء تجاربهما وتطویر تراثهما.
یحاول هذا المقال ولوج أبواب التشابه والتقارب والاختلاف ما بین الشاعرین الرائدین، محمد الماغوط من سوریا وأحمد شاملو من إیران، وأهمیه هذا المقال تتجلی فی کشف الدور الذی لعبه کل من الشاعرین فی حمل قصیده النثر إلی برّ الإبداع والتمیز، بالسعی المتواصل فی الخروج بها من أسلوبها التقلیدی الجامد الذی جاء به المعاصرون لهما.
مدح النبی (ص) أحد الموضوعات القدیمه التی اهتم الشعراء بها. أنشد فی العصر الحدیث، بعض من شعراء المهجر النصرانی قصائد فی مدح النبی (ص) خاصه إلیاس فرحات، ودعوا العرب إلی التسامح والأخوه والوحده. ما هی الأفکار والدوافع التی أدّت إلی مدح النبی؟ فی الحقیقه یعتقد بعض شعراء المهجر بوحده الأدیان، ولهذا یکرمون الرسول ویمجدونه فی شعرهم ونثرهم. یجعل هؤلاء الشعراء حب الوطن دینهم والعروبه محوره. یعتبر التسامح الدینی فی أشعار إلیاس فرحات رفضا للتعصب والجمود، وهو من العناصر البارزه فی أدب المهجر. یمجّد فرحات دین الإسلام لأنّ هذا الدین أنشأ أثرا کبیرا فی توحید الملل. کما أنّه یقدّم العمل الخیر علی فرائض الأدیان، ویری أن الإسلام حقّ، علی الرغم أنّه نصرانی متمرد علی طقوس الدین المسیحی.
السخریه فی الأدب فنّ ینم عن ألم دفین ویشف من کرب خفی یرید اللجوء إلیه لیداوی ألمه بالضد ویشفی کربه بالنقیض، ومن هنا کان الألم الذی یشعر به الأدیب أو الشاعر وعدم قدرته علی إلغاء أسباب هذا الألم هو الدافع وراء هذه السّخریه التی یصطنعها.غیر أنّ البواعث للجوء إلی هذا الأسلوب یختلف من عصر إلی عصر حیث کانت غایه السخریه فی عصر فردیه وفی عصر آخر جماعیه، وهدف کاتب من کتابه هذا النصوص سیاسیه وآخر اجتماعیه، أو له أسباب أخری؛ ولهذا نقول إن السخریه لونٌ من الهجاء، أو المجون، أو التهکم، أو الفکاهه، أو النکته، أو الظرف، أو الهزل، أو... ولکن بفارق.
هویت در این مقاله بر اساس عملکردهای انسان ها در جامعه آرمانشاهی و با ابتناء الگوهای ایرانشهری، مورد بررسی قرار گرفته است و لذا ابعاد هویت انسانی بر اساس سه مؤلّفه عمده سیاست، جامعه و دین، به تفکیک بررسی و تبیین شده است؛ مبنای نظری این مقاله بر آن استوار است که چون ایرانیان همواره در راستای ایجاد و حفظ و تثبیت آرمانشهر، هویت خود را معنا کرده اند؛ لذا بعد فردی هویت یا مطرح نبوده و یا از درجه اهمیت و اعتباری ویژه، تهی بوده است. در این مقاله به تحلیل مهمترین ابعاد عملکردی انسان در سه بعد پرداخته شده است: 1# هویت سیاسی که شاهان در آن نقشی مهم تر ایفا می کنند و عملکردهای آنها در ابعاد: مدنیت و عدالت و مشورت و نبرد، قابل بررسی است.2# هویت اجتماعی که بر مبنای هویت عشقی و بزمی بررسی شده است و هویت دینی که از در دو بعد گفتاری ( ستایش ) وکرداری ( نیایش) قابل بررسی است. هدف از این مقاله تبیین مبانی دینی و فرهنگی و اجتماعی عملکردهای انسان در ایران در گذشته تاریخی است. این پژوهش با روش توصیفی# تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای شواهد مربوط به بحث را در شاهنامه، مورد بررسی قرار داده است.
به رغم شهرت و اهمیّت حافظ، اطّلاع چندانی از جزئیات زندگی وی یا چگونگی سرودن اشعارش نداریم. محقّقان برای جبران کمبود منابع، یا به گفتارهای کلیشه ای تذکره نویسان اعتماد کرده اند و به تطبیق اشعار و تعابیر حافظ با آن موارد پرداخته اند یا آنکه به غزل های حافظ همچون سند بازگو کننده زندگی و مسائل عصر تکیه کرده اند. اگر در برخی موارد از شخص یا حادثه ای نامی به میان آمده، سایر موارد را نیز با آن مطابقت کرده اند و بر مبنای این تطبیق، مفردات و تعابیر اشعار را شرح کرده اند یا جزئیات زندگی حافظ را بر اساس آن بازنویسی کرده اند. علّت اصلی این رویکرد به شعر حافظ، ناشی از تصوّر استقلال ابیات در غزل حافظ است. این تصور استقلال، موجب شده محقِقان از طرح های حافظ درغزلهای مدحی، رندانه، عاشقانه و عرفانی غفلت کنند و معنای ثانوی و هنری گزارهها و تعابیر حافظ را در معنای واقعی تلقی کنند. در این مقاله، با توجه به ساختار منسجم غزلیات حافظ، اسباب و عوامل قرائت تاریخی از اشعار ناب و غیر تاریخی حافظ را بررسی کرده ایم که با عنایت به ساختار منسجم از محصور کردن غزل های ناب حافظ پرهیز می شود.
این مقاله، تحلیل نشانه شناسانه تعدادی از نمادهای جانوران در شعر صائب تبریزی و بیدل دهلوی، دو شاعر برجسته سبک هندی است. هدف اصلی از این بررسی، نمایش چگونگی کارکرد نمادهای جانوران در ساختار زبان شاعرانه است. این نمادها به شکل بن مایه های اصلی، در دوره های مختلف و در آثار ادبی تکرار می شوند و با توجه به مقتضای حال، محور دلالتی آنها را گسترش می دهند. پایه تحلیلی این بررسی به طور عمده، بر موقعیت نمادین این نشانه ها در شعر بنا شده است و ضمن تحلیل کارکرد و نقش این نشانه های نمادین در گسترش دامنه معنایی اشعار مورد نظر، نوعی طبقه بندی صوری بر اساس پیش فرض های دلالتی نقش این جانوران در حافظه اجتماعی و ذهنیت راوی این سروده ها در نظر گرفته شده است.
برخی موقعیت های اجتماعی- سیاسی موجب می شود که نویسندگان گاه از شیوه ای غیرمستقیم برای بیان اندیشه های خود استفاده کنند و سخن خود را از زبان شخصیتی دیگر، در زمان و مکانی دیگر مطرح سازند. از جمله این نویسندگان جلال آل احمد است که هنگام چاپ دوم مجموعه داستان «زن زیادی» مطلبی را در آغاز کتاب و به عنوان مقدمه گنجانیده که نام «رسالة پولوس رسول به کاتبان» بر آن نهاده شده است. این رسالة برساختة جلال در واقع اعتراض نامه ای بود از جانب او به پرویز ناتل خانلری که از جماعت روشنفکران مخالف رژیم پهلوی جدا شده و به جمع درباریان پیوسته بود. ضرورت بیان این مسئله آنگاه آشکارتر می شود که بدانیم این ترفند و شگرد ادبی جلال، به عنوان متنی واقعی از انجیل، به باور بسیاری از اهل فرهنگ درآمده، در نوشته های برخی محققان بدان استناد شده و موجب خطاهای بسیاری گشته است. هدف اصلی این مقاله، بیان زمینه ها و پیامدهای این اقدام جلال و ارائه دلایل ساختگی بودن این رساله بوده است تا از اشتباهات احتمالی نسل جوانتر در این خصوص پیشگیری شود. این ادله به شیوه مطالعات درون متنی و برون متنی (با استناد به مفاد متن نامه و نیز اظهار نظر شفاهی معاصران جلال) انجام پذیرفته است.