ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۲۱ تا ۱۰٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۰۰۲۱.

سیر تحول تعریف تشبیب در آثار صاحب نظران متقدّم و متأخر فارسی و عربی و نقد آن تعاریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۰ تعداد دانلود : ۶۴۷
در بررسی و تبیین ساختار قصیده، همواره به بخش های مختلف آن توجه شده است. قصیده به جز بخش اصلی، بخش هایی چون تشبیب، تخلّص و شریطه نیز دارد که همواره توجه اهل ادب را به خود جلب کرده است. تشبیب را باید راه ورود به قصیده و یکی از مهم ترین بخش های آن دانست که به دلیل قرارداشتن در پیشانی قصیده برای ترغیب و تهییج مخاطب نقش مهمی را به عهده دارد و همواره یکی از موضوعات بحث انگیز و محل اختلاف اهل فن بوده است؛ اما با همه کوشش ها، اهل ادب هنوز تعریف جامع و مانعی از آن به دست نداده اند. در این پژوهش هدف این است که ضمن بیان دیدگاه ها و آرای متقدمان و متأخران، بررسی و دسته بندی و نقد این تعاریف، تعریف کامل تر و دقیق تری از تشبیب بیان کرد تا بتوان به درک روشن تری از آن دست یافت. بنابراین این پژوهش می کوشد برای دستیابی به این هدف پاسخی برای پرسش های زیر بیابد: 1 - تعاریف ارائه شده در کتاب های بلاغی تاچه حد شناسای تشبیب های فارسی است؟ 2 - آیا بنابر بیشتر کتاب های بلاغی، تشبیب و نسیب و تغزل مترادف و هم ردیف هستند؟ 3 - آیا می توان در تشبیب ویژگی خاصی مکمّل ویژگی ها و تعاریف آن در کتاب های بلاغی یافت؟ 4- آیا هر مقدمه قصیده ای را می توان تشبیب دانست؟
۱۰۰۲۲.

بازخوانی سروده ای از طاهره صفّارزاده با رویکردی به سبک شناسی نقشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰ تعداد دانلود : ۵۳۸
بازخوانی، ریخت شناسی و تحلیل آثار ادبی از منظر زبان شناسی نظام مند نقشگرا و سبک شناسی نقشگرای مایکل هالیدی، یکی از رویکردهای برجسته و کارآمد در فهم و تبیین متون است. در این نگاه و خوانش، بیشتر به کارکرد اجتماعی زبان توجّه می شود و در پیِ آن فرانقش های اندیشگانی، بینافردی و متنیِ زبان تبیین و تفسیر می شود. سبک شناسی نقشگرا، در دو ساحت مستقل زبان شناسی و نقد ادبی ورود می کند و به شناخت، معرّفی و ارزش گذاری مؤلّفه های این دو موضوع می پردازد. این پژوهش که با روش توصیفی، اسنادی، گردآوری و تا اندازه ای آماری انجام پذیرفته است، با نقد و تحلیل سروده ای از طاهره صفّارزاده، تأثیرپذیری و بهره مندی سبکی او را از فرانقش های سه گانه و تبیین شیوه های کاربرد زبان شعری اش آشکار می کند. با تجزیه و تحلیل فرانقش ها و کارکرد زبان در قالب عبارت پردازی ها و با رمز گذاری فرآیندهای ششگانه، این نتیجه مهم به دست می آید که جهان درون و بیرون شاعر - در بُرشی که با زبان از آنها صورت می گیرد - در قالب افعالی رمزگذاری می شود و در ادامه با بررسی فرآیندها و فعل ها، به خوبی تجربه های ناب شاعرانه و اندیشه های او مشخّص می شود. از سوی دیگر، نظام گذرایی زبان یا تعدّی، به عنوان نشانگر مهمّ نوع ادبی، در برجسته تر کردن شگردهای شخصیت پردازیِ روایت های این شاعر سودمند است.
۱۰۰۲۳.

چشم اندازهای تازه ساختار بلاغیِ تشبیه در اشعار بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۵ تعداد دانلود : ۷۸۴
شیوه نگرش و رویکرد شاعران و نویسندگان به جهان را در قالب آثار ادبی و از خلال دستگاه بلاغی آنها می توان مشاهده کرد. یکی از عوامل تأثیرگذار در شکل گیری و دگرگونی این دیدگاه ها و رویکردها تحولاتی است که جهان آنها را، در سطوح مختلف، دربرمی گیرد. یکی از ساختارهای مهم دستگاه بلاغی تشبیه است. در این پژوهش تلاش شده است تا نشان داده شود که چگونه ساختارهای تشبیهی بیدل، در پیوند با دیگر ساختارهای بلاغی، تحولات بافت های موقعیتی را در سطوح مختلف آشکار می کنند. از سوی دیگر، به این مسئله پرداخته شده است که دگرگونی های آشکار و پنهان در این دوره، چگونه افق های انتظار دوره های پیشین را تحت تأثیر قرار داده و گاه به پایه ریزی و شکل گیری افق های جدید منجر شده است. آثار بیدل در این میان به مثابه زمینه ای در نظر گرفته شده است که تا حد زیادی می توان تحولات درونی آنها را به دیگر زمینه ها، از جمله سبک هندی، بسط داد. با بررسی صورت گرفته مشاهده شد که بیدل نه تنها گاه از تشبیهات قدیمی ساختارهایی تازه خلق کرده است، بلکه با ایجادِ شبکه های زنجیروارِ تشبیهی، وفور تصاویر ترکیبی، ساخت تصاویرِ متعدد با استفاده از چندوجهی بودنِ واژه ها، تعاملِ تصاویرِ مرکزی و حاشیه ای و... ساختارهایی نو بنا نهاده است. همچنین، پس از بررسی بافت موقعیتی عهد صفوی، بافت زبانی سبک هندی، و ساختارهای رایجِ تشبیهی در آن سبک، در نهایت، به بررسی ساختارهای تشبیهی تازه و ویژگی های آن در اشعار بیدل پرداخته شده است.
۱۰۰۲۴.

دوبار که بغ بانویی در پیکر عروسک؛ بازجست آیینی نمایشی در کتاب نشوار المحاضره تنوخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۵۹۹
دوبارکه نام عروسکی است که قاضی تنوخی، ادیب عربی نویس سده چهارم هجری، در کتاب نشوار المحاضره و أخبار المذاکره ، از آن یاد می کند. از گزارش خُرد تنوخی برمی آید که ساختن این عروسک در بغداد و بر بام نهادنش در شب نوروز با آیین های کهن سال نو به ویژه با آیین ازدواج مقدس در پیوند است. این جستار می کوشد با تکیه بر نشانه های یافت شده در بازگفت تنوخی و نیز به یاری نشانه های برون متنی جشن سال نو در بابل و آیین های عروسکی باران کرداری در ایران از چیستی دوبارکه و پیوندش با بغ بانوی باروری پرده بردارد و چگونگی برگزاری این آیین فراموش شده را بشناساند. مهم ترین یافته این کاوش آن است که باشندگان بغداد نمایشی آیینی را بر پا می دارند و دوبارکه ایزدبانوی باروری است که طی این آیین در پیکر عروسک نمایانده می شود. از این رو می توان دوبارکه و آیین او را همچون میرنوروزی در جرگه نمایش های آیینی نوروز جای داد.
۱۰۰۲۵.

گزارش اشکالات خطیب قزوینی بر آراء دانشمندان متقدّم و معاصر خود در علم معانی با تکیه بر رُبع اوّل کتاب الایضاح فی شرح تلخیص المفتاح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۰ تعداد دانلود : ۸۱۱
کتاب الإیضاح فی شرح تلخیص المفتاح اثر طبع «خطیب قزوینی» از معارف قرن 7 و 8 هجری قمری از معمول ترین متون تعلیمی و تحقیقی در علم بلاغت است که بیش از هفت قرن بر فراز قلل رفیع این دانش هَل مِن مُبارز می زند. در این نوشتار ضمن تعریفی کوتاه از خطیب قزوینی و اثر گرانقدر او، ایضاح، اشکالاتی را برمی شمریم که او در محدوده علم معانی تا ابتدای باب قصر و حصر بر متقدمان و معاصران خود مطرح می کند.
۱۰۰۲۶.

تداعی؛ ترفندی روایی- نمایشی برای متادرامِ گریز در تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۹ تعداد دانلود : ۷۶۵
تعزیه گونه ای نمایش آیینی است که با هدف روایت وقایع تاریخی - مذهبی، به ویژه فجایع عاشورا و شهادت امامان اجرا می شود. اهمیت حادثه عاشورا در تعزیه تا حدی است که در اغلب تعزیه های غیرعاشورایی، شاعر پرده هایی فرعی خلق می کند تا از طریق آن بخش هایی از حوادث کربلا را نیز روایت کند. به این پرده های فرعی، گریز (گریز به صحرای کربلا) گفته می شود. گریزها همواره با اخلال در روایت خطی داستان (روایت گردانی) همراه اند؛ بنابراین شاعر باید به نحوی آنها را در تعزیه اصلی جای دهد. در این مقاله، شیوه گنجاندن گریزها در تعزیه اصلی بررسی شده است. به عقیده نگارندگان، گریز از تعزیه اصلی بر پایه ترفند روایی- نمایشیِ تداعی انجام می شود که نتیجه یادآوری یک صورت یا مفهوم ذهنی است. برای بررسی این فرایند از مفاهیم روان شناسی مرتبط با تداعی استفاده شد و انواع، قواعد و عوامل تداعی در گریزها بررسی شد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه گریز نوعی متادرام به شمار می رود، گریزها به دو نوع بیانی و نمایشی تقسیم شدند.  
۱۰۰۲۷.

استعاره در گذر زمان؛ بررسی، تحلیل و نقد تطوّر تعریف استعاره در آثار بلاغی عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۹ تعداد دانلود : ۴۹۲
تعریف استعاره ازجمله موضوعات نخستین آثار بلاغی عربی و فارسی است. کثرت تعاریف موجب شده است برخی تصوّر کنند وجه مشترکی میان آنها نیست یا اینکه تعاریف استعاره بسیار پریشان است؛ در حالی که بررسی تعاریف در بیشتر کتاب های بلاغی فارسی و عربی حاکی از وجود مؤلفه های مشترک بین آنهاست. از طرفی باید این موضوع را در بستر زمان و شرایط فکری و فرهنگی در نظر گرفت. گسترش حوزه مطالعات بلاغی، ساختار فکری و فرهنگی زمینه ساز دریافت هایی از استعاره شده است که با دریافت آن در زمینه فکری دیگر متفاوت خواهد بود. می توان با دسته بندی تعاریف بر مبنای مؤلفه های برجسته و مشترک، علاوه بر تبیین عناصر مشترک آنها، مراحل تطوّر استعاره را نیز نشان داد. در پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل تعاریف استعاره در بیشتر متون بلاغی عربی و فارسی، مؤلفه های کانونی آنها استخراج و در هفت گروه دسته بندی شدند: ۱) تکرار کامل تعاریف ۲) تکرار بخشی از تعاریف ۳) تلفیق چند تعریف. از میان هشت گروه تعریفی که در هفت طبقه دسته بندی شده، چهار تعریف یک مؤلفه ای است که از میان آنها سه تعریف تکراری است؛ دو تعریف نیز دومؤلفه ای است که بخشی از آنها تکرار تعاریف یک مؤلفه ای است؛ همچنین یک تعریف سه مؤلفه ای و یک تعریف چهارمؤلفه ای است که همه از ترکیب تعریف های یک یا دومؤلفه ای حاصل شده اند.
۱۰۰۲۸.

گفتمان پسااستعماری در دو رمان موسم الهجره إلی الشّمال از طیّب صالح و سووشون از سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۸۹۳
نقد پسااستعماری که در ادامه نقد پساساختارگرایی ظاهر شد، بر آن است تا راه های متنوّعی را که امپریالیسم و قدرت استعماری برای اعمال فشار و تحکّم در پیش می گیرند، فاش کند؛ فشارهایی که نه تنها از طریق ستم مستقیم نژادی، طبقاتی یا جنسیتی در نظام خودکامه استعماری که از مسیر ادبیّات، هنر و رسانه اعمال می شوند. ماهیّت واکنش به استعمارگری یکسان نیست؛ درست همان گونه که خود فرایند استعمارگری در هر منطقه شکل منحصربه فردی دارد. در نوشتار پیش رو سعی بر آن است که با مبنا قراردادن رمان عربی موسم هجرت به شمال اثر طیّب صالح نویسنده سودانی و رمان سووشون نوشته سیمین دانشور در ادبیّات فارسی به بررسی تطبیقی دو رمان نه ازنظر تأثیر و تأثّر، بلکه ازحیث نحوه بازتاب استعمار در این آثار با توجّه به نظریّه پسااستعماری پرداخته شود. نکته قابل فهم و اثبات اینکه جامعه توصیف شده در هر دو رمان تحت تأثیر استعمار انگلیس قرار گرفته است. در رمان طیّب صالح حضور مستقیم انگلیس و در رمان دانشور خزش پنهانی، آرام و بی صدای فرهنگ غرب در زندگی مردم مشاهده می شود؛ امّا نقطه اشتراک در هردو رمان، مقاومت ضدّ استعماری است. زری در رمان دانشور و مصطفی در رمان طیّب صالح نمونه کاملی از شخصیّت های مورد مطالعه نقد پسااستعماری هستند. تقلید، دیگری، اروپامحوری، فرودست، نژاد، جنسیت و... از مفاهیم بارز نقد پسااستعماری به شمار می روند که در هر دو رمان قابل بررسی و تحلیل نمونه ای هستند.
۱۰۰۲۹.

مفهوم عرفانی کنایه در ترجمه عربی عمر شبلی از دیوان حافظ براساس نظریّه آنتوان برمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۷۰۴
حافظ شیرازی از شاعران ایران زمین است که شهرتش را باید در سرودن غزلیات او جستجو کرد. وی به دلیل احاطه کم نظیر بر فنون بلاغی، غزلیات خود را به زیبایی و هنرمندانه، بدین آرایه ها مزیّن کرده است. شهرت حافظ، همه عالم، حتّی جهان عرب را درنوردیده است. ادیبان عرب از اوایل قرن بیستم به پژوهش پیرامون حافظ پرداختند و اوّلین گام در این زمینه را ابراهیم شواربی - مترجم و نویسنده مصری - برداشت. تاکنون بیش از سی ترجمه از دیوان وی به زبان عربی انجام پذیرفته است. ازجمله مشهورترین مترجمان عرب زبان اشعار حافظ، عمر شبلی، نویسنده و شاعر معاصر لبنانی که دیوان او را در چهار جلد به نظم عربی برگرداند. نوشتار پیش رو، بر آن است تا به شیوه تطبیقی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ترجمه عربی شبلی از کنایه های دیوان حافظ را براساس نظریّه آنتوان برمن، نقد و بررسی کند. برآیند پژوهش نشان می دهد که عمر شبلی با توجّه به اینکه نزدیک به بیست سال از عمر خود را در ایران سپری کرده، امّا به بسیاری از مفاهیم کنایی اشعار حافظ پی نبرده است؛ درنتیجه در انتقال مفاهیم عالی غزلیات حافظ به مخاطب عربی، چندان موفّق نبوده است.
۱۰۰۳۰.

بازنمایی وام واژه ها در ترجمه متون ادبی: بررسی موردی رمان عطر سنبل، عطر کاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۷۱۳
ظهور وام واژه ها از نخستین تبعات برخورد دو جامعه زبانی است. در سال های اخیر، پژوهش های فراوانی در باب ماهیت و کاربرد وام واژه ها در چارچوب مطالعات جامعه شناختی زبان صورت گرفته است. گاه استفاده پرتکرار و آگاهانه از وام واژه ها در متون ادبی بازتاب سبک و نیت نویسنده است که باید در فرآیند ترجمه و شیوه انتقال وام واژه ها به متن ترجمه لحاظ شود. پژوهش حاضر بر آن است تا، بر مبنای روشی تحلیلی-توصیفی، ضمن ذکر اهمیت وام واژه ها در متون ادبی و نحوه بازنمایی آنها در ترجمه این متون، به بررسی موردی ترجمه رمان امریکایی عطر سنبل، عطر کاج نوشته فیروزه جزایری دوما بپردازد. به این منظور، تعداد 148 وام واژه از این رمان استخراج شده و شیوه ترجمه آنها به فارسی، با در نظر گرفتن سه متغیرِ زبان وام دهنده، حوزه های معناییِ وام واژه ها و راهکارهای ترجمه، مورد مطالعه قرار گرفت. داده های پژوهش نشان می دهند که دو راهکار معادل گزینی و تعریف در اولویت انتخاب های مترجم قرار گرفته اند و این امر اغلب به کم رنگ شدن نقش فرهنگی وام واژه ها و نادیده گرفتن نیت نویسنده متن مبدأ از انتخاب واژه های غیرانگلیسی منجر شده است.
۱۰۰۳۱.

ماهیت تصوف و زبان آن از دیدگاه مولانا در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۶ تعداد دانلود : ۷۳۳
این پژوهش در بررسی و نقد دیدگاه شفیعی کدکنی درباره عرفان و زبان آن به نگارش درآمده است. در این دیدگاه، عرفان نگاه هنری به دین و زبان آن، زبان شعر و مطابق تقسیم بندی آ.آر ریچاردز، ناقد ادبی، زبانی عاطفی و فاقد صدق و کذب منطقی در مقابل زبان ارجاعی، و قابل صدق وکذب در علوم تجربی تلقی شده است. طبق بررسی انجام شده در این پژوهش که با تحلیل محتوای ابیات مثنوی و شیوه بیان مولانا در بیان عناصر اصلی عرفان اسلامی صورت گرفته، تصوف جز در چهارچوب مقوله معرفت شناسی تبیین پذیر نیست. در دیدگاه مولانا، تصوف نگاه و ماهیت معرفتی دارد که معیار در آن، برخلاف نگاه هنری، حقیقت است نه زیبایی، و زبان گزاره های آن معرفتی و بعضاً معرفتی عاطفی می باشد و نیز ملاک صدق درآن ها، برخلاف دیدگاه مذکور، نه درونی و از سنخ «صدق هنری»، بلکه بیرونی و منطقی است. به علاوه، تصوف برخلاف هنر که به علت منش ارتباطی، وابسته به زبان است، به زبان وابسته نیست. ازاین رو، عارف سرانجام، خاموشی را ترجیح می دهد.
۱۰۰۳۲.

بررسی نقش گرایانه تجارب عرفانی در گفتمان مکاشفه بحرالحقیقه احمد غزّالی بر مبنای فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۵۷۴
رساله بحرالحقیقه احمد غزالی یکی از «متون مغلوب» عرفانی است که محتوای آن بر مبنای «مکاشفه در بیداری» در 7 بحر مجزا تدوین شده است. غزالی در این رساله با نسبت دادن تجربیات عرفانی خود در مراحل مختلف مکاشفه عیانی به مخاطبی به نام «خاص خاص»، در هر یک از بحور هفتگانه به بیان ملزومات مراتب مختلف مکاشفه و بازنمایی و توصیف احوال عرفانی سالک در این مسیر پرداخته است. این پژوهش سعی دارد با تکیه بر فرانقش اندیشگانی در دستور نقش گرای هلیدی، به مطالعه شیوه بازنمایی هر یک از احوال عرفانی در گفتمان مکاشفه این رساله بپردازد. با توجه به تنوع و تفاوت حالات عرفانی سالک با تأثیر مراتب کشف، در هر یک از بحور هفتگانه، یکی از انواع فرایندهای زبانی غلبه یافته اند. تحت تأثیر جهان بینی حاکم بر متن، «خداوند و عارف» دو مشارک اصلی این گفتمان هستند که هر یک حالات عاطفی و عرفانی خاصی را تجربه می کنند. بارزترین حالت منسوب  به خداوند، «عشق شهودی» است که بیانگر کشش و رابطه دوسویه در مراتب مختلف مکاشفه عیانی است، اما احوال عرفانی عارف در هر یک از بحور به اقتضای استعداد روحی وی دچار تحول شده است. ازاین رو، در توصیف و بازنمایی حالات عرفانی این مشارک، جریان خاصی از فرایندهای زبانی شکل گرفته است که هر کدام برای توصیف و بازنمایی حالاتی از قبیل «حیرت و سرگشتگی»، «سکر»، «سکوت»، «محو» و سرانجام، «رسیدن وی به مرحله مکاشفه» به کار رفته اند. بسامد چشمگیر فرایندهای مادّی از مصدر «رفتن»، فرایندهای رابطه ای از مصدر «گشتن» و فرایندهای ذهنی از مصدر «دیدن» و سیر تحول آن ها، نشان از تأکید بر «لزوم کوشش عارف، تحول و دگرگونی روحی وی و ترجیح مشاهده بر سایر مراتب کشف» در این گفتمان دارد.
۱۰۰۳۳.

تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو در متون نثر فنی داستانی و تحلیل نمادهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۷۸۸
سنّت حسنه داستان نویسی در شکل «داستان حیوانات» از دیرباز در میان انسان ها توانسته است به عنوان «میراث اندیشه بشری» درخشش خاصی در میان انواع ادبی داشته باشد. فابل (Fable) و شکل متعالی آن الگوری (Allegory) یا همان داستان های تمثیلی از کلیله و دمنه، منطق الطیرها، موش وگربه تا ماهی سیاه کوچولو بر روی یک زنجیره، ادامه این نوع ادبی ارزشمند بوده اند. این مقاله سعی بر این دارد ضمن تبیین تفاوت های فابل و الگوری با نمایاندن تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو، از نمادهای آن به عنوان آخرین و فاخرترین الگوری (داستان تمثیلی حیوانات) ایرانی، تحلیل فشرده ای ارائه دهد و ضمن ردّ انتساب این داستان به «جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ، نویسنده آمریکایی» ریشه های آن را در کلیله و دمنه، مرزبان نامه و منطق الطیر عطار نمایان سازد.
۱۰۰۳۴.

ساختارهای ترکیبی اسمی زبان فارسی و کلمات مرکّب م. امید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۶ تعداد دانلود : ۳۸۹
زبانهای زنده همواره ناگزیر از تولید کلمات جدید هستند. یکی از فرایندهای واژه سازی در برخی از زبان ها ترکیب عناصر بسیط یا مشتقّ با یکدیگر و ایجاد واژه مرکّب است. از آنجا که کلمات بسیط و فرایند اشتقاق تنها بخشی از نیاز واژگانی را برآورده می کند، گویشوران زبان همواره ناگزیر از ساخت کلمات مرکّب با استفاده از عناصر موجود و الگوهای ترکیبی آن زبان هستند. این الگوهای زبان دارای قواعد و قوانین خاصّی هستند و هر زبان بر اساس ساختارهای نحوی و پیشینه تاریخی خود از آنها بهره می گیرد. از این رو هیچ دو زبانی، حتّی دو زبان خواهر و یا دو زبانی را که یکی از دیگری منشعب شده، نمی توان یافت که قواعد ترکیبی عیناً مشابهی داشته باشند. در میان شاعران معاصر، مهدی اخوان ثالث با دستیابی به توانش زبانی کاملی از زبان فارسی، تعداد کثیری از کلمات مرکّب را ایجاد کرده و در شعر خود به کار برده است. این توانایی، که حاصل غور و استقصاء او در متون ادبیِ قدیم و جدید فارسی است، باعث شده که کلمات مذکور دارای ساختاری به اسلوب و منطبق با قواعد ترکیب سازی در زبان فارسی باشند. تاکنون پژوهشی در مورد انواع ساختهای مختلف به کار برده شده در ترکیب سازی اخوان انجام نشده است. در این نوشتار با استخراج کلمات مرکّب از چند دفتر شعر این شاعر به دسته بندی این کلمات به لحاظ ساختاری و بررسی میزان اقبال او بر ساختهای مختلف ترکیبی پرداخته شده است.
۱۰۰۳۵.

پیکرگردانی اساطیر در خسرو و شیرین نظامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۳ تعداد دانلود : ۷۶۵
روایات و داستان های کهن و عامیانه، یکی از مناسب ترین بسترها جهت تجلّی و ادامه حیات ایزدان و امشاسپندان و ایزدبانوان به صورت پیکرگردانی شده است. با توجه به منبع اصلی منظومه خسرو و شیرین که روایات محلی بوده است، می توان بازتاب چهره ها و شخصیت های اساطیری ایران باستان را در این منظومه یافت. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی/ تطبیقی به بررسی شخصیت های منظومه خسرو و شیرین چون: هرمزشاه، خسروپرویز، مهین بانو، شبدیز و گلگون، شیرین و شاپور و مقایسه آن ها با امشاسپندان: وهومن، اشه وهیشته، خشئره وائیریه، سپنته ارمئیتی (سپندارمذ)، هئورتات و امرتات، ایزدبانو آناهیتا و ایزد باد پرداخته است. نتیجه این پژوهش آن است که شخصیت های اشاره شده، وجوه مشترک قابل توجهی با نمونه های کهن خویش دارند. همچنین این منظومه بستر مناسبی جهت ادامه حیات ایزدان، ایزدبانوان و امشاسپندان کهن ایرانی فراهم کرده است و بایسته است بیش از یک منظومه غنایی صرف مورد توجه و مطالعه قرار گیرد.
۱۰۰۳۶.

گونه شناسی منشاء مرگ در اساطیر جهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۳ تعداد دانلود : ۷۶۶
اسطوره ها که به نحوی حکایتِ ورود عناصر مینوی (خیر یا شرّ) به ساحت انسانی هستند، مضامین متفاوتی را به تصویر می کشند و سخنان بسیاری را می توان از آن ها استنباط کرد. در این میان، اسطوره هایی وجود دارد که به منشاء اموری همچون منشاء جهان، منشاء انسان، منشاء داروها، منشاء گیاهان و منشاء حیوانات و... می پردازند، مرگ نیز بخشی از این سنخ را به خود اختصاص می دهد. اسطوره های منشاء مرگ دارای انواع گوناگون و لایه های متفاوتی هستند و در میان فرهنگ های مختلف می توان نشانه هایی از آن ها را یافت. از این جهت، تحقیق در گونه شناسی چنین اسطوره هایی می تواند راه را برای تحلیل دقیق تر اسطوره های ملل هموارتر سازد و هدف از این تحقیق نیز رسیدن به گونه شناسی اسطوره های منشاء مرگ در اساطیر اقوام و ملل مختلف است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی تطبیقی نشان دهنده آن است که این اسطوره ها به دو نوع انسان مدار (انسان آگاهانه یا ناآگاهانه موجب ورود مرگ به زندگی می شود) و غیرانسان مدار (موجودی غیرانسانی موجب چنین رخدادی می گردد) تقسیم می شوند که هر یک از این دو گونه نیز دارای تقسیمات متفاوتی هستند.
۱۰۰۳۷.

تحلیل نشانه معناشناختی کارکرد گفتمانی مقاومت اسطوره ای در داستان سیاوش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۵۳۳
در مقاومت اسطوره ای، حضوری متمرکز شکل می گیرد که قدرتی درونی شده دارد و سوژه در نقش کنش گر گفتمانی عمل می کند. سیاوش (سوژه گفتمانی)، یکی از محوری ترین شخصیت های شاهنامه است که توانسته به چنین حضوری دست یابد؛ بدین ترتیب، او تصویر منسجمی از حضور ارائه داده که وجهی استعلایی می یابد. این حضور، سوژه را به عنوان نماد هویت بخشی در مرکز ثقل گفتمان قرار می دهد. سوژه رقیب نیز حضور خود را در ارتباط با او تنظیم می کند و در تعامل دوسویه و یا در رابطه ای تنشی با او قرار می گیرد. این تقابل و تعامل در قالب دو کلان روایت مقاومت و مماشات بروز می یابد. پرسش اصلی این است که مقاومت اسطوره ای و به تبع آن مماشات و ممارست گفتمانی در داستان سیاوش، چگونه و در قالب چه گفتمان هایی تحقق یافته است. در واقع، هدف اصلی پژوهش پیشِ رو، تحلیل نشانه معناشناختی چگونگی تحقق مقاومت اسطوره ای و تأثیر آن در شکل دهی به هویت و ارزش است. پژوهشِ حاضر با روش توصیفی تحلیلی نشان دهنده آن است که سوژه با راهبردهای مقاومت اسطوره ای مانند فشاره ای و گستره ای، اتیکی، زایشی و پدیدارشناختی، از ارزش وفای به عهد و درستی دفاع می کند. سوژه رقیب نیز با صف آرایی در مقابلش، قصد دارد تا او را به مماشات وادارد؛ اما سوژه ممارست می کند و به حضور خود وجهی پدیداری و هستی محور می بخشد.
۱۰۰۳۸.

جهان را بلندی و پستی توی (بحث درباره یک بیت منسوب به فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۷۳
یکی از افسانه های آشنا درباره ی فردوسی داستان شیخی است که بر پیکر او نماز نخواند و شب هنگام حکیم را در خواب دید که به سبب یک بیت توحیدی آمرزیده و بهشتی شده است. در غالب منابعِ نقلِ این داستان، بیتِ موجب بخشودگی این است: جهان را بلندی و پستی توی/ ندانم چه ای هرچه هستی توی فعلاً کهن ترین مآخذ مکتوب این افسانه که بیت را هم آورده دو کتاب تاریخ گزیده و ظفرنامه ی حمدالله مستوفی است امّا این بیت خارج از قالب آن داستان در متونی مقدّم بر آثار مستوفی هم ذکر شده است که در برخی به نام فردوسی است و در بعضی دیگر به گوینده ی آن اشاره نشده. مرصادالعباد (تألیفِ 618 ه.ق) نخستین منبعی است که بیت را  بی ذکرِ نام ناظم آورده و عراضه العروضیینِ قَرشی (تألیفِ نیمه ی دومِ سده ی هفتم) نیز قدیم ترین سندی است که بیت را از شاهنامه دانسته. بیت مذکور فقط در سه نسخه ی شاهنامه از سده های هشتم و نهم در داستان نبرد رستم و خاقان چین دیده می شود و در اغلب دست نویس های معتبر نیست. به همین دلیل و به رغمِ آنچه از سده ی هفتم تا دوره ی معاصر گفته شده بیتِ (جهان را بلندی و پستی توی...) از فردوسی و شاهنامه نیست و آن را باید از مشهورترین و پرتکرارترین بیت های الحاقیِ منسوب به حکیم طوس بدانیم که افسانه ی فردوسی و شیخ ابوالقاسم سبب اصلیِ اشتهارش به نام فردوسی بوده و در متونِ منثورِ متعدّد بدان استشهاد شده است. یادآور می شود که هم ضبط های متفاوتی از این بیت در منابع دیده می شود و هم به لحاظ معنایی چند دریافت و گزارش مختلف از آن به دست داده شده است.  
۱۰۰۳۹.

بررسی تحلیلی تطبیقی اسطوره های پرواز ( کیکاووس، نمرود، ووئی،ایکاروس و اتنه )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۲۹
پرواز به آسمان یکی از آرزوهای دیرینه بشر بوده که در اسطوره ها به زیبایی تبلور یافته است. در این جستار به واکاوی پنج اسطوره (کی کاووس در روایات ایرانی،  نمرود در روای ات سامی، ووئی در روای ات چینی، ای کاروس در روایات یونانی و اتن ه در روایات بین النّهرینی) که وجه غالب آن ها پرواز است، پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی هم گونی های این روایات با یک دیگر و پاسخ به این پرسش است که آیا ممکن است هم گونی های شگرف برخی از این روایات، دال بر تأثیر و تأثّر برخی ازاین روایات از یک دیگر باشد یا کنش برخی از شخصیّت های یاد شده به دیگری نسبت داده شده باشد؟  با بررسی این پنج روایت روشن شد که داستان های کی کاووس، نمرود و اتنه بیش ترین هم گونی را با یک دیگر دارند و در واقع گویی  به سبب هم سانی برخی حوادث زمان پادشاهی کی کاووس و نمرود، داستان پرواز کی کاووس به نمرود نسبت داده شده است؛ هرچند قدمت روایت اتنه، نسبت به دیگر روایات بیش تر و امکان تأثّر دیگر روایات از آن قوی تر است.
۱۰۰۴۰.

تحلیل نگاشت های استعاری و طرحواره ای در مفهوم اجل در آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۵ تعداد دانلود : ۹۸۸
هدف از این پژوهش استخراج، بررسی و تحلیل نگاشت های استعاری و طرحواره ای در مفهوم اجل در آثار مولوی است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و با مطالعه و استخراج اشعار مرتبط با مفهوم اجل در آثار مولوی استعاره ها براساس نظر کووچش (2010) تحلیل شده و دسته بندی طرحواره ها نیز براساس ایوانز و گرین (2006) صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که این مفهوم انتزاعی در تجسم ذهنی مولانا به صورت مفاهیم عینی بازنمایی و در شعر متجلی می شود. بررسی طرحواره های تصویری در استعاره اجل در آثار مولانا نشان داد که بیشترین نوع طرحواره یافت شده در اشعار طرحواره وجودی است. یافته ها از به کارگیری طرحواره های مختلف نوعی شی ء و جاندارنمایی مفهوم مرگ را نشان می دهد و در موارد دیگر اجل به صورت حرکت، مسیر، هدف، جهت و ظرف بازنمایی شده است. همچنین نگاشت حوزه های مبدأ معرفی شده توسط کووچش با آنچه در اشعار مولوی به کار رفته حکایت از این دارد که بجز دو حوزه «ساختمان و بنا» و «سرما و گرما» سایر حوزه های مبدأ با هم هم خوانی دارند و از این میان حوزه ها «حرکت و جهت»، «نیرو» و «اعضای بدن» از بیشترین بسامد برخوردار است. علاوه بر سیزده حوزه مبدأ معرفی شده توسط کووچش، در اشعار مولوی «خواب» نیز به عنوان حوزه مبدأ دیگری برای استعاره مرگ یافت شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان