ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۶۱ تا ۹٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۳۶۱.

مقایسه سندبادنامه و بختیارنامه از نظر الگوی مشارکت کنندگان روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۶ تعداد دانلود : ۵۴۴
در این پژوهش، دو داستان سندبادنامه و بختیارنامه مقایسه می شود. علت این مقایسه، شباهت ساختاری و نیز تفاوت های معنادارِ دو اثر در چگونگی کنش ها و نقش شخصیت ها و ارتباطِ میان آنهاست. مبنای این بررسی، نظریه گریماس و الگوی ارتباطی شخصیت های داستانی اوست. این الگو این امکان را فراهم می آورد تا به طور نظام مند، میزان مشارکت اشخاص داستان در وقوع رویدادها و نیز نقش انگیزه و اراده آنها در وقوع کنش ها و رخدادها دریافته شود. نتایج این بررسی نشان می دهد سندبادنامه داستانِ شخصیت های کنشگر و اراده آنهاست؛ اما بختیارنامه داستانِ قضا و قدر و سلطه بی چون وچرای آن در زندگی اشخاص داستان و روابط میان آنهاست و اینکه در این جهانِ دستخوشِ سرنوشت، زنان بیش از مردان مقهور قدرت سرنوشت و نیز نقش آفرینی مردان هستند. اگر پذیرفته شود اثر ادبی و به ویژه داستان های عامیانه ای که ساخت و پیرنگی ساده دارد، بازتاب محیط اجتماعی دوره تولید اثر است، ناگزیر باید گفت بختیارنامه به دورانی تعلق دارد که تقدیر در آن، قدرتی یکّه تاز است؛ دورانی که زنان بیش از گذشته به حاشیه رانده شده اند.
۹۳۶۲.

کارکردهای وصف درروایت با تکیه بر یوسف و زلیخای جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۱ تعداد دانلود : ۶۹۶
وصف ابزار برجسته سازی در متن ادبی و محرک عواطف و احساسات مخاطب است. از آغاز شعر فارسی تاکنون، شاعران این عنصر مهم را در همه قالب های شعری و منظومه های روایی به کار برده اند. روایت، شیوه ارائه رخداد یا رخدادهاست و در تحلیل روایت عوامل دخیل در روایت، زمان و اجزای روایت، بررسی می شود. در این پژوهش کارکردهای وصف در روایت باتکیه بر منظومه یوسف و زلیخای جامی تحلیل می شود. ابتدا وصف های موجود در منظومه مشخص شد. سپس نگارندگان باتوجه به دیدگاه توماشفسکی و ژنت، کارکرد این وصف ها را در روایت یوسف و زلیخا بررسی و تحلیل کردند. منظومه یوسف و زلیخای جامی، متنی روایی است که در آن دو سازه مهم روایتگری و وصف را می توان تشخیص داد. روایتگری، دو بُعد زمانِ داستان و زمانِ سخن را داراست؛ اما وصف تنها زمانِ سخن را در بر دارد. وصف های این منظومه در دسته بن مایه های آزاد و ایستا قرار می گیرد و به همین سبب، کارکرد وصف باتوجه به بُعد روایتگری متن به شتاب منفی در روایت می انجامد. ازسوی دیگر، هر روایت اجزایی دارد. وصف ابزاری برای پروراندن و برجسته کردن این اجزاست و در روایت، کارکرد شخصیت پردازی و فضاسازی دارد.
۹۳۶۳.

ادبیّات تطبیقی و سینمای ایران (جستاری در مفهوم کنایه در درام اجتماعی جدایی نادر از سیمین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۹ تعداد دانلود : ۶۳۸
ادبیّات تطبیقی زمینه های پژوهشی فراوانی را فراروی پژوهشگران باز کرده است، یکی از این زمینه ها، مطالعات میان رشته ای است. ارتباط میان سینما و ادبیّات به مثابه دو هنر بشری، بر کسی پوشیده نیست و کارگردانان نمایش های اجتماعی برای مخاطب پسندترکردن درام خود، گفتگوها (دیالوگ ها) را با کنایه های شیرین و به جا پرمغزتر می کنند تا جنس گفتگوها به محاورات مردم نزدیک تر شود. پژوهش حاضر به روش کیفی و مطالعه سمعی- بصری و تحلیل محتواست، بدین صورت که درام یادشده با استفاده از لوح فشرده بررسی شده، سپس گفتگوهای آن را یادداشت برداری کرده و درنهایت تحلیل شده است. برمبنای مکتب های ادبیّات تطبیقی، رویکرد این جستار به مکتب آمریکایی است که درپی تدوین قواعد ثابت و محدودی نیست. دلیل گزینش درام پیش گفته نوع اندیشه هنری کارگردان، ویژگی دراماتیک آن و سبک خاصّ کارگردان بوده است. در درام جدایی نادر از سیمین، بیش از آنچه انتظار می رود با گفتگو هایی که مردم در زندگی روزمرّه خود استفاده می کنند، روبه رو هستیم. کنایه در این درام در سه مقوله کنایه قاموسی، کنایه زبانی و کنایه ابداعی بررسی شده است. کنایه ها در این اثر، نه آن چنان شاعرانه و دور از ذهن هستند و نه سطحی و یک دست؛ یعنی با توجّه به موقعیّت هر شخصیّت و روند داستان کنایه ها به کار می روند. در هفتاد و شش کنایه ای که در این درام به کار رفته، چهل و سه کنایه از گونه زبانی، بیست و سه مورد قاموسی و هشت مورد ابداعی هستند. درام یادشده بیش از آنکه به بیان لایه های پنهان و شفاف سازی عقده های اجتماعی و ارائه راهکار بپردازد، به مسائل روزمرّه اجتماعی پرداخته است.
۹۳۶۴.

بررسی سیر مراتب هستی در بینش عرفانی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۷۷۳
این مقاله بر آن است تا با تحلیل و بررسی دیدگاه های مولانا جلال الدین محمد بلخی درباره سیر مراتب هستی، اولاً جایگاه مباحث هستی شناسی را دراندیشه و آثار این عارف بنام تبیین کند تا از این طریق، زمینه شناخت بیشتر بینش عرفانی این عارف فراهم شود. ثانیاً تفاوت نوع نگاه مولانا به مباحث هستی شناسی را با دیدگاه های هستی شناسانه فلاسفه و متکلمین مشخص کند. نگارنده با روش تحلیلی- توصیفی به این نتیجه رسیده است که با توجه به بسامد اندک مباحث هستی شناسی در آثار مولوی در قیاس با موضوعات مرتبط با انسان شناسی و خداشناسی، بینش عرفانی مولوی متکی بر دو رکن انسان شناسی و خداشناسی است. همچنین مولانا به عنوان یک عارف بر خلاف فلاسفه و متکلمین، از ورود به جزئیات مباحث هستی شناسی پرهیز کرده و گاه ممکن است این مباحث را با مباحث معرفت شناسی نیز همراه کند.
۹۳۶۵.

پایه های گزیده خوانی از داستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۰ تعداد دانلود : ۵۱۴
به باور بعضی روان شناسان شناخت نگر، بنیان فهم و ادراک آدمی بر نیروی ساده سازی و سامان دهی، یا به اصطلاح بر «پراگنانزِ» دریافت های تازه در طرحواره ها، یادآیندها و قالب های پیش ساخته استوار است. چنین سازوکارهایی را روان شناسان، در چارچوب نظریه «گشتالت» تبیین کرده اند. بنا بر روان شناسی گشتالت، خوانش داستان نیز، خواه ساده باشد یا نقادانه، بسان هرگونه فرایند واریخت سازی یا قلبِ معرفت شناختی، محصول تأمل و تعمق در بخش هایی از متن به بهای ناخوانده گرفتن بخش های دیگر است. به طور طبیعی، هیچ خوانشی نیست که همه جزئیات متن را در بر گیرد، زیرا این جزئیات تمامی ندارد. خواننده خود به تجربه می داند که خوانشِ بالسَویه همه جزئیات متن، اگر بسیار دور از روند عادی فهم نباشد، دست کم مقرون به صرفه او نیست. در پی همین صرفه جویی است که هم خوانش عادی متن و هم تحلیل نقادانه آن به عملی تقلیل گرایانه بدل می شود؛ یعنی در جریان خوانش، عملاً از معانی بالقوه متن کاسته می شود. البته دامنه متصرفات مُجاز خواننده در مضامین داستان نه چندان بی کران است که در نخستین نگاه به نظر می رسد، و نه چندان تنگ که معمولاً از سوی بیشتر منتقدان تجویز می شود. در این میان، دامنه برداشت های خواننده را نوعی سنت داستان نویسی و عرفِ داستان خوانی در دایره ای هرچند گسترده مهار می کند. در مقاله حاضر، از منظر مطالعات هرمنوتیکی به معرفی و بررسی پاره ای از این پیش دانسته های مشترک میان خوانندگان داستان فارسی خواهیم پرداخت.
۹۳۶۶.

جلوه های تضاد فکری و زبانی در قطعات ابن یمین فریومدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۰ تعداد دانلود : ۵۵۰
یکی از شاعرانی که در زمینه قطعه سرایی و به ویژه قطعات اخلاقی و اندرزی در ادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد، ابن یمین فریومدی است. از ویژگی های برجسته این شاعرِ دهقان، تضاد در نگرش و نگارش است و با نگاهی ژرف اندیشانه به قطعات او می توان در بسیاری از آنها به تعارض در جهان بینی شاعر پی برد که به صورت آشکارا از طریق صنعت تضاد در سراسر قطعاتش گسترش یافته است و از این صنعت فراخور موضوع و هدف برای زیبایی آفرینی و بیان مضامین مزبور استفاده می کند. در این نوشتار، پرسش اصلی این است که ابن یمین به چه میزان و به چه علت از تضاد در اندیشه و گفتار خود استفاده کرده است و چه ارتباطی میان تضاداندیشی و تضادگویی او وجود دارد؟ نتایج بررسی نشان می دهد که شاعر در این رویکرد، بسیار تحت تأثیر عدم ثبات شخصیتی و اعتقادی، به ویژه موقعیت زمانی و مکانی خود بوده است؛ زیرا از لحاظ زمانی، عصر شاعر دوران سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می شده و از لحاظ مکانی، محل زندگی شاعر از ولایت های پرآشوب بوده است؛ در نتیجه این آشفتگی های درونی و بیرونی، کلام شاعر نیز دچار درهم ریختگی و آشفتگی می گردد که به خصوص در گستره جهان بینی او، از جمله برخورد با دنیا، جبرگرایی و تقدیرگرایی، سخنوری و شعردانی، می گساری، مدحیات، نکوهش و بدگویی بازتاب یافته است و سبب شده که صنعت تضاد، پربسامدترین شگرد ادبی شاعر به شمار آید. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از تحلیل بیت ها، به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی حاصل شده اند
۹۳۶۷.

سیر تحول مفهومی واژه "خود" در منطق الطیر عطار (بر اساس فرایند فردیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۸۴۶
واژه ی "خود"یا "خویشتن" در دو حوزه دستور زبان فارسی و روانشناسی کاربرد فراوانی دارد. خود به همراه خویش و خویشتن در دستور زبان فارسی به عنوان ضمیر مشترک به کار می رود و در روانشناسی یونگ، خود مظهر "تمامیت" است. از آنجا که واژه ی مذکور در نتیجه ی منطقالطیر عطار نقش فراوان دارد و همچنین قابل تاویل بر مبنای نظریات روان شناختی یونگ است، در این مقاله تلاش بر آن است تا با رویکردی توصیفی – تحلیلی سیر تحول مفهومی آن براساس "فرایند فردیت" بررسی و تحلیل گردد. مطابق نتایج، در منطق الطیر دو نوع خود (خود سایه ای و خود کهنالگویی) می توان دریافت نمود که ناظر به دو جنبه ی "جسم و روان" است. خود سایه ای (ضمیر مشترک) در پایان منطق الطیر همانند سی مرغ تحول یافته است؛ زیرا احساس این همانی یا یکی شدن با الگوی اصلی (سیمرغ) را در انسان برمی انگیزاند و بدین وسیله واقعیت ( تمامیت) را تحقق پذیر میسازد. وحدتی که از نظر عطار و روانشناسی نوین نیمه تمام است نه کمال مطلق؛ زیرا کمال مطلق تنها در خداوند تحقق می یابد. هم از نظر یونگ و هم از نظر عطار هدف سیر فردانیت کمال نیست، بلکه کامل شدگی است."خود" حاصل وحدت سی مرغ (خودآگاه یا خود سایه ای) و سیمرغ (ناخودآگاه ) است. عطار این مفاهیم فلسفی – عرفانی را در قالب تصاویر نمادین در منطقالطیر بازآفرینی نموده است. این فرایند (فردیت) سبب میشود تا آشفتگیها و نابسامانیهای ناشی از جدایی دو ساختار روان و جسم از بین برود.
۹۳۶۸.

اسطوره آماتراسو، پیشروی اندیشه ایرانی و هندوایرانی در فرهنگ ژاپنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۴۵۳
روشنایی بی هیچ گفت وگویی، مهم ترین ایزد در اساطیر هندواروپاییان است و چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی، مهم ترین مضمون در اساطیر این مردمان است. مردمان هندوایرانی نیز به سان دیگر هندواروپاییان، سرگذشت روشنایی را بنیاد اساطیر خویش نهادند. آفرینش، باروری، آب فزایی، پیروزی و دیگر اجزای هستی در باورهای آنان، اجراهای دیگرگون اسطوره روشنایی است. ایزد روشنایی در اساطیر ژاپنی نیز جای گاهی بنیادین دارد. آماتِراسو، ایزدبانوی روشنایی در ژاپن، به سان ایزدان روشنایی آریایی، ایزد باروری و مایه خرّمی کشت زارهاست و خاندان پادشاهی از نژاد اویند. داستان زندگانی او نیز توسعه یافته چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی است و مشترکات سرگذشت او با اسطوره ایزدان روشنایی هندوایرانی، بیش از آن است که اتفاقی انگاشته شود. پیش از این، جوانبی از ورود و تأثیر اساطیر آریایی به فرهنگ ژاپن، کاویده و معرفی شده است و در این مقاله نیز با روش توصیفی تحلیلی، مشترکات اساطیر ایرانی و هندوایرانی با اساطیر ژاپنی در حوزه ایزدان روشنایی بازنموده می شود. نتایج این بررسی، گویای آن است که با توجّه به پیشینه تأثیر فرهنگ ایرانی بر فرهنگ ژاپنی، اسطوره آماتِراسو در باورهای ژاپنی، ریشه هندوایرانی دارد. نیز قرن ها پس از ورود این اسطوره به فرهنگ ژاپن، هم زمان با موج تازه ورود عناصر ایرانی به ژاپن در نیمه قرن هفتم میلادی، امپراتوران ژاپن با الگوگیری از نظریه تبار ایزدی شاهان ایرانی، اسطوره آماتِراسو را برای تبیین تبار ایزدی خویش به کار گرفتند.
۹۳۶۹.

از ختم الغرایب تا تحفه العراقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۴ تعداد دانلود : ۴۹۹
ختم الغرایب یا تحف ه العراقین یکی از آثار شناخته شده خاقانی است که تاکنون پژوهشهای متعددی درباره آن انجام شده است. با وجود این پژوهشها و بویژه تصحیح های متعددی که از این متن در دسترس است، هنوز به برخی از ابهامها، پاسخ دقیق و علمی داده نشده است و برخی کاستی ها نیز در متن این پژوهشها دیده می شود. این جستار کوشیده است تا با روش توصیفی/ تحلیلی، برخی تعارضها و ابهامهای این حوزه را پاسخ گوید و برخی از کاستی ها را برطرف کند؛ در همین راستا به سه موضوع اساسی تحریرهای متعدد تحفه، بازه سرایش و نامهای متفاوت آن پرداخته شده است. از آنجا که موضوعات این پژوهش از دیرباز محل اختلاف خاقانی شناسان و پژوهشگران حوزه ادبیات کلاسیک، سعی شده است در هر بخش، نخست نظر و دیدگاه های موجود بازگو، و سپس بررسی و نقد شود تا با آگاهی از پیشینه هر بخش، نتیجه بهتر و دقیقتری ارائه شود. در این جستار به دور از برخی سخنان ناصواب، اما مشهور، تنها با تکیه بر شواهد درون متنی آثار خاقانی و اشارات تاریخی موجود، این موضوعات بررسی و در پایان، پاسخی متناسب و درست به پرسش های موجود ارائه شده است.
۹۳۷۰.

پیشنهادهایی برای سامان دهی تشتّت تعاریف استعاره و تقسیماتش در بلاغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۳
استعاره در بلاغت فارسی، صرف نظر از ابهام ذاتی اش، به سبب آمیزشی که با بلاغت اسلامی عربی یافته و در پی آن سرریزگاه انواع مباحث کلامی و دستوری نامتجانس شده، قرن هاست که دچار پیچیدگی گشته تا بدانجا که با همه اهتمامی که ادبای بلاغت در این مدتِ مدید کرده اند و اشارات راه گشا و البته عمدتاً محافظه کارانه ای که در مطاوی مطالب خود آورده اند، هنوز بخش هایی از مباحثش دچار مشکلات ریشه ای و دست کم برخی ابهامات ساختاری است. این وضع با باب شدن موضوعات بلاغت غربی، سخت تر شده، چنانکه موجب پریشانی و تداخل و تزاحم مسائل بیشتر گشته است. در این تحقیق، جسورانه سعی بلیغ نموده ایم تا بی هرگونه ادعای جامع نگرانه ای و با نگاهی صرفاً ادبی استعاره را بعنوان یکی از متفرّعات مجاز بررسی کنیم و در این راه با اتّکا به یکی از مبانی نظری نظریه فرمالیستی که از نظر ما قابل اعتمادترین و فایده مندترین روش برای کشف ادبیّت کلام است، استفاده بسیار نمودیم. غرض اصلی ما در تحقیق آن است که انواع حقیقی استعاره را بشناسیم و بشناسانیم تا مخاطب متن ادبی پارسی به واسطه آن با کمترین پریشانی و سرگشتگی ای، بتواند از عهده تحلیل ساده بلاغی استعارات در حد امکان به سلامت بیرون آید . به بیان ساده تر، در این مقاله، پس از ذکر تشویش های مفهومی و ساختاری در باب استعاره و اقسامش در منابع درسی، در گام نخست بی آنکه وارد مباحث فلسفی و ژرف ساخت فکری و تخییلی متن شویم، بر آن بخشی که زبان از صورت حقیقی خود خارج شده و وجه مجازی یافته، تمرکز کرده ایم و سپس به تحلیل ماهوی آن از منظر استعاری و غیر استعاری بودن و یا به عبارتی، تخییلِ تصویری و ادراکی پرداخته ایم و در ضمنِ آن، زواید و نیز نقایص آنها را بیان کرده، پیشنهادهای خود را در این راستا عرضه کرده ایم.
۹۳۷۱.

بررسی لحن روایت در داستان اعرابی درویش و ماجرای زن با او؛ بر پایه نظریّه کانون روایت ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۸۵۶
روایت شناسی در دهه های اخیر با ارائه نظریّه های گوناگون بیش از پیش مورد توجّه قرار گرفته و دست کم در ادبیّات داستانی از جهات بسیاری راه گشا بوده است. در این رابطه، یکی از نظریّه پردازان برجسته، ژرار ژنت نام دارد که با تکیه بر مقوله لحن، تحوّل مهمّی در روایت شناسی پدید آورده است. کاربست مبانی آراء ژنت در داستان های فارسی، بخش های نوینی از هنرنمایی نویسندگان را آشکار می کند. در حوزه ادبیّات داستانی کلاسیک فارسی، مولوی چهره ای ممتاز است. او در مثنوی بسیاری از موضوعات اخلاقی، عرفانی و دینی را در قالب داستان تشریح کرده است. در مقاله پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی، تکنیک های روایی به کاررفته در حکایت اعرابی درویش و ماجرای زن با او و لحن آن با رویکرد به آراء ژنت، کاویده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که زمان غالب روایت، هم زمانی و کانون مکان روایت پربسامد، من- قهرمان بوده است. دیگر آن که، تک گویی درونی تنها مؤلّفه ای بوده که در داستان دیده نشده است. این امر، بیانگر برون گرایی شخصیّت ها و کنشگری آن ها در دنیای واقعی است.
۹۳۷۲.

خوانش جرم شناسانه آثار سعدی در حوزه کجروی کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۶۸۰
سعدی شاعر و نویسنده قرن هفتم که از پرورش یافتگان نامی فرهنگ اصیل ایرانی واسلامی است اگرچه به عنوان جامعه شناس و جرم شناس شناخته نمی شود؛ اما درآثار شبه مانندیک جرم شناس وجامعه شناس، نسبت به کجروی و بزهکاری بی تفاوت نبوده و در خلال گفتارهایش مطالبی مطرح کرده که با نظریات مطرح جرم شناسی سازگاری و تطابق قابل توجه ای دارد. در این نوشتار ضمن اینکه بر ارتباط عمیق جرم شناسی با ادبیات پی می بریم ردب پای بسیاری از نظریات مطرح در جرم شناسی را در خصوص بزهکاری اطفال و نوجوانان در آثار سعدی خواهیم یافت. سعدی در آثارش به خوبی به تأثیر وراثت و محیط بر شکل گیری رفتار انحرافی اشاره کرده و به راهکارهای قابل توجه ای چون سیاست تشویق و تنبیه، تعلیم وتربیت و.... در راستای پیشگیری از کجروی اشاره می کند. همچنین خواهیم دید تعارض موجود در آثار سعدی؛ انتخابی کاملا آگاهانه بوده که از جامع نگری وی نشات گرفته است و میتوان گفت نظریات وی با جرمشناسی پست مدرنیسم که تصویری واقع گرایانه وچند بعدی ازعلل جرم ارائه می دهد تشابه بسیاری دارد.
۹۳۷۳.

بازتاب تأثیر موسیقی واژگان در ایجاد فضای حماسی در برزونامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۶۷۱
در میان آثار فاخر حماسی، «برزونامه» عطایی رازی جایگاه ویژه ای دارد. آنچه شعر عطایی را برتری بخشیده است، بهره وری شایسته از موسیقی واژه ها و هماهنگی درونی کلمات و انسجام شعر اوست. یکی از تکنیک های عطایی در انعطاف بخشی به صورت سخن و تجسم فضای مهیج حماسی، به کارگیری موسیقی فاخر حماسی در عرصه کلام است. شیوه های موسیقی پردازی در شعر او موجب تحرّک و پویایی شده است؛ همچنین موجبات التذاد وافر خواننده از شعرش را فراهم ساخته است. درک مختصات موسیقیایی که سبب ساز ترسیم فضای حماسی در برزونامه می شود، موجب آشنایی بیشتر خوانندگان با جلوه ها و شگردهای متنوّع این شاعر حماسه سرا می شود. در این پژوهش انواع موسیقی پردازی در شعر عطایی چون: نغمه حروف، ترکیبات اشتقاقی، مترادفات و معطوفات، کلمات زنگ دار و افعال پیشوندی تحلیل و بررسی شده اند. نگارندگان بر این باورند که گوشنواز ساختن شعر و همسو ساختن خواننده با مفاهیم فخیم حماسی، مهم ترین انگیزه های عطایی رازی از عنایت ویژه به موسیقی کلام است.
۹۳۷۴.

Hannah Arendt’s Human Condition in Neil Simon’s Theater(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۶۱۰
Neil Simon’s plays, through their comic exterior, target serious social critique at the contemporary media-ridden culture of America. This research is a study of Simon’s theater from the perspective of Hannah Arendt’s speculations on human condition, totalitarianism, and violence. The selected plays, Fools, Lost in Yonkers, and Laughter on the 23rd Floor are scrutinized according to the three main concepts in Arendt’s thought, which are “action”, “work”, and “labor”. Action is a set of goal-oriented human activities carried out in plurality and imbued with the hope for new possibilities. Plural action is the most effective means of resisting totalitarianism that only wishes to downgrade action to work and then labor through violence. However, despite impositions and enforcements of violence, action always remains in the history for future generations to draw inspiration from. In Simon’s theater, despite its nonpolitical and humorous façade, action is inevitably thwarted, but its positive outcomes cannot be plagued. Simon puts on a vivid display the sparkles of pluralism and action regardless of immanent violence and its democratic disguise.
۹۳۷۵.

Language Kingdom in Shakespeare's King Lear and Edward Bond's Lear(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۴ تعداد دانلود : ۵۵۴
This paper aims to investigate the role of language as a form of political and social control, and a vehicle for power and domination in Shakespeare’s King Lear and Edward Bond’s Lear on parallel bases. Foucault’s famous statement which refers to power as present “everywhere, not because it embraces everything but because it comes from everywhere” clearly points to the always already presence of power. The issue of power has occupied a central position within his works. In fact, language can reflect truth as false and vice versa to sustain dominant group’s desires. Language can both reflect and affect our perception of the world indeed. In fact, King Lear and Lear are both stages for language game. The paper thus aims to focus on the way language plays a key role in King Lear and Lear as a vehicle for power and how language makes you powerful or how it throws you away to be a margin. The result shows that there is a dual relation between language and power, so that the voice of king is doomed to silence through the function of characters’ powerful language usage. In both plays, King is in the margin and language rules powerfully on socio-political relations. This paper has benefited from library documents and sources by use of a descriptive-analytical method.
۹۳۷۶.

Educational System as a Discourse of Power: Reading Salinger’s Catcher in the Rye in Terms of Adorno’s Theory of ‘Halbbildung’(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۵۷۷
Discourse has been one of the most challenging interdisciplinary terms during the past few decades which connects variety of fields of study such as politics, philosophy, sociology, linguistics, and literature. One of the approaches which is born out of mutual interaction between Linguistics and socio-political debates is critical discourse analysis (CDA), which studies the relation between language and power. Among the influential figures of this approach, one may refer to Antonio Gramci, Paulo Freire, and Frankfurt School Critical Theory. Theodore Adorno as one of the key members of this school challenges the basic assumptions of educational system in his writings particularly his essay “Theory of Halbbildung,” by which he meant “Half-education.” In his viewpoint, education is deemed as very forceful, one of the manifestations of power relation, which speaks in its own language to its audience or learners. The present paper is an attempt to analyze the failure of educational system to foster autonomous individuals in Salinger's Catcher in the Rye in the light of Adorno's theory of half-education.
۹۳۷۷.

بررسی انسجام دستوری غیرساختاری در متن خطبه 175 نهج البلاغه و ترجمه های آن (مطالعه موردی: ترجمه جعفری، شهیدی و فقیهی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۷۰۹
انسجام (Cohesion) یکی از شاخه های علم زبان شناسی است که متون مختلف را از لحاظ ساختار و معنا بررسی می کند. انسجام در ابزار های نظام زبانی همچون ارجاع، حذف، جانشینی و ربط، که درون خود زبان قرار دارد، نهفته است. این مقاله با اتخّاذ رویکرد تحلیلی توصیفی به ارزیابی حضور مؤلفه های انسجام دستوری غیرساختاری در متن خطبه 175 و ترجمه های جعفری، شهیدی و فقیهی می پردازد. از این جستار، میزان پایبندی مترجمان به بازتاب این مؤلفه های انسجام بخش بررسی و در نهایت این نتیجه حاصل شد که در میان مؤلفه های یاد شده، ترجمه فقیهی در سایه حرکت نزدیک با متن اصلی و با گزینش برابر نهادهایی مناسب، توانسته تا حد بسیار زیادی انسجام موجود در متن اصلی را در ترجمه بازتاب دهد. در عین حال مشاهده شد که مترجمان در برخی موارد متأثر از عواملی چون شیوه خاص مترجم و پتانسیل زبانی- دستوری زبان مقصد در یافتن برابر نهادها دچار لغزش شده اند.
۹۳۷۸.

پردازش و بازتولید در ترجمه متون ادبی بر اساس دیدگاه ویلس (پیکره مطالعاتی: ترجمه کتاب در بند کردن رنگین کمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۴۷۳
بررسی این نکته که مترجم عملاً در متن بازنویسی یا «بازتولید»، تا چه اندازه توانسته است مفاهیم مورد نظر نویسنده را در زبان مبدأ «درک» و به زبان مقصد منتقل کند، در تشخیص توفیق مترجم در کار ترجمه بسیار مهم است و نشانه سطح توانایی او در کار ترجمه است. در این مقاله، ترجمه برخی اشعار غاده السمان به قلم عبدالحسین فرزاد که با نام در بند کردن رنگین کمان منتشر شده است، بر اساس دیدگاه یکی از پژوهشگران ترجمه به نام «ولفرام ویلس» نقد و تحلیل می شود. وی ترجمه را پردازش متن اصلی و بازتولید آن می داند. سعی بر این است که بر مبنای محورهای پیشنهادی ویلس به بررسی طبیعی بودن و صحت متون ترجمه شده اشعار غادهالسمان بپردازیم تا نشان دهیم آیا مترجم در فرایند پردازش و بازنویسی متن، توفیقی کسب کرده است یا نه. این محورها عبارتند از: معادل یابی نادرست برای واژگان، توالی و ترتیب نامناسب جمله ها و عبارت سازی های بی شیرازه، ساختار و ترکیب متن، حذف و اضافه های غیرضروری، روان نبودن عبارات و ابهام در بازتولید متن، کاربردهای نامأنوس و غریب. نتیجه اینکه مترجم به رغم تلاش برای معرفی ادبیات مدرن عربی به خوانندگان ایرانی، گاه در درک متن عربی و گاه در حوزه معادل یابی در بافت جمله و دریافت فضای کلی متن ناموفق بوده است.
۹۳۷۹.

Le Rôle des Femmes Traductrices dans l’Histoire de la Traduction en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۶
La place et le rôle de la femme dans la société iranienne est un sujet qui intéresse beaucoup de gens. Les iraniennes sont présentes depuis longtemps dans les arts et la littérature, mais depuis une quinzaine d’années elles sont devenues les maîtresses incontestables de la scène littéraire. Si beaucoup d’iraniennes prennent aujourd’hui la plume, c’est d’abord parce que leur statut a considérablement changé depuis quelques décennies. Dans le passé par le biais de la traduction, de nombreuses femmes se sont introduites dans le domaine littéraire. Cette étude en remontant dans le temps, tente de retrouver la trace de ces femmes traductrices, cherche à montrer l’identité de ces femmes, les couches sociales auxquelles elles appartiennent, les raisons pour lesquelles elles ont opté la voie de la traduction, leurs motivations, leurs domaines favoris et les sujets qu’elles ont choisis pour traduire.Cette recherche montre qu’il y a premièrement un lien incontestable entre le choix des textes à traduire avec les conditions historiques, sociales, le niveau de l’éducation des femmes traductrices, deuxièmement la littérature pour enfant était le domaine de prédilection des traductrices dans le passé, troisièmement les traductrices ont contribué à modifier le regard déformant que les hommes portent sur les capacités intellectuelles des femmes.
۹۳۸۰.

نقد مقالات علمی پژوهشی با موضوع بررسی متون ادبی از دیدگاه زمان روایی ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۴۱
در تکامل دانش روایت شناسی، ژرار ژنت به عنصر زمان پرداخت و این نظریه را مطرح کرد که یکی از جنبه های هنر روایت پردازی، نحوه تبدیل زمان داستان به زمان متن است. روایت پژوه رابطه زمان داستان و زمان متن را با سه مؤلفه نظم، تداوم (دیرش) و بسامد تحلیل می کند. «نظم» توالی رویدادهای روایت را با توالی منطقی و گاه شمارانه آن در داستان مقایسه می کند؛ «تداوم» مدت زمان وقوع حادثه را با حجم متن اختصاص یافته به آن می سنجد؛ «بسامد» تعداد تکرار وقایع را در داستان با تعداد نقل آن ها در متن قیاس می کند. در چند دهه اخیر، پژوهشگران ادبیات فارسی به این مقوله توجه کرده و در بیش از سی پایان نامه و رساله و پنجاه مقاله، به بررسی زمان روایی در متون کهن یا معاصر پرداخته اند. در این پژوهش، مقالات علمی پژوهشی که زمان روایی را تحلیل کرده اند، با این پرسش ها واکاوی شده اند: 1. دریافت نهایی مقالات از تحلیل زمان در متون روایی چیست؟ آیا به شیوه زمان بندی بسنده شده یا اینکه رابطه زمان روایی با معنا و ساختار اثر نیز به دست آمده است؟ 2. دسته بندی مقالات براساس موضوع، روش و یافته های پژوهش چه نقشه راهی برای مطالعات روایت پژوهی ترسیم می کند؟ دریافت پژوهش این است که بیشتر تحقیقات ناظر به آزمون کاربست نظریه ژنت در قرائت متن ادبی بوده و اغلب شیوه های زمان بندی نویسنده را گزارش کرده اند؛ اما نسبت ساختار و معنا با زمان روایی و نیز رابطه ادبیت متن با زمان روایت هم نشانه هایی در تحقیقات دارد و به طور کامل مغفول نمانده است. اگر این رویکرد در پژوهش های آتی مورد توجه قرار گیرد و مقایسه متون براساس دوره یا نوع ادبی بر این پایه تحلیل شود، نتایج نظام یافته تری به مطالعات سبک شناختی یا تاریخ ادبیات افزوده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان