ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۲۱ تا ۶٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۶۲۲۱.

بازتاب حکمت عملی بوستان و گلستان سعدی در اشعار بلوچی مولوی عبدالله روانبُد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۳۹۶
سرچشمه های اصلی ادبیات حکمی و تعلیمی عبارتند از: اندیشه های ایرانیان باستان، فلسفه یونان و حکمت و کلام اسلامی. نویسندگان و سخنورانی که در دامان تمدن اسلامی پرورش یافته اند، هر کدام به اندازه توان خود از این منابع بهره مند گردیده و اندیشه های حکمی و تعلیمی را در آثار خویش متبلور ساخته اند. در قرن هفتم این نوع ادب در تعالیم حکمی و اخلاقی با استاد سخن، شیخ اجل سعدی شیرازی (606-690 ه.ق) در نظم و نثر به اوج خود رسید. مولوی عبدالله روانبُد (1305-1367ه.ش) ازجمله شاعران معاصر بلوچ زبان است که در اشعار خود از مضامین حکمی و تعلیمی بهره کافی برده و زیر تأثیر اندیشه های ایرانی- اسلامی و حکمت و فصاحت سعدی به نشر آثار و اشعار خود به زبان بلوچی پرداخته است. هدف از این پژوهش، معرفی جایگاه واقعی مولوی روانبُد، به عنوان «سعدی بلوچستان» و بررسی کیفیّت تأثیر پذیری وی از بوستان و گلستان شیخ اجل در حوزه حکمت عملی است. این پژوهش نشان می دهد که علاوه بر موضوعات مشترک جامعه بشری، اشعری بودن دو سخنور، سفرهای تحصیلی و شرایط اجتماعیِ تقریباً مشابه، سبب شده است که روانبُد بیشتر از دیگر شعرای بلوچ زبان از اندیشه و بیان سعدی تأثیر پذیرد. شیوه تحقیق در این مقاله برمبنای مکتب ادبیّات تطبیقی تاریخ گرای فرانسوی به روش توصیفی- تحلیلی است. نتایج به دست آمده از یافته های پژوهش بدینگونه است که اندیشه های بنیادی روانبُد برای توجیه مشیّت و حکمت خداوند در آفرینش جهان و مضامین حکمی و تعلیمی و نیز در تشبیه و تمثیل پردازی به سعدی شباهت دارد.
۶۲۲۲.

بررسی تطبیقی دو چکامه از صفی الدّین حلّی و عبدالرحمان جامی در مدح پیامبر اسلام (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۳۵۵
صفی الدین حلّی (وفات750 ه.ق) قصیده ای شامل نود بیت به زبان عربی و عبدالرحمان جامی (وفات898 ه.ق) ترکیب بندی به طول پنجاه و شش بیت به زبان فارسی، در منقبت پیامبر اسلام (ص) سروده اند. تحلیل این دو سروده در یک اقدام تطبیقی، فراراه نوشتار حاضر است. روش تحقیق، بر پایه نقد درون متنی، در پرتو ادبیات تطبیقی به شیوه مکتب آمریکایی است. موضوع یکسان و موقعیت متنی مشابه، نگارنده را بر آن داشت که به مقایسه این دو سروده، در دو حیطه شکل و مضمون بپردازد و همانندی ها و ناهمانندی ها را بازنماید. هر دو سراینده، مدایح خود را در عشق به پیامبر و در طیّ یک سفر پرشور زیارتی به مقصدِ مدینه آفریده اند. اشتیاق دیدار، رنج فراق و آرزوی آمرزش، جان مایه این چکامه هاست. هردو شاعر، زبانی عذرخواه و روحی خاکسار دارند؛ اگر چه حلّی، از شور عاطفی جامی و صدق هنری او برخوردار نیست و کلان نگری او را ندارد. عاطفه عرفانی در تمام عناصر شعری ترکیب بند جامی از قبیل واژگان، اسلوب عبارات، صور خیال و موسیقی، نیرویی نافذ و کنشگر بوده است. وانگهی عواملی از قبیل ضعف عاطفی در مدح، پایبندی به ساختار سنتی قصیده، طولانی بودن سروده و تنگنای قافیه، از انسجام و اثربخشی مدحیه حِلّی کاسته است.
۶۲۲۳.

هنرسازه فاوآمیزی و جلوه های آن در شعر محمد عفیفی مطر و احمد عزیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۳۳۰
هم نشین شدن واژگان در دو زبان عربی و فارسی را می توان تا حد زیادی ناشی از تناسب معنایی بین آن ها دانست؛ اما در زمان معاصر با گسترش هنجارگریزی، نوع جدیدی از آن شکل گرفت که دلالت بر عدم تناسب معنایی در ترکیب واژگان دارد. این نوع از هنجارگریزی که «فاوآمیزی» نامیده می شود، نخستین بار توسّط «میخائیل باختین» نظریه پرداز روس مطرح شد. این پژوهش سعی دارد به صورت تطبیقی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، به جستجوی جلوه های «فاوآمیزی» و دلالت های آن در اشعار محمد عفیفی مطر (1935-2010) و احمد عزیزی (1337-1395) بپردازد. یافته ها نشان می دهد، هر دو شاعر جهت خلق ترکیبات تازه در فرآیند فاوآمیزی، واژگان خود را از شبکه های مختلف معنایی همچون: طبیعت، انسان، حیوان، صنعت، دین و مذهب، برگزیده اند. کاربرد ترکیب های نامعمول و تصرف در اصول ساختار معنایی واژگان، اشعار این دو شاعر را از آفرینش های بدیع ادبی سرشار نموده و مخاطب را در درک مفهوم این ترکیبات به درنگ وا داشته است. براساس تقسیم بندی انجام شده از شبکه های مختلف معنایی واژگان در آثار عفیفی مطر و عزیزی، مشخّص شد که ترکیب پدیده های طبیعی و مختصات انسانی، بیشترین بسامد را نسبت به باقی ترکیب ها دارد. به کارگیری این فنون ادبی در شناخت نگرش این دو شاعر و غنی سازی جلوه های زیبایی شناختی اشعار آن ها تأثیر بسزایی داشته است.
۶۲۲۴.

نظریه و متن ادبی (آسیب شناسی مقالات منتشرشده بر پایۀ آرای گریماس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۰ تعداد دانلود : ۴۳۱
گریماس یکی از نظریه پردازان ساختارگرای حوزه روایت است که آرای او در این حوزه، بسیار زیاد مورد استناد پژوهشگران قرار گرفته است. نظریه روایی او به دلیل تقسیم بندی های خاصی که دارد، درخور توجه است. این پژوهش با شیوه توصیفی- تحلیلی به آسیب شناسی بیش از 60 مقاله پژوهشی که تا سال 1400 در نشریات داخلی چاپ شده اند، پرداخته است. ضرورت انجام این پژوهش در برداشت های نارسا و ناقصی است که از نظریه گریماس شده و باعث شکل گیری پژوهش هایی قالب بندی شده و به دور از تحلیل و تفسیر شده است. نتایج حاکی از آن است که عموم پژوهش ها بر اساس نظریه گریماس، با ارجاع به اصل کتاب او نبوده و اکثراً با مراجعه به مقالات یا کتاب هایی که به نوعی به آرای گریماس پرداخته اند، صورت گرفته است. در برخورد با نظریه گریماس، متن ادبی نادیده گرفته شده و متن در حکم، تمرین نقدگونه ای است برای اثبات نظریه؛ خود پژوهشگران نیز در مقالات خود گاه به صورت برجسته به این نکته که پژوهش انجام گرفته انطباق کامل با الگوی گریماس دارد به شیوه های مختلف اشاره کرده اند که نشان از عدم درک درست از انجام پژوهش های نظریه محور دارد.
۶۲۲۵.

نقش سه وزیر(شمس الدین اصفهانی، معین الدوله پروانه و صلاح الدین ایوبی) درمنشآت سلاطین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۴۲۳
نقش سه وزیر(شمس الدین اصفهانی، معین الدین پروانه و صلاح الدین ایوبی) در منشآت سلاطین چکیده منشآت سلاطین، اثری از کاتبی نامعلوم در سده ششم و هفتم است که در موضوع اصول مکاتبات دولتی و دیوانی (ازجمله: تهنیت، تعزیت، رواتب، مراتب، دستورهای حکومتی، قواعد املا، شیوه های اغراق گویی و...) تألیف شده است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی، نامه های سه وزیر (شمس الدین اصفهانی، معین الدین پروانه و صلاح الدین ایوبی) را بررسی کرده و از خلال آن ویژگی های ،اجتماعی و تاریخی و فرهنگی آن روزگار را کاویده است. درزمینه منشآت سلاطین، تا به حال پژوهش روشمند و آکادمیکی صورت نگرفته است نتایج تحقیق نشان می دهد اندیشه های ایرانشهری در منشآت سلاطین به شکلی پررنگ و برجسته نمود یافته است. نویسندگان در لابه لای این نامه ها، مخاطبانشان را به راستی، داد و خرد فراخوانده اند و درحقیقت آیین نامه مستقل و مستندی تدوین کرده اند که مانع از انحراف و زوال زودرس حکومت شده است. کلیدواژه: منشآت سلاطین، مکاتبات دیوانی، اندیشه ایران شهری، سبک شناسی
۶۲۲۶.

تخمین تاریخ تولد فتحعلی خان صبا و سرودن شاهنشاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۴۱۹
شاهنشاهنامه صبا به عنوان نخستین منبع تاریخی ادبی درباره جنگ های ایران و روس، از جمله آثاری است که ارتباط تنگاتنگ میان درک متن و بافت تاریخی آن را نشان می دهد؛ به گونه ای که شناخت دقیق تاریخ سرودن این منظومه که در گرو تخمین دقیقی از زمان تولد شاعر است در درک درست رخدادهای نقل شده در اثر، نقش مهمی دارند. همچنین اهمیت یک منبع دست اول تاریخی مانند شاهنشاهنامه ، در فاصله زمانی روایت حوادث با وقوع آن حوادث است. به رغم اهمیت صبا و شاهنشاهنامه ، جزئیات مهمی از زندگی شخصی و ادبی فتحعلی خان صبای کاشانی، ملک الشعرای دربار فتحعلی شاه، مشخص نیست. از جمله نکات تاریخی مغفول یا مغلوط درباره زندگی صبا، تاریخ تولد و سرودن مهم ترین منظومه او، شاهنشاهنامه ، است. در شرایطی که هیچ منبع دست اولی در باب تاریخ های مذکور سخن نگفته است، منابع بعدی ناچار به تخمین این تاریخ ها شده اند و متأسفانه در تخمین زمان، اشتباه کرده اند. در پژوهش حاضر، از روش گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای استفاده شده است. مطالب جمع آوری شده از منابع مکتوب، با داده های دیگر مقایسه و تحلیل شده اند. . در نتیجه، صبا در 1176ق. به دنیا آمده، منظومه شاهنشاهنامه را در بازه زمانی 1221 تا 1225ق. نوشته و احتمالاً از سال 1226 تا 1229ق. نیز مشغول سرودن خداوندنامه بوده است. بنابراین شاهنشاهنامه نخستین متن موجود درباره جنگ های دور اول ایران و روس است. این منظومه تنها منبعی است که به صورت هم زمان، وقایع را گزارش کرده است.
۶۲۲۷.

تبیین روابط علّی مقولات مؤثر در نظریه سبک شناختی ملک الشعرای بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۵۸
جایگاه علمی سبک شناسی و روش شناسی آن در ایران هنوز به درستی معلوم نشده است. غالباً روش توصیفی و قیاسی روش مطروحه است. نزدیک به هفتاد سال از پیدایش علم سبک شناسی در ایران می گذرد، اما رویکرد نظری سبک شناختی مبدع آن، ملک الشعرا بهار، به درستی تبیین نشده است. پیشنهاد می شود که در ابتدا رویکرد نظری او با تلفیق تحلیل محتوای کیفی و عملیات نرم مبتنی بر فلسفه تفسیرگرایی، شناخته شود و الگویی شماتیک، قابل سنجش و تعمیم پذیر از نظر او عرضه گردد، سپس برای تبیین روابط علّی مقولات مؤثرِ نظریه وی، پرسش نامه ای تهیه شود، متخصّصان آن را پاسخ دهند و با تکنیک دیمتل روابط موجود تجزیه و تحلیل شود. تحلیل داده ها نشان می دهد که نظریه بهار 6 مقوله اصلی دارد که تأثیرگذارترین آن ها «علم و دانش»، «دانش و پیوستار ادبی» و «فرهنگ» هستند و تأثیرپذیرترین آن ها «سبک پژوهی»، «جریان شناسی سبک» و «سبک» هستند؛ این نتیجه فرضیه ها و مدل پژوهش مرتبط پیشین را تقویت می کند. ماتریس نهایی نشان می دهد که «علم و دانش» عامل مستقل است و «سبک پژوهی» عامل وابسته. این مقاله افزون بر اینکه مقولات اصلی رویکرد سبک شناختی ملک الشعرای بهار را در ایران نشان می دهد، می تواند تغییری در روش شناسی پژوهش در زبان و ادبیات فارسی، به ویژه سبک شناسی، نیز ایجاد کند
۶۲۲۸.

بررسی صلح و مدارا در اندیشه مولوی وعطار و مقایسه آن با رویکرد صلح گرایی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۴۰۰
صلح از دغدغه های بشری است که در ادبیات عرفانی و اندیشه های فلسفی در ادوار گوناگون مورد توجه بوده است. در آثار عطار و مولانا صلح جویی به عنوان نیازی اجتماعی برای رفع کینه ها و دشمنی ها معرفی شده و بازتاب یافته است. ملاصدرا نیز به مفهوم صلح و مدارا توجه ویژه ای داشته است. هدف از این مقاله بررسی زمینه های تحقق صلح بشری از طریق تطبیق رویکرد صلح جویی عطار و مولانا و مقایسه آن با نگاه فلسفی ملاصدرا است. مسئله پژوهش، میزان همگرایی و یا تعارض میان دیدگاه های صوفیانه عطار و مولانا با رویکرد فلسفی ملاصدرا درباره صلح و همچنین امکان پیوند میان دیدگاه های آنان برای اثر گذاری در اجتماعات انسانی است. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی نوشته شده است. نتیجه به دست آمده از پژوهش نشان می دهد که صلح گرایی به عنوان جریانی اجتماعی در آثار عطار و مولانا تحت مفاهیم و عناوین «صلح درون» و «صلح کل» پایداری مداومی دارد. با نگرشی صوفیانه، عطار و مولانا مردم را به صلح درون و صلح کل در پرتو فضیلت های اخلاقی اعم از عشق، تسامح، مدارا، قناعت و نیکی دعوت کرده اند. ملاصدرا نیز جلوه های صلح را در راستای وصول به مقام «انسان کامل» مورد توجه قرار داده اما شالوده صلح در فلسفه صدرایی بر خلاف شعرای مذکور، که مبتنی بر تجربه عارفانه (کشف و شهود) است، مبتنی بر عقلانیت نظری با رویکرد اعتدال گرا و عدالت محور است و او امنیت را در زندگی اجتماعی برای تحقق صلح ضروری می داند.
۶۲۲۹.

بررسی تلمیحات روایی-قرآنی در مجموعه اشعار فاضل نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۴۴۲
تلمیح یکی از کهن ترین و پرکاربردترین صنایع بلاغی است که به سبب عواملی چون فشردگی و ایجاز زبانی خاص خود، ورود قسمتی از یک متن غایب در متن حاضر و نقش پررنگ مخاطب در ادغام و دریافت این تداخل متنی و ...، در همه ادوار مورد توجه شاعران بوده و موجب غنای معنایی و زیبایی شعر شده است. این صنعت ادبی در اشعار شاعران معاصر با پیچیدگی ها و تنوع فرمی و محتوایی بیشتری به کاررفته که تحلیل و بررسی آنها نیازمند مطالعات دقیق تر با رویکردهای نوین است. از سویی، قصص قرآنی یکی از اولین متونی است که شاعران کلاسیک و معاصر فارسی در تلمیحات خود به آنها اشاره دارند. برهمین اساس، در پژوهش حاضر تلمیحات روایی-قرآنی در اشعار فاضل نظری را با تأکید بر تنوع ساختاری و فرمی تلمیحات بررسی کرده است؛ تا دریابد بیشترین تلمیحات روایی در اشعار او کدام است و نظری با چه روش ها و فنونی از تلمیحات روایی قرآن در اشعارش استفاده کرده است. پس از بررسی توصیفی- تحلیلی هر شش دفتر شعر نظری، این نتایج به دست آمد که از نظر محتوایی داستان های آدم (ع) و یوسف(ع) پربسامدترین تلمیحات قرآنی در غزلیات نظری هستند؛ همچنین از حیث ساختاری انواع تلمیحات ترکیبی، چندوجهی، پژواکی، آیرونیک و... در اشعار او وجود دارند که این امر بیانگر تنوع کاربرد و پیچیدگی ها و ظرافت های هنری این صنعت در اشعار این شاعر است.  
۶۲۳۰.

L’Education à L’Environnement par Le biais du Conte de Le Clézio dans une Perspective D’Apprentissage Scolaire(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۷
Etant un lieu d’instruction et de transmission de savoirs, l’école contribue à la construction des valeurs, à l’enseignement des morales et de leurs ancrages dans l’esprit des enfants. Cet objectif se réalise progressivement en ouvrant les portes des univers de l'écrit et notamment celles de la littérature qui offrent aux enseignants une multitude de pistes d’exploitations pédagogiques. Par sa dimension manichéenne et sa fonction éducative, le conte est l’un des genres littéraires dont l’usage didactique offre de nombreuses potentialités pédagogiques. Il sera question dans le présent article de l’aborder dans une perspective d’éducation à l’environnement dans le cadre de l’apprentissage scolaire dont les contenus reposent en partie sur la restitution du vécu des personnages de Mondo et autres histoires de Jean-Marie Gustave le Clézio. Cette démarche vise à faire revivre aux élèves les expériences de ces personnages ainsi que leurs interactions avec les éléments de la nature et qui serviront de modèles de conduites à adopter pour une meilleure éducation à l’environnement.
۶۲۳۱.

Étude du Mètre et des Minuscules dans la Poésie Verlainienne(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۲۹۳
Paul Verlaine est avant tout un poète : son œuvre offre moins d'une dizaine de courts recueils publiés entre 1866 et 1890. Ce qui est frappant chez Verlaine, c’est jouer subtilement sur les mètres pairs et impairs, les rythmes rompus et les formes courtes. Le système métrique, par ses contraintes, constitue en effet un espace privilégié pour faire émerger la singularité du locuteur poétique. A ce titre, le choix de l’impair chez Verlaine est tout sauf anodin : il prend part à ce dispositif général d’indécision, d’hésitation quant au rythme ou à la diction. Bien qu’on pense les rimes impaires sont fondamentalement incomplet. En somme, l’art mineur souhaité par Verlaine trouve à s’exprimer stylistiquement dans sa propension pour les préfixes (mi-, demi-) et surtout les suffixes diminutifs (–ette, –otte, –asser, –eter, –iller, etc.). De tels mots, choisis à dessein, s’intègrent dans une esthétique générale de miniaturisation : les êtres et les choses semblent frappés d’amoindrissement, de ténuité. Mais ce goût pour les suffixes diminutifs souligne également le désir d’atténuation constant chez Verlaine Il faut rappeler que quelques œuvres de Verlaine, malgré les apparences traditionnelles, nous signalent plutôt la modernité et la liberté de ce poète. Dans cet article on va faire une petite recherche stylistique sur la poésie verlainienne à travers les mètres et les minuscules des poèmes de ce poète.
۶۲۳۲.

نقش اشارات عرفانی در مثنوی معنوی (براساس تمثیل های روایی دفتر 4، 5 و 6)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۹۳
مولانا در مثنوی بارها با اشارات عرفانی کوشیده ذهن مخاطبان خویش را به مسائل معرفتی روشن تر سازد و با ذکر تمثیل و داستان پردازی، سطح ادراکی یاران و همراهان مثنوی را بالاتر آورد. با ژرف نگری در تمثیل های روایی مثنوی می توان به اشارات پیدا و پنهان عرفانی رسید که انعکاس و بسط معنایی آنها در سطوح روایتی، سرانجام زمینه ساز وحدت آفرینی و یگانگی در مثنوی می شود. این نگرش و تأثیر وحدت آفرین به اشارات عرفانی از تیررس بسیاری از پژوهشگران و روایت شناسان دور مانده است. این پژوهش که با روش مطالعه کتابخانه ای و توصیفی به رشته تحریر درآمده است و می کوشد نقش اشارات عرفانی مولانا را در پردازش تمثیل های روایی با تکیه بر روایت های داستانی دفترهای چهارم، پنجم و ششم مثنوی معنوی، نشان دهد. در این جستار با ژرف نگری و بهره گیری از تمثیل های روایی مثنوی، ارتباط روساخت و ژرف ساخت تمثیل ها و همچنین شیوه پردازش مطالب عرفانی در چهار گونه (اشارتی، درونمایه ای، مثالی و داستان درونه ای) نمایان گردید. سرانجام، نقش اشارات عرفانی در دو سطح تمثیل روایی (روساخت و ژرف ساخت) با عنوان «سمبل»، «بیت راهنما» و نیز پیوند معنایی بین سطوح روایتی مورد بررسی قرار گرفت. آشنایی با شیوه پردازش مطالب عرفانی و بررسی پیوند معنایی در سطوح روایتی از نتایج پژوهشی مقاله حاضر است و می توان این پژوهش را گامی در جهت شناخت ساختار و محتوای تمثیل های روایی مثنوی دانست.
۶۲۳۳.

نگاهی به تمثیل و نماد در دو داستان «انتری که لوطی اش مرده بود» از صادق چوبک و «حصار و سگ های پدرم» از شیرزاد حسن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۲ تعداد دانلود : ۴۰۰
ادبیّات داستانی یکی از بارزترین عرصه هایی است که مسائل و معضلات اجتماعی در آن به خوبی بازنمایی می شود. روایت های داستانی، ویژگی های هر جامعه ای را در بافت و کنش شخصیّت های خود برجسته و علاوه بر توصیف و تصویر نمودن آن به گونه ای پیچیده و در اشکال و بیان های ادبی آن را به نقد می کشند. در برخی دوره های اجتماعی نویسندگان به دلیل استبداد و خفقان حاکم بر جامعه و ترس از مجازات حکومت به راحتی نمی توانند اندیشه های خود را بیان کنند از این رو متوسّل به قالب های سمبولیک می شوند و تمثیل یکی از این قالب های پرطرفدار است. در زمینه ادبیّات داستانی، در ایران و عراق، نویسندگانی چون صادق چوبک و شیرزاد حسن، هر دو از سرآمد نویسندگان صاحب سبک و تأثیرگذار در ادبیّات معاصر به شمار می آیند و در این زمینه، آثار ماندگاری بر جای نهاده اند. با توجّه به این که صادق چوبک و شیرزاد حسن با دیدگاه های مشابه به طرح مسائل و مشکلات جامعه خویش پرداخته اند، داستان «انتری که لوطیش مرده بود» از صادق چوبک، با داستان «حصار و سگ های پدرم» از شیرزاد حسن برای بررسی و مقایسه انتخاب شده اند. در پژوهش حاضر سعی بر آن است که با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی به معنای لایه دوم داستان های تمثیلی مذکور پی برده شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که توجّه هر دو نویسنده، معطوف به عامّه مردم و توده فرودست جامعه است و هرکدام در پوشش یک داستان تمثیلی، روابط و مناسبات اجتماعی و سرنوشت انسان ها در جامعه ایران و عراق را در دوره های دیکتاتوری رضاشاه و صدام حسین بازگو کرده اند.
۶۲۳۴.

بررسی تطبیقی محورهای سه گانه بینامتنیّت ژرار ژنت با نظریّه بلاغت اسلامی در حدائق الانوار محمدصادق قومشمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۴۹
پیوندهای بینامتنی در نظریه ترامتنیت ژنت، از رویکردهای نوین در خوانش و نقد متون است. بر اساس این رویکرد، هیچ متنی مستقل از دیگر متون نیست و هر متن، بینامتنی است برآمده از متن های پیشین که در متن های پسین نیز حضور خواهد داشت. ژرار ژنت، یکی از نظریه پردازان حوزه پیوندهای بینامتنی، نظریه ترامتنیت خ ود را در پنج محور صورت بندی کرده که یکی از آن ها محور بینامتنیت است. وی بینامتنیت را به سه گونه پیوند بینامتنی، آشکارا تعمدی، پنهان تعمدی و ضمنی، تقسیم کرده و حوزه مفهومی هر یک از این تعبیرها را هم تعریف و تحدید کرده است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی تطبیقی وجوه بینامتنی ژنت با نظریّه بلاغت اسلامی در رساله حدائق الانوار محمدصادق قومشمی می پردازد. بر این اساس، انواع بینامتنی آشکار تعمّدی، پنهان تعمّدی و ضمنی و وجوه تطبیقی آن ها در بلاغت اسلامی از جمله ارسال المثل، اشاره، اقتباس، تمثیل، تلمیح، تضمین، حل و انتحال و عقد در این متن بررسی می شود. بررسی میزان استفاده از متون پیشین بر اساس نظریه ژنت و تطبیق آن ها با نظریّه بلاغت اسلامی از اهداف این پژوهش به شمار می رود. نتیجه پژوهش حاکی از این است که بیشترین گونه بینامتنی، بینامتنیّت ضمنی و در تطبیق با بلاغت اسلامی از گونه تلمیح است. پس از آن به ترتیب بینامتنیّت پنهان تعمّدی بیشترین فراوانی را دارند. هنر قومشمی در چگونگی به کار بردن متون پیشین و استفاده از عنصر بینامتنی و ایجاد پیوند بدیع و مبتکرانه بین متون پیشین و متن حاضر به گونه هنرمندانه باعث جذب و اقناع مخاطب شده است.
۶۲۳۵.

کاربست داستانی امیرارسلان در نظریه روایتی تزوتان تودوروف (با تاکید بر وجوه روایتی داستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۷۶
امیر ارسلان نامدار، از داستان های شفاهی بازمانده از ادبیات کهن فارسی است که به رشته تحریر درآمده. آن را حد فاصل قصه پردازی سنتی و رمان نویسی در ایران دانسته اند. قصه های عامیانه، همواره مورد توجه ساختارگرایان و روایت شناسان بوده ا ند. در این میان، تودوروف در بررسی روایت های اسطوره ای، به ویژه قصه ها، موفقیت چشم گیری یافته است. در این مقاله، به تحلیل و بررسی وجوه روایتی در داستان امیر ارسلان نامدار می پردازیم. حالت غالب گزاره ها در داستان، وجه اخباری است و زمان وقوع افعال گذشته می باشد. در میان وجوه غیر اخباری؛ وجوه فرضی، بسامد بیشتری دارند. وجوه شرطی و پیش بین، هردو به یک نسبت، در داستان حضور دارند. پیش بینی هایی که به وسیله رمل و اسطرلاب صورت گرفته، غالبا درست و پیش بینی افراد، با احتمال خطای بیشتری مواجه است. در میان وجوه خواستی؛ وجه تمنایی، بسامد بیشتری نسبت به وجه الزامی دارد و این نشان دهندهآن است که خواست و آرزوهای افراد بیش از قوانین حاکم بر جامعه،داستان و اتفاقات را پیش می برند.
۶۲۳۶.

خوانش فیلمنامه های سوررئالیستی تری گیلیام بر اساس رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۳۵۴
این پژوهش قصد دارد به بررسی تاثیر نمادها و استعاره ها در فیلمنامه های سوررئالیستی تری گیلیام با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک پل ریکور بپردازد. گیلیام بنا به منِ مفسرش این امکان را به کاراکترهایش می دهد در دلِ مباحثی چون کهن الگوها، روایات، تاریخ، زمان و مکان شناور باشند، تا از جانب گیلیام به عنوان پدیده ای منحصر به فرد، بازتعریف شوند. هدف محقق کشف معانی ثانویه جهان متون فیلمنامه های تری گیلیام در یک فرآیند دیالکتیکی است و قصد دارد فیلمنامه های گیلیام را بر مبنای آرای هرمنوتیک پل ریکور تفسیر نماید. پل ریکور معتقد است برای پَر و بال دادن به قوه ی خیال باید واقعیت را به حالت تعلیق درآورد، تا با بازگشت به ماهیت اشیاء و پُر رنگ کردن نقش استعاراتِ درون متنی، بتوان معنای اولیه ی آنها را کنار زد و معانی جدیدی به آنها افزود. با این تعریف کارکرد قدرت خیال انسان ها در آثار گیلیام برگ برنده ای برای اوست تا قهرمانان آثارش بتوانند پیش برنده ی داستان در جهانی غیرواقعی باشند. از نمونه هایی که گیلیام در فیلمنامه های مونتی پونتی، زمان به اسارت گرفته شده، برزیل، ماجراهای بارون مایچوزن، به آن ها پرداختی هرمنوتیک داشته است میتوان به بازشناخت حکایات، بازتعریف روایات، شوخی با اساطیر، بازتعریف قصص با رویکردی فراتاریخ نگارانه اشاره کرد. الگوی تحقیق در این پژوهش پدیدارشناسی شهودی است که به جای پرداختن به صرف واقعیت، به مفاهیم نهفته و چگونگی پدیده ها توجه دارد. محقق با شیوه ی توصیفی، تحلیلی قصد دارد به سمتِ ماهیت پدیده ها و تفسیرِ مفاهیم ثانویه ی فیلمنامه های گیلیام حرکت کند تا با خوانشی پدیدارشناختی بتواند به شناخت بهتر این رویکرد هنری با مانیفست سوررئالیسم دست یابد.
۶۲۳۷.

بررسی تطبیقی استعاره شناختی عشق در مثنوی های عطار و مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۳۷۵
نظریه استعاره های شناختی یا مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نیست، بلکه اساس تفکر انسان، استعاری است. ابتدا استعاره های شناختی ابتدا در زبان روزمره بررسی شد، اما با توجه به انتزاعی بودن آثار هنری، ادبی و عرفانی، آرام آرام جای خود را در مطالعات عرفانی باز کرد. عشق به عنوان کلید ی ترین عنصر عرفان، نقش مهمی در متون عرفانی به ویژه عرفانه عاشقانه و ذوقی دارد. این پژوهش برمبنای نظریه استعاره شناختی لیکاف و جانسون، به دنبال شناخت عمیق تر تبیین/فهم عشق در مثنوی های عطار و مثنوی مولانا از منظر شناختی است. در این مقاله عشق به عنوان حوزه مقصد در نظر گرفته شده و حوزه های مبدأ آن در مثنوی های دو شاعر بررسی شده اند. سپس مقایسه ای بین حوزه های مبدأ عشق در آثار ایشان صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که علی رغم شباهت دیدگاه دو شاعر نسبت به عشق، بین نگاه مولانا و نگاه عطار، تفاوت هایی وجود دارد. عطار بیشتر به جنبه های قهاریت عشق توجه داشته است، حال آنکه مولانا بیشتر به جنبه های فنا، سرمستی و لذت و ذی شعور بودن عشق توجه دارد. در واقع، سیر تلقی عشق از عطار به مولانا، از قهاریت، کشندگی و نابودگری عشق، به سمت اتحاد، درد و رنج آمیخته با لذت، و شمولیت عشق بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان