نگاه مولوى به موسى (ع) همان نگاه قرآنى است که در آیات الهى آمده است. موسى (ع) در مثنوى معنوى گاه چون مریدى است که از ولادت تا وفات با عنایت الهى رشد و نمو یافته، در مسیر شریعت ربانى گام نهاده، طریقت معنوى راکه آزموده وبه منزل حقیقت خلیفة اللهى واصل گردیده است. وگاه چون شیخ کاملى براى قوم بنى اسرائیل به مدد الهى معجزات نه گانهء خویش را آشکار مى سازد و وادیهاى خطرناک رهایى از فرعون و قارون ستمگر راکه مثل شیطان و نفس هستند پشت سرگذارده و به مقامات الهى نایل گردانیده است. با اینهمه مرسى (ع) در برابر خضر (ع) چون سالکى زانوى تأدب به زمین زده و در آزمون سخت صبر مردود گشته برمى گردد. موسى (ع) در نظر مولوى گاه مظهر عقل الهى است وگاه مظهر عقل بشر
حکیم ناصرخسرو قبادیانى از حکما و شعراى بزرگ قرن پنجم ایران است که تحول روحى عجیبى درسن 45 سالگى در وى ایجاد شد به گونه اى که تمام دنیا و مظاهرش را رها کرده، به سفرى طولانى پرداخت و در این سفر پرماجرا ضمن ملاقات با فاطمیون مصر به عقاید اسماعیلیان (= فاطمیه) گرایش پیدا کرد و ضمن پیشرفت فراوان در این مذهب به عنوان حجت خراسان برگزیده شد و به تبلیغ عقاید خود پرداخت. اسماعیلیه که در اصل، پس از امام ششم شیعیان نشو ونما کردند داراى عقاید خاصى هستند براى دعوت خود داراى هفت مرتبه, مستجیب، مأذون، داعى، حجت، امام، اساس و ناطق بوده، خداى تعالى را بالاتر از حد صفات دانند و مبدأ اعلى را بعد از خدا عقل کل و پس از آن در درجهء ثانى نفس کل به حساب مى آورند.
در مقالهء حاضر به بررسى جادو در برخى از آیین هاى کهن بشرى پرداخته ایم. سپس برخى از مظاهیر جادو را مورد نظر قرار داده و بخشى از مضامین مربوط به آن را که در برخى از متون در ادبیات فارسى به کار رفته است، آورده ایم. نکتة مهئم آن است که بررسى جادو و مظاهر آن و دانستنی نکات ادبى به کار گرفته شده دربارهء جادو براى فهیم بخشى از مشکلاب ادبی مندرج در متولب نظم و نثر فارسى لازم و بایسته است.
شعوانه ابلیه پارسا زن ایرانی از اهالی بصره است که تذکره نویسان، سخنان عالی و احوالی شگفت از وی روایت کردهاند. وقایع زندگی او و دیگر زنان عارف در لابه لای اوراق کتابهای صوفیه گم شده، و اطلاعات ناچیزی از آن در دست است. این مقاله به مطالعه دوره زندگی، شرح احوال و آثار وی پرداخته است. شعوانه در قرن دوم هجری میزیسته است. او در میان دسته ای از زنان اهل بصره جای دارد که همگی طریق زهد و ریاضت را پیموده و در طریق فقر و تصوف سلوک کردهاند. از جمله ویژگیهای این گروه بانوان عارف، خوف و حزن دائم است. شعوانه نیز روزگار را به عبادت و حزن و گریه دائم میگذراند. وی صدای خوشی داشت و در مجلس وی، زنان و مردان حضور مییافتند و وی اشعاری را برای ایشان می خواند و مستمعان با وی میگریستند. زندگی فقیرانه وی نشاندهنده عدم وابستگی و تعلق مادی این زن به دنیا و مافیهاست. با فضیل عیاض، صوفی مشهور خراسانی دیدار داشته و او را پند داده است. مناجاتهایی هم از وی باقی مانده است