این پژوهش، نقدی بر ترجمه های فارسی «الأجنحة المتکسّرة» اثر جبران خلیل جبران است. ترجمه های متعدّدی از این اثر در دست است و نظر به اینکه ناهمسانی هایی در میان ترجمه های این اثر با متن مبدأ مشاهده می شود، در این مقاله به بررسی و مقابلة شش ترجمه (انصاری، حبیب، ریحانی و هانی، شجاعی، طباطبائی و نیکبخت) با متن اصلی پرداخته می شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با هدف دستیابی به برگردانی نزدیکتر به متن اصلی، به بررسی و نقد تقابلی ترجمه های فارسی الأجنحة المتکسّرة با متن مبدأ می پردازد. مقابله و ارزیابی نمونه ها در این نوشتار، در چهار سطح «واژگان»، «معنا»، «بافت کلام» و «تأثیر ادبی» انجام می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین ناهمسانی ها در حوزة واژگان، معنا، بافت کلام و ادبیّت متن در ترجمة شجاعی مشاهده می شود. روی آوردن به اطناب و تفصیل غیرضروری در ترجمة ریحانی و هانی، بیش از ترجمه های دیگر است. صرف نظر از برخی لغزش ها در حوزة گزینش واژگان، ترجمة انصاری محاسن درخور توجّهی دارد که آن را از دیگر ترجمه های این اثر متمایز می کند. این ترجمه از منظر انتقال معنا، توجّه به بافت کلّی کلام و ادبیّت متن، نزدیکترین ترجمه به متن مبدأ است.
ملا محمد فضولی بغدادی، (890-963 ه.ق) شاعری است که به سه زبان فارسی، عربی و ترکی آثاری به نظم و نثر دارد. یکی از آثار او به نثر فارسی، «سفرنامة روح» است که به «حسن و عشق» و «صحت و مرض» نیز مشهور است. این اثر داستان ورود روح به بدن، ازدواج او با مزاج و سیر و سفر او در سرزمین بدن است. بیدل دهلوی شاعر بزرگ سبک هندی، (1054-1133ه.ق) نیز در مثنوی خود به نام «طلسم حیرت» بعد از مقدماتی در تحمید و بیان منشأ آفرینش و اظهار عجز در برابر ذات متعال و نعت رسول اکرم، داستانی از شاه روح می گوید که از مقام اطلاق به سیر ناسوت می آید و به جسم وارد می شود و مراحلی را در این منزلگاه طی می کند. در این مقاله با معرفی فضولی و بیان زمینه های مشترک و مساعد برای آشنایی بیدل با وی و آثارش بویژه «سفرنامة روح»، امکان استفادة بیدل از این اثر را در سرودن طلسم حیرت، مطرح می-کنیم. سپس به بررسی ساختار و عناصر و مقایسة این دو اثر و میزان شباهت آنها می پردازیم.