در میان پژوهشهای مربوط به خیام، تحقیق در رباعیّات خیامانه دیگر شاعران، به ویژه رباعیّات خیامانه عطار مغفول مانده است. از میان آثار متعدد منسوب به عطار، نه اثر به عنوان آثار مسلم الصدور او شناخته شده است و مختارنامه از آن جمله است. با این که عطار شاعر و عارفی بزرگ و صاحب سبک بود اما آن چه در اشعار و آثار منثور دیده می شود اقتفا از سبک پیشینیان است. به همین ترتیب، در رباعیات مختارنامه نیز بهره گیری از سبک سرایش سنایی، خیام و برخی دیگر از رباعیات عرفانی پیش از قرن ششم مشهود است. علاوه بر زبان، در برخی از رباعیات عطار، خصوصاً باب چهل و چهارم مختارنامه که در قلندریات و خمریات است، حتی محتوا هم به مضامین رباعیات اصیل خیام نزدیک می شود. فراتر از این بخش، ابوابی که بر اساس موضوعاتی همچون شکایت از نفس، مردم، دنیا و دیگر امور زندگی وحتی پیرامون یادکرد مرگ فصل بندی شده است، دارای رباعیاتی است که سیاق خیامی دارند. از میان رباعیاتی که مشترکاً هم به خیام و هم به عطار منسوب شده اند، نه رباعی در این مقاله به لحاظ نسخه شناختی، سبکی و محتوایی تحلیل شده است و انتساب آن ها به خیام رد و تعلق آن ها به عطار اثبات گردیده است.
احمد حامدی اصفهانی (ت 834 هجری) از شاعرانی است که بیش از دو دهه در دربار سلطان محمد فاتح زیسته و به فارسی و اندکی ترکی شعر سروده است. دیوان حامدی که به خط خود وی کتابت شده، با وجود اهمیت بسیار تاکنون تصحیح و چاپ نشده است. با توجه به شواهد و قرائن فراوانی که در دیوان حامدی وجود دارد، می توان او را در شمار پیشگامان مکتب وقوع و نازک خیالی به شمار آورد؛ حتی رگه ها و نشانه هایی از برجسته ترین ویژگی های سبک هندی نیز در دیوان وی مکرر یافت می شود. با آنکه شعر حامدی از نظر کیفیت و ویژگی های سبک شناسی تأمل برانگیز است، در کتب تاریخ ادبیات و سبک شناسی توجهی بدان نشده است. این موضوع می تواند به دلیل در دسترس نبودن دیوان وی بوده باشد. این مقاله علاوه بر شرح احوال و دقایق زندگی حامدی، نشان می دهد که حامدی از جمله پیشگامان ناشناخته مکتب وقوع و شعر مضمون یاب و دارای خیال خاص سدة نهم است. همچنین در این مقاله، اهمیت و ضرورت بازنگری در کتب تاریخ ادبیات و سبک شناسی بر اساس آثار ادبی نویافته شرح و بیان شده است.
در این مقاله پیوند میان شاعران فارسی زبان و هند به طور گذرا بررسی می شود . زیرا جای پای هند در شعر بسیاری از شاعران ایرانی به چشم می خورد و این امر البته به دلیل هم نژادی هم زبانی و همدلی دو ملت ایران و هند است که ستم ها و فشارهای برخی حاکمان در طول تاریخ هیچ تاثیر سویی بر روابط دوستانه ملت ها نداشته و روابط عمیق زبانی ، ادبی و فرهنگی همچنان تداوم یافته است .
به اشعار خواجه شیراز گونهگون نگریستهاند. اوزان مطبوع، قوافی دلکش، کلمات متناسب، معانی بلند، اشارات عرفانی و لطایف حکمی آن را دیدهاند و تحسین کردهاند امّا هنوز در این باره سخنهای ناگفته بسیار است و راه برای پویندگان عالم معنی هموار. رندیهای حافظ در بیان اندیشههای باریک و احساس لطیف از جمله مقولههایی است که کمتر به آن پرداختهاند. در این مقاله سعی نویسنده بر آن است تا از آن خرمن خوشهای و از آن مائده، ره توشهای دوستان را به ارمغان آورد
قافیه در شعر حکم نت (نغمه) فرود را در پایان ملودی (لحن) دارد. به عنوان مثال، اگر قطعه ای را در ماهور دو (do) اجرا می کنیم و در پرده های این دستگاه مانور می دهیم، نت پایانی و فرود ما همان نت do است. نگاهی به پیش درآمد ماهور و قسمت دوم (دلکش و فرود) و درآمد ماهور، کرشمه ماهور و چهار مضراب ماهور در شیوه آموختن تار و سه تار (ساکت 1376، ص 34-A) موید آن است که قطعاتی که مثلا در دستگاه ماهور do اجرا می شوند، پس از سیر در نت های ر، فا، می، ...، سرانجام به نت do فرود می آیند.
غزل امروزِ تاجیکستان شاخساری پُربار از درخت تنومند ادبیات فارسی است و، در دهه گذشته با سیری شتابناک، تحوّلاتی چشمگیر از سر گذرانده است. تحوّلات سیاسی اجتماعی جمهوری های استقلال یافته و تحوّلات فرهنگی ساحت ادبیات را نیز بی تأثیر نگذاشته است. در این مقاله، با روش تحلیل مفهومی و با ارجاع به آثار منتشرشده شاعران تاجیک (هشت شاعر کهن گرا و نوگرا که همه از نام بُرداران و تأثیرگذاران در شعر امروز تاجیک اند)، کوشش شده است برخی ابعاد برجسته غزل امروز تاجیکستان و نیز زوایای اثرپذیری شعر تاجیکستان از شعر معاصر ایران و به ویژه شعر انقلاب اسلامی در دو حوزه شکل و محتوا ارزیابی و بررسی شود.