دربارة داستان سیاوش، بیش از داستان های دیگر شاهنامهبحث شده است؛ اما همچنان بحث و جدل دربارة ساختار و ژرف ساخت آن ادامه دارد، به ویژه آنکه باید به ژرف ساختی از داستان دست یافت که بتواند ساختارهای متعدّد را تبیین کند. در این مقاله کوشش شده است ساختار کلان داستان سیاوش در ژرف ساخت های گوناگون تبیین شود تا از طریق آن، جایگاه و نسبت شخصیت های سیاوش، کیخسرو و فرود در طرح بزرگ داستان تحلیل شود. نتایج تحقیق، نقش تعیین کنندة چهار ژرف ساخت را در تکوین و روایت داستان سیاوش نشان می دهد. از میان آنها ژرف ساخت مبتنی بر اسطورة نمونة نخستین انسان از بنیادی ترین ژرف ساخت ها در ساختار کلان داستان سیاوش است که در تکوین ژرف ساخت های دیگر نیز نقش اساسی دارد. هر یک از این ژرف ساخت ها با ساختارهای متعدّد، جایگاه تأثیرگذاری در شکل گیری ساختار کلان داستان داشته اند. همة ساختارهای منشعب از این ژرف ساخت ها به گونه ای در هم تنیده شده اند که به پیچیدگی ساختار داستان سیاوش انجامیده است.
مقاله حاضر با شناسایی موقعیت کنونی دانشگاه پکن و بیان کوششهای فرهنگی این دانشگاه در زمینه توسعه زبان و ادب فارسی و فرهنگ ایرانی، بر اهمیت و ضرورت آگاهی بیشتر دو ملت ایران و چین برای برقراری مرابطات علمی و گسترش مناسبات و همبستگیهای فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد و راههای تفاهم و رهنمودهای ارزنده ارائه می دهد.
در این مقاله قصد بر این است که نقش دانش فرامتنی که به آن دانش پیشینه نیز می توان گفت، در ترجمه ادبی مورد بررسی قرار گیرد. یک ترجمه می تواند به دو شیوه انجام پذیرد، روش میان زبانی و روش درون زبانی. در ترجمه میان زبانی، اثری از زبان مبدا به زبان دیگر بر گردانده می شود، یعنی ترجمه میان دو زبان صورت می گیرد، در حالی که در روش درون زبانی، یک اثر از شکلی در زبان مبدا به شکلی دیگر در همان زبان انتقال می یابد.
این مقاله نشان خواهد داد که ترجمه متون ادبی اعم از این که ترجمه میان زبانی یا درون زبانی بحساب آید نباید منحصراً به برگرداندن مؤلفه های ظاهری متن اکتفا کند، لازم است تا آنجایی که ضرورت دارد بر تصاویر ذهنی فرامتنی که در ترکیب بیرونی متن بیان نشده است استوار باشد.
یکی از آموزه های نقد مدرن در تحلیل متون ادبی، به ویژه رمان و داستان، مفهوم چندآوایی و چندزبانی باختین است. چندآوایی و چندزبانی به عنوان ظرفیت بالقوة متن، این امکان را در اختیار خواننده قرار می دهد تا رمان و داستان را از نظر ویژگی های چندآوایی و چندزبانی واکاوی کند. در نوشتار حاضر، همت نگارندگان بر آن است تا یکی از رمان های مطرح معاصر، یعنی سنگ صبورصادق چوبک را از نظر ویژگی های چندآوایی و چندزبانی باختینی نقد و بررسی نمایند. برای نیل بدین منظور، چندآوایی و چندزبانی باختینی و جلوه های مختلف آن، اعم ازنقیضه پردازی، بینامتنیت ،هم آوایی اشخاص تاریخی ادبی و... را همراه با مصادیق و نمونه هایی از رمان سنگ صبورتبیین می کنیم و توضیح می دةم تا به این پرسش بنیادین پاسخ داده باشیم که با تکیه بر چه شواهد و مصادیقی از رمان سنگ صبورمی توان این رمان را واجد خصلت چندآوایی و چندزبانی و نیز جلوه های مختلف آن دانست؟