فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۸۱ تا ۶٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
شاعران چگونه در فضای شعر می اندیشند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر به اشاره در باب چیزی می پردازد که نمی توان آن را بیان کرد و اصولاً قابل بیان به نثر و زبان نثر و یا نثر منظوم نیست. در حقیقت، شعر قابل معنی کردن نیست، بلکه قابل تعبیر است.
برخی شاعران برای اندیشه و مسئله یا مناسبتی که در ذهن دارند اقدام به سرودن شعر می کنند. این گونه شاعران را «شاعران مناسبت ها» لقب می دهیم. به گمان ما در این صورت آن چه ساخته می شود در حوزة تمثیل قرار می گیرد و ارتباطی به شعر ندارد، زیرا شعر در مقولة رمز قرار می گیرد. از این جاست که هرمنوتیک (تأویل متن)، که دربارة آثار دینی به کار گرفته می شود، در باب شعر هم مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین هر خوانش (قرائت) از هر شعری خود رمزی تازه است که به سامان شعر افزوده می شود. حوادث بیرونی در برخورد با تجربیات شاعر در ذهن او انعکاس می یابد و شاعر را برابر با ساختار تجربیات او و جهت گیری وی نسبت به آن ها تحت تأثیر قرار می دهد. این تأثیر پذیری به صورت ناخودآگاه انجام می شود و در بیان دوبارة آن از سوی شاعر، به زبان، ترجمه می شود. بیان تأثر شاعر از سائقه های بیرونی عمدی نیست و ناخودآگاه بر مبنای جهان بینی او صورت می گیرد. هرگاه شعر در ذهن او و در ناخودآگاه او برساخته و کامل شد، به دنیای کلمات زاده می شود.
در این پژوهش نحوة اندیشیدن شاعر، و نه ناظم، در فضای شعر ردیابی می شود و نیز این نکته مطرح می شود که نظم محصولی فردی و شعر محصولی اجتماعی است؛ بدین معنا که در شعر فردیتِ هنرمند در هویتِ جمعی حل می شود، به بیان دیگر نظم تک اندیشی و شعر جمع اندیشی است.
واکاوی مارکسیسم، نیهیلیسم و شیطان گرایی در ادبیات عرفانی پائولو کوئلیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پائولو کوئلیو رمان نویس مشهور برزیلی و رهبر یکی از فرقه های انحرافی است. او نویسنده ای است که در دوران نوجوانی به بی ایمانی روی آورده و با گرایش شدید به آثار مارکس و انگلس، همه باورهای مارکسیستی را دگرگون کرده است. او در همین دوران علاقه مند به سحر و جادو گردید و به دنبال آن، جذب گروه های شیطان پرستی شد. کوئلیو پس از فروپاشی نظام های مادی مارکسیسم و فرویدیسم، خلأ حاصل از دین و معنویت را در غرب به خوبی احساس کرده و بر آن شده تا با استفاده از فن قصه نویسی، نیاز فطری بشر به عرفان و معنویت را مرتفع سازد. او در همین زمینه، با ادبیاتی صریح و ساده بر اندیشه های مارکسیستی، نیهیلیستی و شیطان پرستی لباس عرفان و معنویت پوشانده، آن را به جهانیان عرضه می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال مقایسه تطبیقی اندیشه های مارکسیسم، نیهیلیسم و شیطان گرایی با اندیشه های کوئلیو می باشد و اثبات نموده که وی در ادبیات عرفانی خود به شدت متأثر از مارکسیسم و شیطان گرایی بوده و عرفان او عرفانی سکولار است.
گذری بر عاشقانه سرایی در شعر پارسی: سیمای معشوق در عاشقانه های اخوان ثالث
منبع:
گلستانه ۱۳۷۸ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
نقد کهن الگویی سفرِ قهرمان در داستان هفت خان اسفندیار بر اساس نظریّة ژوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشتار، تحلیل نمادهای داستان هفت خان اسفندیار، بر اساس نظریّة فرآیند فردیّت یونگ است که در نظریّة تک اسطورة ژوزف کمپبل، نمود یافته است. کمپبل برای سفر قهرمانان اساطیری، به منظور دست یافتن به فردیّت، الگویی در نظر گرفته که از سه مرحلة اصلی عزیمت، تشرّف و بازگشت تشکیل شده است. در این مقاله، سفر اسفندیار در هفت خان با این الگو و مراحل خردتر آن سنجیده و نشان داده شده است. خودآگاهِ ایرانی در هیأت اسفندیار، در پی توران که ناخودآگاهِ اوست، به آن سرزمین سفر می کند. اسفندیار که نمادی از کهن الگوی قهرمان است، می کوشد تا با ناخودآگاهِ درون بوحدت برسد. او به یاری پیرِ فرزانه و امدادهای غیبی، نخست در هفت وادی، سایه را با خود هم راه می کند و سپس با ورود به آستانِ تشرّف و غلبه بر نفسِ امّاره، با سه آنیمای درون بوحدت می رسد و با برکتی که از این سفر بدست می آورد، به سویِ جامعة خویش بازمی گردد تا با در دست گرفتنِ قدرتِ وعده داده شده از سویِ خودآگاه، به اصلاح و تحوّل جامعه بپردازد. این که اسفندیار بعدها به رویارویی با رستم برمی خیزد و قدم در راه بی بازگشت می گذارد، بیان گر این واقعیّت است که در سفر مثالیش نتوانسته با ناخودآگاه بِیگانگی برسد. بی بهرگیِ او از فرایند فردیّت و سیر ناقص او در روندِ کمال، موجب می شود تا بر تخت شاهی ننشیند و در نیمة راه زندگی، جان بسپارد.
زن در آیینه: نگاهی به نقش زن در ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
عقل دکارتی و جنون نیشابوری
حوزههای تخصصی:
بررسی اندیشه های پارادوکسیکال (متناقض) در شعر نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار صوری زبان غزلهای هوشنگ ابتهاج
حوزههای تخصصی:
رستم و سهراب، شورانگیزترین داستان شاهنامه (نظرخواهی درباره فردوسی و شاهنامه او)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار درهفت خان رستم: نقدی بر کهن الگوی سفر قهرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1949، جوزف کمبل (1987-1904) اسطوره شناس امریکایی، در کتاب قهرمان هزار چهره دیدگاه خود را درباره اسطوره یگانه طرح می کند: قهرمان به زندگی روزمره و روزمرگی زندگی پشت می کند؛ سفری مخاطره آمیز را به جان پذیرا می شود؛ به مقابله با موجودات متخاصم و نیروهای بازدارنده می پردازد؛ بر آن ها فایق می آید و سرانجام در بازگشت، فضل و برکتی را که ره آورد این سفر خطیر است، به یارانش ارزانی می دارد. در این الگو، کمبل به شیوه رایج ساختارگرایان، در پی ارائه نمایه ای بنیادین برای کهن الگوی سفر قهرمان است. به همین منظور، شواهد متعدد ی را از داستان های اقوام و ملل مختلف فراهم می آورد و طرحی جامع را در این زمینه پیشنهاد می کند. در مطالعه حاضر، رابطه بین دو حوزه معیّن در نقد کهن الگویی – تصاویر ازلی و کهن الگوی سفر قهرمان - در روایت داستان هفت خان رستم از شاهنامه فردوسی بررسی شده و در پایان مزایا و کاستی ها ی این الگو نقد شده است.
اخلاقیات: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
ترس از مرگ در آثار عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترس از مرگ دلایل گوناگونی دارد؛ زیرا مرگ امری مجهول است که هیچ کس نه آن را شناخته و نه تجربه کرده است. مرگ تنها چیزی است که انسان ها را با هم برابر و یکسان می کند و برای هیچ کسی استثنا قائل نمی شود. انسان ها از مرگ می ترسند؛ زیرا به جهان آخرت اعتقاد دارند و در آنجا باید نتیجه اعمالشان را ببینند. چون انسان ها زندگی جاوید را با دنیای زودگذر معامله کرده اند و در آنجا توشه ای ندارند، ناگزیر از مرگ می ترسند. انسان از مرگ می ترسد؛ زیرا تنها می میرد. اگر در اینجا افراد زیادی اطراف او را گرفته بودند، هنگام مرگ تنهاست و باید به تنهایی رخت از این جهان بربندد. در این میان سست بودن ایمان، کم بودن زاد و توشه، درازی راه و ناتوانی انسان از رویارویی با خداوند خود، بر این ترس و نگرانی می افزاید. اما از دیدگاه عطار راهی برای غلبه بر این ترس وجود دارد و آن، توجه به این نکته است که زندگی این جهان به منظور آمادگی برای آن جهان است و معنا و ارزش آن در همین است. نگرش عطار به مرگ با انسان های عادی متفاوت است؛ مرگ برای مُحب حق بیشتر جان فشانی عاشقانه است؛ پلی است که معشوق را به عاشق می رساند. در این پژوهش تمام آثار عطار از این دیدگاه بررسی شده است.
طنز فاخر سعدی
منبع:
بخارا آذر ۱۳۸۲ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
تحلیل دنیامداری در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنویاز ارزشمندترین آثار عرفانی اخلاقی ادب فارسی است که در پی تعلیم زندگی حقیقی و نمودن راه سعادت به بشر است. این کتاب بر رسیدن به منبع خلقت و کمال غایی انسان تأکید می کند؛ البته در رابطه ای دوسویه به تلاش برای زندگی مطلوب این جهانی نیز توجه دارد. مسئلة این پژوهش آن است که دنیا و جلوه های آن به چه میزان و از چه دیدگاهی در این اثر نمود یافته است؛ هم چنین چگونگی و چرایی گرایش مولانا به دنیا در این جستار بررسی می شود. از همین روی پس از شرح مفهوم دنیاگرایی، همه ابیات شش دفتر مثنویمولانا در چند حوزة مهم از نمودهای دنیاگرایی بررسی شده است؛ خردورزی، مدارا، دوری از تعصب با تکیه بر نکات اخلاقی و بدون اندیشیدن به پاداش اخروی و دوری از تقلید کورکورانه، ازجمله حوزه های مهم نمودهای دنیاگرایی است. در این زمینه داستان هایی این اندیشه را برجسته تر کرده اند که در این پژوهش واکاوی شدند. هدف این بررسی تبیین نگرش مولانا به دنیا و جلوه های آن است. در این گفتار چنین دریافت می شود که مولانا دنیا را ارج می نهد؛ زیرا آن را راه رسیدن به عالم بالا و کمال می داند. او همة حوزه های دنیاگرایی را در چهارصد بیت به طور مستقیم و در داستان هایی به طور غیرمستقیم شرح داده است.
اندرز کودکان
پدیدارشناسی هرمنوتیکی شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار، ضمن معرفی روش تاویل پدیدارشناسیِ هرمنوتیکیِ آثار هنری، برتری های آن به روش های موجود و غالبی چون ساختگرایی و پدیدارشناسی نشان داده می شود. در این راستا، شعر «دیوار» احمد شاملو مورد بررسی قرار گرفته و تحلیل شده است. این تحلیل در ساحت های پدیدارشناختی، اسطوره ای، زمانمندی، تاریخمندی، و نهایتاً بیناذهنی انجام می پذیرد و در هربار معناداری اجزاء در پرتو معنای کل و معنای کلی در پرتو اجزاء ،وجهی از معنای شعر را در اینهمانی شعر می نمایاند. نشان داده خواهدشد که دال و مدلول چه بازی های متنوعی می توانند داشته باشند و نماد در این رویکرد ورای یک رابطه یک به یک بین دال و مدلول است.
گوهر و هنر در شاهنامه و بازتاب آن در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کلیدی ترین مباحث شاهنامهشناسی مبحث گوهر و هنر در این حماسه است. از دیدگاه شاهنامه، جهان آفرین، جهان کهین (مردم) و جهان مهین (گیتی) را هر یک با گوهری وی ژه آفریده است و هر دو ناگزیر ند فرمان گوهرها یشان را گردن گذارند، اما به گوهر جهان کهین (مردم) اختیار خویش را تفویض کرده و چونین است که آدمی از جوهرة دیگری به نام هنر نیز که محصولِ اِعمال همین اختیار خداداد است، برخورداری حاصل کرده است. بنا به مندرجات شاهنامه، انسان به یاریگری هنر می تواند سرانجام راه تدویری سرشت خود را به طریق سرنوشت پیوسته و دایرة کمال خویش را فراهم آورد و بدین ترتیب در عین حال که نخستین فطرت است، پسین شمار هم باشد. به انگاشت این مقاله، تمامت شاهنامه در حقیقت نمایش تفصیلی این دو بیت از این حماسة بی بدیل است:
تو را از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت، پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار