ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷٬۵۴۱ تا ۴۷٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۷۵۴۱.

بررسی مسأله جبر و اختیار در آثار تعلیمی مولوی کرد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۷
سید عبدالرحیم مولوی(1882- 1806 م) یکی از بزرگ ترین عالمان و عارفان کرد در سده نوزدهم میلادی است. او نه فقط عالم و عارف، بلکه شاعری چیره دست و توانا است که به زبآن های فارسی، عربی، کردی سورانی و اورامی شعر می سرود. آثاری که از او به جای مانده گویای آن است که مولوی کرد نه تنها در تفسیر و حدیث و شعر و کتابت از مقام والایی برخوردار است، بلکه به حق می توان او را یکی از متکلمان برجسته به شمار آورد. سه اثرِ تعلیمیِ: فوائح (= به فارسی)، الفضیله(= به عربی) و عقیده مرضیه(= به کردی سورانی) در قالب نظم، دقیق ترین و لطیف ترین مباحث کلامی را تشریح و تبیین کرده است. نگارنده در این مقاله، قصد دارد به یکی از جنجالی ترین مبحث از مباحث علم کلام، از منظر مولوی بپردازد. در باره جبر و اختیار پژوهش های فراوانی شده است و از دیدگاه های گوناگون به آن نظر شده است؛ اما به نظر می رسد نگاه مولوی با نگاه دیگران تفاوت هایی داشته باشد. از این رو نتیجه ای که از این پژوهش که به روش تحلیلی انجام شده، گرفته می شود این است که با توجه به تعریف قضا و قدر از نظر مولوی و پرداختی که به مسأله داده است، انسان در انجام افعالی که منجر به ثواب و عقاب باشد کاملاً مختار است.  
۴۷۵۴۲.

جایاه لیلی در شعر معاصر فارسی با توجه به رویکرد اسطوره کاوی (مطالعه ی موردی: نصرت رحمانی، فروغ فرخزاد و حسین منزوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۴۳۴
شناخت شخصیت های اساطیری و زنان اساطیری به طورخاص در شعر معاصر فارسی، راهی برای شناخت زن در روزگار معاصر و نیز شناخت شعر، لایه های معنایی و تحلیل آن است. در میان زنان، چهره ی لیلی در شعر فارسی اعم از کلاسیک و معاصر چهره ای شاخص است. لیلی در شعر فارسی یکی از بارزترین نمادهای معشوق است که در این پژوهش با تمرکز بر اشعار حسین منزوی، نصرت رحمانی و فروغ فرخزاد بازتاب چهره ی لیلی در شعر معاصر بررسی می شود. دلیل انتخاب این سه شاعر توجه آنان به جایگاه لیلی از حیث کمیت و کیفیت بوده است. پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که لیلی به عنوان یکی از شخصیت های مهم زن اسطوره ای در ادبیات فارسی، در شعر معاصر چگونه بازتاب یافته و چه نسبتی با چهره ی حقیقی زن در روزگار ما دارد. در این مجال پس از توضیح مبانی نظری، به کاربست نظریه ی اسطوره کاوی ژیلبر دوران در بازخوانی اسطوره ی لیلی در شعر نصرت رحمانی، حسین منزوی و فروغ فرخزاد پرداخته شده است. رویکرد اسطوره کاوی دوران رویکردی است که در آن بررسی چگونگی تأثیر زندگی شخصی مؤلف در کنار بافت- متن پژوهی به معنای تأثیرات تاریخی و اجتماعی در تألیف اثر موردتوجه است. این مقاله در سه بخش به کاربست الگوی دوران در بازخوانی اسطوره ی لیلی در شعر سه شاعر نام برده می پردازد. در این پژوهش مشخص می شود که هر سه شاعر برگزیده نگاهی متفاوت به اسطوره ی لیلی داشته اند و کارکرد اسطوره ها در شعر معاصر از وجوه گوناگون با کارکرد اسطوره در شعر سنتی متفاوت است.  نصرت رحمانی از چهره ی لیلی اسطوره زدایی می کند. لیلی شعر نصرت، رها، آزاد و بی مرز است. در شعر منزوی گاه لیلی همان معشوق اساطیری است و گاه شاعر، لیلی را به خاطر اتخاذ موضع منفعلانه در عشق نکوهش می کند و فروغ نیز اسطوره ی لیلی را اسطوره ای کهنه برای عشق ورزی در زمانه ی معاصر می داند. 
۴۷۵۴۳.

شیوه های ترغیب در غزلیات عطار باتکیه بر نظریه «فرایند ارتباط کلامی» رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۳۸۳
رومن یاکوبسن از برجسته ترین نظریه پردازان فرمالیسم روسی در نظریه الگوی ارتباط کلامی خویش اعلام کرد هرگونه ارتباط کلامی بین راوی و روایت شنو (مخاطب) بر وجود شش عاملِ فرستنده، گیرنده، مجرای ارتباطی، تماس، رمز و موضوع استوار است. یکی از نقش های ارتباطی در الگوی اخیر، «نقش ترغیبی» است. جهت گیری پیام در نقش ترغیبی به سوی مخاطب است و گوینده می کوشد تا با کاربرد جمله های امر و نهی و منادا، با مخاطب ارتباط برقرار کند. در غزلیات عطار، در جایگاه گونه ای متنِ دارای ارتباط کلامی، باتکیه بر الگوی یاکوبسن سه نقش ترغیبی در محورهای «پیام، درون مایه و مخاطب» دیده می شود؛ به گونه ای که در ورای هریک از محورهای نام برده، شاعر با استفاده از ابزارهای زبانی به ترغیب پیامی در مخاطب می پردازد. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای به بررسی شیوه های اخلاق ترغیبی و محورهای آن در غزلیات عطار براساس نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ترغیب در غزلیات عطار جایگاه ویژه ای دارد و درون مایه های نقش ترغیبی بیشتر در سه محورِ دینی و حکمی، اجتماعی و فرهنگی نمود یافته است؛ شاعر در پس این نقش ها به ترغیب موضوعاتی مانند ترک دنیا، دوری از ریا و شادمانی و... می پردازد. علاوه بر رعایت امتیازات و آرایه های کلامی، که ارزش ادبی فراوانی برای این اثر آفریده است، کاربست مناسب و پربسامد ترغیب، در جایگاه یک شیوه آموزشی، بر غنای تعلیمی غزلیات عطار افزوده است.
۴۷۵۴۴.

تأملی بر اصطلاح «قفادریدن» در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۵۸۲
تاریخ بیهقی ازجمله متون گرانبهای پارسی است. با وجود تصحیحات ارزشمند صورت گرفته از این کتاب، هنوز صورت و معنای دقیق بعضی واژه ها و اصطلاحات آن روشن نیست. یکی از اصطلاحاتی که چند بار در تاریخ بیهقی به کار رفته است و مصححان و شارحان کتاب، بی هیچ ابراز تردیدی از کنار آن گذشته اند، اصطلاح «قفادریدن» است که نگارنده گمان می کند تحریفی در آن صورت گرفته است. در این مقاله برآنیم با تبیین نادرستی این اصطلاح به شکل کنونی، با شواهد و قراینی از خود کتاب و نیز دیگر متون کهن پارسی، صورت اصلی آن را بازیابی و معنای روشنی از آن ارائه کنیم.
۴۷۵۴۵.

سیر تحوّل زیبایی شناسی نثر مرسل در برونه زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۴۲۹
هر چند زیباییِ نثر مرسل مبتنی بر درونه زبان است امّا صناعات ادبی نیز نقشِ جمال شناسی ویژه ای در آن دارند. کیفیّت و کمیّت بهره مندی از آن موجب تحولات تدریجیِ زیبایی شناسیِ نثر فارسی شده است. هدف مقاله حاضر این است تا سیر تحوّل مؤلّفه های زیبایی شناسی نثر مرسل را در برونه زبان اندازه گیری کند و به این پرسش پاسخ بدهد که چگونه فراوانیِ این مؤلّفه ها به تدریج برونه زبان را زینت بخشیده و از زیبایی های درونه زبان کاسته تا شرایط برای ظهور نثر فنی آماده گردد؟ برای دستیابی به این هدف، چهار اثر: مقدمه شاهنامه ابومنصوری، تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان و نوروزنامه به روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات سبک-شناسی بررسی شده اند و مؤلّفه های زیبایی شناسیِ برونه زبان در این آثار استخراج گردیده اند. برای نشان دادن خط سیر تحوّلات ادبیِ زبان فارسی، چهار اثر با هم مقایسه شده اند. نتایج بیانگر آن است که در آغاز صناعات ادبی در این متون بسآمد پایینی دارند و کاربردشان به گونه ای است که هم خودْ به زیباییِ نثر کمک کرده، هم ساختارِ جمله ها را تحت تأثیرِ جمال شناسیِ خود قرار داده اند و با تلاقیِ علم معانی، بیان و بدیع قدرت هنریِ بیشتری بدان آثار بخشیده اند؛ امّا به مرور زمان بر تعداد آرایه های ادبی افزوده شده و تأثیر عمیقی بر تقویت برونه زبان گذاشته و با گسستن رابطه آنها با علم معانی از قدرت درونه زبان نیز کاسته شده است؛ به گونه ای که شرایط برای ظهور نثر فنی مهیّا شده و به شکل معناداری نگرش هنری ایرانیان را تغییر داده است.
۴۷۵۴۶.

معرفت شناسی عرفانی با تأکید بر آرای سهروردی عارف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۰
معرفت شناسی عرفانی، معرفتی ذوقی و شهودی است که با قلب سر و کار دارد و حس و عقل را در آن راهی نیست. از دیدگاه عرفا این شناخت از طریق حواس ظاهری و یا فرایندهای استدلالی حاصل نمی شود بلکه معرفتی حاصل از کشف و شهود است که در اثر آن می توان به باطن جهان هستی پی برد. هدف پژوهش حاضر بررسی معرفت شناسی عرفانی از منظر شیخ شهاب الدین عمر سهروردی ، از عرفای بنام قرن هفتم هجری، است که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. از منظر سهروردی از اقسام معرفت که شامل معرفت حسی، عقلی، فطری و قلبی است، محل معرفت، قلب است و با معرفت قلبی می توان به شناخت حقیقی دست یافت. وی نیز مانند سایر عرفا، ضمن تأیید حس و عقل در کسب معرفت، این دو را برای دستیابی به معرفت حضرت حق، کافی نمی داند و اصالت را به معرفت قلبی می دهد. در سیر طریق معرفت که به صورت تدریجی طی می شود، انسان از مراحل مختلفی می گذرد و تا مرحله ای را پشت سر نگذارد به مرحله بعد وارد نمی شود.
۴۷۵۴۷.

دراسه مقارنه لإستراتیجیه العنونه ودلالاتها فی أشعار سبیده کاشانی وسمیه عصام وادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۰۳
نظرًا لما یشتمل العنوان ضمن الإنتاجات الأدبیه علی المعانی والمضامین الجمالیه والمعنویه وما یؤدّی من دور مهم فی لفت النظر للمتلقی، یتمتع بمکانه مرموقه وبارزه؛ فهو صوره أخری للشاعر، إذ یعدّ جزءًا من حالته النفسیه والروحیه الّتی تیسّر للقارئ فهم القصیده وتنیر له دربه. یستهدف البحث دراسه إستراتیجیه العنونه فی شعر «سپیده کاشانی» و «سمیه عصام وادی» بوصفهما من شاعرات المقاومه فی إیران وفلسطین. تمّ إعداد هذا البحث وفق المنهج الوصفی- التحلیلی معتمدًا علی المدرسه الأمریکیه فی الأدب المقارن. أخیرًا خلص البحث إلی أنّ الشاعرتین حاولتا عبر توظیف تقنیه العنونه فی شعرهما التعبیر عن الثوره والمقاومه تجاه العدوّ المحتلّ من جانب، وإضفاء ضرب من ضروب الجمالیه والإبداع علی منجزهما الشعری من جانب آخر، إذ حاولت الشاعرتان عبر العنونه تسهیل الطرق أمام القارئ للحصول علی طریقه بنائها وفکّ شفراتها وإقامه الصله بین العنوان ومضمون القصیده للولوج إلی العمل الإبداعی حیث تتمتّع هذه العملیه عندهما بوظائف دلالیه متنوعه تضیء ظلمه النصّ وتستفزّ المتلقّی لیحصل علی التجارب الشعریه والشعوریه والجمالیه لدیهما. ومن هذا المنطلق نجد أنّ العنوان انصهر فی بوتقه النص الأدبی علی المستوی العام والخاصّ لیتّجه نحو فکره مرکزیه ومحوریه وهی مواصله خطّه الصمود والمثابره.
۴۷۵۵۰.

نمود بلاغی واژه های فارسی در زبان عربی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
زبان عربی واژگانی به صورت دست نخورده و واژگان زیادی به صورت برهم زده شده از زبان فارسی وام گرفته است. و از زبان فارسی واژگان زیادی بشکل های مختلف به زبان عربی وارد شده است که به آنها معربات یعنی عربی شده می گویند. ریشه بسیاری از معربات هنوز ناشناخته است. و به دلیل اینکه در عربی سازی واژگان بیگانه به طور کامل برهم ریخته می شود نمی توان به سادگی اینگونه معربات را ریشه یابی کرد. در دوران پیش از اسلام، شعر عرب به درجه ی ممتازی از فصاحت، سلاست و نفاست کلام رسیده بود. شاعران عصر جاهلی اشعاری آفریده اند که پژوهش در آن، گره های پر پیچ و تاب فرهنگ عرب و تشکیل زبان عربی را باز می نماید. در نظم جاهلی، عنصرهایی نیز هستند که ارزش بسیاری برای پیشبرد علم دارند. گفته می شود حدود ۵ هزار واژه ی معرب از کلمات رایج در زبان فارسی به زبان عربی راه یافته است.گفته می شود حدود ۵ هزار واژه ی معرب از کلمات رایج در زبان فارسی به زبان عربی راه یافته است. از جمله ی آنها بنفسج (از بنفشه). در این مقال سعی شده تعدادی از واژه های فارسی که در عربی اعم از شعر، حدیث و یا قرآن وارد شده ریشه یابی و بررسی شود.
۴۷۵۵۱.

نمود شخصیت پردازی در ترجمه برای دوبله فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۳۹
اهمیت شخصیت در خلق داستان به اندازه ای است که ارسطو، فیلسوف یونانی، آن را دومین رُکن از ارکان داستان می داند. شخصیت های داستان عموماً به دو شیوه پردازش می شوند: شیوه مستقیم و شیوه غیرمستقیم. در شخصیت پردازی مستقیم، نویسنده گاه در نقش دانای کُل و گاه از زبان شخصیت های داستان به معرفی شخصیت ها می پردازد. در شخصیت پردازی غیرمستقیم، کلام، ظاهر، محیط، افکار و رفتار شخصیت ها، خواننده را به شناخت آن ها قادر می سازد. شخصیت پردازی کلامی، از عناصر شخصیت پردازی غیرمستقیم است. هدف از نگارش مقاله حاضر، بررسی تطبیقی شخصیت پردازی کلامی در فیلم «بانوی زیبای من» (My Fair Lady) و دوبله آن به زبان فارسی است. «بانوی زیبای من» در سال 1964 بر اساس نمایش نامه «پیگمالیون» (Pygmalion)، اثر جرج برناردشاو به کارگردانی جرج کیوکر ساخته و به زبان های گوناگون، ازجمله فارسی دوبله شد. مدیریت دوبله «بانوی زیبای من» به زبان فارسی را علی کسمایی بر عهده داشت و بسیاری آن را یکی از شاهکارهای تاریخ دوبله در ایران می دانند. ازآنجاکه کلام شخصیت ها، نقش محوری در آثار مزبور دارد، بررسی تطبیقی «بانوی زیبای من» و دوبله آن، منجر به شناسایی عناصر شخصیت پردازی کلامی و شیوه های بازآفرینی آن در دوبله می شود.
۴۷۵۵۲.

بررسی اندیشه مادّی گرایی در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۶۱
هم زمان با مشروطیت، اندیشه مادی گرایی در آثار برخی از اندیشمندان آن روزگار، مانند میرزا ملکم خان و...، راه یافت و بعد از وقوع انقلاب کمونیستی در شوروی، این اندیشه با آرمان خواهی روشنفکران ایران در باره آزادی و عدالت همراه گشت. با نفوذ حزب توده در ایران، اندیشه مادی گرا به عنوان تفکّری مترقّی، در میان شاعران رواج بیشتری یافت. اندیشه مادی گرا، پیوند انسان را با دین، کم رنگ ساخته و اندیشه های غیرالهی برگرفته از اومانیسم، مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم را جایگزین آن می کند. مهم ترین شاخص این نوع اندیشه را می توان درنوع نگاه و باور شاعران به خدا ، دین، انسان، طبیعت، جامعه، دیالکتیک تاریخی، ناامیدی و پوچ گرایی دانست. احمد شاملو (1304-1379) شاعر و ادیب معاصر، اندیشه مادی گرایی را در اشعارخود بیان کرده است. افق انتظارِ غالب در شعر شاملو از نوع افق انتظار مادی است. در اندیشه او زنجیره تکامل، دیالکتیک ماده و روح   به   دیالکتیک انسان، طبیعت، تناسخ و...   شکل گرفته و جایگزین اندیشه خداباور شده است.
۴۷۵۵۴.

ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه برای بازنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۴۵۴
کلیله ودمنه از متون ارزشمند گذشته است و هر کوششی برای نشان دادن ظرفیت های نهفته در آن می تواند نسل امروز را هرچه بیشتر با ارزش های گوناگون این متن آشنا کند. از امتیازهای ارزنده ی کلیله ودمنه می توان به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی این متن برای بازنویسی اشاره کرد. در این مقاله که برآمده از پژوهشی گسترده است، ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه، بر پایه ی الگوی ماریا نیکولایوا در روایت مندی و شگردهایی که خسرونژاد و مرادپور برای تمرکززدایی یافته اند، بازشناسی و بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد باب هفتم کلیله ودمنه درصورتی که با توجه و تکیه به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه و تقویت آن ها بازنویسی شود، داستانی جذاب و خواندنی برای کودکان خواهد بود، به ویژه اگر با انتخاب زبانی ساده اما پویا و روان بازنویسی گردد که در آن شخصیت ها هر یک با لحنی ویژه و مناسب خود سخن بگویند. از ویژگی های روایی شایسته ی توجه در بازنویسی این متن موارد زیر را می توان برشمرد: پیرنگ ساده، گره افکنی و تعلیق، شخصیت پردازی توجه برانگیز و گفت وگوهایی که ضمن ایجاد تعلیق و کشش، آموزه هایی ارزشمند را غیرمستقیم به کودک انتقال می دهند و... . همچنین وجود نه شگرد تمرکززداینده، شایستگی این داستان را برای بازنویسی بیشتر نمایان می کند: پایان خوش و آگاهی خواننده از آن در آغاز، اغراق در تمرکزگرایی شخصیت ها، مداخله و تغییر چندباره ی راوی، خودنمایی یا خودفاش سازی داستان، سپیدنویسی، غافلگیری مخاطب با چاره اندیشی شخصیت ها، مناظره که هم بازتاب تمرکززدایی شخصیت ها و هم موجب تمرکززدایی خواننده است، ساختار قصه درقصه و جابه جایی قهرمان.
۴۷۵۵۵.

سیر تطوّر واژه «ادب» «در سه قرن اول هجری»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۰۴
«ادب» در عرف عرب جاهلی عادات و رسوم نیکو به شمار می رفته که چنین تفکری از میراث و تبار گذشته به یادگار مانده است. این رسوم و عادات به صورت سنت هایی در می آید که از نظر اجتماعی و فرهنگی نیکو و پسندیده به حساب می آید و به آنها نام «ادب» اط8اق می گردد. از آن جایی که یاد دادن و تعلیم و تربیت بسیار مهم شمرده می شد لذا کلمه ادب بر کلیه معارف (به جز معارف دینی) اطلاق گردید. در این جا لفظ تعلیم و تأدیب به صورت مترادف به کار برده می شدند. پس از اسلام معنی ادب همچنان بر اساس معنی دوره جاهلی به کار می رفت، یعنی شیوه رفتار و حُسن اخلاق و نیز داشتن اطلاعات و معارف اجتماعی. تازیان با اقوام دیگر می آمیزند و این آمیزش خاصه در قرن سوم هجری و با روی کار آمدن تمدن اسلامی در بغداد صورت می پذیرد. در این روزگار حوزه معنی ادب گسترش می یابد و بر انواع علوم و فنون و صنایع و پیشه ها و ورزش ها نهاده می شود جز امور شرعی گاهی «ادب» و جمع آن «آداب» به مواردی مربوط می شد که شناخت آنها برای جامعه ضرورت داشت مانند «ادب الکاتب» یعنی فنونی که برای صنعت دبیری به کار می رود. آداب طعام و آداب سفر و آداب درس و بحث از آن جمله اند. در سه قرن اولیه «ادب» در معنی راه و رسم زندگی به کار می رفته و همراه با آن نکته های ظریف و بدیع، لطیفه ها، نادره ها و ظرافت را نیز «ادب» نام می نهادند و کسی که در این حوزه اطلاعات داشت و مردم را سرگرم می کرد، او را ادیب می خواندند و در نهایت در اواخر قرن سوم ادب برای اطلاعاتی استفاده می شد که مربوط به لغت و معنی بود. گرچه در قرون پنجم و ششم، ادب صرفاَ برای علم صرف و لغت و بیان به کار می رفت. اما تغییر معنی ادب در طی قرون متمادی نشان می دهد که دگرگونی های معنایی با سرگذشت تحولات اجتماعی یک قوم، وابسته بوده است.
۴۷۵۵۶.

نمونه هایی از عناصر داستانی مانوی در ادبیات عامه ایران مطالعه ای تطبیقی بر اساس تمثیل ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۴۷۲
در این مقاله گستره و ویژگی های رابطه بین ادبیات عامه ایرانی و ادبیات مانوی براساس تجزیه و تحلیل روایات مشابه مطالعه و بررسی شده است. به این منظور و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در مرحله نخست، سی تمثیل و داستان تمثیلی مانوی از میان قطعات مانوی ایرانی میانه استخراج کرده و سپس در ادبیات عامه به جست وجوی نمونه هایی پرداخته ایم که از نظر کنش ها و شخصیت های اصلی به آن ها شبیه باشند. از میان این تمثیلات، تنها پنج مورد نمونه های مشابه در داستان های عامه داشتند که تعداد و مشخصه های این شباهت ها در عناصر ادبی، روایت ها و خرده روایت ها نشان می دهد که ادبیات مانوی فرصت حضور بیشتری در ادبیات عامه به نسبت ادبیات رسمی داشته است. این حضور شاخص می تواند ابزاری کارآمد برای پیگیری مسیری که این روایت ها و تمثیلات در میان فرهنگ های مختلف طی کرده اند، در اختیار ما بگذارد.
۴۷۵۵۷.

ساختارهای روایی مثنوی های عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۴۵
محققان حوزه شعر عرفانی ساختار روایی بیشتر مثنوی های عرفانی فارسی به ویژه مثنوی های شگرف سه گانه آن یعنی حدیق ه الحقیقه سنایی، منطق الطیر عطار، و مثنوی معنوی مولوی را دارای ساختاری مشترک، و مبتنی بر پیرنگ کلان و طرح سراسری می دانند. مثنوی های الهی نامه و منطق الطیر و مصیبت نامه عطار که سفرنامه روحانی به شمار می آیند، افزون بر داشتن پیرنگ کلان از ساختار روایی خُرد متفاوتی نیز بهره مند هستند. در جستار حاضر با روش توصیفی -تحلیلی و رویکرد روایت شناسی که هدف نه ایی آن کش ف الگوی جامع روایت است، کوشیدیم از رهگذر تبیین ساختارهای روایی مثنوی های سه گانه به راز حکایت-تمثیل ها و کارکرد اصلی آن ها پی ببریم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که عطار ضمن ساختار وحدتی - کثرتی مبتنی بر طرح سراسری این مثنوی ها، از ساختارهای روایی سفرنامه ه ای هزارویک شبی و کتاب مقدسی نیز بهره جسته است و راز اصلی حکایت - تمثیل های وی این است که تاریخ روزگار خویش را بر اساس الگوی روایت تاریخ انبیا می سنجد و به حوادث تاریخی روزگار خود ارجاع نمی دهد.
۴۷۵۵۸.

بررسی و تحلیل «رنگ سیاه» در اشعار نیما و محمود درویش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۴۵
عنصر رنگ، با ادبیات، پیوند تنگاتنگ و عمیقی دارد. رنگ ها، احساسات و نشانه های گوناگونی را القا می کنند که از طریق آن می توان بسیاری از راز و رمزها را کشف نمود و از اوضاع سیاسی – اجتماعی عصر شاعر پرده افکند. نیمایوشیج در ادبیات معاصر فارسی و محمود درویش در ادبیات معاصر عربی، با هوشیاری و هنرمندانه از امکان برجسته رنگ ها در تصویرسازی های خویش بهره جسته اند. در این نوشتار برآنیم تا بازنمود «رنگ سیاه» را در تصاویر شعری این دو شاعر بررسی و تحلیل نماییم. نگاه های تقریباً همسان و دریافت های همگون در به کارگیری رنگ سیاه، بیانگر استفاده آگاهانه این رنگ، در روانشناسی هر دو شاعر است و نشان می دهد که در لایه های پنهان ذهن این دو شاعر، خوش بینی چندانی به تحولات اجتماعی وجود ندارد. در تصویرسازی نیما، عنصر رنگ گسترده ترین سمبل ها و سیاه پربسامدترین رنگ ها است. سیاه اختناق جامعه، ظلم و فساد و استبداد و بى عدالتى حاکم بر آن، و همدردی با فقرا است. در رمزگرایى محمود درویش نیز، عنصر رنگ وسیعترین عنصر تداعى است. شاعر، همچون شاعری چیره دست، عمق غم، خشم، آوارگى، و خفقان حاکم بر وطن خود را به وضوح به تصویر مى کشد. واژگان کلیدی: نیمایوشیج، محمود درویش، رنگ سیاه، خفقان، غم و اندوه، شب.
۴۷۵۵۹.

تعاملات زبانی با کودکان: تاثیر سن و سطح سواد پدر و مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۴۰
تصور می رود اگر کودکی قادر نباشد با شکل صحیح و بدون اشتباه زبان در خانواده خود آشنا شود، زندگی فردی، اجتماعی، و علمی او دستخوش مشکلات متعددی خواهد شد. با توجه به این مهم، در مطالعه ای در مقیاسی کوچک، محققان حاضر تلاش نمودند تا وضعیت صحت زبانی را که کودک در نخستین تعاملاتش با آن مواجه می شود بررسی نمایند. بنابراین، از بین خانوارهای ایرانی که دارای فرزندی بین سنین دو تا پنج سال بودند، به صورت در دسترس نمونه ای شامل چهل و چهار نفر انتخاب شد. متغیرهای مستقل در این پژوهش سن و سطح تحصیلات والدین و متغیرهای وابسته نه سوال ابزار گردآوری اطلاعات یعنی پرسشنامه ای بود که در مجموع تصور می رفت نمایانگر صحت داده ورودی به کودکان و نحوه برخورد اطرافیان با اشتباهات آنها باشد. تحلیل آنوای یک طرفه بیانگر تفاوت های معناداری میان گروه ها بر اساس متغیرهای مستقل رده سنی و سطح تحصیلات والدین بود که به جز در چند مورد اندک، تمامی مقادیر مجذور اتا اندازه های تاثیر مثبت بزرگی را در اکثریت متغیرهای وابسته نشان دادند. جزئیات نتایج به همراه بحث و ارائه راهکارهایی در جهت رشد گفتاری کودک در مقاله بیان شده است.
۴۷۵۶۰.

کاربست الگوی خوانش نشانه شناسانه ی مایکل ریفاتر در تفسیر غزل «اگر آن تُرک شیرازی...» با تمرکز بر معنای عبارت «میِ باقی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۸۴
در تاریخ ادب فارسی کمتر شاعری را همچون حافظ می توان یافت که جزئیات اشعارش تابه این اندازه اهمیت داشته باشد. در طول تاریخ سنّت شرح نویسی بر اشعار این شاعر بسیاری از نکات و ملاحظات واژگانی، نحوی، ادبی و فکری محل بحث صاحب نظران بوده و هر شارحی به فراخور میزان فهم و درک خود در مسیر حل دشواری های دیوان شعر او گام برداشته است؛ البته نباید از این واقعیت غافل بود که دراین میان برخی از مفاهیم، عبارات و واژگان هستند که فهم دقیق آن ها نقش بسزایی در درک ظرایف شعر حافظ دارد. یکی از این موارد مهم عبارت «می باقی» در غزل سوم دیوان مطابق ترتیب الفبایی است. بررسی تفاسیر ارائه شده نشان می دهد که بیشتر شارحان برای این عبارت معنای «باقی مانده ی مِی» را پیشنهاد داده اند؛ معنایی که گرچه خللی در دریافت بیت ایجاد نمی کند؛ اما به نظر می رسد با حال وهوای کلی غزل هم خوانی ندارد؛ ازهمین رو تلاش شد تا در این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی نوشته شده است، با استفاده از الگوی پیشنهادی مایکل ریفاتر برای خوانش نشانه شناسانه ی شعر، غزل موردنظر بازخوانی شود تا ازاین طریق ضمن استخراج گرانی گاه معنایی غزل، معنایی مستند به شواهد متنی برای عبارت «مِی باقی» ارائه شود. براین اساس کلیت غزل به پنج بخش مجزا تقسیم شد و پس از بررسی انباشت ها و تقابل های دوگانه، مفهوم «برتری نقد، ماندگار و حقیقی بر نسیه، ناماندگار و غیرحقیقی»، به عنوان ماتریس یا محور معنایی منتشر در سطح غزل شناسایی شد. مفهومی که بازخوانی عبارت موردبحث و بیت محل واقع شدنش براساس آن نشان می دهد که معنی «مِی ماندگار» در نقطه ی مقابل «مِی فرّار» می تواند معتبرترین معنا برای عبارت «می باقی» باشد؛ معنایی که با کلیت غزل نیز همخوان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان