فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷٬۳۶۱ تا ۴۷٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
جریان شناسی پیرنامه های سرزمین فارس از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۵
7 - 33
حوزههای تخصصی:
از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری در خطّه فارس هشت پیرنامه به زبان فارسی و عربی تألیف، ترجمه و یا گزیده شده است که عبارت اند از: سیرت ابن خفیف، فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه، انوارالمرشدیه فی اسرار الصمدیه، بدایه احوال الحلاج و نهایته، اخبار حلّاج، مفتاح الهدایه و مصباح العنایه، تحفه اهل العرفان، روح الجنان فی سیره الشیخ روزبهان. در این مقاله کوشش شده تا ویژگی ها، تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های مؤلفان و سیر تحوّل این آثار بررسی شود. با توجه به وجود شباهت های فراوان آثاری که پس از سیرت ابن خفیف نگاشته شده اند و نسبت دادن شجره خرقه بیشتر پیران مذکور به ابن خفیف احتمال بسیار وجود دارد که مقامات نویسان متأخر از نگاشته ابوالحسن دیلمی درباره شیخ کبیر شیراز تأثیر پذیرفته باشند. تغییر مخاطب در شیوه نگارش این نویسندگان مؤثر بوده است؛ عربی گویی و شیوه نگارش عالمانه مؤلفان آثاری چون سیرت ابن خفیف و فردوس المرشدیه در معرفی شخصیت والای پیران بیانگر وجود مخاطبان خاص و اهل علم برای این آثار است و سست بودن کلام نویسندگان پیرنامه های روزبهان و درج کراماتی مادی با اهدافی نه چندان متعالی نشان می دهد هدف این نویسندگان قدرتمند جلوه دادن روزبهان برای مخاطبان عام و به نوعی بهره وری برای خود است.
نگاهی اجمالی به شرح و ترجمه های دیوان حافظ شیرازی به ترکی
منبع:
سالنامه حافظ پژوهی ۱۳۹۸ دفتر ۲۲
103-112
حوزههای تخصصی:
بررسی شرایط و فوایدِ صحبت و هم نشینی در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۴
95 - 122
حوزههای تخصصی:
مولوی در مثنوی تداعی های متعددی به کار می برد و از موضوعی به موضوع دیگر می رود؛ همین امر باعث شده است یکی از مباحث پُرتکرار و مهم عرفانی مثنوی ، یعنی «صحبت و هم نشینی» و شرایط سالکان و فوایدی که مولانا برای همنشین شدن با اولیای الهی برمی شمارد، چندان به طور دقیق بررسی نشود. در این پژوهش به دنبال آن هستیم تا با جمع ابیات پراکنده موضوع صحبت و هم نشینی در مثنوی و تحلیل آن ها براساس خود مثنوی ، آن هم با تکیه بر نشانه های درون متنی و بافت موقعیتی، به بررسی این موضوع بپردازیم؛ اما به سبب آنکه بررسی شش دفتر مثنوی ، خارج از محدودیّت این مقاله است، این موضوع در این پژوهش فقط در دفترهای اول و دوم بررسی می شود. از رهرو این پژوهش پی بردیم که مولانا در موضوع مصاحبت و مجالست سالکان با اولیای الهی، با وجود «جرّ جرار کلام»، وحدت و انسجام فکری و معنایی خاصی را دنبال می کند و این امر از نظمِ مباحث و مطالب ذیل موضوع صحبت مشخص است؛ بیان انواع مصاحبت و فراق و ذکر شرایط متعددی مانند صبر و تسلیم، توجه به سخنان اولیا و عمل بدان، نداشتن کینه، تلاش پیوسته، اظهار نیاز و تواضع، دوری از پندار کمال و... برای مصاحبت و هم نشینی سالکان با اولیای الهی و نیز آوردن فواید فراوان این مجالست مانند مُبدل شدن حس، رهایی از تن و صورت، رهایی از آشفتگی راه سیروسلوک، رهایی از شیطان، شکستن هوا و آرزو، رهایی از دنیا و لذایذ دنیوی، رهایی از نفس اماره و مکرهای آن و... برای سالکانِ هم نشین شده با اولیای الهی، گویای این نظم و انسجام فکری و معنایی در مثنوی است؛ نیز این موضوعات بر این نکته تأکید می کند که مولانا مصاحبت سالکان با اولیای الهی را بهتر از فراق و تنها گام برداشتن آن ها در مسیر سیروسلوک می داند.
مقایسه «سؤال و جواب» در غزل سنّتی و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال و جواب به عنوان یکی از رایج ترین انواع مناظره، گفتگوی بین دو نفر را با ابیاتی که با فعل «گفت» و مشتقات آن آغاز می شود، تبیین می کند. این گونه مناظره ها با خودستایی، تفاخر، سرزنش رقیب و مجاب کردن حریف همراه است و معمولاً به پیروزی یکی از طرفین مناظره منجر می شود. شاعران معاصر نیز در اشعار عاشقانه و اجتماعی خود به فراوانی از شیوه سؤال و جواب استفاده کرده اند و بیش از تفاخر و رقابت به مکالمه و تعامل و ایجاد فضایی چندصدا و گفتگومند پرداخته اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با پاسخ به این پرسش ها که سؤال و جواب در غزل های سنّتی و معاصر چه تفاوت هایی با هم دارند و عوامل ایجادکننده این تفاوت ها چیست؟، استدلال می کند شعر معاصر به دلیل دگرگونی های حاصل از شرایط سیاسی و اجتماعی و درنتیجه تغییر جهان بینی و خطّ مشی شاعران، به سمت گفتگو حرکت می کند و هدف سؤال و جواب در غزل معاصر، روشن کردن موضوع و رسیدن به نقطه اشتراک است نه تخریب و پیروزی بر طرف مقابل و معمولاً بدون قضاوت پایان می یابد و نتیجه گیری بر عهده خواننده گذاشته می شود.
تأثیر زبان عربی بر اشعار قرن پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
297 - 310
حوزههای تخصصی:
زبان و ادبیات، بیان گر هویت و اصالت و شخصیت یک ملت است. پیوند و تأثیر و تأثیر میان زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات عربی دوسویه بوده است. تأثیر زبان عربی بر زبان فارسی به قبل از ظهور اسلام برمی گردد. اما با ظهور اسلام این تأثیرگذاری در اندیشه و فرهنگ ایرانیان گسترش یافت اما قرن پنجم هجری که از قرون درخشان دوره اسلامی است، در این قرن تأثیر قرآن و زبان عربی بر اشعار فارسی نسبت به دوره های قبل بیش تر نمایان است. از آنجایی که ادبیات عربی موجب غنای زبان و ادبیات فارسی است، تأثیرگذاری آن در زمینه های مختلف ار جمله الفاظ و جمل و خیال و اندیشه و سبک بوده است. زبان عربی چون زبان قرآن و متون مقدس هست، ایرانیان و ادب فارسی توجه ویژه ای به آن نشان دادند و از آن تأثیر فراوانی پذیرفتند. این پژوهش با عنوان «تأثیر زبان عربی بر اشعار قرن پنجم» در صدد است که به بررسی و تحلیل تأثیر زبان عربی بر اشعار قرن پنجم پرداخته و همچنین گونه های تأثیرگذاری را نیز مورد مداقه قرار دهد. نتایج حاصله نشان می دهد که گونه های تأثیرگذاری زبان عربی بر اشعار قرن پنجم عبارت اند از بکارگیری واژگان و ترکیبات عربی، بکارگیری مضامین ابیات عربی ترجمه ابیات عربی، بکارگیری آرایه های بلاغی مانند پی آوری، تضمین و تشبیه.
بازخوانی انتقادی جایگاه کتاب خاقانی شروانی: حیات، زمان و محیط او در حوزه خاقانی پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
27 - 57
حوزههای تخصصی:
خاقانی پژوهی از دیرباز جزء یکی از مهم ترین حوزه های مطالعاتی ادب فارسی در نزد پژوهشگران به شمار می آمده است. در اهمیت جایگاه خاقانی پژوهی همین بس که چندین مقاله و پایان نامه با موضوع کتاب شناسی خاقانی تاکنون نگارش یافته است. یکی از حوزه هایی که کمتر مورد توجه خاقانی پژوهان قرار گرفته، مستندات تاریخی شاعر است. اهمیت جایگاه چنین پژوهشی تا جایی است که مجهول ماندن مستندات تاریخی درباره شاعر، سهو و اشتباه خاقانی پژوهان را نیز به دنبال خواهد داشت. کندلی هریسچی بر آن بود تا با کتاب خاقانی شروانی: حیات، زمان و محیط او با هدف رفع مجهولات مزبور گامی بردارد. بر آن شدیم تا با نگاهی پژوهش محور و به دور از حبّ و بغض و با توجه به نقل قول های گوناگون محققان، کتاب مزبور را در بوته نقد بسنجیم و به این پرسش ضروری پاسخ بدهیم که ضرورت وجودی این کتاب در حوزه خاقانی پژوهی چیست و مزایا و معایب آن کدام اند؟ دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که نخست، این کتاب با عنایت به مطالعات تاریخی نویسنده کتابی ممتاز است؛ دوم، بعضی از محققان منصفانه و متعهدانه گزاره های کتاب را قضاوت کرده اند و بعضی دیگر خلاف دسته قبلی عمل کرده اند و سوم، نقطه قوت کتاب در توجه ویژه نویسنده به نامه ها و تحفه العراقین خاقانی است. کندلی هریسچی با تأکید بر استقرای تام گفته هایش فقط به اطلاعات کتابخانه ای داخلی توجه نکرده و پا را از مرزها فراتر گذاشته است. وی همچنین نشان داده است نگاه تاریخی و ارائه زمان بندی برای روشن کردن مسائل انتزاعی ای مثل تصوف و فتوت و اخوت شاعر کارایی ندارد.
مقایسه زبان تمثیلی و تحت اللفظی خشم در امثال و حکم دهخدا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی نوع بیان مفاهیم در ادبیات یکی از موضوعاتی است که می تواند در تأثیرگذاری و شناخت بیشتر کارکردهای انواع ادبیات مؤثر باشد؛ بنابراین این پژوهش، ابتدا بر اساس مبانی نظری خشم در روان شناسی، به جمع آوری ضرب المثل های مربوط به آن، در مثل های فارسی کتاب امثال وحکم دهخدا پرداخته و بعد از جمع آوری و طبقه بندی داده ها، ساختار زبانی و نوع بیان آن ها را از دو دیدگاه تمثیلی و تحت اللفظی بررسی کرده است؛ درنهایت این دو نوع بیان را باهم مقایسه نموده و در پاسخ به این سوال که آیا در مثل ها خشم، بیشتر به صورت تمثیلی بیان شده است یا تحت اللفظی؟ به این نتیجه رسیده است که از بیان تمثیلی بیشتر برای بیان مفهوم خشم، انواع و علائم آن بهره گرفته شده است اما در بحث راهکارهای مدیریتی بیان مستقیم و تحت اللفظی بسامد بیشتری دارد. دلیل این دوگانگی انتزاعی بودن مفهوم خشم است که جهت تبیین آسان آن با توجه به مخاطبان عامه مثل، تمثیل به کاربرده شده است اما وقتی سخن از راهکارهای آن است برای فهم راحت آن ها از انواع جملات خبری و مستقیم استفاده می شود. روش تحقیق تحلیل محتوای تحلیلی استنباطی است و نمونه موردی پژوهش، کتاب چهارجلدی امثال و حکم دهخداست. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از فیش برداری استفاده شده است و روش تجزیه وتحلیل داده ها استقرائی است.
آموزش جملات شرطی غیر واقعی و فرضی به غیر فارسی زبانان در فرایند فرهنگ سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاه زبان در کاربرد خود از کلمات و جملات به گونه ای استفاده می کند که از جهان واقعی اطراف گریز می زند. این امر تابع فرایندی است که «فراواقعیت زبانی» نامیده می شود. در زبان فارسی جملات، واژگان و کلماتی وجود دارد که در قالب اسم، فعل و قید، مدلول و ما به ازاء خارجی آن تنها در بافت فرهنگی زبان اول معنا می یابد. آموزش این امر برای غیر فارسی زبانان با دشواری هایی همراه است و این دشواری در تدریس واژگان و یا عباراتی که به کمک فرایند بزرگ نمایی (اغراق) یا کوچک نمایی (تخفیف) صورت می گیرد، محسوس تر می شود؛ زیرا امکان آموزش آن بدون توجه به زیرساخت های فرهنگی زبانی مبدأ برای زبان آموز وجود ندارد. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی و به استناد داده های کتابخانه ای و بر مبنای پژوهش های نوین زبان شناختی به طرح مبانی نظری و راه کارهای آموزشی جهت آموزش این نوع جملات در برنامه های فارسی آموزی به غیرفارسی زبانان می پردازد. نتایج، مشخص می سازد که زبان آموز در همه سطوح می تواند با کمک فیلم، با بافت فرهنگی زبان مبدأ به راحتی ارتباط برقرار نماید و با انتخاب فیلم مناسب به راحتی با بافت گفتاری- محاوره ای واژگان فراواقعی ارتباط برقرار کند و از نظر موقعیتی به کاربرد مناسب این واژه ها در شرایط مختلف و یا جنسیت و سنین متفاوت به خوبی پی ببرد
تمظهرات صوره الشخصیات الإیرانیه فی مِرآه البحتری الشعریه؛ آل سهل نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۶
53 - 76
حوزههای تخصصی:
تشهد الکتب التاریخیه أنّ "آل سهل" أسره عریقه من الأسر الإیرانیه التی لعبت دوراً بارزاً فی الحکم العباسی الأول بعد "آل برمک". فینتمی نسبهم إلی الملوک الساسانیین، ومکانه آل سهل فی الحکم العباسی مکانه مرموقه فی السیاسه، إذ برزت سیادتهم ولباقتهم وحسن تدبیرهم فی حلّ البلاد الإسلامیه وعقدها. فأشهر شخصیات هذه الأسره هو الفضل بن سهل المشهور بذی الرئاستین وأخوه الحسن بن سهل، وإبراهیم بن الحسن حاجب المتوکل، فتعرّف البحتری علی آل سهل واتجه إلیهم بشعره وبعاطفته، إذ إنّه مدحهم حبّاً لهم إلی جانب التمتع بصلاتهم المادّیه الغزیره، فلا یکتفی البحتری بمدح هؤلاء فحسب، بل أدمج مدائحهم بأسماء الملوک الساسانیین، إذ انعکس شغف الشاعر العربی بالحضاره والثقافه الفارسیتین. رغب البحتری فی مدح هذه الأسره الإیرانیه وقام بتمجیدها وتکریمها واعترف بسیادتها وفضلهما رغم أصوله العربیه ونزعته القومیه. فیحاول هذا البحث الذی ینهج المنهج المقارن أن یستخرج تمظهرات صوره آل سهل المنعکسه فی قصائد البحتری. ویمکننا أن نستنتج أنّ الشاعر العربی قد صوّر الحضاره والثقافه الفارسیتین من خلال مدح آل سهل خیر صوره یدلّ علی معرفه الشاعر بها معرفه دقیقه مع إبراز حبّه لآل سهل والحضاره التی ینتمون إلیها. وعَکَس هذا الشاعر "الأنا العربی"، الصفات الإنسانیه الراقیه فی "الآخر الإیرانی" أی الفُرس بکل وضوح.
شرح کانون و نوع روایت نگاره های نسخ مصور هفت پیکر نظامی در رابطه با متن آن
حوزههای تخصصی:
خمسه نظامی، از منظومه هایی است که در طول تاریخ، نسخ متعددی از آن، به صورت مصور و غیرمصور تهیه شده است. به خاطر رابطه متن منظومه و نگاره ها، نسخ مصور علاوه بر متن منظومه، بار معنایی حاصل از نگاره ها را نیز در خود جای داده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به شناساندن نگاره های نسخ هفت پیکر در مجموعه ای از نسخ برگزیده خمسه نظامی با عناوین: دانشگاه تهران با کد 5179، مدرسه عالی شهید مطهری با کد 400، کتابخانه کنگره آمریکا، کاخ گلستان با کد 1951، مجلس شورای اسلامی با کد 930، کتابخانه ملی با کد 15275-5 و کد 3058256 از کتابخانه دیجیتال مربوط می پردازد. با توجه به رابطه متن منظومه و نگاره، در نسخ مصور، آگاهی از تعداد و موضوع نگاره ها و مقطع قرار گرفتن آن ها در متن و کانون روایت و نوع روایت آنها گام ارزشمندی برای آغاز تحقیقات بعدی در این زمینه است. پژوهش حاضر نشان می دهد، در نسخ مصور بررسی شده، بهرام گور محور اصلی روایت نگاره هاست و بیشترین بسامد آن مربوط به حضور بهرام گور در هفت گنبد است و در ترسیم نگاره ها، نگارگر کاملاً تابع متن نیست.
کوش نامه و نقش قهرمان بیگانه «آماج گونه» در بازسازی هویت ملی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۵
347 - 377
حوزههای تخصصی:
در روند اسلامی شدن جامعه ایران پس از قرن هفتم میلادی، مفهوم نسب قومی و هویت تاریخی ایرانیان توسط افکار بیگانه به شدت دستخوش دگرگونی و ابهام گردید؛ اما برخی از ادبای ایرانی، با رونق یافتن زبان و ادبیات فارسی، رسالت حفظ و احیای حافظه فرهنگی را بر عهده گرفتند. برخی از حماسه های ملی ایران که بر اساس افسانه های شفاهی و مکتوب، بین قرون دهم تا دوازدهم میلادی گرداوری و منظوم شده اند، تأثیر به سزایی در بقای سنت فرهنگی ایران داشته اند. در میان این حماسه ها، کوش نامه به خاطر شکل دهی به یک قهرمان بیگانه، قابل توجه ویژه است. این منظومه که سراینده اش آن را داستانی از شاه چین خوانده است، بخش هایی از حافظه فرهنگی جمعی ایرانیان باستان درباره درگیری های نظامی دشمنان بیگانه با ایرانیان را در خود حفظ کرده است. بخش اصلی این مقاله شامل سه قسمت است. در قسمت نخست، پس از مروری مختصر بر داستان کوش پیل دندان، سه پیش نمونه برای کوش پیل دندان به دست داده و بررسی شده است: پادشاهان کوش در شمال آفریقا، پادشاهان سامی نژاد بین النهرین و پادشاهان امپراتوری کوشانی در شرق ایران. در قسمت دوم، با مراجعه به نظریه حافظه جمعی، مکانیسم تلفیق و ادغام پیش نمونه های چندگانه در روند شکل گیری شخصیت کوش پیل دندان موردبحث قرار می گیرد؛ و در قسمت سوم، بر اساس مفهوم «شخصیت آماج گونه» -که اصطلاحی رایج در پژوهش های مربوط به ادبیات عامیانه در چین است– به جمع بندی و نتیجه گیری خواهیم پرداخت. برخلاف شاهنامه که با توصیف و به تصویرکشیدن پادشاهان و پهلوانان ایرانی، ستایش آن ها به خاطر اعمال قهرمانانه در ایجاد و حفظ تمدن و نیز دفاع از کشور، افتخارات، هویت ملی و وحدت ایرانیان را در دوران اسلامی بازسازی کرده است، کوش نامه از طریق ترسیم چهره یک قهرمان بیگانه که دارای هویتی چندلایه از دشمنان خارجی است، «خود» را با شکل دادن به «دیگری»[1] شناسانده و این گونه به بازسازی هویت ملی ایرانیان یاری رسانیده است. [1] . concretizing the other
ارتباط تصاویر حیوانی با عاطفه، روحیات و باورهای خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی شاعری است که تمایل زیادی به تصویر سازی دارد. برای این کار از طیف گسترده ای از عناصر مادی و انتزاعی بهره برده است. یکی از عناصری که کاربرد زیادی درساخت تصاویر قصاید وی دارد،گونه های مختلف جانوران است. دراین تحقیق که به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، جایگاه جانوران در قصاید خاقانی،بررسی شده است. بایدگفت وی در مجموع بر اساس کاربرد86 نوع مختلف ازجانوران،1177تصویرارائه کرده است. دراین میان به ترتیب بسامد، مرغ به طور مطلق، اسب، سگ، شیر و مار بیشترین کاربرد را داشته اند. استفاده شاعراز تصویر جانوران قالبی ومتعارف نیست، بلکه گاه درباره حیواناتی از جمله شیر،سگ و فیل، اوصاف تازه و غیرمتعارفی درنظرگرفته که تاحدود زیادی سبب برجستگی مضامین اشعارش شده است. سؤال اصلی تحقیق، بررسی ارتباط تصویر جانوران با عواطف، روحیات و باورهای شاعر است.
اشارات اسلامی و سامی در روایات باستانی/ شاهنامه
حوزههای تخصصی:
بخشی از ادبیات فارسی را روایاتی شکل داده که درون مایه آنها متعلّق به ایران باستان است؛ امّا این داستان ها از اشارات و عناصرِ اعتقادیِ اسلامی و ی ا سامی ب رکنار نمانده و حتّی ب ه شاهنامه ک ه حماسه ملّی ایرانیان انگاشته می شود راه یافته است؛ چنان که در آن، اندیشه های گنوسی وار متعلّق به عرفای صدر مسیحیّت در رفتار کسانی چون ایرج و کیخسرو همچون شریر دانستنِ جهان و تنِ آدمی دیده می شود. شاید این باورها از مسیحیّت وارد مانویّت شده و از آن جا به شاهنامه راه یافته باشد. هم چنین از زبان شخصیّت های ای رانیِ زردشتی، سخنانی با درون م ایه ق رآنی، چون بی نیازیِ یزدان از فرزند یا باور به فرشته ای اسلامی مانند عزرائیلِ «ج ان ست ان» دیده می شود؛ در حالی که بنا بر دیدگاه های دینی کهنِ ایرانی، اورمزد دارای فرزندانی چون آذر و سپندارمذ است و دی وی به ن ام استویهاد جان مردمان را می ستاند. پ ژوهشِ پیشِ رو چنین تأثیر پذیری را از باور و اندیشه های غیر ایرانی، در شاهنامه بررسی کرده است.
واکاوی تمثیل در غزل معاصر ایران با تکیه بر فاضل نظری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل، علاوه بر شیوه بیان یکی از روش های تحلیل اثر ادبی است. فاضل نظری با به کارگیری تمثیل تلاش نموده است که غزلیات را از شعبده بازی ها که باعث دوری شعر از حقیقت شده، دور نگه دارد. در تمثیل های فاضل نظری روح دیانت و ایمان به صورتی لطیف جلوه گر است چنان چه این شاعر ارزش ها و مفاهیم بنیادینی را که از رهگذر انقلاب در عرصه فرهنگ و زندگی اجتماعی تبلور یافته است، در قالب و با زبان و بیانی متناسب با ذوق و قریحه شعر و ادب امروزی بیان داشته است. شیوه این مقاله بر اساس تحلیل محتوا و توصیف منطقی و عقلی با استفاده از متون مستند در زمینه نقد ادبی و به صورت کتاب خانه ای انجام شده است.
تحلیل بن مایه های گنوسی در مصیبت نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گنوس در لفظ به معنای شناخت است و به کیش هایی که رهایی از دنیا را در گرو رسیدن به شناخت می دانند، گنوسی گفته می شود. از بن مایه های مهمی که در متون گنوسی آمده است؛ غربت انسان در این جهان، ارزش روح و خوارداشت جسم، سرگشتگی و غفلت انسان، خوارداشت جهان مادی، خوارداشت عقل و رسیدن به شناخت یا گنوس است که به دلیل شباهت میان موارد مذکور و مسائلی که عرفای اسلامی مطرح کرده اند، در این تحقیق مصیبت نامه ی عطار انتخاب شد تا وجوه شباهت و تفاوت این موارد با جزئیات بررسی شود. سالک فکرت مانند سالکان گنوسی، نخست با احساس غربت در دنیا و متعلق نبودن به آن سلوکش را آغاز می کند و به وسیله وحی، ترک خود، راهنمایی پیری که واسطه فیض نیز است، به شناخت می رسد و بدین ترتیب از سرگشتگی رهایی می یابد و در مسیر شناخت قرار می گیرد. سالک فکرت در مقاله آخر و مواجهه با روح، به درک ارزش جان نائل می شود، مانند سالکان گنوسی که اصلاً برای رسیدن به گنوس یا شناخت، مراحل سلوک را طی می کنند.
بررسی رویکرد جنسیتی بر مبنای مضمون خیانت و بی وفایی (در اشعار فروغ، سیمین بهبهانی، شهریار، رهی معیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۲
253 - 275
حوزههای تخصصی:
نقش اجتماع و عوامل سیاسی در تفاوت زبان بشر امری انکارناپذیر است و چنین مسئله ای به همراه مسائل زیستی، جبرها و تحمیل های متعدد سبب تفاوت زبان مردانه و زنانه می شود. این تفاوت در کنار مضمون خیانت در اشعار شاعران نمونه های قابل توجهی را به وجود آورده است. در این پژوهش کوشش شده است با توجه به مؤلفه خیانت و با تکیه بر آرای لیکاف، زبان چهار شاعر معاصر (فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، شهریار، رهی معیری) معرفی و در نهایت با یکدیگر مقایسه شود. چنین رویکردی موجب شناخت نگاه های متفاوت به زن یا مرد و به طور کلی تلقی این شاعران از روابط بین عاشق و معشوق زمینی با محوریت خیانت می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حضور رنگ واژه ها، سوگندواژه ها و موارد دیگر در زبان فرخزاد و بهبهانی بسیار بارز و آشکار است، در مقایسه با آن شهریار و معیری با توجه به کاربرد زبان مردانه نسبت به این مسائل بی توجه هستند. نوع نگاه جنسیتی و توجه به مسائل فمینیستی نیز در اشعار فرخزاد و بهبهانی بارزتر است و آنها در کنار بازگو کردن مسائل مربوط به خیانت ورزی می کوشند دید مخاطب را نسبت به جنس زن تغییر دهند، اما در قیاس با آن دو در اشعار شهریار مسئله خیانت و بی وفایی به ندرت سبب تفاوت و آشکارسازی جنسیت و یا دید برتری جویانه مرد نسبت به زن می شود. در مقابل در اشعار رهی معیری تفاوت جنسیتی دیده می شود.
مطالعه تطبیقی نوستالژی مرگ و زندگی در اشعار محمود درویش و قیصر امین پور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال سوم بهار ۱۳۹۲ شماره ۶
23 - 34
حوزههای تخصصی:
نوستالژی غم غربت و دوری از وطن است که بر پایه آن شاعر یا نویسنده در سروده ها و نوشته های خویش، گذشته های را که در نظر دارد، حسرت آمیز و دردآلود ترسیم می کند. در این پژوهش، نوستالژی در دیوان دو شاعر عرب و ایرانی، محمد درویش و قیصر امین پور مقایسه و بررسی شده است. نخست، جایگاه نوستالژی بررسى و مختصرى از زندگی نامه درویش و امین پور آمده است، سپس به ویژگی های ادبی، فرهنگی و محیطی عصر دو شاعر و شعر آن ها اشاره گردیده، با روش توصیفی- تطبیقی، به مقایسه نوستالژی و شیوه تصویرسازی آن بر مبنای نقد تطبیقی مکتب آمریکایی پرداخته شده است تا بدین وسیله به دریافت عمیقی از تأثرات شعری این دو شاعر در زمینه مرگ و زندگی بر پایه متن شعری هر یک دست یافته شود. آن چه حاصل این تحقیق است، این است که درک هر دو شاعر از دوران جنگ و بحران وطن و همچنین بیماری قلبی که هر دو شاعر در اواخر عمر خود از آن رنج می بردند، از عوامل تحول شعری مرتبط با مرگ و زندگی و بازگشت به خویشتن در شعرهای این دوست و دیگر این که، حیات شعری امین پور و درویش، سه دوره انقلابی و حماسی، رمانتیک و دوره درونگرایی یا انعکاسی را در بر دارد.
جستار و طبقه بندی آن به مثابه ژانر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱۷
27 - 47
حوزههای تخصصی:
جستار گونه نوشتاری برآمده از دنیای جدید و مناسبات روزگار مدرن است که می توان آن را در جایگاه ژانری مستقل بررسی کرد. خاستگاه این نوع، به دوره رنسانس و توجه به فردیت انسان اندیشمند بازمی گردد. نظر به این که جستار با برخی گونه های دیگر، نزدیکی و خویشاوندی داشته، سبب شده که بدون توجه به فرم و چیستی آن، با ژانرهای مرسوم و هم خانواده ی خود نام گذاری شود. در این مقاله پس از مروری بر جستارنویسی در غرب، به مسأله فرم در جستار، نثر آن و ارتباط آن با ساختارهای دنیای جدید توجه شده و با مطالعه گونه های خویشاوند این نوع نوشتار، و تجزیه و تحلیل شکلی و کیفی جستار، انواع آن، ذیل دو عنوان کلی جستار شخصی و جستار رسمی با زیرعنوان هایی دسته بندی شده و به نسبت جستار با گونه های مشابه آن پرداخته شده است. در نهایت برای نزدیک شدن به تعریفی از جستار، با مطالعه ی جستارهای متنوع، مؤلفه هایی به عنوان ویژگی های نسبی مشترک این گونه؛ همچون: نثربودگی، خودنگاری، انعطاف پذیری، تعمیم یابندگی، خودآیینی، ادبیت ساده، اندیشه ورزی و متأملانه بودن، استخراج شده است.
انگیزه ها و آماج های طنز شمس تبریزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال چهارم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۰
77 - 87
حوزههای تخصصی:
طنز گونه ای ادبی است که با دیگر گونه های شوخ طبعی از جمله هجو، هزل و مطایبه پیوندهای مشترک و ناگسستنی دارد. به همین دلیل طنزپژوهانی که در تعاریف خود سعی داشته اند بین طنز و واژگان پیرامون آن تفکیک و مرزبندی دقیق قائل شوند، معمولاً دچار اغتشاش و سر در گمی شده اند؛ بویژه اینکه میان طنز در معنی سنّتی آن با طنز مدرن تا حدودی تفاوت است. زبان طنزآمیز برخی از متون عرفانی، منعکس کننده اوضاع اجتماعی و فرهنگی حاکم بر روزگار آفرینش خود هستند، ابزاری ادبی برای عصیان در برابر جامعه و تبلیغ باورهای درست از طریق نقد باورهای نادرست است. سلطان الاولیا و الاقطاب تاج المعشوقین، شمس الدین والحق، محمدبن علی بن ملک تبریزی (ت582 ه.ق) است که از دریچه های مختلف می توان به اثر او نگریست، از جمله طنز را در اثر وی بررسی کرد. شمس تبریزی مفهوم را با لحن های متفاوت و بالاخص الحان طنزآمیز و مفرّح به مخاطب منتقل می کند. در این پژوهش پس از گفتاری کوتاه درباره چیستی طنز، سعی شده است که با توجه به طنز موجود در ادبیات کلاسیک، این مقوله را در مقالات شمس بررسی کنیم و به چند هدف برجسته وی نظیر طنز در نکوهش صوفیان ریایی، تعریض به عارفان، جنبه تعلیمی هزل، روحیه شاد شمس، بی رنگی در مرحله کمال، و طنز در نبرد با مفاسد اجتماعی اشاره کنیم.