ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۵۶۱ تا ۴۱٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱۵۶۱.

معرفی شیخ بابا نخجوانی و بررسی عناصر سبکی و محتوایی نسخه خطّی «شرح گلشن راز» وی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۵۰۵
نعمت الله بن محمود(920ق)، معروف به شیخ بابا نخجوانی و شیخ علوان از شخصیت های عرفانی و ادبی سده نهم هجری به شمار می رود و شش اثر عرفانی، از جمله «شرح گلشن راز» به او منسوب است. درباره زندگی، آثار و اندیشه های او آگاهی مبسوط و کافی در دست نیست. قدمت شرح او بر گلشن راز شبستری و عدم معرفی و تصحیح نشدن آن تا به حال، و از سوی دیگر شهرت گلشن راز، ضرورت انجام دادن این پژوهش را توجیه می کند. این نوشتار با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی- تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی شیخ بابا نخجوانی و آثارش، بطور مشروح به معرفیِ شرح «گلشن راز» وی و نسخه خطّی آن پرداخته؛ سپس ویژگی های سبکی و محتواییِ آن را در سه سطح زبانی، ادبی و فکری بررسی نموده است. نتایج حاصله آن که: دو زبانه بودن اثر، عربی مآبی و تألیف جملات فارسی بر سیاق نحو زبان عربی، وفور لغات و ترکیبات عربی، توجه به استعمال واژگان و ترکیبات پارسی سره، نوآوری اندک در کاربرد لغات و ترکیبات، توجه بسیار به آرایش های لفظی و به تصنع گراییدن زبان و اهمیت دادن به تأویل از عناصر سبکی آن به شمار می رود. مطالب کتاب، عموماً دریافت و استنباط شارح از ابیات شبستری و متکی بر تجارب عرفانی خود اوست.
۴۱۵۶۲.

تحلیل اسطوره خاک در اندیشه خیام نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۷۰۸
در مقاله حاضر کوشیده ایم میان حکمت خیام و اسطوره اندیشی او رابطه ای برقرار کنیم. زیرا دریافته ایم که انتخاب شعر برای بیان اندیشه های او، با توجه به رابطه شعر و اسطوره، انتخابی آگاهانه بوده است. چرا که نشانه های بسیاری نظیر زمان اساطیری، دور و دایره می خواری، از خاک بر آمدن گل و سبزه و خاک شدن آن ها، کوزه و کوزه گری، مشاهده اعضای آدمیان رفته در ذرّات غبار معلّق در هوا و نظایر این ها بر اسطوره اندیشی او دلالت دارد و بیان بینش اساطیری جز از رهگذر ادبیات و به ویژه شعر ممکن نیست، از این گذشته با توجه به نشانه هایی که همه با «خاک » ارتباط دارند، این نکته هم برجسته می شود که طبع خیام خاکی است و مطابق نظر اسطوره شناسان که برای هر هنرورز، نویسنده و شاعر عنصری از میان عناصر اربعه برمی گزینند، ما عنصر خیام را «خاک» دانسته و کوشیده ایم با تکیه بر نشانه هایی که از رباعیات او استخراج کرده ایم، این مدعا را قابل قبول سازیم. بنابراین روش تحقیق در این مقاله کیفی و توصیفی بوده و اطلاعات مربوط به آن با شیوه کتاب خانه ای فراهم آمده است. هدف نویسندگان بیش تر اثبات اسطوره اندیشی خیام با تکیه بر خاک بوده، نتایج به دست آمده گرایش خیام را به این عنصر زایا نشان می دهد.
۴۱۵۶۵.

Quest in James Dashner’s The Maze Runner Trilogy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۴۵۶
Myths, as part of human's life since ancient times, continue to be depicted in novels, movies, and TV series with the advent of technology. The dystopian theme much favored in the book market receiving international attention and appreciation is present in a large number of novels for the adult and the adolescent. Dystopia, as a sub-genre of science fiction, has strongly affected young adult (YA) literature. The Maze Runner trilogy (2009-2011), written by James Dashner, is a popular dystopian fiction with almost all-male supporting heroes. In the present paper, quest in Dashner’s trilogy is investigated in order to analyze the adventure in terms of Joseph Campbell’s views of hero’s journey, including the steps from the very first volume to the third in order to explore the archetype of journey in an adventure taking place in the future fictional world. Characters in this trilogy go through many difficulties to survive, and they pass through the rite of the passage each facing a crisis. A major conclusion the research arrives at is that there is more of an inner change in the young characters than an instant effect on their environment; however, they will be ready for the future. 
۴۱۵۷۰.

تأملی بر نمود «بدن» در نمایشنامه ی «چوب به دست های وَرَزیل» غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۴۸۶
مفهوم «بدن» فراتر از مجموعه ای از اندام ها و کارکردهای تابع آناتومی و فیزیولوژی می باشد. بدن در مباحث علوم انسانی و هنر، بیش و پیش از هرچیز، واجد ساختار نمادین می گردد. ساختاری که جایگاهی برای طرح افکنیِ فرهنگ، در بغرنج ترینِ صورت ها فراهم می آورد. در این پژوهش، وجوهی از مفهوم بدن، با نظر بر اثری نمایشی پی گرفته می شود. یعنی نمایشنامه ی «چوب به دست های وَرَزیل»، نگاشته شده در دهه ی چهل شمسی، بقلم غلامحسین ساعدی. اثری که به وضوح تحت تأثیر گفتمان پسااستعماریِ سربرافراشته پس از جنگ جهانی دوم می باشد. مقطعی که گفتمان چپ بر فضای روشنفکری غالب آمد. این گفتمان نشان خود را در آثار ادبی/هنری تولید شده، ثبت کرد. نشانی که در سطوح مختلف آثار نمایان می گردد. از این بین، سطح «بدن» مدنظر پژوهش حاضر خواهد بود. روش پژوهش، به جهتِ اجرا و پیشبرد، توصیفی-تحلیلی است. این امر با بهره از منابع کتابخانه ای ممکن گشته است. همچنین، در راستای واکاویِ وجوه گونه گون «بدن» در این نمایشنامه، دسته بندی هایی انجام پذیرفته است. ابتدا به «جنسیت؛ ظاهر؛ پوشش بدن» نظر انداخته می شود. در وهله بعد به «اداها و حرکات بدن»، و پس از آن نیز به «سکون بدن و ایجاد توهم و تصور حرکت» و دلالت های آن پرداخته خواهد شد. در نهایت بر مبحثی تأمل خواهیم داشت که مختص به این اثر است. یعنی بهره گیریِ متفاوتِ ساعدی از قابلیت بدن، که در «دگردیسیِ بدن» شکل یافته است. نتایج حاصله در تحلیل، حکایت از آن دارد که ساعدی با بهره از قابلیت های بدن، هویت سازی (و یا حتی بی هویت ساختن) را به انجام رسانده. برای مثال با تحول فرم بدنِ شکارچی ها، به سمت وسوی بدنی حیوانی، آن ها به عنوان «دیگران-غیر خودی ها» طرد می نماید. به عبارتی، تأکید بر خودی ها- یعنی وَرَزیلی ها-، که به غیریت سازی تازه واردها -موسیو و شکارچی ها- ختم می شود، از طریق مفهوم بدن است که صورت می پذیرد.
۴۱۵۷۱.

خوانش تطبیقی نگاه شفیعی کدکنی و عزّالدین اسماعیل به کارکرد سنت ادبی در مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۵۶۸
سنت و مدرنیسم از مؤلفه های مهم ادبیات و نقد ادبی معاصر به شمار می آید که بسیاری از ناقدان ادبیات عربی و فارسی معاصر ازجمله عزالدین اسماعیل و محمدرضا شفیعی کدکنی بدان پرداخته اند. این دو شخصیت ادبی با تکیه بر ادبیات و نقد ادبی قدیم عربی و فارسی به تأثیر مثبت تعامل سنت و مدرنیسم و ضرورت کارکرد سنت در شعر معاصر عربی و فارسی تأکید دارند؛ بنابراین پژوهش حاضر، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی کوشیده است دیدگاه های نقدی عزّالدین اسماعیل و شفیعی کدکنی را درباره لزوم استمرار سنت ادبی در شعر معاصر عربی و فارسی بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که حضور سنت ادبی در شعر معاصر عربی و فارسی از دیدگاه این دو تا چه میزان است و رابطه سنت با مدرنیسم تعاملی است یا تقابلی. علاوه بر این، علت تشابه و اختلاف در اندیشه این دو ناقد چیست. نتیجه این پژوهش نشان داد هردو ناقد سنت و نوگرایی را به خوبی تجربه کرده اند و با اشراف کامل بر ویژگی های این دو حوزه، ضمن پایبندی و تعهد به موازین سنت، نوگرایی را در تعامل با آن دانسته اند. شباهت ها و تفاوت های دیدگاه این دو ناقد هم معلول گرایش ها، نگرش ها، محیط، میدان رشد و فضای حاکم بر اندیشه های دو نویسنده است. از سویی ریشه های فرهنگی مشترک این دو شخصیت ادبی، به خصوص در حوزه نقد ادبی، آنان را دست کم در نگرش به موضوع تعامل سنت و مدرنیسم بسیار به هم نزدیک کرده است. 
۴۱۵۷۳.

تحلیل آوا و القا در اشعار عاشورایی صفایی جندقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۶۴۵
صفایی جندقی فرزند ارشد یغمای جندقی است و اشعار عاشورایی مهیج و سوزناک وی در قالب ترکیب بند سروده شده است. او در این شیوه گوی سبقت را از اقران ربوده و ترکیب بند عاشورایی او، مشحون از فنون و صنایع ادبی است.در این مقاله، از میان فنون ادبی مراثی تنها به آواها و صنایع مرتبط با آن مانند واج آرایی، انواع جناس و تکرار که بارِ موسیقایی کلام را افزایش می دهند، پرداخته شده است. تحلیل آوایی این اشعار از منظر مکتب فرمالیسم، با تأکید بر تحلیل آواها و القاهاست که موریس گرامون به آن ها توجّه داشته است. بر این اساس در ذهن پرسش هایی مطرح می شود؛ آیا می توان از تکرار آواهای به کاررفته در شعر صفایی به القاهایی دست یافت؟ آیا تکرار واج و القای آن می تواند احساسات یا نام آواهایی را تداعی کند؟ در تحلیل واجی نوحه ها، با در نظر گرفتن تأثیر انتخاب واژگان و تکرار آن ها بر موسیقی و معنای نوحه ها به تکرار واج ها، القا، جایگاه و شیوه های تولید توجّه شده است. در این مقاله به آواها، میزان کاربرد آن ها، القاها و تصویرسازی های به کار رفته در نوحه ها پرداخته تا میزان موفقیّت شاعر را در انتقال مفاهیم و پیام مشخّص کند. نتیجه اینکه تکرار آواها توانسته اند احساسات و حسیّات را تداعی کنند؛ بسامد بالای واکه بم "آ" و همخوان خیشومی "ن" در اشعار صفایی جندقی، حاکی از القای درد، رنج و نارضایتی است، حتّی اگر در مضمون بیت ها و کلام او آشکارا بیان نشده باشد.
۴۱۵۷۸.

مرزشکنی خیال و خبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۷۸۸
در روایت شناسی، مرزشکنی به شگردی اطلاق می شود که در آن ارتباطی غیرطبیعی میان سطوح مختلف روایت برقرار می شود. رابطه طبیعی بین سطوح روایت، روایتگری است؛ یعنی شخصیت یک سطح راوی سطح دیگر می شود. با الهام از مرزشکنی روایی می توان شگردی بلاغی را نام گذاری کرد که سابقه ای طولانی در شعر فارسی دارد. هر ایماژ متشکل از دو جزء است. می توان جزئی را که مقصود اصلی شاعر یا گوینده دربردارد، خبر و جزئی را که برای مقایسه و آراستن می آید، خیال نامید. در مواردی که ایماژهای مختلف و مرتبط در کنار هم می آیند، دو سطح متمایز خیال و خبر قابل تشخیص است. رابطه طبیعی میان این دو سطح مشابهت است و هر رابطه غیرطبیعی دیگری نوعی مرزشکنی ایجاد می کند که می توان آن را مرزشکنی خیال و خبر دانست. در مرزشکنی خیال و خبر، همچون مرزشکنی روایی، همواره نوعی تناقض منطقی دیده می شود. همچنین تأثیر این دو نوع مرزشکنی نیز مشابه است و می تواند شوخ طبعانه، وهم انگیز یا ترکیبی از هر دو باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان