فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۹۲۱ تا ۴۰٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
یک نظریه انقلابی:چگونه درساختار ارباب - رعیتی ادبیات کودک و نوجوان زلزله ایجاد کنیم؟
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به کتاب های بررسی شده کتاب کودک سال 89 - 88: شعر آری! شعر نه!
حوزههای تخصصی:
Trilogy of Identity Transformation: Reading David Foster Wallace’s Novels(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۳, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۱
143 - 158
حوزههای تخصصی:
The progression of culture and literature in the three subsequent eras of Modernism, Postmodernism and Post Postmodernism since the late-20th-century can be considered as one of the vivid factors that has led to the chain of transformation of man. In Modernism, the superiority of authentic and governmental power over people was dominant and later in the era of Postmodernism or the late capitalism, the notion of fragmentation controlled the life of the people; but in the third one, Post Postmodernism, a freshgenus of humanism was introduced by innovative authors such as David Foster Wallace who, in his philosophy of writing, illustrates not only the pain and limitations of man but also the healing instruments. Philosophically speaking, through the critical gates of Wallace’s philosophy, the subjectivity of man is given a niche, and thanks to the opportunity he has gained in the social networks, he could have made it possible to create a type of sharing and mutual communication amongst the fragmented individuals. That is to say, all alienated and limited individuals can have the role of active agents, communicators, and producers instead of being passive watchers, readers, and one-way communicators organized by the structures of the past eras. Therefore, the present study aims to investigate David Foster Wallace’s (1962-2008) trilogy—The Broom of the System (1987), Infinite Jest (1996), and The Pale King (2011)—according to his philosophy of Post postmodernism.
مسائل روز: کتب درسی و لغت سازی
منبع:
یادگار بهمن ۱۳۲۳ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
نبرد قهرمانان معمولی با اژدهای همگونی، نگاهی به آثار شاخص بورلی کلی یری
حوزههای تخصصی:
بمب عروسکی خنثی شد: نقدی بر بمب عروسکی (نقد کتاب دریا، پری، کاکل زری نوشته گلی ترقی در کتاب ماه کودک و نوجوان)
حوزههای تخصصی:
خط و انسانیت (کاتب و دبیر)
حوزههای تخصصی:
زندگانی و آثار دانش
مقایسه شخصیت در رمان های سووشون و کریستین و کید
منبع:
مطالعات داستانی سال سوم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
89 - 110
حوزههای تخصصی:
در دهه چهل، هم زمان با حوادث سیاسی - اجتماعی و تحولات فرهنگی در ساختار جامعه ایرانی، ادبیات داستانی نیز متناسب با آن تحولات، دستخوش تغییراتی می شود و آثاری متنوع، ماندگار و جدید در عرصه داستان نویسی ایران، پدید می آید. نویسندگان این دهه در مقایسه با دوره های قبل، شیوه های هوشمندانه و شکل یافته تری در نگارش خود به کار می برند. در سال های پایانی این دهه سیمین دانشور با رمان «سووشون» و هوشنگ گلشیری با رمان های «شازده احتجاب» و «کریستین و کید» با سبک و شیوه ای متفاوت، جلوه تازه ای به ادبیات داستانی ایران می بخشند. دانشور در رمان سووشون با سبکی رئالیستی و متناسب با فضای واقعی جامعه ایرانی در بستری ت اریخی، ب ا خل ق شخصیتی انقلابی و مسئله دار، تصویری واقع نمایانه از شخصیتی عمل گرا و معترض را نشان می دهد. هم زمان با دانشور، گلشیری با سبکی متفاوت در فرم و محتوا و به شیوه داستان های مدرن و رمان های نو در فرانسه، گونه ای دیگر از شخصیت پردازی را خلق می کند. شخصیت های گلشیری در این رمان ها انسان هایی درون گرا، منفعل، ناتوان و سرگشته اند که در کنش و عملکرد هیچ سنخیتی با قهرمان رمان سووشون ندارند. در این مقاله برآنیم تا بابهره گیری از روش تحلیلی – استنباطی و با لحاظ برخی تفاوت ها و تشابهات، قهرمان سووشون را منطبق با قهرمان مسئله دار لوکاج و گلدمن معرفی کنیم و همچنین نشان دهیم که شباهت های بسیاری در شیوه پرداختن به شخصیت داستانی بین آثار نویسندگان فرانسوی رمان نو و شخصیت های رمان «کریستین و کید» وجود دارد و همچنین دلایل تفاوت در شیوه شخصیت پردازی این دو نویسنده هم عصر را نمایان سازیم.
خنده سازی (نگاهی به نهادهای فعال در عرصه طنزآوری)
حوزههای تخصصی:
خلق شگفتی های بصری در داستان
حوزههای تخصصی:
شیوه ی نوین در تحقیق ادبی
حوزههای تخصصی:
نگرشی سطحی به افسانه
حوزههای تخصصی:
ما و توانایی های شیطانی ما (نقد و بررسی رمان سقوط امپراتوری)
حوزههای تخصصی:
بحثی درباره استعاره های مفید و غیر مفید در قرآن کریم چالش تلاقی دو رویکرد جرجانی و زبان شناسی نوین به استعاره
حوزههای تخصصی:
استعاره یکی از پر بسامدترین واحدهای زبانی در قرآن کریم است؛ وتاثیر بسزایی در زایش دلالت ها ودریافت معانی دارد. بنابراین کنکاش این مسأله و درنگی اندیشمندانه بر استعاره های قرآنی مخاطب را به معانی ناب و پنهان قرآن می رساند. معانی ای که افقی باز را فرا روی مخاطب قرار می دهند و از ایستایی به دوراند. از این رو استعاره جایگاهی بس والا در متون دارد؛ وغفلت از آن در خور صاحبان قلم واندیشمندان عرصه ادبیات نمی باشد. در این راستا عبدالقاهر جرجانی پیشتاز عرصه بلاغت در استعاره پژوهی خویش به طور کلی دو نمود استعاری را پیشنهاد می کند: استعاره های مفید و استعاره های غیر مفید. اجرای این دیدگاه بر قرآن کریم بحث برانگیز است؛ اینکه چگونه می توان حضور استعاره غیر مفید را در بافت قرآن تبیین نمود.این پژوهش در نظر دارد نقاب از چهره این چالش بحث برانگیز بردارد وصحت وسقم آنرا با توجه به نمود های استعاره وانواع آن در قرآن کریم تبیین سازد.یافته های پژوهش حاکی از آن است که الگوی پیشنهادی عبدالقاهر جرجانی الگویی بشری است وخالی از نقص نمی باشد. آنچه در این الگو به عنوان استعاره غیر مفید مطرح می شود در قرآن کریم محض فایده است. ونه تنها از اعجاز قرآن نمی کاهد بلکه خود بعدی ازاعجاز را به وجود می آورد. استعاره های نوین نیز می توانند در کاربست جرجانی گنجانده شوند. علیرغم این مسأله درمتن قرآن هر سطح از کاربرد استعاری چه نوین و چه سنتی را نمی توان در دایره عدم افاده قرار داد
نامه های عاشقانه «غلامحسین ساعدی» به «طاهره کوزه گرانی» و «غسان کنفانی» به «غاده السمان» (مطالعه ای تطبیقی در ادبیات اعترافی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
81 - 102
حوزههای تخصصی:
ادبیات اعترافی، شاخه ای از ادبیات و دربرگیرنده آثاری است که به نوعی زندگی نامه شخصی نویسنده را بازگو می کند. نامه های عاشقانه بین ادیبان، شاعران و چهره های مشهور جهان، به نوعی از این دسته و بسیار جذاب هستند و توجّه خواننده را جلب می کنند. این اتّفاق در همه فرهنگ ها و ادبیات ملل رخ داده و ادبیات فارسی و عربی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. نامه های غلامحسین ساعدی، نویسنده ایرانی به طاهره کوزه گرانی و غسان کنفانی، مبارز و ادیب فلسطینی به غاده سمان، به عنوان یکی از ماندگارترین میراث عاشقانه های ادب معاصر فارسی و عربی به شمار می روند که نه تنها نمایانگر یک واقعه شاعرانه، بلکه ترکیبی از اعتراف، عشق سوزان و دل تنگی هستند و قدرت و عظمت عشق را نشان می دهند که هرکسی را فارغ از قدرت و شخصیت و غرور و... مبتلا می کند. نوشتار پیش رو رویکرد تحلیلی - توصیفی و تطبیقی در شکل گیری عشق و عشق ورزی آن ها در این نامه ها است. نامه هایی که با دقّت و صداقت نهفته در آن ها می توان به جنبه دیگری از حیات این دو نویسنده پی برد و از دریچه دیگری، پرده از شخصیت و زندگی این عشاق دلداده برداشت. دوری از متانت تزئینی و نقاب های دروغین، رقابت بر سر عشق، گریه و درد و رنج به خاطر دوری از معشوق، انتظار برای او و ترس ازدست دادنش، معشوق را در موقعیتی بالاتر از خود دیدن، نامه نوشتن به عنوان همبستگی عینی از عشق و خواهش از معشوق برای انجام متقابل، از مهم ترین بن مایه های مشترک در نامه های این دو نویسنده سرشناس ایرانی و فلسطینی است.
زبان اسپرانتو
حوزههای تخصصی:
روش شناسی قرآن پژوهان معاصر؛ مطالعه موردی محمد ارکون
حوزههای تخصصی:
محمد ارکون روشنفکر الجزایری و قرآن پژوه معاصر به سان دیگر روشنفکران مسلمان دغدغه اصلاح و استنباط مفاهیم دینی را داشته است. از جمله این دغدغه ها روش فهم مفاهیم دینی و قرآنی به شمار می آید. این رویکرد نخست با تجدید نظر و بازخوانی میراث کهن در این گستره آغاز می گردد سپس با اثرپذیری از مطالعات نوین علوم انسانی مرتبط با قرآن پژوهی به انقلاب فکری و اصلاحات ساختاری در برداشت های تجددگرایانه و گرایش به دستاوردهای مدرنیته و دخالت آن در فهم تفسیر و علوم قرآنی می انجامد. ارکون در بررسی های خود به خوانش های زیر در فهم قرآن تأکید داشته است. 1. خوانش ایمان گرایانه ۲. خوانش تاریخی ۳. خوانش زبان شناختی ۴. خوانش نشانه شناختی. نوشتار حاضر می کوشد تا با روش توصیفی-تحلیلی، روش شناسی ارکون را در مطالعات قرآنی بررسی نماید. دستاورد مهم پژوهش بر این نکته تأکید می ورزد که تلاش می کند تا میان روش های موجود در دنیای جدید در فهم روشمند قرآن و روشن الهیاتی پیوند برقرار نماید. هرچند این کوشش در فرجام به ارایه ساختاری منسجم در این راستا کامیاب نمی گردد.