فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۷۴۱ تا ۳۴٬۷۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
بررسی یک نکته از دستور زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
تحلیل مضمون گورانی های عاشقانه ی هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال هشتم مهر و آبان ۱۳۹۹ شماره ۳۴
125-155
حوزههای تخصصی:
دلدادگی از مفاهیمی است که در تمام اعصار و نزد تمام اقوام جایگاهی ویژه و در ادبیات فولکلور آن ها نقشی محوری داشته است. در این پژوهش، منظور از گورانی، بوم سروده های هورامی است و تعریف خاصِ ترانه مدنظر نیست. قالب و فرم گورانی ها بیشتر تک بیتی است. هر بیت به تنهایی دارای تمام مفهوم خود است. دلدادگی در کنار احساس ناب طبیعت ستایی و تا حدودی حماسه های وطنی، موضوع تاریخ ادبیات هورامی است. روش مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی و بر اساس پیمایش داده های بومی و تحلیل تک بیت های فولکلور هورامی است. هدف این تحقیق، بررسی مضمون غالب در گورانی های عاشقانه هورامی است. در این روش 50 تک بیت برای نمونه از شهر نودشه انتخاب و بر اساس موضوع پژوهش تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که سهم زنانِ هورامی در سرایش تعداد زیادی از گورانی های عاشقانه، چنان برجسته است و نمودی عینی دارد که برخی اوقات با اشعار هم تراز مردان در این خصوص پهلو می زند. غم هجران و دوری از یار گوشه ای جدانشدنی از محتوای ابیات گورانی های موردبحث است. زنان در این بومی سروده ها، با سر دادن عاشقانه های تلخ و سوزناک در آشفتگی فضایی بومی، فرهنگ خاصِ هورامان را به تصویر کشیده اند. در این تک بیت ها عشق و مفهوم آن بیشتر جنبه مادی و زمینی دارد. شاعر با توصیف محبوب، اگرچه گاهی به درجه ای می رسد که خالق محبوب را می ستاید؛ اما این ستایش تنها برای محبوب زمینی است. این مسئله بیانگر نکته های ریزِ پنهان در روابط اجتماعی و جلوه ای از فرهنگ حاکم در بافت جامعه است.
انواع بسامد و کارکرد آن در آفرینش داستان
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر اصلی هر روایتی عنصر زمان است به گونه ای که فهم روایت را در گرو زمانمندی آن می دانند. ژرار ژنت بزرگترین نظریه پرداز زمان روایی است که آن را ذیل سه تعین نظم، بسامد و تداوم بررسی می کند. بسامد که به بررسی تکرار عناصر روایی می پردازد به سه نوع منفرد، مکرر و بازگو تقسیم می شود. ما در این پژوهش که به روش کتابخانه ای و تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است انواع بسامد و کارکرد آن را در آثار داستانی علوی و ساعدی بررسی کرده ایم. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده از انواع مختلف بسامد در داستان های خود بهره گرفته اند. بسامد غالب بر داستان های آن ها بسامد مفرد است. انواع دیگر بسامد هم در این آثار قابل مشاهده است از جمله کارکردهای بسامد مکرر در این داستان ها تاکید، بیان کنایی ، فضاسازی و جلب توجه و ترحم و از جمله کارکردهای بسامد موجز در آن ها شخصیت پردازی و بیان علت امور است. به طور کلی باید گفت کارکرد انواع بسامد در آثار داستانی علوی متنوع تر است.
نامه هایی به یک نویسنده جوان بخش پایانی (ظروف مرتبطه)
منبع:
گلستانه ۱۳۸۳ شماره ۵۶
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوند ایدئولوژی فره شاهی و فره پهلوانی در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
واژه فره به معنای شکوه و فروغ و تأیید ایزدی به کار می رود. این واژه انواع متفاوتی دارد مانند فره ایزدی، فره شاهی، فره همگان، فره موبدی، فره پهلوانان و فره ایرانی. یکی از مهم ترین انواع فره، فره شاهی است که لازمه حکومت شاهان به شمار می آید. در کنار شاهان فره مند همواره پهلوانی نامی نیز حضور دارد که در سایه حمایت شاه به وی خدمت می کند. در این جستار پیوند فره شاهی و فره پهلوانی مورد بررسی قرار گرفته است که فره شاهی در واقع مؤید و تقویت کننده فره پهلوانی به شمار می آید، یعنی تا زمانی که پهلوان در خدمت شاه باشد از فره برخوردار خواهد بود و هنگامی که پهلوان از شاه دوری کند فره پهلوانی نیز از وی روی برمی تابد زیرا که فره پهلوانی از تأیید فره شاهی به وجود می آید و در پیوند مستقیم با آن عمل می کند.
معرفی - نقد
حوزههای تخصصی:
یادداشتهای خودمانی
منبع:
شعر بهار ۱۳۷۷ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
تحلیل عناصر داستانی در رمان همخونه
حوزههای تخصصی:
عناصر داستانی در واقع ابزاری هستند که به کمک آنها می توان از طرح واحد داستان هایی بسیار متفاوت خلق کرد. مریم ریاحی از نویسندگان معاصر، زندگی ادبی و هنری اش را از سال 1385 با رمان داستانی همخونه آغاز کرد. این رمان تا آن تاریخ از نظر طرح داستان و مضمون، رمانی خاص و جدید بود. سبک نویسندگی داستان، قلمی زنانه را که در القاء حس صمیمیت و برانگیختن هم ذات پنداری در مخاطب بسیار موفق است، بیان می کند. نویسنده با توجه به رشته ی تحصیلی خود -ادبیات فارسی- سعی کرده است در پرداخت شخصیت یلدا که در داستان دانشجوی ادبیات فارسی است با دقت عمل کند. آمیختن مضمون و درونمایه عشقی داستان با فضاسازی ای ادبی، مجموعه ای قابل تأمل را رقم زده است. در واقع می توان رمان همخونه را دیباچه ای زیبا بر فصل رمان نویسی این نویسنده محسوب کرد. ضمن جدیدبودن موضوع این رمان، نویسنده حس شک و انتظار را که در جذابیت و ایجاد حس هم ذات پنداری در طرح داستان نقشی به سزا دارد به خوبی در داستان حفظ کرده است و بدون آنکه همچون بسیاری از رمان های بازاری و حادثه ای در بکارگیری حوادث متوالی به داستان جذابیت بخشد، سعی کرده است با طرحی منسجم و ارتباطاتی منطقی میان اتفاقات داستان، خواننده را تا انتهای داستان با راوی همراه سازد.
نوآوری ایرانی
حوزههای تخصصی:
پنجره ای رو به تجربه های نوشتن
حوزههای تخصصی:
یادمان استاد احمد احمدی بیرجندی 1377-1301
حوزههای تخصصی:
سفری به اعماق روح
حوزههای تخصصی:
مسیحای پارسی و هندی ایرانی الاصل
حوزههای تخصصی:
معرفت شهودی در کلام شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بینش عرفانی نوعی از حکمت دینی مبتنی بر وحی است که مؤمنان به این نوع بینش، هستی حقیقی را از آن خدا می دانند و ماسوی الله را باطل می پندارند و معتقدند که آنچه هست جلوه ای است از او. صاحبان این بینش، عشق به حق و تصفیة باطن از تعلّقات جسمانی را وسیلة نیل به معرفت می بینند. آنان عقل بحثی را به سبب تقیّد آن به مقولات ذهنی از وصول به کمالی که غایت وجود انسان است، ناتوان می یابند. از نظر عرفا از جمله شمس بهترین راه شناخت حق تعالی، معرفت شهودی است. در این پژوهش تلاش می شود، جایگاه شهود و عقل در تفکر شمس نشان داده شود. برآیند پژوهش حاکی از آن است که شمس بر این باور بود که استدلال اگرچه گره گشای پاره ای از مشکلات است، اما برای طالبان کوی حقیقت کافی نیست. از دیدگاه شمس توحید حقیقی، دیدار شهودی است. برای وصول به چنین معرفتی باید در طریق سلوک قدم نهاد و مجاهدت ها ورزید. تا با زدودن دل انوار ربوبی بر قلب و قوای ادراکی سالک بتابد و ابواب مشاهدت و مکاشفت بر وی گشاده گردد.
اتاق ژاکوب
منبع:
سمرقند بهار ۱۳۸۲ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
توصیف و تحلیل جریان شعر دیگر با تأکید بر اشعار بیژن الهی، بهرام اردبیلی و هوشنگ چالنگی
حوزههای تخصصی:
در دهه ی چهل بعد از موج نو احمدرضا احمدی جریان شعریی به نام شعر دیگر شکل گرفت که شاعران آن تمایل وافری به نوگرایی، عرفان، هنجارگریزی، تعهدگریزی، گریز از سنت های ادبی، طبیعت گرایی، سمبولیسم و نوع نگاه انفسی داشتند که آن ها را در یک مبانی فکری و رتوریک مشترک گروه می کرد. بیژن الهی، بهرام اردبیلی، هوشنگ چالنگی، حمید عرفان و هوشنگ بادیه نشین از مهم ترین شاعران این گروه بودند. نگارندگان در این پژوهش برآنند تا با روش توصیفی- تحلیلی مؤلفه های شعر دیگر را تحلیل کنند و هر کدام از این مؤلفه ها را در شعر بیژن الهی، بهرام اردبیلی و هوشنگ چالنگی نشان دهند. با توجه به اینکه هر کدام از شاعران دیگر نسبت به هم شگردها و شیوه های متفاوتی را به کار بسته اند، نگارندگان با شیوه ی توصیفی تحلیلی و با به کارگیری منابع کتابخانه ای بررسی مؤلفه های شعر دیگر را در شعر سه شاعر لازم و ضروری دانسته اند که بتوان آنچه بنا بر بسامد در کارهای شاعران این گروه وجود دارد، مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. از نتایج این پژوهش می توان به این مسائل اشاره کرد که نخستین گروهی که شعر سپید فارسی را سمت و سویی عرفانی می بخشد، شعر دیگر است، از سویی دیگر تمایل به هنجارگریزی در سطح زبان در شعر شاعران این گروه بیش از دیگران نمود دارد. تمایل به سمبولیسم اجتماعی و آمیخته کردن آن با عرفان از دیگر شگردهای شعری این گروه از شاعران است.