هوشنگ مرادی کرمانی از جمله نویسندگان نام آشنا و صاحب سبک معاصر ایران است که در باروری و شکوفایی ادبیات نوین کودک و نوجوان کشورمان، تلاشی ستودنی و تأثیری ژرف داشته و آثار فراوان و کم نظیری برای کودکان و نوجوانان پدید آورده است. این نویسنده در بیشتر نوشته های خود، به ترسیم دنیای کودکان و نوجوانان و مسائل و مشکلات و دغدغه های مختلف آنان در زندگی پرداخته است. در این مقاله که با روشی توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای صورت گرفته، ضمن ارائه زندگینامه مختصری از هوشنگ مرادی کرمانی، با نگاهی فراگیر آثار ارزشمند این نویسنده عرصه ادبیات کودک و نوجوان ایران، بررسی و معرفی شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که مرادی کرمانی در طی پنج دهه نویسندگی و فعالیت ادبی خود، 8 مجموعه داستان، 10 رمان، 1 زندگینامه خودنوشت، 3 نمایشنامه، 3 فیلمنامه و 3 پیام ادبی آفریده است. بیشتر این آثار به زبان های گوناگون همچون آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، عربی، چینی و... ترجمه و برنده جوایز متعدد و مختلف داخلی و بین المللی شده اند و نیز فیلم های سینمایی، تلویزیونی و پویانمایی بسیاری بر اساس آن ها ساخته شده است. آثار مرادی کرمانی از نظر تناسب با گروه های سنی مختلف کودک و نوجوان، به ترتیب مناسب گروه های سنی «د»، «ه »، «ج» و «ب» است و حتی بزرگسالان هم می توانند مخاطب پاره ای از نوشته های وی باشند. از میان آثار مرادی کرمانی، «قصه های مجید» به سبب پخش از رادیو و تلویزیون و انتشار چندین باره در قالب کتاب، شناخته شده ترین اثر کودک و نوجوان در ایران و «خمره»، با بیشترین بازگردانی و جایزه بین المللی، معروف ترین اثر ایرانی کودک و نوجوان، در جهان است.
کانونی سازی ها با امکانات و محدودیت های روایی خود از مهم ترین عناصر در ایجاد تعلیق و غافل گیری به شمار می روند. نویسندگان مقاله با رویکردی مبتنی بر سنت های صوری و محتوایی در تحلیل گفتمان روایی، به دنبال بررسی و یافتن امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری و بیان دلیل زیبایی شناسی استفاده از یک کانونی سازی غالب در رمان بامداد خمار هستند. نتایج پژوهش نشان می دهد کانونی سازی های بیرونی و درونی به صورت متناوب از امکانات و محدودیت های روایی خاص و مشترکی در توزیع اطلاعات روایی استفاده می کنند که تعلیق و غافل گیری را در این رمان به وجود می آورد. بر این اساس، امکانات روایی آغاز از میانه، تعلیق اشیا، روایت درونه ای و پی رنگ باز مختص کانونی سازی بیرونی، و امکانات و محدودیت های روایی روایت رمان به شیوه داستان های موازی، نقض نهی، کشمکش درونی، کانونی سازی درونی چندگانه، تک گویی نمایشی، محدودیت مکانی کانونی ساز و تعلیق پس از غافل گیری مختص کانونی سازی درونی هستند. همچنین طرح پرسش های تلویحی در صحنه آغازین رمان و بخش های دیگر آن، هم سازه اندیشی، پیشواز زمانی، بازگشت به گذشته، کشمکش بیرونی و کشمکش در مکالمه امکانات روایی مشترک کانونی سازی های بیرونی و درونی در ایجاد تعلیق شمرده می شوند. در این رمان، غافل گیری فقط در حوزه کانونی سازی درونی صورت می گیرد؛ زیرا فقط این کانونی ساز با تغییر ناگهانی فرایند توزیع اطلاعات روایی به خواننده یا هریک از کنشگرهای رمان اطلاعات اضافی می دهد. همچنین کمک به تسریع غلبه جهت گیری ایدئولوژیکی کانونی ساز درونی با همکاری شگردهایی مانند فرایند همدلی یکی از مهم ترین دلایل زیبایی شناسی استفاده بیشتر از کانونی سازی درونی در رمان بامداد خمار است.