کنایه یکی از اسلوب های مهمّ بیانی در همة زبان هاست و از دیرباز به صورت گسترده در زبان و ادبیّات همة اقوام، از جمله قوم عرب به کار رفته است. از آنجا که قرآن کریم با زبان مردم با آنان سخن می گوید، از همة عناصر بیانی، به ویژه کنایه برای بیان مقاصد گوناگون بهره برده است. در این مقاله، شش عبارت کنایی قرآن مجید تجزیه و تحلیل می شود؛ کنایه هایی که برخی از مترجمان و یا حتّی مفسّران، آن را به گونه ای تعبیر کرده اند که اغلب فارسی زبانان با مطالعة آنها نمی توانند به معنا و مفهوم مورد نظر آیات برسند. پس از ذکر آیه مورد بحث، نظر مفسّران درباره عبارات کنایی آیه مذکور بیان شده، سپس به روش «توصیف و تحلیل» و با استناد به منابع معتبر و بررسی ترجمه های فولادوند و آیتی، معنای ارجح کنایه ها به عنوان هدف اصلی این مقاله تبیین می شود. ضرورت انجام این تحقیق، نارسایی در ترجمه های بعضی مفسّران، ملحوظ داشتن معانی تحت اللّفظی صرف در برخی ترجمه های معاصر و بعضاً عدم دریافت کامل معنای کنایی آیه است.
سعدی که شاعری اهل شیراز بوده با اینکه سالهایی را در مسافرت و دور از وطن گذرانیده، باز عشق و علاقه به شیراز را میتوان در سرودن اشعاری که برای شیراز و فارس داشته، دید. نویسنده در این مقاله به این امر توجه کرده و علاقه سعدی به شیراز و فارس را در اشعار مختلف وی بررسی میکند.
تصحیح میراث مکتوب در ادبیات کهن ضرورتی است که باید بر اساس روش شناسی علمی، شناخت معیارهای تصحیح و نگاه انتقادی به متن صورت گیرد؛ تنها از این راه است که می توان به تصحیح متن پرداخت یا آسیب های موجود در تصحیح متنی را بازشناخت و به تصحیح مجدد آن اقدام کرد. در این نوشتار تلاش بر آن است با بررسی انتقادی دیوان عمادی شهریاری علاوه بر بیان اجمالی کاستی های این تصحیح، به آسیب هایی اشاره شود که مصحح را در قرائت و ضبط ابیات دچار لغزش کرده است. معرفی و تقسیم بندی این آسیب ها می تواند مصححان نوکار را از خطاهای احتمالی مصون دارد و راه را بر لغزش های مشابه ببندد. این آسیب ها در پانزده عنوان کلی تقسیم بندی شده است و برای هر کدام شواهدی از دیوان عمادی شهریاری به تصحیح ذبیح الله حبیبی نژاد ذکر شده است.