این مقاله به نوگرایی و نواندیشی سعدی اشاره دارد و نویسنده عقیده دارد نوگرایی در کلام سعدی مبتنی بر نوگرایی و تجددطلبی فکری وی بوده است. سعدی هم در کلام و هم در فکر نوگرا و متجدد بوده است. سعدی در سبک نثر و نظمش تکلف گذشته را کنار نهاد و به سوی سادگی رفت. حکایات را به تناسب موضوعات، بلند و کوتاه کرد و مجموعه آثاری که او خلق کرد، نشاندهنده نوعی نواندیشی و تجددطلبی فکری است. اگر سعدی در فکر و پندار نوگرا نبود، قطعا در گفتار نمیتوانست به نوگرایی دست پیدا کند.
این مقاله به نقاط مثبت و منفی شعر سعدی پرداخته است. منظور از فراخی شگرفیها، نغزیها و زیباییهای سخن سعدی است که سعدی را به آن پایگاه بلند در پهنه ادب و فرهنگ ایران و حتی جهان رسانیده است. منظور از تنگنا نیز پیچش و تاریکی و دشواری است که گاه در سخن سعدی یافت میشود و مقصود بیتهایی است که با وجود سادگی واژگان و زبانشناسی اما معنای بیتها به آسانی مشخص نمیشود زیرا ساختار نحوی آنها پیچیده و درهم است.