از آنجا که بخش مهمی از داستانهای شاهنامه به دوره پس از پیدایش زردشت و گسترش دین او در ایران مربوط می شود و همین امر سبب گردیده است تا افسانه های باستانی ایران، جلوههایی از این آیین را منعکس کند و به گونه ای در قصه های شاهنامه تاثیر بگذارد، مجالی را فراهم آورده تا برخی با تفسیرهای شخصی کوشش کنند فردوسی را متمایل به زردشتی گری معرفی کنند. در این مقاله، ابتدا به مهمترین اظهار نظر هایی که در این زمینه مطرح شده اشاره می گردد و آنگاه با استناد به متن شاهنامه، عقیده فردوسی نسبت به دین زردشت مورد بررسی قرار می گیرد.
ناصرخسرو شاعرى بزرگ است که اشعار و آثارش در بیان کلام و فلسفه و عقاید دینى است، این شاعر بزرگ با عنصر خیال و وجوه بلاغت به اندیشه هاى دشوارکلامى و فلسفى، لباس نرم و لطیف سخن منظوم را پوشانیده است. مفاهیم عقلانى درکلام ناصر خسرو با هنرمندى او در بهره گیرى از تشبیه و استعاره و صور خیال به وجوه و تصاویر زیباى حسى و ملموس مبدل گردیده اند. شور و حیات و تازگى درکلام و سخن ناصرخسرو ویژگى دیگرى است که باعث ماندگارى سخن او در میان دیگر شاعران گردیده است، دربارهء این شاعر بزرگ مى توان گفت هنر و خیال را با عقل و فلسفه آنچنان آمیخته است که دشوارى و تکلف براى رسیدن به معنا و مفهوم کلام در سخنش وجود ندارد.