حماسه رستم و اسفندیار، داستان سرگشتگی انسان بر سر دوراهی هاست. در روایت های کتبی، اسفندیار با خوردن اناری که زرتشت بر آن دعا خوانده رویین تن می شود- انار نماد بی مرگی و جاودانگی است- اما چشمان او آسیب پذیر می ماند. او برای رسیدن به تاج و تخت، کورکورانه از پدرش برای جنگ با رستم اطاعت می کند. بنابراین آسیب پذیر بودن چشمان این "شهزاده نابینا" رمز آن است که او قدرت بینش ندارد. در اسطوره، چشم بسته نماد بی خردی و بی خردی به معنی مرگ و نابودی است. در این جستار، نخست بر بنیان آن چه در نامه های دینی آمده است. چهره آیینی اسفندیار نموده می شود و سپس شخصیت وی را در حماسه بررسی می کنیم تا دو گانگی شخصیت وی در برنامه های دینی و حماسی پدیدار شود.
از ویژگی های برجسته سروده های حافظ، هندسه، هنجار، ساخت و پرداخت سنجیده و استواری است که کم تر می توان در آن دست برد و پاره ای از نغز کاری های آن را از دست نداد. یکی از زمینه های سامان پذیری این هندسه و هنجار بی هنباز، کوشش و کنکاش های هماره ای است که حافظ در کار بازنگری و دست کاری و به سازی سروده های خویش هزینه می کرده است. بازنگری ها و دست کاری هایی که بسیاری از نسخه بدل ها و دیگر نویسه های گوناگونی را که در نسخه ها و دست نوشته های دیوان او دیده می شود، از پی داشته است. از این روی ویراستاران دیوان او ناگزیر باید بکوشند بر پایه هنجارهایی پسندیده، دیگر نویسه هایی را که پی آمد این بازنگری ها و دست کاری ها می نمایند باز شناسند و در متن بیاورند. در این گفتار پس از بازنمایی این نکته ها با آوردن پارهای از دیگر نویسه ها و نسخه بدل ها کوشیده ایم برخی از دست کاری های او در سروده های خویش را برای رسیدن به هندسه ای چنین سخته و سنجیده باز نماییم.