فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۱۰۱ تا ۲۸٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
یادنامه ملک الشعرای بهار
حوزههای تخصصی:
رولان بارت درگذر فیش هایش
حوزههای تخصصی:
ویرجینیا وولف و دورانش: بلومزبری و یاران
حوزههای تخصصی:
نامه ای درباره نویسندگی
زن در داستان های صادق هدایت
عمران صلاحی، شاعر و طنزپرداز
مرگ مولف در نظریه های ادبی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات نقد ادبی در کشور ما جایگاه تعیین کننده ای است که در بررسی متن برای مولف قایلیم. اکثر مقالات نقد، خواه نقد آثار ادبی معاصر و خواه به ویژه نقد آثار کلاسیک، با این پیش فرض نوشته می شوند که برای فهم معنای این متون ناگزیر باید با شرح حال مولف آشنا بود، زیرا متن از ذهن نویسنده تراوش کرده است و بدون داشتن اطلاعاتی از قبیل اینکه سابقه خانوادگی مولف چه بوده، در کجا دوره کودکی و نوجوانی را سپری کرده، چه مرامی داشته نمی توان معنای آثار او را دریافت. به سخن دیگر، در روش شناسی رایج در مطالعات ادبی در کشور ما، متن هنوز حاشیه ای بر شخصیت نویسنده محسوب می گردد. به عبارتی، سرچشمه یا خاستگاه معنا شخصیت مولف است نه خود متن. به تبع این دیدگاه، نقد ادبی هم غالبا تحویل می شود به بازگویی واقعیاتی ظاهرا قطعی و مناقشه ناپذیر درباره احوال نویسنده و تلاش برای اثبات اینکه دانستن این واقعیات چقدر خواندن و فهم متون نوشته شده به قلم آن نویسنده را بر خواننده تسهیل می کند. توجه به جایگاه مولف در نظریه و نقد ادبی مسبوق به سابقه ای بسیار طولانی است و قدمت آن به بیش از سه قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. افلاطون نخستین فیلسوفی بود که این توجه را در قالب نظری ای (محاکات) تدوین کرد و در رساله جمهوری به بحث درباره آن پرداخت که شاعر کیست و شعر گفتنش در حکم انجام دادن چه کاری است. از این رو، می توان گفت بیش از دو هزار سال پیش نظریه ادبی با عطف توجه به مولف آغاز شد و، از آن زمان تا به امروز، نظریه پردازان گوناگون در هر نظریه جدیدی که درباره ماهیت و کارکرد ادبیات یا نحوه بررسی متون ادبی مطرح کردند، به نحوی ازانحا، به همین مساله بنیادین پرداختند و دیدگاهی راجع به آن نشان دادند.
چرا نیما را شاعر «آی آدم ها» می نامند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اغلب بر این باورند، که ساختمان شعر، چیزی جدا و کم اهمیت تر از معنا و پیام آن است؛ اما صورت شعر، اولین چیزی است که خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. نیما با حساسیت و تکیه بر بینشی مستقل، ارزش ساختمان شعر را، در ادب فارسی، احیا کرد. در شعر معاصر غالبا، نیما را شاعر «آی آدم ها» می دانند. سوال این است، که راز اهمیت شعر «آی آدم ها» در چیست؟ به نظر می رسد آن چه باعث برجستگی شعر «آی آدم ها» و ساخت های مشابه در شعر معاصر است، ترفندها و انتظارات تعبیه شده در فرم تازه آن هاست، نه پیام و محتوای تکراری. تکرار عنصر مسلط «آی آدم ها» در ساختمان شعر مذکور، علاوه بر استحکام و اسکلت بندی، توازن نحوی، تقویت موسیقی، واسازی ساختار و پایان پذیری خلاق، به شعر وحدت اندیشه و احساس و یکپارچگی عاطفه و لحن، بخشیده است. این مقاله، با نقد شعر «آی آدم ها» از منظر انتظارات و تنظیمات فرمالیستی، سعی دارد تا علاوه بر تقویت حساسیت خوانندگان، آن ها را مهیای کشف انواع اشارت های کمتر آشنا، در ساختمان شعر معاصر کند.
معماری کلمه نگاهی به ...به ...به ... اسپاسمانتالیسم
منبع:
بایا بهار ۱۳۸۵ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخ ادبیات کودک در کتابخانه بریتانیا
حوزههای تخصصی:
شاهنامه، حماسه ملی
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی هجویات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" هر یک از گونه های ادبی از ویژگی های سبکی خاصی برخوردارند. شناخت سبکی این گونه ها موجب حصول درک درست تری از آن ها خواهد شد. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های سبکی هجویات خاقانی در دیوان او می پردازد و آن ها را از نظر سطوح واژگانی، ادبی و معنایی مورد بررسی قرار می دهد؛ برای این منظور هجویاتی که مخاطب آن ها از وضوح بیشتری برخوردار بوده اند، مورد توجه واقع شده است. منبع مورد استفاده در این بررسی دیوان اشعار خاقانی بوده و از دیگر آثار او چشم پوشی شده است؛ دلیل این کار اهمیت دیوان او از نظر حجم و تنوع مطالب نسبت به آثار دیگرش چون تحفه العراقین می باشد. برخی از هجویات خاقانی در این مقاله از دیدگاه ساختارگرایان مورد بررسی واقع شده است. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به شناخت بهتری از هجویات خاقانی دست یافت؛ هم چنین این پژوهش می تواند مقدمه ای برای بررسی هجویات سرایندگان دیگر و دریچه ای به سوی شناخت سبکی هجو در ادب پارسی باشد.
"
جایگاه رعایت مقتضای حال و مخاطب در نظریه های ادبی سنتی و نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"رساندن سخن به جایگاه عالی بلاغت و رسایی، امری دشوار است که می توان گفت در طول تاریخ آرزوی همه کسانی بوده است که در میدان سخن وارد شده اند. دست یابی به چنین جایگاهی، چنان دشوار می نموده که حتی برخی گفته اند: «بلاغت کسبی نیست بلکه همینطور که جمال و صوت ودیعه خداوندی است، قوه بیان نیز من جانب اله باشند.» (حالی، 1316:73).
باید عوامل متعدد و بسیاری دست به دست هم دهند تا زمینه ارایه سخنی بلیغ و سلیس فراهم آید؛ یکی از مهمترین عواملی را که علمای بلاغت برای آن در این زمینه نقش مهم و اساسی در نظر گرفته اند، «رعایت مقتضای حال و خطاب» است که اهمیت آن موجب شده که از گذشته های دور، یکی از دانش های ادبی که بعدها دانش معانی نامیده شد، بدان اختصاص یابد.
در این مقاله با یاری جستن از برخی سفارش ها و شگردهای سخن سرایان بلیغی چون سعدی، حافظ، مولوی، بیهقی و عنصرالمعالی در این باب، تلاش گردیده ضمن نگاهی انتقادی به تعاریفی که تاکنون از این مقوله ارایه شده، با نظری نوتر بدین موضوع بنگریم؛ بویژه که محور اصلی بحث برخی از مکاتب و نظریه های ادبی معاصر، همچون «نظریه مرگ مولف»، «نظریه رویکرد به مخاطب»، «هر منوتیک»، «پست مدرنیسم» و «نظریه ای ادبی متن محور»، تا حدود زیادی با این موضوع پیوند می یابند."
قافله مستدام عشاق شهر فیروزه ای (نگاهی به اصفهان شناسان و آثار آنها)
حوزههای تخصصی:
ابهام و دوگانگی در مثنوی
حماسه های مشهور (بررسی و معرفی حماسه های هند، یونان و ایتالیا)
حوزههای تخصصی:
موسیقی شعر حافظ
حوزههای تخصصی: