فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۶۱ تا ۲۳٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
دیدگاههای انتقادی بدیعالزمان فروزانفر در سخن و سخنوران
حوزههای تخصصی:
بدیعالزمان فروزانفر که در جایگاه یکی از برجستهترین محققان و استادان زبان و ادبیات فارسی به عنوان پژوهشگر بیملال آثار مولانا جلالالدین رومی شناخته شده است، بخشی از مطالعات خود را به نقد ادبی اختصاص داده بود و بیهیچ گزافهای باید او را از پیشگامان نقد ادبی در ادبیات معاصر فارسی به شمار آورد. در میان این آثار، کتاب سخن و سخنوران دارای ارزش و اعتبار خاصی است و با توجه به آن که اثر مذکور نخستین پژوهش مدون دانشگاهی در تحلیل انتقادی شعر کهن فارسی و به اعتباری اولین تاریخ ادبیات تحلیلی و انتقادی در زبان فارسی به شمار میرود، پرداختن به ارزشهای انتقادی آن میتواند بخشی از تاریخ نقد ادبی در ایران را ترسیم کند. این اثر که آمیزهای از پژوهش و ذوق ادبی را در خود جمع دارد، نشان میدهد که چگونه استاد زنده یاد ما در حالی که هنوز بسیاری از آثار شعری و دیوانهای کهن تنها به شکل نسخ خطی قابل استفاده بود و بسیاری از معاصرانش کار نقد را با مباحث خشک لغوی و انشاپردازی در آمیخته بودند، بابی تازه در برابر مشتاقان و محققان ادبیات فارسی گشود و ذهن آنان را به ضرورت تصحیح و چاپ انتقادی این آثار متوجه ساخت. شکل انتخاب شاعران مورد بحث در سخن و سخنوران، به عنوان شاعران صاحب سبک و جریان ساز و گزینش نمونههایی از سرودههای آنان در این اثر، سبب شد تا سخن و سخنوران را نخستین نمونه گزیدهپردازی در ادبیات فارسی نیز به شمار آورند. در نهایت، باید پذیرفت که این اثر ارجمند از نخستین سرمشقهای بررسی انتقادی در شعر کهن فارسی و الگویی برای نسل بعد بوده است.
بررسی و ارزیابی شاهنامه سن ژوزف (مکتبه الشرقیه، وابسته به دانشگاه سن ژوزف بیروت، ش NC.43
حوزههای تخصصی:
نقد و نظریه ی معاصر ادبیات کودک زیر ساخت های نقد بومی (4) / نقد ادبی و ایدئولوژی در ادبیات کودک (بخش دوم) / گفتمان ایدئولوژیک در مطالعات ادبی
حوزههای تخصصی:
نگاهی به کتاب «تو با ما قدم می زنی» سروده ی محمود پوروهاب / قدم زدن های شاعر و مخاطب نیمه راه...
حوزههای تخصصی:
نوای ناهمگون ساز موافق / نگاهی به کتاب «تنبک و کودک» نوشته ی محمد اخوان
حوزههای تخصصی:
به هر قیمتی شده باید بروم جبهه!
حوزههای تخصصی:
نوع دوستی سعدی در گلستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به بررسی جایگاه بوستان سعدی در قلمرو زبان و ادب فارسی پرداخته و با توجه به رواج ابیات، عبارات و ضربالمثلهای این اثر در میان مردم و ترجمههای آن در جهان، آن را مهمترین و تأثیرگذارترین اثر سعدی در معرفی او به ایرانیان و جهانیان دانسته است. نویسنده مقاله گلستان را مجموعه واکنشهای سعدی نسبت به واقعیت زمان خود میداند. سعدی در گلستان «نوع انسانی» را به نیکی شناخته و از اینرو با بینش بینظیر به انگیزههای اعمال وافعال ایشان پی برده، در وصف اخلاقیات آدمیان به گونهای داد سخن داده که کاملاً با ذات انسانمنطبق و همسان میباشد. او در کلامش به دستگیری بینوایان و زیردستان و هدایت زبردستانمیپردازد. به جهت ترویج همین فرهنگ مهر و نوعدوستی است که در جامعه هر فرد در برابر خویشتن و نیز دیگر افراد جامعه مسئول میباشد.
نظریة انحطاط از منظر سعدی و ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
کم یا بیش سه سده پس از عبور جهان غرب از دروازهء مدرنیته، جامعه ایران هنوز در چالش میان دو آموزهء سنت ـ مدرنیته گریبان خود را از چنگال مؤلفههای شبه مدرن رها نکرده است. در این میان چیستی و چهسانی انحطاط ایران که در متون کلاسیک جامعهشناسی اسلامی و ایرانی مسبوق به سابقه است، از جایگاه تأمل برانگیزی برخوردار است؛ چرا که خود موجب آشکار شدن فرایند ظهور و سقوط تمدنها میگردد و راهی به سوی توسعه متوازن میگشاید.
در این مقاله کوشیده شده است تا با باور بدین امر، نکات ارزنده و کلیدی در مقدمه ابن خلدون و گلستان سعدی با پشتوانة مطالعات جامعهشناختی مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل عنصر «حادثه» در رمان «جای خالی سلوچ»؛ اثر محمود دولت آبادی
حوزههای تخصصی:
واقعه یا حادثه (incident)، یکی از عناصر ساختاری رمان است که هم راه با عناصری هم چون گره افکنی، کشمکش، هول و ولا، بحران، نقطه اوج و گره گشایی، اجزای تنه اصلی پی رنگ (plot) در داستان را شکل می دهد. این عنصر در کتاب «واژه نامه هنر داستان نویسی» این گونه تعریف شده است: «حادثه از برخورد دست کم دو چیز و یا دو نیرو با هم بوجود می آید، حادثه از اجزای ترکیب کننده پیرنگ است و برای آشکار کردن خصوصیت های شخصیت، پی رنگ را به پیش می برد».1 حادثه در داستان بمنزله پلی است که از یک سو هیجان را در خواننده بر می انگیزد و از سویی دیگر حالت انتظار، و در نهایت نقطه اوج را پدید می آورد. نگارندگان در این مقاله کوشیده اند، ضمن تحلیل و بررسی حوادث رمان «جای خالی سلوچ» کیفیت و عمق این حوادث و هم چنین ارتباط آن را با دیگر عناصر تشکیل دهندة تنه اصلی داستان، نمایان سازند.
معرفه و نکره در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادداشت: انگشت درکردن
یادداشت: واژه های فارسی در ادب الکاتبِ ابن قتیبه
حوزههای تخصصی:
یادداشت: «آسیا بر کام جاروب بودن»: تصحیح بیتی از عطار
حوزههای تخصصی:
رمز گشایی قصه سلامان و ابسال حنین بن اسحاق بر اساس کهن الگوهای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی ۱۳۸۸ شماره۱
حوزههای تخصصی:
سلامان و ابسال قصه ای رمزی است که در قرن سوم هجری به دست حنین بن اسحاق از یونانی به عربی ترجمه شد. در روایت حنین بن اسحاق، سلامان، شاهزاده یونانی که گرفتار عشق دایه خود ابسال شده بود، به سبب ملامت شاه و اطرافیان به همراه ابسال به جزیره ای دور دست گریخت و پس از آن که شاه سلامان را به ترک ابسال وادار کرد، سلامان دست در دست ابسال در دل دریا فرو رفت، اما به فرمان پادشاه سلامان زنده ماند و دریا ابسال را در کام خود فرو برد. سلامان که پس از مرگ ابسال بشدت بی قرار و آشفته شده بود، به تدبیر مشاور حکیم شاه و با تعالیم او از عشق ابسال رهایی یافت و شایسته پادشاهی شد. تاویل رمزهای این قصه از همان آغاز ذهن اندیش مندانی، همچون ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر طوسی، جامی و. . . را به خود مشغول ساخت و هریک به تحلیل برخی از رمزهای آن پرداختند. ما در این مقاله برآنیم که با توجه به کهن الگوهای مطرح شده در روانشناسی یونگ، تحلیلی متفاوت از این قصه ارایه دهیم. کارل گوستاو یونگ، بنیانگذار روانشناسی تحلیلی بود که دیدگاه های روانشناسانه خود را با اندیشه های هرمسی، گنوسی و باورهای هندی پیوند زد. از آنجا که اصل داستان سلامان و ابسال یونانی است و احتمال تاثیر اندیشه های هندی نیز در آن وجود دارد، کهن الگوهای یونگ در تحلیل رمزهای این قصه بسیار راه گشاست.