بدون شک، هر کس کوچک ترین مطلبی درباره اصفهان شنیده باشد احتمالاً ضرب المثل معروف «اصفهان، نصف جهان» را نیز شنیده است. این نیست، مگر بر اساس کوشش های خستگی ناپذیر دانشمندان، مهندسان و کارگزاران عصر شاه عباس اول صفوی (و در راس آن ها شیخ بهاءالدین جبل عاملی) که شاید برای نخستین بار در طول تاریخ در کنار یک شهر بسیار قدیمی، شهر جدیدی را طراحی کرده باشند.
چاقی مفرط و مشکلات ناشی از آن، تحت تاثیر زندگی بیتحرک مکانیکی، روز به روز در حال افزایش است. تحقیقات گسترده در کشورهای غربی نشان دهنده تاثیر فرم شهر بر میزان فعالیت فیزیکی و در نتیجه سلامت و آمادگی جسمانی است. علیرغم اینکه وضعیت چاقی و کم تحرکی در ایران چندان وضعیت بهتری نسبت به کشورهای غربی ندارد، هیچ تحقیقی در رابطه با تاثیر فرم محیط ساخته شده بر میزان سلامت در ایران صورت نگرفته و معیارهای کالبدی-غضایی موثر استخراج نشده است. شهرجدید هشتگرد باتوجه به همگن بودن بافت اجتماعی-اقتصادی و همچنین تفاوت شایان در فرم کالبدی محلات مختلف شهر، محمل مناسبی برای هدف تحقیق شناسایی شد. لذا در این تحقیق ابتدا 9 خوشه مسکونی در قسمت های مختلف هشتگرد انتخاب شد تا بقیه اطلاعات اجتماعی-اقتصادی، سلامت، آمادگی جسمانی و نهایتا میزان فعالیت فیزیکی هفتگی خانواده ها در چارچوب آن جمع آوری شود. مطالعه بصورت پیمایشی و نمونه گیری بصورت خوشه ای تصادفی صورت گرفت. پس از بررسی همپیوندی بین معیارهای محیطی و میزان آمادگیجسمانی و فعالیت فیزیکی خانواده ها(بتفکیک جنسیت) در خوشه های 9 گانه، این نتیجه منتج شد که فاصله خانه تا محل کار و مراکز خرید بیشترین تاثیر را بر روی میزان پیاده روی خانواده ها دارد. دیگر معیارهای موثر شامل امنیت، تنوع استفاده کنندگان فضا و تنوع فعالیت ها در فضا است
باتوجه به شکل گیری گام های نخست در طراحی پیاده راه های شهری در ایران، این مقاله سعی دارد به دنبال سنجش کیفیت پیاده راه صف به عنوان نخستین پیاده راه تهران، چارچوب سنجش کیفیت پیاده راه های شهری در ایران را مهیا و از سوی دیگر زمینه ارتقا کیفیت آنها و استفاده مثبت در تجارب بعدی را فراهم آورد. در این راستا بر مبنای مقایسه تطبیقی نظرات متخصصین در حوزه کیفیت، بررسی تجارب جهانی و همچنین تحلیل وضع موجود پیاده راه صف به تدوین مدل ویژه سنجش کیفیت در این پیاده راه می پردازد. بر مبنای این مدل پرسشنامه و چک لیست ارزیابی تدوین گردیده است. پرسشنامه و مصاحبه، ناظر بر برداشت کیفیت هایی است که در ارتباط مستقیم با مخاطب پیاده راه بوده و چک لیست ارزیابی جهت برداشت کیفیت های بصری توسط نگارندگان مورد استفاده قرارگرفته است. نتایج تلفیق نظرات کاربران و چک لیست ارزیابی نشان می دهد که از 11 مولفه اصلی سازنده کیفیت در پیاده راه صف، 7 مولفه تنوع، انعطاف پذیری، پاکیزگی، خوانایی، فرم و کالبد، سرزندگی و هویت در رده کیفی کم و خیلی کم،3 مولفه کارایی، آسایش، تمایز و تشخیص در رده کیفی متوسط رو به پایین و مولفه دسترسی و نفوذپذیری در رده کیفی زیاد قرار می گیرند.
اهمیت ارزش های بصری به عنوان بخش مهمی از کیفیت های زیست محیطی سبب شده است تا مناظر استراتژیک شهری، در تشخیص هویت مکانی، عرصه رقابت های شهری و تعیین جایگاه بین المللی شهر یا کشور به میزان زیادی مؤثر واقع شوند. به این ترتیب شناخت مناظر استراتژیک شهرهای ایرانی لازم به نظر می رسد. مقاله حاضر به دنبال تعریف منظر شهری، مناظر راهبردی شهری، نشانه های راهبردی و کریدور دید و بررسی ادبیات موضوع، به همراه نگاهی اجمالی به تجربه های خارجی مرتبط، در جستجوی مناظر راهبردی شهر تهران می باشد. در این راستا، شناخت عوامل مؤثر در این گونه از مناظر از الزامات است. لذا با تکیه بر ویژگی ها و عوامل موجود در شهر پایتخت، به کشف کریدورهای دید، در حوزه خاصی از شهر تهران پرداخته و در پایان سه دید راهبردی به عنوان کریدورهای دید راهبردی مهم شهر تهران در آن حوزه خاص معرفی می گردند. پر واضح است که کشف سایر مناظر راهبردی کلانشهر تهران، زمان و انرژی بیشتری را طلب می کند.
به کارگیری نشانه شناسی به مثابه ابزاری برای تحلیل و ارزیابی هویت، استعاره ها و دلالت های تصریحی و تلویحی در ساختار طراحی محصول، کمتر مورد توجه قرار گرفته و واکاوی پیرامون آن حائز اهمیت است. این مقاله درصدد است تا نشان دهد چگونه مطالعه نشانه شناسی می تواند در فهم جنبه های ارتباطی در طراحی محصول به کار آید. جهت نیل به این مقصود پس از تبیین مفاهیم پایه و تشریح برخی فواید و ضرورت های نشانه شناسی از دیدگاه متخصصان این علم و سپس دیدی اجمالی به چگونگی به وجود آمدن این دانش و توضیح برخی از ابزار و نظریه های این علم، به چگونگی استفاده از این دانش در طراحی محصول با ارائه یک نمونه موردی، پرداخته شده است. پایه های نظری این تحقیق بر اساس تطبیقی میان نظرات نشانه شناسی و طراحی محصول از زیر شاخه های طراحی صنعتی، قرار دارد، نویسنده متداول ترین مفاهیم و ایده ها را در حیطه نشانه شناسی در نظر داشته و چگونگی درک آن در زمینه طراحی را مورد بررسی قرار داده است. در نهایت رویکرد نشانه شناسی محصول درصدد است تا شکل محصول را بر اساس نظم نشانه ها تبیین نماید. در تحلیل نمونه مورد مطالعه از روش سوسور استفاده شده است و برخی ارزش ها و مفاهیم زیربنایی در نظریه طراحی مانند تاثیرات متقابل میان فرم و محتوا از این نظریات بهره برده است.
هدف از استفاده نشانه شناسی این نیست که به طراحان آموخته شود که چگونه باید محصولات بهتری به دست آورند، بلکه در نظر است که از آن به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و نقد مفاهیم و ساختار ظاهری به کار رفته در محصول و به طور کلی پیام محصولات به عنوان انتقال دهنده معنا درکنش میان استفاده گر و طراح، در طراحی محصول استفاده شود. به کارگیری نشانه شناسی در طراحی محصول ابزارهای ارزشمندی را برای تحلیل اموری چون مفاهیم پنهان و قابلیت دیده شدن در محصولات ساخت انسان را در اختیار قرار می دهد. در نتیجه نشانه شناسی محصول می تواند ابزاری ارزشمند و مفید برای بازنمایی واقعیت در محصولات محسوب شود.
لزوم رویارویی با چالش های جدید شهرنشینی، موجب دگرگونی اساسی در دیدگاه های مدیریت شهری شده است. در این زمینه می توان رویکردی فراگیر را شناسایی کرد که با تأکید بیش از پیش بر سطوح پایین و ابعاد ملموس زندگی شهری، به دنبال روش هایی است که اداره فرایند توسعه را به محله ها واگذار کند. با مطالعه مبانی نظری این رویکرد، به نظر می رسد که مفهوم اجتماع محلی و دیدگاه های مشارکتی، دارایی مبنا و سرمایه اجتماعی در تبیین و تحقق آن نقش اساسی دارند. بررسی یافته ها در دو محله منتخب از شهر مشهد گویای اهمیت دو عامل عمده اجتماع محلی و مدیریت شهری در تحقق رویکرد محله محور است که در این میان مدیریت شهری به عنوان آغازگر فرایند، نقش اصلی را دارد. بر این اساس، تقویت سامانه ارتباطی و اطلاع رسانی، آموزشی شیوه های مشارکت و برگزاری گردهمایی های محله ای به وسیله مدیریت شهری و همچنین ایجاد شورا و نهاد مدیریت شهری در مقیاس محله و حرکت به سوی برنامه ریزی محله ای را می توان مهم ترین گام ها برای تحقق محله محوری در مشهد دانست. گرچه مطالعه امکان سنجی نشان از تحقق پذیری دشوار این رویکرد در مشهد دارد، اما از آنجا که بسیاری از معیارهای تعیین کننده آن در حوزه تصمیم ها و اقدامات مدیریت شهری قرار می گیرند، می توان انتظار داشت که با درک عمیق مدیریت شهری از محله محوری و عزم اراده جدی برای دستیابی به آن، زمینه تحقق این رویکرد فراهم شود.
مفهوم پایداری، تأمین نیازهای امروز را بدون به مخاطره انداختن نیاز آیندگان، مورد توجه قرار می دهد. توسعه پایدار مشتمل بر چهار بعد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. در این میان بعد فرهنگی در پایداری توسعه، بعدی متأخر و در عین حال مهم است. این مقاله بر آن است تا بعد فرهنگی پایداری را به عنوان رکنی مهم از رویکرد پایداری معرفی کند و ضمن بررسی اهمیت و ضرورت های توجه به این بُعد، به تبیین شاخص های برنامه ریزی برمبنای رویکرد پایداری فرهنگی بپردازد. در عین حال برای تشریح بهتر موضوع، برنامه ریزی فرهنگی در دو نمونه کانادا و امریکا مورد بررسی دقیق و تفصیلی قرار می گیرد و در ادامه در بررسی ای تطبیقی، برنامه ریزی فرهنگی در شهر تهران بررسی می شود. نتایج بررسی ها نشان از آن دارند که محورها و اهداف مورد توجه در برنامه ریزی فرهنگی در نمونه های کانادا و امریکا با تأکید بر تحقق اهداف پایداری فرهنگی است. از آنجا که اهتمام به فرهنگ از مکان محور ترین ابعاد برنامه ریزی است، اهمیت توجه به آن در برنامه ریزی فرهنگی شهر تهران نیز با هدفِ رسیدن به پایداری فرهنگی احساس می شود. در این زمینه ضروری است که شهرداری تهران، به عنوان نهادی اجرایی، رویکرد و شاخص های مورد توجه در تحقق پایداری فرهنگی را با نگرشی جهانی و در چارچوبی محلی مورد توجه قرار دهد.
مفهوم طبیعت و چگونگی نگاه به آن در طول تاریخ از مفاهیم بنیادین در تفسیر هستی، علم و هنر بوده است، پیچیدگی مفهوم طبیعت، پژوهش درباره آن را به خصوص پس از تغییرات اساسی در زندگی دوران مدرن ضروری میسازد. پس از انقلاب صنعتی، انسان به روش ها و ابزارهای جدید دست یافت و در علوم، تکنولوژی و تولید پیشرفت کرد؛ در این مرحله زمانی طبیعت به عنوان مهمترین منبع مواد خام به صورت بیرویه مورد بهره برداری قرارگرفت، با کمبود منابع و آلودگی اکوسیستم و محیط زیست، توجه محافل مختلف علمی به موضوع ""طبیعت"" معطوف گردید؛ به گونه ای که امروزه حفظ محیط زیست و رسیدن به توسعه پایدار از موضوعات بنیادین جوامع علمی دنیا است. در همین راستا طراحی معماری نیز به عنوان هماهنگ کننده انسان، محیط و فضا در تعامل با طبیعت، رویکرد های مختلفی را اتخاذ کرده است. ازاین رو بررسی نسبت های معماری و طبیعت ضروری به نظر میرسد تا تعریفی مناسب از تمامیت طبیعت و مفهوم پایداری، در حوزه معماری به دست آید. پژوهش حاضر با بررسی مفهوم طبیعت در معماری و نسبت آن با محتوا، فرم و ماد? معماری تلاش میکند بستری مناسب برای تفسیر ارتباطِ اصیل میان این دو مهیا نموده و در نهایت الگویی برای توسعه این مفهوم و کیفیت ارتباط معماری و طبیعت ارائه نماید.
ایجاد تعادل در مناطق مختلف شهر بااقدامات نوسازی شهری از اهداف اصلی سیاست های مدیریت شهری است. اما اقدامات نوسازانه بعضاً منجر به پیامدهای معکوسی در تعادل بخشی به نواحی شهری می شوند. ارزیابی چنین پیامدهایی مستلزم بررسی های دقیق تر ابعاد دیگر مداخلات نوسازانه مدیریت شهری است که سابقه روشمند و مدونی در کلانشهر تهران ندارد. گشودن زوایای مغفول این موضوع انگیزه نوشته حاضراست. مناطق مختلف شهرتهران از زمان توسعه های اولیه بنا به مختصات طبیعی از تفاوت های اجتماعی-اقتصادی در شمال مرفه و جنوب فقیر برخوردارشد. طرح جامع 1347نیز آن را تعدیل نکرد. پس ازانقلاب تعادل مناطق شهری تهران مدنظربود با جنگ محقق نشد. با پایان جنگ، نوسازی مناطق قطب بندی شده شمال وجنوب تهران ازدهه هفتاد با انتصاب کرباسچی به شهرداری آغازشد. اقدامات شهرداری باسیاستهای بحث انگیزکسب استقلال مالی برای شهرداری با ""تراکم فروشی"" دنبال شد. هرچند این اقدامات چهره تهران را متحول نموده اما این سوال وجود دارد که آیا مناطق شهری تهران متعادلتر شده یا شکاف فضایی تشدید یافته؟ این مقاله آثارسیاست های نوسازی دوره 1386-1372را با شاخص های نشانگرسرمایه گذاری وتغییرات قیمت مسکن بررسی می کند. تحلیل های زمین- مرجع عواقب سیاست های مدیریت شهری این دوره نشان ازعدم تعدیل و بعضاً تشدید جدایی گزینی فضایی درمناطق شمال و جنوب تهران دارد.
تا پیش از آغاز قرن بیستم استفاده از دو مفهوم شهر و روستا و در معدودی موارد،کلان شهر می توانست برای تشریح اشکال توسعه فضایی و سکونتی موجود آن زمان کافی باشد.اما توسعه و گسترش شهر نشینی قرن بیستمی موجب شکل گیری پدیده های فضایی کلانی در گستره سرزمینی شد که پیشتر وجود نداشتند. از ابتدای قرن بیستم تاکنون تلاش های زیادی در زمینه مفهوم سازی های مرتبط با این پدیده های نوظهور شکل گرفته اند که در برخی مواقع در اثر تعدد و کثرت این مفاهیم نوعی اغتشاش در تعاریف و یافتن مصادیق آنها بین مخاطبان این مفاهیم به وجود می آید.مقاله حاضر بعد از بررسی دوازده مفهوم پر استفاده مرتبط با منطقه شهر بنیاد آنها را در سه دسته مفاهیم الف )مفاهیم ناظر بر ابر شهر مرکزی ساخته شده ،ب ) مفاهیم ناظر بر یک شهر منطقه منسجم و ج) مفاهیم ناظر بر چند شهر منطقه مستقل همجوار دسته بندی می کند که بر حسب معیار پیوستگی کالبدی و شدت همبستگی عملکردی و نیز مقیاس فضایی از همدیگر متمایز می شوند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه مشخصه های تمایز بخش مفاهیم مختلف مناطق شهر-بنیاد ، نوعی تبارشناسی از مفاهیم نیز ارائه گردد تا از این ره، درک جامع تری از موضوع به دست آید.
قرون هفتم و هشتم هجری قمری عصر شکوفایی معماری در آذربایجان است. اگر چه استاد پیرنیا سبکی به نام «آذری» را توصیف و پیشنهاد کرده که مترادف با مفهوم معماری ایلخانی - تیموری است؛ اما در توصیف سبک آذری به تاثیرات بنیادین مکاتب محلی آذربایجان بر معماری دوران ایلخانی - تیموری ایران اصلا توجهی نشده است. آذربایجان با مجموعه ای از شاخص های مهندسی و تزیینات بنا مهد معماری پیشرو عهد ایلخانی معرفی می شود که در نوشتار حاضر به هفت شاخص کلی، تقسیم و دسته بندی شده که شش شاخص آنها ابداع معماران مکاتب تبریز و نخجوان است. سبک معماری آذربایجانی، که با مجموعه ای از یازده شاخص بازشناخته می شود، برآیند پیوند سنت ها و اسلوب معماری خراسانی با مکاتب معماری تبریز و نخجوان تعریف شده است؛ که معمارانی بنام چون عجمی نخجوانی و علیشاه تبریزی در آفرینش آن تاثیر بسیار داشته اند. دامنه تاثیرات سبک معماری آذربایجان از آذربایجان فراتر رفت و به خراسان و ترکستان دوران تیموریان و مصر عهد ممالیک رسید.
با توجه به اهمیت موضوع امنیت در سعادت انسان ها و آسیب پذیری ویژه زنان، موضوع امنیت شهری با رویکرد جنسیتی در این پژوهش بررسی شده است. روند کار شامل بررسی مبانی و تجارب مرتبط، مفهوم سازی، استخراج ابعاد و شاخص ها، اعمال آنها در قالب پرسشنامه(طیف لیکرت)، تعیین حجم نمونه و سنجش های آماری در محدوده ای به عنوان نمونه میدانی(جنوب خیابان امام خمینی) و در نهایت ارائه راهکار های پیشنهادی در طرح های شهری می باشد. فرضیه اصلی این پژوهش عبارتست "به نظر می رسد بین میزان تردد و احساس امنیت درک شده زنان در هر یک از فضاهای شهری رابطه مستقیمی وجود دارد ". که با استفاده از آزمون T میزان امنیت و تردد زنان در هریک از پهنه های محدوده مطالعات میدانی سنجیده شده و سپس رابطه بین آنها به تفکیک هر پهنه بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چه میزان تردد زنان در پهنه های مورد مطالعه بیشتر بوده است میزان احساس امنیت بیشتری داشته اند. همچنین بررسی شاخص های مدل مفهومی تجربی حاکی است با افزایش میزان خوانایی و آشنایی فضا، ارتقای شهرت (خوشنامی و یا بدنامی) فضا ها، نظارت بر فضا و دسترسی به امداد، ارتقای حیات شبانه فضا و کارایی حمل و نقل عمومی میزان احساس امنیت درک شده از فضا افزایش می یابد.