در منطقه شمال ایران با توجه به فرهنگ و شرایط خاص آب و هوایی این ناحیه که تا حدی با سایر نواحی ایران تفاوت دارد، در طول زمان، معماری خاصی شکل گرفته که برخاسته از فرهنگ برونگرا با ریشه های ایرانی و اسلامی بوده است. سقانفار، نوعی نفار است که به نام حضرت ابوالفضل، ساقی لب تشنگان کربلا بنا شده است.
مبحث اصلی این مقاله با توجه به پژوهش های میدانی مطالعه و شناخت نفارها و سیر تکاملی آن به سقانفار، و شناخت معماری بومی مازندران و انعکاس اعتقادات و باورهای آئینی و مذهبی مردمان بومی مازندران در معماری سقانفارها و تکایا به دنبال آن در آداب و رسوم ماه محرم است.
این گونه معماری توسط روستاییان ابداع و کامل شد و توسط آنها نیز مراقبت و حفاظت شده و می شود. معماری سقانفارها، جزیی از معماری بومی و روستایی این منطقه محسوب می شود و تنها گونه معماری است که برای یک شخص ""حضرت ابوالفضل"" ساخته شده و در جهت حفاظت و پاسداری از فرهنگ ارزشمند"" عاشورا"" رواج یافته است.
فرضیه مقاله این است که سقانفارها، حلقه ای از تاریخ معماری ایران است که به دلیل عدم مطالعات و پژوهش های مناسب و کامل مغفول مانده اند. این مقاله سعی دارد با شناخت این نوع بناها و کشف ریشه های معماری آنها، بتواند کمکی باشد در راستای شناخت اصالت های بومی و استفاده از آنها در بازپیرایی معماری معاصر از آفت هایی که از جوانب مختلف بدان وارد می شود.
در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود که اگرچه در دوران اولیه اسلامی در ایران شاهد حرکت های متقارن با نام های متفاوتی هستیم اما این مهم است که آن ها همگی با نام ایران برخاسته اند و شیوه زندگی یکسانی داشته اند. به هر حال به گفته استاد پیرنیا برای هر ملتی لازم است تا گذشته های خود را به خاطر آورد زیرا گذشته ها روح ملیت آن را تقویت و وطن پرستی را در اعماق قلوب مردم تحریک می کند. شیوه زندگی امروزین ما حاصل سال ها زندگی نیاکان ماست. آن ها فرهنگی را حاصل آورده اند که در زندگی فعلی نیز گریزی از آن نیست. پس آشنایی با سیر تحول تاریخی اجتماعی به وجود آمدن این فرهنگ خالی از فایده نخواهد بود.
همچنین تمدن به همه تغییرات کمی و کیفی ای اطلاق می شود که در زندگی بشری حاصل شده و در عرصه حیات مشترک انسان هایی که با هم در ارتباطند مجال ظهور و بروز و ماندگاری و تحول یافته است. تمدن، به نسبت فرهنگ که جزء خالص موجودیت گروه اجتماعی معینی را تشکیل می دهد، بر همه آثار و نشانه ها و دستاوردهای مادی و معنوی راه یافته در زندگی تاریخی مردمی خاص و زمان و مکانی بالاخص اشتمال می یابد. در این رابطه اشیاء و لوازمی که مردم در زندگی روزمره استفاده می نمایند اهمیت خاصی در تحقیق در زندگی و فرهنگ ایشان دارا می باشد و از بررسی آن ها می توان به شیوه زندگی مردم دست یافت. در این تحقیق شاهد آن هستیم که شیوه زندگی و آداب و رسوم ایرانیان از سال ها پیش تاکنون تغییر چندانی نکرده است و این خود حاکی از استحکام فرهنگی و تداوم تمدن باشکوه ایرانی است.
امروزه برنامه و روشی که در عین حفظ منابع طبیعی، نیاز نسل های کنونی و آینده اجتماع را به صورتی مستمر تأمین کند، پایدار محسوب می شود. نظام وقف در تاریخ جوامع اسلامی نمونه ای از برنامه ریزی پایدار را در سنتی هزار ساله نشان می دهد. با مطالعه تاریخ این جوامع، مجموعه بناهایی را می توان یافت که به دلیل اجرای سنت وقف 1، پایداری طولانی تری از بناهای دیگر داشته اند و همچنان با کاربری اولیه خود ادامه حیات می دهند؛ بدین صورت که بخشی از درآمد موقوفات صرف حفظ بنا و بخشی نیز صرف مستمری طلاب و مدرسین و عوامل مدرسه می شود. بررسی و تحلیل فضاهای این مدارس نشان می دهد که کالبد بناها نیز پاسخگوی این نیازهای چندگونه بوده اند. بنابراین می توان تأثیرات وقف را در مدارس، به دو دسته تقسیم کرد: دسته نخست، آنهایی هستند که جنبه کالبدی ندارند؛ و دسته دوم، آنهایی که مستقیماً با سیمای فیزیکی و کالبدی مدارس مرتبط اند. در این مقاله با مطالعه و بررسی وقف نامه ها و سفرنامه ها و تحلیل فضای معماری مدارس، تأثیرات وقف بر برنامه آموزشی و کالبدی مدارس دوره صفوی، و در نهایت تأثیرات آن به عنوان یک عامل در پایداری مدارس این دوره بیان می شود.
Like other developing countries, Iranian cities are growing and expanding physically at a high speed. For about five decades, the only policy of the urban development plans in the field of urban growth management has been definition of the Urban Growth Boundary (U.G.B.) which is still used without any major modifications. Despite the slight evidences indicating the ineffectiveness of the current policy, there has not been any assured and agreed alternative yet. Today, the waves of new urbanism and other modern paradigms have urged temptations of making fundamental changes in the definition of urban growth boundary. Through an analytic framework, this research investigates the effectiveness of some of the most basic carriers of urban growth in 11 sample cities (each of them introducing one type of Iranian cities). The results of this analysis will illustrate a new vision- a native one - for alternative policies of urban growth management in Iranian cities.
Experiences from urban development plans and assessments of their concrete and tangible results in the past decades indicate lack of adequate success of our urbanization system to responding needs of our citizens. This has resulted in need to find a fundamental solution to transforming the centralized system into decentralized. Recent changes in regard to a change of approach from master plan to strategic planning has resulted in an increased sensitivity with regard to enhancement of urban management in addition to the opinion that strategic planning is not in itself a credible replacement for technocratic master planning (top-down) and is not on its own sufficient for sustainable development. In this article, we employ methods of actualization and content analysis to compare the common features of two issues in Iran and subsequently, with an emphasis on correction of structure of urban management system, the concepts of participation of citizens, government, private sector and civic society and enhancement of “good urban governance” with “strategic planning approach” are discussed as keys to the question of solid development.“Public participation in decision-making, accountability, equity and efficiency”, defines both fundamental principles of good urban governance and characteristics of strategic planning and is essentials of a constant environmental, social and economic development.
Islam is regarded to pay attention to the characteristics of urban life which can be practiced on the urban settings. Not surprisingly, Islam has made a great focus on the form and design of cities and prescribed detailed and elaborate regulations for individual and communal life. Seen from other way round, the penetration of Islam into various regions such as Iran, Europe, and Africa had an undeniable impact on life style, urban design and social interactions. As an ancient civilization with a rich set of knowledge, culture, art and unification beliefs, Iran became the host of Islamic ideology, relying on the propagation of its achievements while keeping its principle and value criteria independent of time and place. Architecture has two dimensions; material and spiritual and its body consists of structure, construction and different materials while its spirit and meaning of architecture is derived from history, memory and long lasting national and native values of a homeland which ascribes a specific meaning to architecture and produces a mental image in the minds. In this paper, we are seeking for criterion to assess Islamic architecture and evaluate it. Architecture is of different dimensions, each has its own value criteria but determining the Islamic architecture and Islamic city of architecture let alone stating whether architecture in this period is Islamic or not demands a great effort while it is worth mentioning that Islam is not limited to a specific age and place and can meet the needs of human being in different period.
تمام طراحان در جستجوی پیدا کردن روندی برای حل مساله زیبایی شناختی در طراحی و توسعه محصولات هستند. آنها تلاش می کنند، طرح پیشنهادی خود را با آن روند انجام دهند و از این طریق به اهداف، سفارش دهندگان خود یعنی کارفرمایان و خریداران جامه عمل بپوشانند. چنانچه به اعتراف طراح با تجربه ای چون «هوفلر» همواره یک تضاد بین تئوری و عمل وجود داشته است و طراحان نمی توانستند آزادانه احساس زیبایی شناختی خود را بدون درنظر .گرفتن درخواست های سفارش دهندگان بیان نمایند و همیشه این فشار بر روی طراحان وجود داشته است. افرادی مانند «کریستوفر الکساندر» که از وی به عنوان یکی از بنیان گذاران متدولوژی طراحی یادمی شود، معتقد است مشکلات و مسایلی که طراحان باید آن را حل نمایند، خیلی پیچیده تر از آن است که تنها با احساسات و خلاقیت های هنری قابل حل باشد و بر همین اساس جهت مواجه با مشکلات و مسایل طراحی باید به تحلیل و پردازش بازار پرداخت.این نوع نگاه یکی از آشناترین روندها برای طراحان محسوب می شود که بدان فرم تاثیرگرفته از بازار می گویند که بارزترین هدف این روند، مجاب کردن استفاده کننده مشخص در ایجاد علاقه و خرید محصول است. متاسفانه اغلب این سوء تفاهم پیش آمده است که هدف از تلاش های مربوط به روندهای طراحی، بدست آوردن یک روند فراگیر واحد می باشد و این امر نادیده گرفته شده که مشکلات و مسایل مختلف، روندهای متفاوتی می طلبد. اینکه کدام روند کاربرد بهتری برای حل مسایل زیبایی شناختی دارد، سوالی است که باید در آغاز تمامی پروژه های طراحی صنعتی مطرح و پاسخ داده شود.حال اگر بپذیریم روندی برای حل مساله زیبایی شناسی وجود دارد و زیبایی شناسی را به عنوان یک زبان مورد توجه قرار دهیم و درخواست های استفاده کننده را از طریق مطالعات بازار و روش های مرتبط آن به دست آوریم. آنگاه این سوال مهم در حل مساله زیبایی شناختی پدیدار می شود، که آیا تنها روندی که در اختیار طراحان قرار دارد، همان روند و رهیافت برخاسته از بازار است؟ آیا روند های جایگزین می توانند، جانشین مناسبی برای این روند باشند؟این مقاله با مطالعه اهداف طراحی تعدادی از طراحان، چشم انداز کلی را شکل می دهد و نکات ضعف و قوت این روند را مطرح نموده و از این طریق خواننده را هدایت نموده تا بتواند تصمیم بگیرد. آیا می توان به جز روند استخراج شده از بازار از روند دیگری استفاده نمود؟ آیا نمودهایی از روندهای جایگزین وجود دارد که بتوان به آنها استناد کرد؟
تحقیقات انجام یافته در مورد باغ های تاریخی به طور عمده شامل نحوه شکل گیری، نوع عناصر به کار رفته و نحوه چیدمان و ساختار فضایی آنها است در حالی که، این مقاله قصد دارد تا علاوه بر موارد فوق به تاثیرگذاری عناصر و اجزا و کالبد بر کاربر نیز بپردازد. ساخت مایه های دست بشر به منظور برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی وی بوده و طراح و سازنده با اشراف بر این موضوع دست به خلق فضایی می زده تا بتواند نیازهای فطری انسان، به مانند دست یابی به آرامش، را برآورده سازد. در این میان، باغ سازی شرقی باغ را فضایی مقدس می داند و نه صرفا زیبا و در این رهگذار به مفاهیم بینشی در طراحی خود توجه می کند. این مقاله بر آن است تا دو نمونه از باغ های ایرانی و ژاپنی، با سابقه ای کهن و تکامل یافته طی قرون متمادی را به گونه ای تطبیقی همراه با نتیجه گیری منطقی به مقایسه بنشیند و با بیان اشتراکات و افتراقات آنها، شیوه های متفاوت طراحی جهت خلق مفهوم واحد را در انطباق با شرایط محیطی و فرهنگی متنوع به مکاشفه بپردازد. نتایج حاکی از آن است که موثرترین راه حصول آرامش در فضا از ترجمان کالبدی اعتقادات مذهبی مردمان حاصل شده اگرچه در فرهنگ ها و اقلیم های گوناگون به گونه ای متفاوت نمود یافته است.
تاکنون منطقه زاگرس مرکزی و به طور اخص استان های ایلام و لرستان از منظرگاه مطالعات باستان شناسی در دوران تاریخی مورد مطالعه جدی قرار نگرفته است. در جریان بررسی باستان شناسانه شهرستان آبدانان از مناطق جنوب استان ایلام و در حاشیه جنوبی کبیر کوه، تعداد51 محوطه و اثر باستانی از دوره های مختلف تاریخی توسط نگارندگان این مقاله شناسایی شد. یکی از مهم ترین این کشفیات، محوطه ای وسیع به نام «جولیان» است. که در طی بررسی های باستان شناسی، بقایای یک شهر با آثار دوره ساسانی و صدر اسلام که در این محل شناسایی و مستند سازی شد. در مرکز این محوطه عظیم تاریخی و مخروبه، بقایای یک چهارطاقی دیده می شود که به صورت ویژه ای قابل بحث است. بنای این آتشکده از گونه آتشکده هایی با دالان طواف در اطراف است که پیرامون آن، راهروهایی وجود دارد. پیشتر نمونه هایی از این آتشکده در غرب ایران از جمله در شیان و میل میلگه در اسلام آباد غرب و همچنین در دیگر مناطق ایران از جمله آتشکده نگار کرمان و فراشبند فارس دیده می شود. علاوه بر این ها، تخت سلیمان آتشکده دیگری با این سبک معماری است که از جمله مهم ترین آتشکده های شناخته شده در جهان به شمار می آید. در این مقاله آتشکده نویافته جولیان برای نخستین بار، معرفی و با دیگر نمونه های مشابه سنجیده و تحلیل شده است. اهمیت موضوع در این است که پلان این آتشکده، موضوع پر چالش نحوه عملکرد این آتشکده ها را مجدداً در معرض نقد صاحب نظران خواهد گذاشت.
همان هنگام که جنبش های محیط زیستی در مذمت صنعت می کوشیدند و آن را عامل نابودی زندگی و زیست بوم کره زمین می دانستند، در هنر ستاخیزی به پا شد. عده ای کوشیدند تا زیبایی آن احجام مرده و خشن که روزگار، تاریخ انقضایشان را اعلام کرده بود، دوباره نشان همگان دهند و به چشمان بیاموزند که زیبایی در کالبد و عادی بودن نیست. موسیقی با لوله های آهن و سطل های فلزی نواخته شد، چرخ دنده و زنجیر هایی که روزگاری چرخ کارخانه ها را می گرداند، پیکره مجسمه های آهنی را شکل داد. این موج تحولات معماری و معماری منظر را هم درگیر کرده بود. مناظر ویران شده ای که روزگاری نبض اقتصادی شهر و نشانی از یک جهش مهم در زندگی بشر و جدال جامعه سرمایه داری بین پرولتاریا و بورژوا ها به شمار می آمدند اکنون از زندگی شهری به دور افتاده و مرده بودند. معمارِ منظری چون «پیتر لاتز» با دیدی واقع بینانه، این مناظر که سرنوشت عصر خود بود را به جای حذف، زمینه طراحی خود قرار داد و با توجه به شناختی که از قابلیت این عناصر برای تبدیل به فضا های جذاب و پر مخاطب داشت، توانست در آنها مداخله کند و بار دیگر این فضا ها را به بستر شهر و زندگی روزانه شهروندان برگرداند. از این رو با آن که وایافت فرسوده ها از گذشته های دور رواج داشته است و روی آوردن گرایش های گوناگون هنری به این رویکرد به سال 2002 برمی گردد، اما قبل از آن در سال 1985 پیتر لاتز، وایافت2(upcycling) را هنرمندانه در سایت های خود، با دیدی منظرین به نمایش گذاشت. لاتز الگوی خاصی در این فضاها ندارد، بلکه با بهره گیری از تئوری ها و رویکرد های متنوع در طراحی سایت های پسا صنعتی تلاش می کند تا حداکثر اطلاعات و لایه های موجود را در سایت شناسایی کند و با نگاهی غیر قطبی، طراحی وایافت شده ای از مناظر ویران شده پسا صنعتی داشته باشد. رویکرد های او برای رسیدن به چنین منظری در 6 بخشِ شناسایی و ترمیم مکان بد، شناسایی لایه های اطلاعاتی و ترکیب آنها با یکدیگر، استفاده از عناصر خود سایت، باز گذاشتن طرح برای مشارکت مردم در طراحی، ایجاد منظر فرهنگی و در نهایت نمایش زیبایی با بیان دیگر قابل جمع بندی و اشاره است
این مقاله ابتدا به ویژگی هاى علمى نقد منظر می پردازد و تفاوت هاى تفسیر هرمنوتیکى و نظرات کارشناسان منظر را بررسى و نقد هنرى و خوانش انتقادى پروژه را مقایسه می کند. سپس ارزش هاى مربوط به پروژه هاى منظر را که گاهى متضاد، نسبى و سلیقه اى هستند، معرفى و به مواجهه مسایل معرف تشناختى با مسایل اخلاقى در نقد منظر اشاره می کند. بر این اساس، راه حل هایى اریه می شود که شامل تولید معیار، اولویت بندى آنها و تبیین دیدگاه چند رشته اى به موضوع نقد منظر است. راه حل هاى مذکور، فرضیه وجود علم جدیدى را مطرح می کنند که بتواند نقد منظر را دربرگیرد. این مقاله، در نهایت امیدوار است که گونه اى از فرا نقد شکل بگیرد که هم اخلاقى باشد و هم با معیارهاى علمى منطبق شود.
زندگی انسان و شهر، دارای سیستمی زنده، پیچیده و پویا است. این سیستم در فرایند توسعه جوامع بشری، خاستگاه انواع و اقسام تحولات بوده است. با وقوع انقلاب انفورماتیک (فناوری اطلاعات) تغییراتی در این پرتو به وقوع پیوسته و تحولات عمیقی در جامعه و حوزه شهری پدیدار شده؛ به طوری که با پشت سر گذاشتن شیوه های سنتی زندگی، ارتباط تنگاتنگی میان تکنولوژی و ابعاد مختلف شهر و زندگی انسان ایجاد شده است. با ایجاد شکل جدیدی از حیات شهری در کنار شهر واقعی، مفهوم شهر مجازی مطرح شده که با به کار گرفتن موضوعات مربوط به مسایل الکترونیکی، شهرهای الکترونیک شکل گرفته است.
امروزه شهر الکترونیک با تکیه بر توانمندی سامانه های اطلاعات و کم رنگ تر شدن مرزهای سنتی اهمیت زیادی پیدا می کند. البته باید مد نظر داشت که این پدیده نیز دارای تبعات مثبت و منفی مربوط به خود است؛ اما واقعیت آن است که کشورهای مختلف در ایجاد شهر الکترونیک و دولت الکترونیک و به تبع آن شهروند الکترونیک گام های اساسی برداشته اند.
از طرفی، دیدگاه شهر الکترونیک با خلق فضاهای مجازی و بهره مندی از پیشرفت های مرتبط با فناوری اطلاعات به طور روز افزونی مورد توجه نظریه پردازان و مدیران شهری است. این مقاله تحقیقی بر آن است تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، به تبیین شهر الکترونیک و مفاهیم مربوطه و ضرورت ایجاد آن بپردازد و نهایتاً با نتیجه گیری از ضرورت ایجاد شهر الکترونیک در ایران، راهکارهایی ارایه کند.