ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۵۰۱.

توسعه انگلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
حرف توسعه که می آید، ناخودآگاه همه ذوق می کنند که قرار است وضعشان بهتر شود. مظاهر توسعه می آید و زندگی دشوار گذشته پایان می یابد. علم و منافع تمدن علم محور جانشین زندگی سنتی با رشد تدریجی و کند می شود. توسعه گران برای دریافت حمایت های بیشتر و رفع موانعی که در روند توسعه و در واقعیت ملموس از سوی مردم برای آنها پدید می آید، به سرعت سراغ مظاهر توسعه می روند. پیش از آن که بنیان های توسعه به تولید مظاهر خود بپردازند، نمادهای جدید از سوی توسعه گر در قلمرو او گسترده می شود. توسعه های بزرگ اقتصادی تک پایه، مانند کارخانجات و صنایع بزرگ، پس از مکان یابی برای پشتیبانی نیروی کار خود اقدام به ساخت شهرها یا شهرک هایی می کنند تا کارگران و مهندسانشان در آنها اقامت کنند. فولادشهر و بهارستان اصفهان، الوند قزوین، سرچشمه کرمان و بسیاری نمونه های دیگر از این سنخ هستند. شهرهای جدید صنعتی که در وهله اول خوابگاهی هستند، توسط سرمایه گذار توسعه گر بنا می شوند و هزینه ساخت و نگهداری شهر نیز برعهده آنهاست. تدریجاً که شهر بزرگ می شود و مشاغل واسطه ای هم در آن مستقر می گردد، شهر از کمپ اختصاصی صنعت مستقل شده و ذیل قانون شهرداری ادامه مسیر می دهد؛ اگرچه در اغلب موارد بزرگترین مالک شهر، همچنان صنعت مادر آن است. شهرهای صنعتی، منظر دستوری و مهندسی خاص خود را دارند. تقریباً همه یک شکل و با سازمان مدرنیست فضایی ساخته می شوند، خیابان های شطرنجی با بلوک های همگن از حیث کارکرد. از آنجا که پایه گذاری شهر مهندسی است، کیفیت معماری و ساخت میانه بر آن حاکمیت دارد. همین ویژگی روحیه صنعتی و دستوری را بر کلیت شهر غلبه می دهد. در سیرجان اما، این سیاست کنار گذاشته شد. در دهه هفتاد شمسی معدن گل گهر با اقتصاد رو به تزاید در حاشیه آن بنیان گذاری شد و اینک بیش از سی هزار کارمند و کارگر دارد که با خانواده به یکصد هزار نفر می رسد. برای شهر دویست هزار نفری، افزوده شدن نیمی از جمعیت با تکانه های شدید همراه است. از این رو مدیریت معدن چه در قالب تکلیف قانونی برای تأمین بخشی از هزینه های رشد و چه در چارچوب مسئولیت اجتماعی به ارائه خدمات مختلف برای شهر پرداخت. اختلاط سبد کمک و تکلیف، دست مدیریت را برای تعیین نوع و اولویت خدمات بسیار گشود. در عین حال برگ برنده تأمین اعتبار به مدیریت معدن قدرت بلامنازع تصمیم گیری در اغلب شوراهای تصمیم سازی و تصمیم گیری اعطا کرد که آثار آن را در توسعه بی رویه شهر و اختلاط شهر و پیرامون بی رعایت قواعد متعارف شهری و گرانی زمین و مسکن می توان دید. در شرایطی که قوانین حکمروایی شهری در ایران از انسجام کافی برخوردار نیست، بروز پدیده توسعه های بخشی در حاشیه شهرها بیش از آن که منجر به ارتقای کیفیت شهر شود، با تحمیل مهاجرت های اجباری و تولید تقاضای جدید در سطح شهر، نه تنها به رونق زندگی پایه شهروندان نمی انجامد، بلکه مطالبه های جدیدتری در شهر ایجاد می کند که مدیریت شهری توان پاسخگویی به آن را ندارد. آن چه در فرایند این نوع توسعه انگلی، که از زیرساخت های شهر قدیم ارتزاق می کند نصیب شهر می شود، فضاهای نوظهور و غیرمتعارفی است که بی واسطه در کنار ساختارهای شهر شهر قدیم جای می گیرند. سازمان فضایی شهر نیز با رهاسازی همه قیود متعارف، به دنبال زمین ارزان، بیابان های اطراف را درمی نوردد و فاصله روستا و شهر را از میان می برد. توسعه انگلی چیزی از سازمان فضایی و منظر شهری باقی نمی گذارد نه شهر پیش اندیشیده جدید است و نه شهر تاریخی و توسعه یافته.
۵۰۲.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۳
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۵۰۳.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۴
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.
۵۰۴.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۸
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۵۰۵.

A Critical Review of the Registration Process of Architects - Its Highs and Lows (Case Study: Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
The practice of architecture worldwide is one of the most regulated. To become an Architect, one must undergo a rigorous process, first at an architecture school and then in real-life practice. This paper critically examines the architect registration process in Uganda, highlighting its highs and lows, and recommends what must be done to improve the process. Using the mixed-methods approach consisting of surveys, thematic analysis, and document reviews, the study assesses the individual experiences of graduate architects who have undergone this process. To ensure the validity and reliability of research tools, the questionnaire was reviewed by five experts with in-depth knowledge of the architectural registration process. The study acknowledges that compulsory placement of graduates under a registered architect is useful as it exposes the graduates to practical skills, which include management of projects, office management, communication, supervision skills, and legal compliance, which cannot be easily provided in architecture schools. However, the registration procedure is considered very rigid and outdated due to its long registration timelines, lack of communication, and failure to accommodate the views of the new specialties in the course. In conclusion, it is acknowledged that reform is necessary in the registration process, which will include digitizing the documentation and feedback process, as well as introducing a modular assessment method. It also calls for flexible mentorship models that are tailored to meet professional requirements.
۵۰۶.

ارزیابی محوطه باز فضاهای آموزشی با تاکید بر عوامل کالبدی، محیطی و انسانی مطالعه موردی: مدارس ابتدایی منطقه 9 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۶
فضاهای آموزشی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار بر روی رفتار و شخصیت افراد می باشند ولی بخش اعظم محیط آموزشی را فضای بسته تشکیل داده است. با توجه به ارزیابی به عمل آمده از محیط های آموزشی تمام توجهات معطوف به فضاهای درونی است و آنچه مغفول مانده است فضاهای باز شامل حیاط و یا باغچه ها هستند که به منظور کمک به اهداف این فضاها می باشد. در صورتی که فضاهای باز در مکان های آموزشی میدان شهری کودکان بوده و این پتانسیل را دارد که به عنوان یک مکان برای تجربه آزادی حرکت و بازی، خلاقیت، کشف و ارزش های اجتماعی دیده شود. این پژوهش به دنبال یافتن ارتقای دانش طراحی فضاهای باز سایت های آموزشی و تقویت این فضاها در یادگیری و آموزش استفاده کنندگان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از فن مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه مدارس ابتدایی منطقه9 استان تهران می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد از دیدگاه دانش آموزان عوامل محیطی بیش از دو عامل انسانی و کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز در رسیدن به یک طرح منظر موفق، تأثیرگذار است. بنابراین هر طرح برای ایجاد ارتباط صحیح با زمینه خود، می بایست با محدودیت ها و امکاناتی که شاخصه های محیطی در اختیار آن قرار می دهد، هماهنگ باشد. با چنین رویکردی، طراحی محیط و منظر از بستر و ویژگی های ذاتی آن برخاسته و در سازگاری با آن قرار می گیرد. هم چنین از نظر کاربران این فضاها، عوامل انسانی نیز بیش از عوامل کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز تأثیرگذار است که لزوم توجه به نظامی از ویژگی های رشد کودکان می تواند در جهت ارتقای کیفیت و با نشاط سازی حیاط مدارس در راستای اهداف متنوع آموزشی و پرورشی کارساز باشد.
۵۰۷.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۵۰۸.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۵۰۹.

تحلیل تطبیقی نقش مؤلفه های غنای حسی در محیط های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های کاکتوس و اندیشه، شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
در طراحی محیط های مسکونی، کیفیت ادراک و تجربه زیسته ساکنان به طور مستقیم با انطباق ویژگی های محیطی با توانایی های حسی و ادراکی انسان در ارتباط است. در این میان، محرک های محیطی هماهنگ با ظرفیت های ادراکی نقشی کلیدی در ارتقای غنای حسی و بهبود کیفیت تجربه فضایی ایفا می کنند؛ بااین حال، مؤلفه های حسی در طراحی فضاهای مسکونی اغلب نادیده گرفته و کمتر به صورت جامع و نظام مند بررسی شده اند. سؤال اصلی پژوهش این است که کدام مؤلفه های معماری بر ارتقای تجربه غنای حسی افراد از فضای مجتمع های مسکونی تأثیرگذارند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر غنای حسی و بررسی تأثیر آن ها بر کیفیت ادراک محیطی کاربران در دو مجتمع مسکونی منتخب در شهر رشت است. در بخش نظری، با مرور منابع کتابخانه ای، پیشینه تحقیق، نقش حواس پنج گانه در ادراک محیطی و چارچوب نظری پژوهش تبیین شده است. در بخش میدانی، با بهره گیری از روش های «پیاده روی حسی» و «یادداشت برداری حسی»، تجربیات چندحسی کاربران در شش نقطه شاخص از دو مجتمع مسکونی کاکتوس و اندیشه تحلیل شد. داده ها ازطریق مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه های تکمیلی گردآوری و به روش ترکیبی (کیفی-کمّی) تحلیل و با استفاده از دیاگرام عنکبوتی ارزیابی شد. نتایج نشان داد مجتمع کاکتوس به واسطه طراحی اقلیمی مناسب، پوشش گیاهی متنوع و فضاهای نیمه عمومی فعال، در مؤلفه های بویایی، لامسه و چشایی عملکرد بهتری داشته و منجر به درک حسی عمیق تری شده است. در مقابل، مجتمع اندیشه با وجود انسجام بصری، در تحریک سایر حواس عملکرد ضعیف تری داشته است. یافته ها بر اهمیت طراحی چندحسی در ارتقای کیفیت محیطی، افزایش رضایت ساکنان، تقویت حس تعلق و بهبود سلامت روان تأکید دارند. براین اساس، پیشنهادهایی جهت ارتقای غنای حسی در طراحی مجتمع های مسکونی مطرح شده است که به بهبود تعامل کاربران با محیط کمک می کند.
۵۱۰.

گونه شناسی معماری قلعه های تاریخی مسکون ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
مطالعه معماری بومی ایران، به واسطه پیوند آن با ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، اقلیمی و شیوه های زیست، جایگاه مهمی در شناخت نظام های کالبدی و فضایی کشور دارد. یکی از عرصه های کمترشناخته شده در این حوزه، معماری روستاها و سکونتگاه های پراکنده ای است که به دلیل کمبود مستندات و تخریب ناشی از عوامل طبیعی و انسانی، پژوهشگران را با دشواری مواجه ساخته است. بررسی های تاریخی نشان می دهد که تا پیش از دوره پهلوی، شرایط اجتماعی سیاسی و ناامنی های گسترده موجب می شد خانه ها در بسیاری از مناطق در قالب قلعه حصارها ساخته شوند. ازاین رو، مطالعه قلعه های تاریخی مسکون می تواند به عنوان مرجعی معتبر برای شناخت مسکن بومی در مناطق کم آشنا، زمینه ساز غنای پژوهش های معماری بومی گردد. این پژوهش با هدف گونه شناسی قلعه های تاریخی مسکون، به تحلیل کارکردی و فضایی کالبدی آن ها می پردازد. روش تحقیق کیفی بوده و شامل توصیف و تحلیل، قیاس تطبیقی و مطالعات موردی است. یافته ها نشان می دهد که گونه شناسی این قلعه ها مستلزم توجه به دو عنصر مقیاس (شهری، محله ای و معماری تک بنا) و کارکرد است. بر این اساس، 9 گونه اصلی شناسایی شد. سپس 24 نمونه مطالعاتی از قلعه های تاریخی ایران انتخاب گردید تا تمامی مقیاس ها و کارکردها پوشش داده شود. نمونه ها بر اساس مؤلفه های فضایی کالبدی هر مقیاس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در مقیاس شهری، استخوان بندی فضایی، مورفولوژی و شبکه معابر، در مقیاس محله ای، فرم هندسی، دانه بندی بافت و شبکه معابر، و در مقیاس معماری، سازمان دهی و سلسله مراتب فضایی عملکردی، نقش تعیین کننده در گونه بندی دارند. درنهایت، تمامی نمونه ها در جدول گونه بندی جای گذاری شده و شباهت ها و تفاوت های فضایی کالبدی آن ها تدقیق گردید.
۵۱۱.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۵۱۲.

تبیین چارچوب احیای مناظر پساصنعتی شهری با رویکرد طراحی و توسعه احیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
مناظر پساصنعتی با ارزش های هویتی، به عنوان میراث فرهنگی عصر مدرن شناخته می شوند. این عرصه ها از جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آسیب دیده و از بُعد بصری، منظری نامناسب را ایجاد کرده اند. در این نوع عرصه ها، مداخلات با رویکردهای مختلف انجام شده است اما به دلیل پیچیدگی این مناظر و آسیب های وارده به اکوسیستم، نیاز به رویکردی جامع است که ضمن حفظ ارزش میراث صنعتی، آسیب های گذشته را ترمیم و باعث بهبود تعامل متقابل انسان او طبیعت شود. رویکرد «طراحی و توسعه احیایی» با نگاهی «جامع» و «سیستماتیک» با منابع ذاتی خود سیستم، ترمیم و احیا را ایجاد می کند که به همپیوندی نیازهای جامعه انسانی و طبیعت می انجامد. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی جامع جهت احیای مناظر پساصنعتی با رویکرد احیایی است. در این راستا، به روش تحلیلی-تطبیقی مؤلفه های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی در شیوه های پیشین، با جریان های مؤثر در رویکرد احیایی تطبیق داده شده و ارتقا یافته است. سپس با بهره گیری از چارچوب پرکینز ویل، به عنوان یکی از چارچوب های کاربردی احیایی، جامع و نوآورانه احیای مناظر پساصنعتی ارائه شده است. این چارچوب به صورت دیاگرامی چندلایه، شامل یک هسته و چندین حلقه است که براساس آن سیاست گذاری ها و راهبردهای طراحی و توسعه مناظر پساصنعتی ارائه می شود. در این چارچوب، «مکان» به عنوان هسته سیستم، حلقه اول «ابعاد بررسی مکان»، حلقه دوم «جریان های مؤثر» در احیای مناظر پساصنعتی، حلقه سوم «زیرجریان ها» و حلقه چهارم «اکوسیستم» است. طبق یافته های پژوهش جریان های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی شامل 12 جریان تنوع زیستی، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، زیبایی شناسی، سلامت، مشارکت، زیرساخت، مواد و مصالح، انرژی و آب است. این چارچوب جهت احیای سایت های پساصنعتی از یک کارگاه کوچک تا یک مجموعه گسترده صنعتی قابل تعمیم است.
۵۱۳.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۵۱۴.

بهینه سازی کاربست مصالح و تکنیک ها در معماری با نگاهی به مفهوم قناعت و بازتاب آن در آثار معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۴
منظور از بهینه گرایی در معماری، استفاده ی بهینه از منابع در دسترس و کاهش هزینه های طراحی، ساخت و بهره برداری است. آن چه امروز پرداختن به این موضوع را ضروری نموده، تکرار الگوهای غیربهینه از مرحله ی طراحی تا فرآیند اجرا و بهره برداری از ابنیه ای است که باعث اتلاف منابع، مصالح، بودجه و زمان می گردد. پژوهش حاضر با رجوع به مفهوم ایرانی اسلامی «قناعت» که همزمان به «راضی بودن» و «بسنده کردن به کم» دلالت دارد، تلاش نموده است تا آثار معماری اصفهان را مورد بررسی قرار داده، با استخراج مصادیق فعل قناعت در استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت، راهکارهایی موثر برای بهینه گرایی در فرآیند معماری معرفی نماید. پژوهش حاضر در سه گام انجام گردیده است؛ در گام اول جلسات طوفان فکری در گروه های دو نفره و بیش تر برای شناسایی مصادیق بهینه گرایی در آثار معماری برگزار گردید. در گام دوم مصادیق مشابه به کمک نرم افزار مکس کیو دی ای برای تبیین راهکارهای موثر دسته بندی گردید و نهایتا در گام سوم این راهکارها بر اساس نظرات 30 نفر متخصص معماری و شهرسازی فعال در صنعت ساختمان اصفهان به روش مقایسه زوجی، وزن دهی گردیده است. در نتیجه 14 راهکار برای استفاده ی بهینه از مصالح و تکنیک ها در فرآیند معماری در قالب 5 راهبرد «صرفه جویی»، «چندمنظورگی»، «طبیعت دوستی»، «خوداتکایی» و «بازیافت پذیری» معرفی گردید که به ترتیب «مدولارسازی عناصر و اجزای معماری»، «توجه به نقش عملکردی تزئینات»، «استفاده از مواد طبیعی و چرخه پذیر در ساخت مصالح»، «ارجحیت استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت بوم آورد» و «ارجحیت استفاده از اتصالات خشک به جای اتصالات تر» موثرترین راهکار ذیل هر راهبرد بوده است.
۵۱۵.

مدل یابی عوامل مؤثر بر یادگیری در آموزش معماری مبتنی بر قابلیت های محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این مقاله بهبود فرآیند آموزش معماری، بر اساس بازنگری شیوه های تدریس، بکارگیری فناوری های اطلاعات در ارائه دروس و یادگیری چگونگی آموزش به فراگیران است. بر این اساس، تلاش می شود با توجه به اهمیت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر قابلیت های محیطی از دیدگاه متخصصان آموزش معماری و اثر بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری به بهبود آموزش معماری کمک کند. بنابراین مسأله پژوهش بررسی این سؤالات است که چگونه قابلیت های محیطی بر آموزش طراحی معماری اثرگذار است و مؤلفه های قابلیت محیطی شامل عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی چگونه با آموزش معماری مرتبط و بر آن اثرگذارند. در این راستا، این پژوهش به صورت کمّی-کیفی و به کمک تحلیل عاملی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش مدرسان و خبرگان درباره آموزش معماری و روش نمونه گیری هدفمند است. به منظور کاربردی نمودن پژوهش روش نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گواه در روش تدریس بر اساس قابلیت محیطی انجام و نتایج طرح های مستخرج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) صورت پذیرفت. از دیدگاه متخصصان، سه مولفه اثرگذار آموزش معماری؛ تی پی سی کی و عوامل محیطی، عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری و هماهنگی برنامه ریزی آموزشی و عوامل موثر بر یادگیری استخراج شد. جامعه آماری استادان دانشکده های معماری دانشگاه های شهر تهران بودند. نتایج نشان داد قابلیت های محیطی بر آموزش معماری (به میزان 65%)؛ بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری(به میزان 77%) اثر گذار است که در حوزه برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی در بستر محیط-رفتار مورد تاکید قرار گرفت و منجر به تدوین مدلی مستخرج از مطالعات پژوهش و تحلیل آماری شد. همچنین عامل تی پی سی کی در حوزه فناوری آموزش در حیطه برقراری ارتباط یادگیرنده، یاددهنده و محیط؛ از عوامل مهم و قابلیت های آموزش معماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد مقوله هایی چون تحولات آموزشی، تغییر شیوه های تدریس، تأکید بر ساخت دانش و نگاه نو به آن توسط یاددهنده و یادگیرنده با تأکید بر شیوه های آموزش تعامل محور و انعطاف پذیر و متنوع با قابلیت خودآموزی باعث اهتمام دست اندرکاران آموزش نسبت به بهره گیری و رواج این ابزار نگرش در آموزش می گردد.
۵۱۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، مورد مطالعه: شهرک طرق مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: با پیدایش مسائل جدید شهری و ناکامی طرح های توسعه شهری در قرن بیستم، مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی شهری اهمیت یافت و مشارکت عمومی به یکی از عناصر مهم آن بدل گشت. این مشارکت نه تنها به بهبود کیفیت تصمیم گیری ها کمک می کند، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زندگی شان را نیز تقویت می نماید. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، به بررسی دلایل تمایل و انگیزه ساکنان شهرک طرق مشهد به مشارکت در برنامه های توسعه محله خود پرداخته و می کوشد با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای ارتقای سطح مشارکت و بهبود فرآیندهای برنامه ریزی شهری ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش با استفاده از ترکیب شیوه های توصیفی-تحلیلی و موردی انجام شده است. شاخص های مشارکت شهروندان با استفاده از مرور ادبیات نظری استخراج و روایی محتوایی و صوری آن ها توسط پنج نفر کارشناس خبره تأیید گردید. به منظور گردآوری داده ها پرسشنامه ای با 25 گویه در دو مرحله و به صورت تصادفی بین ساکنان شهرک طرق توزیع گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن، تحلیل عامل اکتشافی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. یافته ها و بحث: اگرچه تمایل ساکنان شهرک طرق به مشارکت در سطح پایینی است؛ اما تمایل به اظهارنظر در مورد طرح ها و برنامه های محله خود دارند. عوامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان در شهرک طرق در قالب چهار عامل شناسایی و دسته بندی شده است. این عوامل به ترتیب اولویت در جهت افزایش میزان مشارکت شهروندان عبارت اند از: 1- رضایت و اعتماد به مسئولین، 2- فرهنگ سازی به معنای آموزش فرهنگ مشارکت، 3- اطلاع رسانی و شفافیت به معنی قرار گرفتن شهروندان در جریان امور محلی و 4- آگاهی از وضعیت محلی. نتیجه گیری: اعتمادسازی، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی شفاف و ارتقای آگاهی عمومی محورهای کلیدی در ارتقای مشارکت شهروندان به شمار می روند. توجه به این عوامل می تواند زمینه ساز گذار از مشارکت تشریفاتی به مشارکت واقعی و تقویت دموکراسی شهری شود.
۵۱۷.

بازنمایی حضور زنان افغان در فضاهای شهری جنسیت زده مروری بر تجربۀ پارک تخت سفر هرات، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
بیان مسئله: جریان یافتن تبعیضات جنسیتی و نادیده انگاشتن جایگاه زنان در جامعه افغان، ساختار اجتماعی فضاهای شهری را رو به انحطاط می برد. در هرات، به واسطه ویژگی های خاص جغرافیای انسانی، این مسئله برجسته تر شده و حضور زنان در فضاهای شهری را با احساس ترس و سردرگمی همراه ساخته است.هدف پژوهش: حاضر با تمرکز بر پارک تخت سفر هرات، تأثیر عوامل فضایی و غیرفضایی را بر نحوه حضور و استفاده زنان در فضاهای شهری جنسیت زده بررسی کرده و هدف آن رسیدن به درک عمیق تری از تجربه، ترجیحات، محدودیت ها و راهبردهای فردی آنان در تعامل با فضاهای عمومی است.روش پژوهش: مطالعه به تحلیل واقعیت های مؤثر بر این امر، از طریق مستندسازی رفتارهای فضایی زنان در پارک تخت سفر هرات پرداخته و سپس تحلیل تصاویر به دست آمده صورت گرفته است. تحلیل ها ناشی از استنتاج نظرات 10 نفر از متخصصین شهری و جامعه شناسان هراتی است که دیدگاه های آن ها درخصوص تصاویر، تحلیل شده است. در ادامه یافته های حاصل توسط 40 نفر از دانشجویان دختر شهرسازی و رشته های مرتبط دانشگاه هرات به کمک پرسشنامه و آزمون افتراق معنایی ارزیابی شده است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که نحوه حضور و استفاده زنان افغان در فضای پارک تخت سفر، حاصل تأثیر متقابل میان عاملیت های فضایی و غیر فضایی است که زیر شمول های هر یک از عوامل به بحث گذاشته شده است. این عوامل، در بستر سیاست، قومیت، مذهب و فرهنگ، بر رفتار فضایی زنان تأثیرگذار بوده و منجر به شکل گیری تفاوت هایی در ترجیحات آنان نسبت به فضای عمومی ایده آل شده است؛ نتایج حاصل از پرسشنامه ها در برخی موارد مؤید یافته های مطالعات پیشین بوده و در بعضی دیگر ترجیحات آنان را با سوگیری های فرهنگی- مذهبی بیشتر نشان داده است. 
۵۱۸.

راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.
۵۱۹.

ادراک نشانه شناسی جنسیتی کودکان پیش دبستانی از دیوارنگاره ها و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
۵۲۰.

سنجش ترجیحات ویژگی های فضایی خانه های آپارتمانی با بهره گیری از دیدگاه خبرگان و ساکنان در محلات گلشهر شمالی و نظرآباد شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
فضای خانه­های آپارتمانی دارای ویژگی­های کیفیت بخشی هستند که بر رضایتمندی ساکنان اثرگذارند، از این رو اهداف این پژوهش این هستند که ترجیحات ویژگی­های فضایی در خانه­های آپارتمانی شناسایی شوند و میزان اهمیت آنان از دیدگاه خبرگان و ساکنان در شهر بندرعباس واکاوی شود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی- کمی انجام شده است و در قدم اول، برای سنجش میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های فضایی مسکن از نظر خبرگان و روش دلفی بهره گرفته شد. با توجه به دیدگاه خبرگان وجود و عدم وجود ویژگی­های فضایی در مورد پژوهی ارزیابی و رده­بندی شد. پس از بررسی منابع کتابخانه‌ای 28 ویژگی­ فضایی شناسایی شد که با توجه به ارزیابی خبرگان، به شمار 16 مورد کاهش پیدا کردند. این ویژگی­های فضایی عبارت­اند از: «انعطاف­پذیری»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «هدایت و راهنمایی»، «تناسب و مقیاس فضا»، «تمایز فضایی»، «فضامندی»، «گشایش فضایی»، «پویایی فضا»، «دنجی فضا»، «تفکیک فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تنوع فضایی»، «خاطره­انگیزی فضا» و «هماهنگی و تعادل» هستند. در موردپژوهی، دو محله با سابقه سکونت آپارتمان­نشینی گلشهر شمالی و نظرآباد در شهر بندرعباس مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 333 خانوار با پرسشنامه ترجیحات ویژگی‌های فضایی مورد پرسش قرار گرفتند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقایسه میزان اهمیت ترجیحات ویژگی فضایی بین خبرگان و ساکنان نشان می‌دهد که در اکثر موارد بین دیدگاه ساکنان و خبرگان حوزه مسکن در شهر بندرعباس اختلاف نظر وجود دارد. به جز ویژگی «پیوستگی فضایی» که بین ساکنان و خبرگان اتفاق نظر وجود دارد، و میانگین اهمیت ویژگی «خاطره انگیزی» که نظر خبرگان به نسبت ساکنان پایین‌تر بوده است؛ در بقیه موارد نظر ساکنان، درجه اهمیت کمتری را نشان داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان