ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۴٬۰۰۱ تا ۲۰۴٬۰۲۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۲۰۴۰۰۱.

پدیدارشناسی زمان و فضای مثالی در حکمت متعالیه و فیزیک نسبیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۳۵
بر اساس تصور رایج، تحولات در نظریه های علمی و فیزیکی در مواضع فلسفی تأثیر گذار بوده و اما در برخی مسائل، فلسفه پیشگام بوده است. یکی از موارد تقدم فلسفه بر علم، بحث حرکت جوهری و نتایج آن است. ملاصدرا (سده15م) حرکت جوهری در درون اشیاء را در زمانی به اثبات رساند که هنوز آشکار سازها اتم و ذرات زیر اتم را آشکار نکرده و انواع اتم و تبدیل آن ها به یکدیگر در فیزیک کوانتوم به اثبات نرسیده بود. صدرا، با اثبات حرکت جوهری نتیجه گرفت که زمان، موجود مستقلی نیست، بلکه وجودش در حرکت است و هریک از اشیاء با حرکت جوهری خود، زمان مخصوص به خود دارند. از آنجایی که هدف حکمت متعالیه و فلسفه بیان کمّی نبود در همین جا متوقف ماند. بیش از چهار سده گذشت تا ساختار فیزیک کلاسیک مبنی بر زمان و مکان مطلق فروپاشید و در فیزیک نسبیت، نسبت زمان و ابعاد با سرعت حرکت محاسبه شد. این پژوهش، از دستاوردهای فیزیک نسبیت در ادامه بحث زمان و ابعاد در عالم مثال استفاده کرده و از انبساط زمان و انقباض ابعاد (انقباض لورنتس) در متحرک های سریع، برای تبیین کندی زمان در عالم مثال و انبساط ابعاد زمینی برای موجودات مثالی بهره جسته است و نتایج آن را همسو با منابع نقلی و روایی یافته است.
۲۰۴۰۰۲.

ابن عربی و دیگر شرایع در مقام «دیگری»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۵۵۱
در پهنه جهان اسلام، در ساحات گوناگون عرفان و علوم باطنی، حکمت و دانش های عقلی، اخلاق نظری، کلام و معارف عقیدتی، قرآن، فقه و حدیث و علوم نقلی و حتی دانش تاریخ می توان از «دیگری» سخن گفت و موضع اندیشمندان مسلمان را در این موضوع در هر حیطه به طور جداگانه به نظاره نشست. آنچه در این مقاله مطرح است، بررسی مسئله «دیگری» در ساحت دیگر شرایع از نظرگاه محیی الدین ابن عربی است. بدین منظور، پرسش از حقانیت یا عدم حقانیت ادیان به آثار ابن عربی عرضه گردیده و مبنای فکری او در برابر مسئله دیگر شرایع مورد بررسی قرار گرفته است. پرسشی که هرچند برای خود او به عنوان مسئله مطرح نبوده است اما بررسی آن، رویکرد ابن عربی را به عنوان یک عارف مسلمان در مواجهه با دیگر شرایع نشان می دهد و از جمله فروع دیدگاه او در برابر مقوله عام «دیگری» به شمار می آید.
۲۰۴۰۰۳.

ضعف اراده- آکراسیا؛ چالشی معاصر درباره معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۸ تعداد دانلود : ۹۳۷
در ادبیات فلسفی معاصر، عمل عامدانه و آزادانه فرد برخلاف داوری بهترش همزمان با عناوین آکراسیا و ضعف اراده شناخته می شود و بحث ها در این حوزه بر سر امکان و تبیین چنین عملی است. اما ریچارد هولتون مدّعی است فیلسوفان در یکی دانستن آکراسیا و ضعف اراده مرتکب خطا شده اند. به عقیده او کاربران معمول زبان، ضعف اراده را وصف تغییر ناموجّه تصمیم فرد می دانند و تعبیر «عمل خلاف داوری بهتر فرد» معنای مفهوم برساخته فیلسوفان یعنی آکراسیا است. به همین دلیل او معتقد است پیش فرضی نادرست در بحث های درباره ضعف اراده وجود دارد. آلفرد ملی کوشید با توسل به روش های فلسفه های تجربی نشان دهد عقل سلیم مدعای هولتون را تأیید نمی کند. نقد او با پاسخ هولتون و مِی همراه بود. در این مقاله می کوشیم ضمن بازخوانی بحث های دامنه دار انجام شده درباره این موضوع نشان دهیم چرا هولتون چنین مدّعایی را مطرح می کند، چرا این بحث به فلسفه تجربی کشیده شده است و لوازم طرح بحث در چنین فضایی کدام است؟ و در پایان پس از ارزیابی دیدگاه های معرفی شده، تعریفی از ضعف اراده ارائه می کنیم که اولاً تا حدّ امکان به درک عقل سلیم از این مفهوم نزدیک باشد و ثانیاً موضوعیت مسئله سنّتی ضعف اراده (تببین امکان آن) را از میان نبرد.
۲۰۴۰۰۴.

«تصور کنید حقیقت زنی باشد» نگاهی به دیباچه نیچه بر فراسوی خیر و شر و دیباچه کانت بر نقد عقل محض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۳ تعداد دانلود : ۷۴۶
با وجود تفاوت های بسیار میان کار فلسفی کانت و نیچه، شباهت های جالبی نیز در دیباچه های آن ها بر دو کتاب اصلی شان نیز به چشم می آید: فراسوی خیر و شر نیچه و نقد عقل محض کانت. در این دیباچه ها، این دو فیلسوف نقدهای خود از جزم باوری و متافیزیک را عرضه می کنند و از امیدهای خود برای فلسفه آینده سخن می گویند. این یک فلسفه آینده از نظر هر دو، از جزم باوری فاصله خواهد داشت. کانت اثر خود را در واقع تمهیدی بر این فلسفه می شمارد، در حالی که نیچه همچنان امید ظهور این فلسفه را در سر می پروراند. در این مقاله سعی شده است در سه بخش این مضامین بیان و شرح شود. در درآمد، صحنه شباهت های میان این دو دیباچه را ترسیم خواهیم کرد. در بخش دوم، منظور و مراد کانت و نیچه از جزم باوری را شرح داده، نشان می دهیم چرا آن ها از افول و مرگ جزم باوری سخن می گویند. بخش پایانی، نشان می دهد که چرا نیچه و کانت هر دو سودای یک فلسفه آینده را در سر دارند، فلسفه آینده ای که آثار خود را همچون تمهیدی بر آن تلقی می کنند.
۲۰۴۰۰۵.

بررسی تاثیر آراء رواقیان بر مکتب اشراقی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۶۶۷
میرداماد و شاگردانش همچون ملاصدرا و میرسیداحمد علوی، سهروردی را پیرو رواقیان دانسته اند. در این مقاله این ادعا مورد ارزیابی قرارگرفته است. از آنجا که از رواقیان مطالب اندک و پراکنده ای در آثار اسلامی نقل شده ، با جستجو در این منابع تمامی مطالب نقل شده و منسوب به رواقیان با نظریات سهروردی مقایسه و حدود چهل مورد مشابهت میان آراء ایشان مورد بررسی قرار گرفته است که عبارتند از: الف) تاثیرات مستقیم: مقدار دانستن جسم؛ تعریف متفاوت جوهر و عرض؛ عرض دانستن صورت؛ انکار هیولای اولی؛ انکار تخلخل و تکاثف حقیقی؛ دور و کور و... ب) تأثیرات غیرمستقیم: کاهش تعداد مقولات؛ سلسله مراتب هستی؛ تجرد نفس و... همچنین به این سؤال پاسخ داده شده است که بر اساس چه شواهدی میرداماد و شاگردان وی سهروردی را «شیخ اتباع رواقیان» نامیده اند؟ پیش از این جان والبریج در مقاله ای تلاش کرده است به این سؤال پاسخ دهد که چرا ملاصدرا سهروردی را پیرو رواقیان دانسته است. اما پاسخ وی در این مقاله مورد نقد قرار گرفته استو این فرضیه مطرح شده است که به دلیل آنکه سهروردی خود را «نایب الاقدمین» دانسته است و میان مطالب منسوب به «الأقدمین» در آثار سهروردی و آراء رواقیان ارتباط وجود دارد، میرداماد وی را شیخ اتباع رواقیان نامیده است.
۲۰۴۰۰۶.

ابن سینا؛ فیلسوفی تجربه گرا یا عقل گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹۱ تعداد دانلود : ۶۶۱
معرفت شناسی به مثابه یک دانش و شاخه علمی در فلسفه اسلامی مطرح نبوده است ولی به فراخور مباحث وجودشناختی از مباحث ( به اصطلاح امروزی) معرفت شناسی نیز سخن می گفتند. هر چند رویکرد عقل گرایی و تجربه گرایی دارای ملاک های چندی است ولی قدر مسلم این است که این بحث و تقسیم از مباحث جدید معرفت شناسی است و چنین اصطلاحاتی، با رهیافت مطرح در معرفت شناسی، در تفکر فلاسفه اسلامی رایج نبوده است. در عین حال این مسئله در باب تفکرشان قابل طرح است که بر کدام طریق بوده اند: تجربه گرایی یا عقل گرایی؟ آنچه معروف و مشهور است این است که آن ها فیلسوفانی عقل گرایند و ابن سینا نیز چنین است. در این تحقیق چهار ملاک برای عقل گرا یا تجربه گرا بودن بیان شده است: 1-  وجود و عدم ادراکات فطری 2- به لحاظ ابزار کسب معرفت 3- به لحاظ خاستگاه تصدیق4- وجود و عدم تصدیقات ترکیبی پیشینی؛ سپس با مراجعه به عبارات ابن سینا، عقل گرا یا تجربه گرا بودن دستگاه معرفتی وی را بر اساس هر معیار بررسی کرده و در نهایت این فرضیه را قوت بخشیده است که، نه بطور کلی بلکه در اکثر ملاک ها وی به تجربه گرایی متمایل تر است تا عقل گرایی! لذا می توان به جمع این دو دیدگاه؛ یعنی «اصالت عقل و تجربه» در تفکر ابن سینا رأی داد.
۲۰۴۰۰۷.

خودآیینی کانت و نسبت آن با خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۳ تعداد دانلود : ۸۵۵
کانت اصل خودآیینی اراده را اصل اعلای اخلاق می داند. به باور وی، اگر اصولی که اراده می کنیم صرفاً برساخته موجودی باشد که واضع قوانین عام است، «اراده یا خواست» ما نیز خودآیین و مستقل عمل می کند. بر این اساس، نه تنها انسان خود قوانین اخلاقی را وضع کرده است بلکه خود را ملزم می کند تا به قوانینی که وضع کرده، عمل کند. ازاین رو کانت خودآیینی را در حوزه عمل و عاملیت موردتوجه قرار می دهد. مقاله حاضر با این نگاه، این اصل را بر پایه سه تفسیر از خودآیینی، یعنی خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی تحلیل می کند و ضمن توضیح آن ها و اشاره به میزان قرابتشان با خودآیینی کانت، درنهایت به این نتیجه می رسد که اگرچه این سه نوع خودآیینی زمینه های متفاوتی دارند، اما به خاطر اشتراک در دو معنای آزادی از وابستگی و قابلیت وضع قانون، با خودآیینی اراده کانت تمایزی ندارند. به باور کانت خودآیینی اراده نوعی از خودآیینی اخلاقی تلقی می شود، فرد برای اعمال خودآیینی شخصی باید تابع اقتضائات اخلاق باشد و خودحاکمیت سیاسی نیز درنهایت به خودآیینی کامل می رسد.  
۲۰۴۰۰۸.

تفکیک گوهر و صدف دین از یکدیگر، مقدمه ای برای کثرت گرایی دینی؛ بررسی دیدگاه سیدحیدر آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۷ تعداد دانلود : ۵۶۹
  تفکیک گوهر و صدف دین از یکدیگر مسئله ای است که طیف وسیعی از کثرت گرایان برای پی ریزی دیدگاه کثرت گرایانه خود از آن سود جسته و آن را به عرفای مسلمان مستند ساخته اند. سید حیدر آملی یکی از پیشگامان عرفان اسلامی است که اهتمام خاصی به تفکیک گوهر دین از صدف آن دارد، زیرا آرمان آشتی دادن شیعیان دوازده امامی با متصوفه راستین را در سر می پروراند و کلید این قفل را در رتبه بندی معارف الهی و تکالیف دینی شرعی می یابد. ازاین رو اغلب آثار وی حول محور تبیین گوهر دین نگاشته شده و تعابیر دیرآشنای «ظاهر و باطن دین» و «شریعت، طریقت و حقیقت» کاربرد گسترده ای در آن ها دارد. درعین حال سید به صورت مستقیم و غیرمستقیم کثرت گرایی درون دینی و برون دینی را نفی می کند. بررسی ابعاد گوهر و صدف دین از نگاه ایشان و چگونگی تفکیک آن ها از یکدیگر که موردتوجه این نوشتار است، به روشنی نشان می دهد که اعتقاد به این تفکیک، لزوماً به معنای اعتقاد به کثرت گرایی نخواهد بود.
۲۰۴۰۰۹.

بررسی تأثیر اندیشه ایرانی بر افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۱ تعداد دانلود : ۵۹۷
  سخن درباره تأثیرپذیری فلاسفه یونان باستان به ویژه افلاطون از اندیشه شرقیان و ایران باستان، بسیار گفته شده است. آثار گوناگونی از خود متفکران غربی نیز درباره این مسئله بر جای مانده است. ما در این مقاله بر آنیم تا گوشه ای از این تأثیرپذیری را در اندیشه فلسفی افلاطون، بازخوانی کنیم. نظر برخی مورخان غربی فلسفه درباره زادگاه و منشأ فلسفه، نظر ما را جلب کرده است. امیل بریه بر آن است که نمی توان پاسخ قطعی به این مسئله داد. دو نظر متقابل از دوره باستان دراین باره مطرح بوده است. بریه می گوید یونانیان، فلسفه را ابداع نکردند، بلکه آن را از اقوام غیریونانی به ارث بردند. شارل ورنر معتقد است که یونانیان خود را مدیون شرقیان می دانستند و بر این نکته آگاه بودند و هر زمان از علوم و تمدن شرق سخن رانده اند، همراه با احترام بسیار بوده است.افلاطون ازجمله فیلسوفانی است که متأثر از تفکر شرقی و ایران باستان شناخته می شود. او در مسئله مُثل، حکیم حاکم، طبقه بندی در مدینه فاضله و ... از اندیشه شرقیان و ایران باستان که پیش از وی بدان پرداخته اند، بهره گرفته است و توانسته با دقت و امعان نظر، آن ها را در فلسفه خویش بازخوانی کند.
۲۰۴۰۱۰.

نقش نبی در دریافت وحی با تکیه بر دیدگاه فارابی، ابن سینا و ملاصدرا به همراه نقد دیدگاه برخی روشنفکران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۷۱۸
مسئله وحی و نقش نبی در آن، از مسائل بسیار مهم در میان اندیشمندان اسلامی است و در این میان، فارابی نخستین کسی است که به گونه ای روشمند، به تحلیل بحث وحی و نبوت پرداخته است. او تبیینی معرفت شناسانه از وحی دارد و معتقد است که عقل مستفاد نبی پس از تعالی و اتصال با عقل فعّال، معرفت وحیانی را دریافت کرده و به مدد قوه تخیل به حقایق و امور معقول، صورت می بخشد. ابن سینا نیز ضمن وارد کردن قوه حدس در فرآیند وحی و تبیین مراتب عقول، بر این باور است که نبی حقایق عقلی را دریافت کرده و به این حقایق، از طریق قوه متخیّله ، صورت می دهد. ملاصدرا نیز معتقد است که عقل فعّال، عقلِ بالقوه را به فعلیت می رساند. او تمایز میان وحی و غیر وحی را در اموری مانند نحوه دریافت معقولات، کمّیت آنها و کیفیت وصول به مبدأ معقولات می داند و برای بیان این تمایز، از عنصر قوه حدس و عقلِ قدسی بهره می جوید. از دید این سه فیلسوف، نبی «قابل» وحی است که پس از اتصال به عالم غیب و یا اتحاد با آن، معارف را ابتدا از طریق عقول و در نهایت، بی واسطه دریافت می کند.
۲۰۴۰۱۱.

بررسی تطبیقی «کیفیت علم پیشین إلهی» از منظر صدرالمتالهین و ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۶۵۶
علم الهی به ماسوا، در دو حیطه «پیش از خَلق» و «پس از خَلق»، مورد کنکاش های علمی فراوان قرار گرفته است. در این دو حیطه، صفتِ «علم الهی به مخلوقات متکثّر، پیش از خلق آن ها»، به جهت آن که از صفات ذاتی بوده و ذات الهی نیز بسیط و در نهایتِ صرافت است، بیشتر مورد توجه بوده است؛ زیرا اثبات علمِ پیشین به مخلوقاتِ متکثّر در عین بساطتِ ذات، در ابتدا و ظاهر امر، متناقض نما جلوه کرده و از همین رو، در این بستر، دیدگاه های گوناگونی مطرح شده اند. ملاصدرا و ابن عربی نیز در این مسئله، با نقد گفتار اندیشمندان پیش از خود، به تبیین کیفیت این قسم از علم الهی پرداخته اند. در این پژوهش، ثبوت «علمِ پیشین الهی» مفروض بوده و در پرتو آن، درصدد تبیین کیفیّت این قسم از علم، از منظر این دو اندیشمند هستیم. یافته های به دست آمده که با روش تحلیلی - منطقیِ عبارات ملاصدرا و ابن عربی به دست آمده اند، نشان از اتحاد دو دیدگاه در اکثر مبانی و نتایج و اختلاف در روشِ تبیین دارند. ملاصدرا - همچون ابن عربی - علم پیشین را متحد با ذات و بلکه عین آن دانسته و توجیه کثرت در بساطت ذات را در گروِ تبیین «اعیان ثابته» ای می داند که از مصطلحات ابن عربی در بحث علم پیشینِ الهی است.  
۲۰۴۰۱۲.

بررسی و تبیین رویکرد «وحی فراگزاره ای» از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۶۱۲
یکی از مسائل مهم در تبیین وحی، بررسی رویکردهای گزاره ای و غیرگزاره ای در وحی است. در میان رویکردهایی که در تبیین این مسئله وجود دارد، رویکرد ملاصدرا - به دلیل توجه به دو وجه گزاره ای و غیرگزاره ای وحی - از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این رویکرد در مقایسه با تبیین هایی که تنها یکی از جنبه های وحی را مورد توجه قرار داده اند، بسیار مهم است. در الهیات مسیحی دو رویکرد کلّی گزاره ای و غیرگزاره ای در این خصوص وجود دارد؛ بر اساس رویکرد نخست، وحی مجموعه گزاره های آگاهی بخش درباره خداوند است، در حالی که بر اساس رویکرد دوم، وحی همان فعل الهی است که در طی آن خداوند خود را آشکار می کند. تقابل و تضاد این دو رویکرد و نقدهایی که بر هریک از این دیدگاه ها وارد شده حاکی از ضرورت وجود رویکردی جدید است که در الهیات مسیحی نمی توان یافت. این مقاله تلاشی در جهت معرفی دیدگاه ملاصدرا به عنوان رویکردی جدید است که در آن به هر دو وجه گزاره ای و غیرگزاره ایِ وحی توجه شده است. رویکرد ملاصدرا به دلیل ابتنا بر مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی و زبان شناختی و برقراری پیوند میان هر دو وجه گزاره ای و غیرگزاره ای، از این قابلیت برخوردار است که به عنوان رویکرد «وحی فراگزاره ای» مطرح شود.
۲۰۴۰۱۳.

بررسی قول به قِدم نفوس ناطقه انسانی در سنجش با آیه میثاق (عالم ذر) با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۹ تعداد دانلود : ۶۰۵
نفس ناطقه انسانی یا «روح» همواره مورد توجه و مطالعه بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است. نحوه پیدایش نفس ناطقه از مسائل اصلی در باب نفس ناطقه انسانی است. مقاله پیشِ رو به این مسئله پرداخته که آیا آیه شریفه «میثاق» می تواند تأییدی بر قِدم نفوس ناطقه انسانی باشد؟زیرا طبق آیه شریفه «میثاق» خداوند از فرزندان آدم - پیش از این که به دنیای مادّی بیایند - بریگانگی خویش پیمان و اِقرار گرفته است و فرزندان آدم بر این توحید اِقرار کرده اند. سپس به صلب حضرت آدم(ع) بازگشته اند. درباره معنای آیه  «میثاق» سه قول گفته شده است که عبارتند از: اثبات عالم ذَر ، پیمان فطری از انسان در همین دنیا و وجود جمعی نفوس  نزد خداوند که در مرتبه ای قبل از عالم دنیاست. در مقام داوری وپاسخ به پرسش پیش گفته، می گوییم: قول اول که با قِدم نفوس سازگار است با ضرورت عقل و ظهور آیه مخالفت دارد و به تناسخ باطل منجر می شود. قول دوم نیز با سیاق آیه «میثاق» سازگاری ندارد و مستلزم این است که آیه را بر معنای مجازی حمل کنیم. به این ترتیب، آیه «میثاق» - در نظر علامه طباطبایی(ره) - نمی تواند تاییدی بر قِدم نفوس ناطقه باشد ، بلکه مقصود این است که نفوس در مرتبه ای پیش از عالم دنیا در نزد خدا و به وجود جمعی حضور داشته اند و پروردگار را در ربوبیت مشاهده کرده اند و این مشاهده از طریق نفس خودشان بوده است و حمل آیه شریفه برقول علامه طباطبایی(ره)هم تاحدی بعید به نظرمی رسد.
۲۰۴۰۱۴.

مبانی متافیزیکی فیزیک کوانتوم دیویدبوهم (با محوریت ایده نوین جهان هولوگرافیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵۱ تعداد دانلود : ۱۱۲۴
دیوید بوهم، استاد دانشگاه لندن، و یکی از بزرگترین فیزیکدانان فیزیک کوانتوم بود که با تفسیر هستی شناختی از مکانیک کوانتوم و با نگرش کل نگری و اعتقاد به متغیرهای پنهان، به مخالفت با تفسیر رایج مکانیک کوانتوم ( تعبیر کپنهاگی) پرداخت و رویکردی متفاوت از همعصران خود پیشه کرد که صبغه فلسفی دارد. در این رویکرد، او با ناقص خواندن مکانیک کوانتومی و اعتقاد به حاکمیت نوعی ایده آلیسم سوبژکتیو بر ساحت آن، بی توجهی به مبانی فلسفی و متافیزیکی را به عنوان هسته مرکزی چالش اساسی فیزیک کوانتوم معرفی کرد. از این رو، پس از چهل سال کنکاش ژرف، مبانی متافیزیکی خاصی را برای فیزیک کوانتوم پایه ریزی کرد. از جمله این مبانی عبارتند از: ایده جهان هولوگرافیک، نظم مستتر و نامستتر، حوزه پتانسیل کوانتومی و همبستگی ماهوی همه اشیاء، اصالت کل یکپارچه، هولوموومنت و نفی دوئالیسم میان آگاهی و ماده. <br /> محور اساسی مبانی متافیزیکی دیوید بوهم، « ایده جهان هولوگرافیک» است. براساس این ایده، او اصالت را به کل تمام جنبش می دهد که بنیان اساسی تمام اشیاء است و همه موجودا ت در قلمرو نظم نامستتر ، را به عنوان تجلیات ساحت نظم مستتر، وابسته این کل می داند.<br /> ایده نوین جهان هولوگرافیک، دیوید بوهم را بر آن می دارد تا با رد دو گانه انگاری دکارتی اندیشه و ماده، هر گونه مرز میان این دو قلمرو را نفی کند. و با اعتقاد به عدم استقلال این دو، آنها را به عنوان انتزاعی از یک سیلان کلی قلمداد کند. دیوید بوهم با تأکید بر ایده جهان هولوگرافیک و توجه به مبانی متافیزیکی خاص خود و بالاخص اصالت کل یکپارچه، به نقد همه جانبه تفکر تجزیه نگری و دو گانه انگاری می پردازد و خواهان چرخشی نوین در رویکرد علوم و از جمله فیزیک به جهان است، که کلیت و وحدت را مدار کنکاش های خود قرار دهد.
۲۰۴۰۱۵.

بازتفسیر مفهوم رخداد از آنِ خودکننده نزد هایدگر با تکیه بر مفهوم تفکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۰ تعداد دانلود : ۷۳۶
این پژوهش برآن است تا با واکاوی مفهوم رخداد از آن خودکننده در فلسفه ی هایدگر، تفسیری تازه از آن ارائه دهد. برای این منظور سه اثر از هایدگر، که نماینده ی سه رویکرد وی به مفهوم رخداد است، مورد توجه خواهد بود. این آثار عبارتند از «به سوی یک تعریف برای فلسفه» (1919)، «ادای سهمی به فلسفه (درباب رخداد از آنِ خودکننده)» (1936-1938) و «درباب زمان و هستی» (1962). <br /> هایدگر در کتاب به سوی یک تعریف برای فلسفه، رخداد را به مثابه ی تجربه ی زیسته و آن چه به نحو انضمامی متعلق به من است، بازمی شناسد. حال این که در ادای سهمی به فلسفه این رویکرد متوازن می شود و رخداد به عنوان نتیجه ی مبادله ی انسان و هستی قلمداد می گردد. و نهایتاً درباب زمان و هستی رخداد را تنها به منزله ی عرصه ی حضور متعین زمان و هستی به رسمیت می شناسد. این رویکرد تکاملی هایدگر به مفهوم رخداد، زمانی معنادارتر می شود که در افق فکری مجموعه درس گفتارهای سال های 1951-1952 که بعدها تحت عنوان «چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟» چاپ شد، نگریسته شود. <br /> به اعتقاد این پژوهش آن گاه که رویکردهای سه گانه ی هایدگر به مفهوم رخداد را در زمینه ی کتاب چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟ مورد واکاوی قرار دهیم، می توانیم به تفسیری تازه از مفهوم رخداد به مثابه ی آن چه خود در راه بودن است و راه تفکر را می گشاید، دست یابیم
۲۰۴۰۱۶.

زن و زیبایی از نظر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴۷ تعداد دانلود : ۱۸۶۱
این مقاله به تبیین نگاه ابن عربی به زن به عنوان مظهر جمال الهی اختصاص دارد. نگاه وی از نظر عرفانی، کامل ترین و عمیق ترین آراء در میانِ عرفایِ پیش و حتی پس از خودست. از نظر شیخ اکبر انسان چه زن و چه مرد از عشق الهی و از اسم جمیل الهی سرچشمه گرفته و همه موجودات مظهر جمال خداوند هستند اما زن مهمترین و کامل ترین مظهر این جمال است. زن و مرد در اصل انسانیت با هم برابرند و انسانیت حقیقی میان این دو گروه انسانی، جامع و مشترک است. ذکورت و انوثت امری عارضی بوده و هر کمال ممکن برای مرد، برای زن نیز ممکن است. زنان از هیچ کمال و مرتبه ای مهجور نبوده چنانکه حتی در مرتبه والای ولایت و قطبیت که در نظر ابن عربی در مرتبه ای ورای نبوت است، می باشند. زن آیینه ای است که مرد در آن خود را می بیند و با عشق به او، به حق عشق می ورزد و این عشق او را به مبدئی که از آن خلق شده و همان اصل و هستی اوست می رساند. ابن عربی حضور و وجود زنان را در نظام ارشادی و عرفانی خود لازم دانسته و بدون وجود زنان این نظام عرفانی را ناقص می شمارد. این مقاله نیز در پی آن است که جایگاه زن را در نظام هستی شناختی عرفانی ابن عربی تبیین نماید.  
۲۰۴۰۱۷.

اصل های برهان و ملکه نوس تأملی در باب ادراک کلیات نزد ارسطو با نظر به کتاب تحلیلات ثانوی 2.19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۸
ارسطو پس از سامان یک نظام برهانی در تحلیلات ثانوی، کتاب را با پرسش از مبادی برهان به پایان می برد که سلسله وار به اصل هایی می رسند که نخستین و ضروری اند و نمی توان آنها را دیگر از راه استدلال برهانی شناخت. آنها گزاره هایی هستند که بر محور یک مفهوم کلی استوار شده اند و ضرورتشان از آن روست که محمول از دل خود این مفهوم برآمده است. از این رو، ادراک مبادی برهان روی دیگر ادراک کلی هاست. اما این اصل ها چگونه شناخته می شوند و کدام ملکه شناخت آنها را به ما می شناساند؟ به عبارتی، کل دستگاه برهانی ما بر چه بنیانی استوار است؟ ارسطو مسیر قوام کلی ها در نفس را روایت می کند و بالاترین مرتبه آن را «نوس» می خواند که همان ملکه شناخت اصل ها است. اما پیچیدگی سخن او به تفسیرهای متعارضی از نوس دامن زده است. این مقاله ضمن ترسیم زمینه طرح پرسش از نوس در کتاب تحلیلات ثانوی می کوشد به شرح و نقد این تفاسیر بپردازد تا جایی که روشن می شود اعتبار این تفسیرها با مسئله «نوس پوئتیکوس» یا اصطلاحاً «عقل فعال» گره خورده است و تأمل در روایت ارسطو از عقل فعال زمینه ای فراهم می کند که مشابهت جدی این تفاسیر و نه اختلاف بنیادین آنها برجسته گردد
۲۰۴۰۱۸.

تأملّاتی در تعلیم وتربیت، براساس آموزه های (Lehre) هایدگر در هستی و زمان تعلیم وتربیت تیمارخواهانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۷۱۱
این مقاله تلاش می کند تا تعلیم و تربیت را از منظر هایدگر بر اساس کتاب هستی و زمان[i] واشکافی کند، این اثر دیگرگونه راهی را در مواجهه با دانش (wissenschaft) و بالتبع پدیده ی تعلیم و تربیت بر ما می گشاید. هایدگر با روش پدیدار شناسی و با  تفکر در مفهوم لوگوس و پدیدار، آشکار می کند ؛ که لوگوس به معنی "مجال دیدن دادن " و پدیدار "خود را در خود نشان دادن" است ، این معنا از پدیدارشناسی مجالی برای نشان دادنِ خود چیزها به شیوه ی خود است . دازاین روشنگاهی، برای خود - نشان دادن - چیزها ، با گشودگیِ زمانمندانه ، در نسبت دلمشغولانه با چیزها و در نسبت تیمارخواهانه با دازاین های دیگر است ؛که این امر سبب بروز و مجال بروز دادن به حقیقت چیزها می شود. در تعلیم و تربیت براساس آموزه های هایدگر؛ موضوع تعلیم و تربیت به نحوی دلمشغولانه در نسبت با چیزهایِ جهان پیرامونی مجال بروز می یابد و رابطه ی مربی و مترّبی براساس "تیمارداشتِ رهاکننده" ، برای رخدادِ حقیقتی نو، سبب سازِ می شود . در این شیوه از تعلیم و تربیت ؛ گشودگیِ به چیزها سبب می شود که موضوعات تعلیم و تربیت را نه امری سوبژکتیو به گونه ی شناختی  و نه امری ابژکتیو ، که دازاین درآن مشارکت ندارد ، تلقی کنیم ؛ بلکه براساس روی آورندگی به چیزها در زمان ، هر مواجهه ای با حقیقت، در نسبت با هستی چیزها بروز می کند. [i] .Heidegger,Martin. Sein und Zeit (1927), Tübingen, Max Nimeyer Verlag, 17 Auflag,1993
۲۰۴۰۱۹.

استعمار و هژمونی آن: نگاهی به نظام بازنمایی غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۱ تعداد دانلود : ۹۲۶
استعمار غربی که در طی قرون متوالی، به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ جدید غرب و تاریخ جهان بوده است، دارای مبانی فکری مسلط و هژمونی و گفتمانی غالب برای خود می باشد که نه تنها بر انگیزاننده ی عمل استعمار است، بلکه در تشدید و تداوم آن نیز تأثیر زیادی داشته است. استعمار به صورت عمیقی در رابطه با تفکری است که با ایجاد تقابل ها و تمایزات دو شقی بین خود و دیگری، با تعریف خود و دیگری، و کسب هویت از این راه، خود را در موضعی والا قرار می دهد. بر مبنای چنین رابطه ای، انسان غربی در موضعی قرار می گیرد که در تفکر مسیحی به عنوان رستگاری شناخته می شود و در دوران جدید این رستگاری دینی جای خود را به مفاهیم جدید برآمده از متافیزیک عصر جدید می دهد. بر این اساس، استعمار که به سلطه ی غربی و اروپایی بر دیگری منفی می انجامد به عملی موجه و همسو با طرح کلان تاریخی بدل می شود. در این مقاله این جنبه از استعمار با روش تحلیلی – انتقادی به بررسی گذاشته شده است. آنچه از مباحث مطرح به دست آمده، بر همسویی عمل استعمار و ایستار های آن با مبانی متافیزیکی و فلسفه ی تاریخ حاکم دلالت دارد که به معنای اثبات فرض عمده ی آغازین می باشد.
۲۰۴۰۲۰.

شی ء طبیعی و مصنوعات تکنولوژیک: از دوگانه انگاری تا این همانی (بررسی و نقد چند دیدگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۰ تعداد دانلود : ۷۱۹
آیا می توان تمایزی میان امور طبیعی و مصنوعات قائل شد؟ و یا فارغ از دوگانة مصنوع طبیعی باید به جهان هستی نگریست؟ پاسخ به این سؤالات، جایگاه فلیسوف تکنولوژی را در مواجهه با مصنوع تکنیکی مشخص می کند و مسائل چال شبرانگیزی را با خود به همراه می آورد. در این مقاله تلاش م یشود تا به این سؤال ها از منظرهای مختلف پاسخ داده شود.ابتدا، دیدگاه فلاسفة معاصر در رابطه با تمایز میان امر مصنوع و طبیعی ارائه می شودکه تا حدی به نظر می آید مرز میان این دوجهان از نظر این فلاسفه لغزان است و این » نمی توان با قطعیت امور را در ذیل این دو دسته قرار داد؛ اکثر این فلاسفه در ذیل قرار م یگیرند. در بخش دوم این مقاله، با بررسی امر طبیعی و مصنوع در سنت « همانی حکمت اسلامی تا حدی سعی در ترسیم مرزی قطعی میان این دو جهان داریم. در این جهت تمایز میان امور طبیعی و مصنوعات استفاده م یشود « صورت نوعیه » سنت از مفهوم هستند. در پایان نیز به نقد « دوگانه انگاری » و م یتوان گفت فلاسفة اسلامی قائل به تمایز و برخی دیدگاه های مذکور خواهیم پرداخت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان