ارتباطات غیرکلامی به عنوان یکی از شاخه های روان شناسی گستره وسیعی از فعالیت های اندامی بدن را دربرمی گیرد که به آن زبان بدن می گویند. این زبان که شامل پیام هایی است که افراد با نگاه ها، حالات چهره و ژست ها منتقل می کنند، در متون ادبی به درک و فهم خواننده از متن کمک می کند. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است زبان بدن در رمان أیام معه (1960م) از کولیت خوری و بامداد خمار (1395ش) از فتانه حاج سیدجوادی با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاکی از این است که زبان بدن در هر دو رمان تقریبا کارکردی یکسان دارد (12% أیام معه و 10% بامداد خمار). از آن جا که مفاهیمی چون خوشحالی، خشم، ترس و اضطراب در رفتارهای غیرکلامی شخصیت های زنانه دو اثر نمود زیادی دارد، این مفاهیم در زبان چهره شخصیت ها (67% أیام معه و 55% بامداد خمار) بازتاب گسترده ای یافته است. این میزان کارکرد زبان چهره بدان جهت است که معمولاً این بخش از بدن در هنگام ارتباط، بیشتر قابل استفاده و قابل رؤیت است.
گیدنز برخلاف جامعه شناسان کلاسیک و با عنایت به پیدایش جنبش های نوین دینی، به ویژه بنیادگرایی اسلامی، دنیوی شدن دین در دنیای مدرن را نپذیرفته و با تفسیر بازاندیشانه ، کارکردهای دین را متناسب با اقتضائات جامعه جدید، معنایابی کرده است. گیدنز معتقد است که دین می تواند با مدرنیته هم زیستی داشته باشد، مشروط به آنکه تن به گفت وگو و بازاندیشی بسپارد. این نظریه، هرچند به لحاظ پاسخ گو دانستن دین به سوالات انسان مدرن، نزدیک ترین تفسیر به تلقی اسلامی دانسته شده؛ اما به لحاظ مبانی، روش و جهت گیری کلی، نقص های اساسی و بنیادین دارد. مغفول ماندن سرچشمه ها ی وحیانی دین، تقلیل حقیقت دین به امور مادی صرف، تعارض علم و دین، نادیده انگاشتن بُعد معرفتی دین و گرفتار شدن در دام ابدال های نابجا، پدیده انگاری و نفی حقانیت دین، همسان سازی هویت ادیان مختلف، توجه به کارکردها به جای ذات دین، استقراء ناقص دین پژوهی (کلیسامحور) و تسری نتایج آن بر ادیان دیگر از جمله اسلام و...، وزانت علمی نظریه وی را فروکاسته است. چنانچه مبانی اسلامی در این نظریه جایگزین شود، بی تردید رهیافت ها، لزوماً آن گونه که گیدنز ارائه داده، نخواهد بود و نفی دنیوی شدن به جای استناد به میزان حضور و عضویت افراد در مناسک و مراکز دینی، به ماهیت دین و جامعیت آموزه های آن، عیارسنجی خواهد شد.
انقسام علیت به خارجى و تحلیلى، کارکردهاى فراوانى در فلسفه اسلامى دارد که گستره برهان از جمله آنهاست. برهان به عنوان تنها روش معتبر منطقى در اکتساب یقین، از رهگذر علیت تحلیلى بستر تحولات و کارکردهایى است. 1. کارآمدى برهان اقترانى حملى، 2. حصرگرایى اقسام برهان در «لمّ»، «دلیل» و «إنّ مطلق» (معلولینِ علت واحده) و ردّ برهان «ملازمات عامه» و 3. امکان طرح برهان «لمّ» در اثبات وجود حق تعالى و نقد برهان «شبه لمّ» از جمله تأثیرات علیت تحلیلى در گستره برهان است.
تقریب مذاهب و مقوله وحدت در دین مبین اسلام اهمیت به سزایی دارد و از همین رو در قرآن کریم و سیره معصومین (ع) از جمله امام رضا (ع) بر آن تأکید شده است. قراین و شواهد حاکی است که امام رضا (ع) در طول حیات مبارک خود به عنوان رهبری شایسته با بینشی برگرفته از قرآن کریم و سنّت نبوی، در عرصه بیان، نظر و نیز در عمل بر تقریب مذاهب و وحدت اسلامی اهتمام ورزیده است. بنابراین فرضیه تحقیق عبارت است از این که در زندگی امام رضا (ع) مواردی نظیر محوریّت قرآن کریم، بازگشت به سنت پیامبر (ص) ، اصلاح اخلاق جامعه اسلامی، برابری انسان ها، آزادی اندیشه و جلوه هایی از توجه به تقریب مذاهب مشاهده می شود. روش پژوهش در این مقاله توصیفی تحلیلی است؛ به طوریکه ابتدا مطالب فیش برداری و دسته بندی و سپس واکاوی و تحلیل شده است.
مدیریت سیاسی فضا دارای الگوهای متعددی است که در میان آن ها مدیریت سیاسی رسول خدا(ص) در مدینه النبی به دلیل قدمت و اصالت در مبنا می تواند یک الگوی منسجم دارای ابعاد و معیارهای مختلف به شمار آید و در زمره الگوی رفتارهای سیاسی دولت ها و حکومت های اسلامی در ادوار بعدی قرار گیرد. براین اساس هدف ازاین پژوهش بررسی و تحلیل مدیریت سیاسی فضا در دوره حکومت پیامبر اسلام (ص) است و یافت معیارها و شناخت ابعاد مدیریتی ایشان به عنوان الگوی رفتارهای سیاسی پسا رسول خدا(ص) است. بررسی های تاریخی نشان داد که سه مؤلفه در دولت نبوی(ص)، بعد مدیریت سیاسی فضا، بعد امنیت و دفاع و بعد سیاست خارجی از مهمترین مؤلفه های حکومت ایشان به شمار می آید. در این پژوهش متأثر از ماهیت تاریخی موضوع مورد بحث،معیارهای مرتبط با هر یک از این مؤلفه ها از طریق اسناد تاریخی و منابع کتابخانه ای با شیوه مطالعات تاریخی یعنی توصیف، تحلیل و استنتاج مورد بررسی و تحلیل قرارگرفت و سپس گزاره ها و داده های تاریخی به منظور یافت معیارهای مورد نظر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. براین اساس بررسی های به عمل آمده نشان داد مدیریت سیاسی فضا درحکومت پیامبر(ص) در سه بعد سیاسی فضا، بعد امنیت و دفاع و بعد سیاست خارجی قابلیت اثبات و تعمیم هریک از معیارهای خاص به اداور بعد را دارا می باشد.
انسان موجودی اجتماعی است که در سایه ارتباط با دیگران می تواند به استعدادهای خویش واقف شده و نیازهایش را برطرف کند. این تعامل از خانواده شروع و سپس به خویشاوندی و بعد از آن به دیگر افراد جامعه سرایت می کند. از آن جایی که پیش گیری از رفتارهای مجرمانه در فهرست وظایف انبیاء و پیشوایان دینی قرار می گیرد، همواره پیش گیری از وقوع جرائم و انحرافات در نظام اجتماعی اسلام مقدم بر اصلاح مجرم بوده است؛ در قرآن کریم و روایات معصومین بهترین شیوه ها برای پیش گیری از جرائم و مفاسد اجتماعی معرفی شده است.مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی با تأکید بر شیوه اجتهاد به دنبال بررسی این سؤال است که با محوریت آیات و روایات، خانواده چگونه بر اساس الگوی رفع نیاز از ارتکاب جرائم و انحرافات جلوگیری می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که در آموزه های دین اسلام، مجموعه ای از لایه های کنترلی در پیش گیری از جرائم و انحرافات وجود دارد که قبل از لایه حکومت و مقدم بر آن است. این لایه ها عبارتند از: لایه فرد، خانواده، خویشاوندی، همسایگی، اخوت و برادری ایمانی که از طریق دو رویکرد مهم حمایتی (رفع نیاز از طریق مشروع) و حفاظتی (جلوگیری از ارضای نیازها به صورت نامشروع) نقش مهمی در پیش گیری از جرائم و انحرافات ایفا می کنند.
عصر تیمور، دوره فتح و تکوین امپراتوری بود و اشرافیت نظامی سهم بیشتری در ساختار قدرت داشتند. در عهد فرمانروایی شاهرخ، نوعی دگرگونی ساختاری در ماهیت و نحوه اعمال قدرت به وقوع پیوست که می توان آن را گذر امپراتوری تیموری از قدرتی با گفتمان غالب نظامی به قدرتی با ساختار مدنی نظامی قلمداد کرد. در این عهد، شاید برای نخستین بار در تاریخ ایران، امرا و عناصر نظامی با پرداختن به فعالیت های اداری و اجرایی، از کارکردهای صرف نظامی و مواضع همیشگی اهل شمشیر، فاصله گرفتند. در همین جهت، نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، ضمن تأملی بر ساختار اداری عصر تیموریان و اهتمام به نزاع میان اهل قلم و اهل شمشیر، این پرسش اصلی را مورد واکاوی قرار می دهد که دگرگونی ساختار سیاسی و نهادینه شدن قدرت تیموریان در عصر شاهرخ بر جایگاه و کارکرد امرای نظامی این عهد چه تأثیری داشت؟ دستاورد پژوهش حاکی از این است که در پرتو شخصیت واقع گرا و نهادینگی قدرت در عصر شاهرخ، ساختار اداری تقویت شد، به نحوی که برخی از امیران به امور دیوانی روی آوردند و تجربه سیاسی جدیدی را در تاریخ این عصر رقم زدند.
یکی از چالش های اخلاقی مهم که بهزیستی فردی و اجتماعی را با مخاطراتی روبه رو کرده است، عدم تناسب شناخت اخلاقی با رفتار اخلاقی است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات تربیتی بر هویت اخلاق دختران نوجوان، به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دبیرستان های دخترانه ناحیه یک شهر قم بود که یک دبیرستان به روش دردسترس (با توجه به موافقت اولیای دبیرستان برای اجرای پژوهش) برای گروه نمونه انتخاب شد. از میان کلاس های این دبیرستان، پنج کلاس به صورت تصادفی انتخاب شد و تمامی دانش آموزان این کلاس ها پرسش نامه هویت خویشتن را تکمیل نمودند. پس از بررسی نتایج پرسش نامه تعداد سی نفر از دانش آموزان که در طبقه هویت معوق قرار گرفتند برای دریافت مداخله پژوهش در دو گروه آزمایش و گروه گواه (پانزده نفردر گروه آزمایش و پانزده نفر در گروه گواه) گمارده شدند. یافته ها به روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد که نشان دهنده تأثیر مثبت معنادار مداخله تربیتی بر هویت اخلاقی نوجوانان مبتلا به هویت معوق در پس آزمون و پیگیری بود.
هدف: بررسی رفتار اطلاع یابی نمایه سازان برای رفع نیازهای اطلاعاتی نمایه سازی پایان نامه ها. روش : جامعه آماری 35 نفر نمایه سازان شاغل در سازمان اسناد و کتابخانه ملی و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 5 گزینه ای در طیف لیکرت بود. داده ها با نرم افزار آماری اس پی اس اس تحلیل شد. یافته ها: ۷ مؤلفه در رفتار اطلاعاتی نمایه سازان شناسایی شد. تنها مؤلفه «استفاده از نمونه مدارک مشابه» با میانگین پایین تر از حد متوسط (66/2) نیازهای اطلاعاتی نمایه سازان را برطرف نکرده است. میانگین کل به دست آمده از ۸ مؤلفه 63/3 (بالاتر از متوسط) یافته و فرضیه پژوهش تأیید شد. نتیجه گیری : پاسخ گویان تخصص و تجربه کافی دارند. رفتار اطلاع یابی آنها، میزان بالایی از نیازهای اطلاعاتی شان را در مراحل مختلف نمایه سازی برآورده می کند.