<span lang=""FA"" dir=""RTL"" en-us""="""" roman""="""" new="""" ""times="""" yes="""" fa="""" times="""">مقاله حاضر به بررسی یکی از جوانب شکل گیری شهرت ادبی آ. پ. چخوف در زمان حیات او می پردازد. با وجود آنکه سرنوشت ادبی چخوف، داستان موفقیتی ساده و پیش پاافتاده می نماید اما در حقیقت، شهرت یافتن او مسئله ای پیچیده و دشوار است که در آن عوامل ادبی، غیرادبی، تاریخی و ویژگی های روان شناختی اجتماعی خواننده روشنفکر دخیل هستند. برخی از این عوامل درواقع انعکاس دهنده نظام های پروسه ادبی هستند که در آن نقش حادثه و اتفاق نمود پیدا می کند. چالش میان نقد حرفه ای و خواننده روشنفکر و آزاد، در شکل گیری شهرت ادبی این نویسنده نقشی اساسی ایفا کرد؛ همین خوانندگان روشنفکر بودند که برخلاف نظر منتقدان، شهرت ادبی چخوف را تعیین می کردند. برای درک این فرآیند، علاوه بر مراجعه به منابع نقد ادبی اواخر سده نوزدهم باید منابع گوناگونی که به نوعی روحیات خوانندگان را نشان می دهند و پیش ازاین وارد چرخه ادبی نشده بودند، نیز بررسی شوند؛ منابعی چون مقالات ادبی، نامه های خوانندگان به چخوف، هجوهای روزنامه ای و مقالات فکاهی تنقیدی و غیره. تاکنون درباره تحلیل شکل گیری شهرت ادبی چخوف در فضای چالشی اشاره شده، پژوهشی انجام نشده است.
بینامتنیت نظریه ای ادبی است که بر پایه نظریه گفت وگومندی باختین، نخستین بار توسط ژولیا کریستوا ارائه شد. بر طبق این نظریه، هر متن در گفت وگو با متن های دیگر تولید و خوانش می شود. خوانش بینامتنی، خوانشی است که متن را به جای جهان واقعی به جهان متنی تأویل می کند. پیش متن هابیل و قابیل که در کتب مقدس ادیان الهی آمده ، الهام بخش بسیاری از متون ادبی بوده است. امّا همان طور که کریستوا تصریح می کند، منبع شناسی غایتِ نظریه بینامتنیت نیست. کشف روابط بینامتنی و بینانشانه ای است که منجر به نفوذِ خوانشگر به لایه دوم متن یا همان لایه نشانه ای می شود. با تحلیل بینامتنی می توان معانیِ مختلفِ مستتر در متن را دریافت. بینامتنیت متضمن گفت وگوی بین متن-هاست. این گفت وگو موجب تغییر و معنازایی در هر دو طرف گفت وگو می گردد. ما در این پژوهش، دو متن هابیل سانچت نوشته میگل د. اونامونو و سمفونی مردگان نوشته عباس معروفی را خوانش کرده و با توجه به میزان دگرگونی و عدول این دو متن از پیش متن اصلی- داستان هابیل و قابیل در کتب مقدس- معنازایی را در طرفین مکالمه بررسی می کنیم. در این راه، «شاخص گفت وگومندی» را برای سنجش میزان تأثیر و تأثرات متون معرفی می کنیم. ماحصل این پژوهش در سطح بینامتنیت خوانشی، استفاده از شاخص گفت وگومندی در طبقه بندی متون و در سطح بینامتنیت تولیدی، راهکاری عملی برای تولید متون جدید در گفت وگو با متون پیشین است.
مشاهده آسیب هایی که در سال های اخیر در نهاد خانواده پدیدار شده هر انسان دغدغه مندی را بر آن می دارد که وارد عرصه شود و در حد توان خود برای رفع مشکلات قدمی بردارد. شماری از این آسیب ها ناشی از تغییراتی است که در ساختار خانواده به وجود آمده است. این تغییرات عبارتند از: تغییر خانواده از گسترده به هسته ای، خانواده های تک والد، خانواده های هم زیستی و درنهایت زندگی مجردی که در بسیاری از موارد با آیین و فرهنگ ایرانی و اسلامی جامعه ما همخوانی ندارد. فروپاشی خانواده ها، طلاق های عاطفی، روابط فرازناشویی، افزایش فرزندان بی سرپرست، مشکلات فرزندان طلاق و بسیاری از آسیب های دیگر، پیامد این تغییرات است که استحکام بخشیدن به خانواده می تواند از آن ها جلوگیری کند. مقاله پیش رو با شیوه تحلیلی – توصیفی به بررسی نقش خوش خُلقی و مؤلّفه های آن در کلام اهل بیت7به منزله پیشوایان دین می پردازد. مصادیق خوش خُلقی چون اُلفت و مهربانی، خوش زبانی، عذرخواهی و عذرپذیری، سپاس گزاری از همسر، صبر و بردباری در زندگی و گذشت و خطاپوشی از مواردی است که در این مقاله بررسی خواهد شد.
با تحقیق در متون کهن، به برخی از اطلاعات و اصطلاحات تازه ای دست می یابیم که ما را با ابعاد مختلف زندگی گذشتگان آشنا می سازد. وجود این اصطلاحاتِ بعضاً غامض، پژوهندگان متون فارسی را در درک دقیق آثار مختلف، با مشکلاتی مواجه می کند؛ چرا که درک این اصطلاحات برای مخاطب امروزیِ شعر و نثر، به جهت نبودِ اطلاعاتِ دقیق از چند و چون و کیفیت آن ها، چندان آسان به نظر نمی رسد. در این بین، گزارش فرهنگ نویسان نیز به سبب اطلاعات ناقص و در برخی مواقع مغشوش در این زمینه، چندان گرهی نمی گشاید. از جمله این اصطلحات، مربوط به بازی نرد است. نوشته حاضر بر آن است تا با استفاده از روش استقرایی و با بازخوانی دقیق آثار بزرگان شعر و عرفان، به تحلیل روش درست این بازی و پیچیدگی ها و ظرایف آن بپردازد. حاصل پژوهش نشان می دهد که غیر از ابن یمین و خاقانی کمتر شاعری است که به این بازی تسلط داشته است. نیز بسامد این اصطلاحات در این متون اغلب برای اغراض بدیعی است.
در عصر حاضر فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت نیرویی فراگیر بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها تأثیر گذاشته است و یکی از جلوه های اصلی فناوری نوین طراحی و استقرار دولت الکترونیکی به شمار می آید، دولت الکترونیک نیز از نظر ساختاری و ماهیتی، پدیده ای مدرن محسوب می شود و براساس تعامل متقابل میان دولت با شهروندان برپا شده است. این پژوهش در دو بخش توصیفی و تحلیلی انجام شده که در بخش توصیفی، داده های تحقیق با روش های اسنادی و کتابخانه ای و برداشت های میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. در بخش تحلیلی نیز ابتدا جامعة هدف، یعنی شهروندان منطقة 5 تهران و دفاتر خدمات الکترونیک تعیین شده اند سپس حجم نمونه برطبق آزمون کوکران تعیین و داده های استخراج شده براساس فنون آماری تجزیه وتحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد براساس آزمون t تک نمونه ای، مقدار آمارة t با 82/3 برابر است که در سطح (000/0 sig) 95 درصد اطمینان معنا دار تأیید شده است، همچنین از ضریب همبستگی پیرسون، 464/0- در سطح (000/0 sig) 99 درصد (01/0>P) رابطه ای منفی و معنا دار بین دو متغیر مشاهده می شود؛ یعنی با ارائة خدمات دولت الکترونیک و افزایش آن، ترددهای شهری به طور معنا داری کاهش پیدا کرده است که برطبق نتایج، نقش دفاتر خدمات الکترونیک را در کاهش سفرهای درون شهری تبیین می کند، همچنین با توجه به مقدار t که برابر با 89/17 در سطح معنا داری 000/0 sig به دست آمده، می توان گفت این دفاتر نقش مؤثری در رفع مشکلات و ارائة خدمات رسانی بهتر و آسان تر در محدودة مورد مطالعه دارند.
حفظ سلامت و نظم جامعه، برای حرکت در مسیر صحیح پیشرفت، در هر مکتبی جزو اولویت هاست. یکی از راه های رسیدن به این هدف، حفظ سلامت و نظم فردی و خانوادگی و تحکیم روابط خانوادگی و نظم اجتماعی است. دو دین یهود و اسلام، برای دستیابی به این هدف، حفظ عفاف و حجاب را به پیروان خود توصیه می کنند تا سلامت اخلاقی بر جامعه حاکم شود. حفظ عفاف و حجاب در این دو دین الهی، به هر دو قشر زن و مرد توصیه شده است و هریک در این مسیر، تکالیف ویژه خود را دارند؛ تکالیفی که جدای از حفظ عفت خودشان، به حفظ عفت همسرشان و جامعه ای که در آن حضور دارند نیز کمک می کند. با مطالعه جزییات این توصیه ها، می توان به شباهت های بسیاری میان این دو دین الهی پی برد. این پژوهش، به موضوع عفاف و حجاب در دو دین یهود و اسلام می پردازد و تأکید آن بر مطالب کتاب های فقهی تلمود و من لایحضره الفقیه است که مطالب آنها، تبیین کننده وحی بوده، مورد توجه ویژه فقیهان این دو مکتب می باشند.
رشد و توسعه اقتصادی پایدار از اصلی ترین اهداف اقتصادی کشورها به شمار می آید، که تأمین آن مستلزم برنامه ریزی جامع، به کارگیری ابزارهای مناسب و اتخاذ سیاس ت های هماهنگ و سازگار در بخش های مختلف اقتصادی است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی تأثیر ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی بر رشد تولید ناخالص داخلی جمهوری اسلامی ایران طی برنامه پنجم توسعه (1395-1390) است. مدل تحقیق با استفاده از تکنیک داده های تابلویی تخمین زده شده است و برای سهم استان ها در تولید ناخالص داخلی از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. نتایج حاصل از به کار گیری الگوهای اقتصاد سنجی با استفاده از داده های تابلویی نشان دهنده آن است که رشد بخش ها در دوره مورد نظر تأثیر مثبت و معناداری بر رشد تولید ناخالص داخلی داشته است. همچنین میزان تأثیر ارزش افزوده بخش خدمات بیشترین سهم را در رشد تولید ناخالص داخلی داشته است. اکثر فرصت های شغلی در بخش خدمات بیشتر بر پایه سرمایه انسانی و نیروی کار استوار هستند تا سرمایه فیزیکی، بهره وری در این بخش به نسبت دو بخش دیگر با سرعت بسیار پایینی افزایش پیدا می کند و این سبب خواهد شد تا بهای تمام شده خدمات نسبت به کشاورزی و صنعت بالاتر باشد و همچنین سهم آن بخش نسبت به سایر بخش ها از تولید ناخالص داخلی افزایش یابد. بنابراین لازم است برای افزایش اشتغال به این بخش توجه ویژه ای شود.
در دهه ی چهل بعد از موج نو احمدرضا احمدی جریان شعریی به نام شعر دیگر شکل گرفت که شاعران آن تمایل وافری به نوگرایی، عرفان، هنجارگریزی، تعهدگریزی، گریز از سنت های ادبی، طبیعت گرایی، سمبولیسم و نوع نگاه انفسی داشتند که آن ها را در یک مبانی فکری و رتوریک مشترک گروه می کرد. بیژن الهی، بهرام اردبیلی، هوشنگ چالنگی، حمید عرفان و هوشنگ بادیه نشین از مهم ترین شاعران این گروه بودند. نگارندگان در این پژوهش برآنند تا با روش توصیفی- تحلیلی مؤلفه های شعر دیگر را تحلیل کنند و هر کدام از این مؤلفه ها را در شعر بیژن الهی، بهرام اردبیلی و هوشنگ چالنگی نشان دهند. با توجه به اینکه هر کدام از شاعران دیگر نسبت به هم شگردها و شیوه های متفاوتی را به کار بسته اند، نگارندگان با شیوه ی توصیفی تحلیلی و با به کارگیری منابع کتابخانه ای بررسی مؤلفه های شعر دیگر را در شعر سه شاعر لازم و ضروری دانسته اند که بتوان آنچه بنا بر بسامد در کارهای شاعران این گروه وجود دارد، مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. از نتایج این پژوهش می توان به این مسائل اشاره کرد که نخستین گروهی که شعر سپید فارسی را سمت و سویی عرفانی می بخشد، شعر دیگر است، از سویی دیگر تمایل به هنجارگریزی در سطح زبان در شعر شاعران این گروه بیش از دیگران نمود دارد. تمایل به سمبولیسم اجتماعی و آمیخته کردن آن با عرفان از دیگر شگردهای شعری این گروه از شاعران است.