با اینکه بحث مبسوط زمان توسط ابن سینا(متوفی، 428/ 1037) در طبیعیات شفاء منبع روشنی برای فلسفه سینوی از زمان است، الهیات اشارات او در بردارنده نظریه مختصر اما قابل اعتنائی از موضوع در ارتباط با ماده است. این محتوا، بحث غنی ابن سینا در باره قدم خلقت در نمط پنجم «در باره صنع و ابداع» است. مهمتر اینکه ظهور عنوان زمان و ماده نسبت به این امر مشهور دینی موجب می شود که برخوردهای عقلی میان شارحان به وجود آید. متکلم بزرگ اشعری، فخرالدین رازی(متوفی، 606/ 1209) در دفاع از آموزه کتاب مقدس(قرآن) در ابدی نبودن عالم، بدون هیچ محدودیتی به نقد اندیشه ابن سینا پرداخته است. متکلم و منجم شیعه نصیرالدین طوسی(متوفی، 672/ 1274) به تصحیح و دفاع از آن می پردازد، به خصوص با پوششی در برابر اصالت تسمیه افراطی رازی ظاهر می شود تا دیدگاهی را بپذیرد که براساس اطلاعات اساسی بحث نه واقع گرا ونه اسم گرا باشد. و به طور منظم اشاره می کند که با مبنای کلی دلیل ابن سینا موافق است...
مقدمه: آموزش پرستاری در دهه های اخیر با سرعت زیادی درحال گسترش بوده است. در کنار گسترش کمی آموزش، نادیده انگاشتن کیفیت مطالب و کارایی دانش آموختگان، نگرانی عمده محسوب می شود. باتوجه به اینکه مطالعات اندکی درخصوص مقایسه ساختار آموزشی کارشناسی پرستاری ایران با سایر کشورها انجام شده، این مطالعه با هدف شناسایی و مقایسه برنامه آموزش کارشناسی پرستاری در ایران و تورنتو کانادا انجام شد. روش کار: این مطالعه توصیفی – تطبیقی، سال 1396 انجام گردید. بهمنظور مقایسه عناصر تشکیلدهنده برنامه آموزشی کارشناسی پرستاری ایران و کانادا، با جستجوی اینترنتی، اطلاعات لازم جمع آوری و با استفاده از الگوی چهار مرحله ای بردی تطبیق برنامه ها انجام شد. یافته ها: دوره کارشناسی پرستاری در ایران و تورنتو به صورت تمام وقت، حضوری و با تأکید بر اصل دانشجو محوری است. از نظر ساختار تفاوت های فراوانی دارند، اما به طور کل شباهت هایی در زمینه اهداف، نقش ها و توانمندی ها وجود دارد. در دانشکده تورنتو برخی از دروس بصورت آنلاین ارائه می گردد ضمن اینکه ارزشیابی دروس عملی به روش قبول/رد می باشد. تقویت تفکر انتقادی نیز در تورنتو تأکید می شود. نتیجه گیری: نقطه عطف برنامه تورنتو، مدت زمان دو ساله (سه ترم) می باشد. البته با گذراندن دوره هایی (علوم انسانی) دانشجو به درک مناسبی از ماهیت انسان و نوعدوستی رسیده، با علاقه و انگیزه به تحصیل می پردازد. در ایران با توجه به نیازهای درحال گسترش این رشته و انتظارات فارغ التحصیلان نیاز به تغییرات اساسی در ساختار، محتوا و تکنیک آموزشی می باشد. لذا توصیه می شود در کنار تمامی پیشنهادات داده شده از متون مختلف، برنامه کارشناسی پرستاری ایران تحت بازنگری قرار گیرد.
مقدمه : هدف پژوهش حاضر، تحلیل کانونی رابطه خوددلسوزی با خودآگاهی هیجانی دانشجویان علوم پزشکی است. روش کار: در این مطالعه توصیفی همبستگی، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز جامعه آماری را تشکیل دادند. تعداد 350 نفر (181 مرد و 169 زن) به روش نمونه گیری چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های خوددلسوزی نف ( Neff ) و خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران ( Grant et al ) پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل همبستگی بنیادی و با استفاده از افزونه CANCORR نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: یافته های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل همبستگی بنیادی نشان داد که ابعاد خوددلسوزی رابطه معناداری با بالا رفتن خودآگاهی هیجانی دارند. تحلیل کانونی مجموعه معناداری بین خودلسوزی و خودآگاهی هیجانی را نشان داد. در این مجموعه مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، مشترکات انسانی، انزوا، به هوشمندی و همانندسازی فزاینده رابطه مثبت و معناداری با بازشناسی، شناسایی، تبدیل سازی، محیط گرایی و حل مسأله داشتند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که هر چه میزان مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، مشترکات انسانی، انزوا، به هوشمندی و همانندسازی فزاینده دانشجویان بالا باشد، به همان نسبت میزان خودآگاهی هیجانی آنان یعنی بازشناسی، شناسایی، تبدیل سازی، محیط گرایی و حل مسأله آنان بالا خواهد بود.
مقدمه : هدف از پژوهش حاضر مقایسه عملکرد تحصیلی و شادکامی در دانشجویان با سطح فعالیت بدنی کم، متوسط و شدید می باشد. روش کار: روش پژوهش توصیفی، از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه که در سال تحصیلی 96-95 مشغول به تحصیل بودند و تعداد 100 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه سطح فعالیت بدنی بک بود و از معدل تحصیلی ترم گذشته دانشجویان به عنوان نمره عملکرد تحصیلی استفاده شد و به منظور سنجش نمره شادکامی از پرسشنامه شادکامی آکسفورد ( OHI ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزار SPSS-17 و از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده گردید و همچنین به منظور مقایسه گروه ها از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: عملکرد تحصیلی و شادکامی دانشجویان دختر با سطح فعالیت بدنی کم، متوسط و شدید به صورت معنی داری متفاوت است (05/0 > P ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش دانشجویانی که سطح فعالیت بدنی بالاتری داشتند نمره شادکامی و عملکرد تحصیلی بالاتری نشان دادند. لذا این پژوهش استفاده از برنامه های ورزشی را به منظور ارتقا شادکامی و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان پیشنهاد می کند.
نظریه های رشد سعی در الگوسازی مراحل شکل گیری و بالندگی ابعاد شخصیت در بشریت دارند. در این میان رشد قضاوت اخلاقی که ترکیبی پیچیده از ابعاد مختلف شخصیتی همچون بعد اجتماعی و عاطفی دارد، موضوعی است که لارنس کلبرگ مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. با وجود بررسیها و نقدهای انجام شده درباره این نظریه، به نظر می رسد هنوز ابعادی از آن پنهان و ناگفته مانده است. پژوهشگران این مقاله با الگوسازی نظریه کلبرگ، در روشن سازی آنچه مدنظر وی بوده است، کوشیده اند تا از این بابت خلاء موجود در این نظریه و فاصله آن با آنچه در تعریف اخلاق نزد بزرگان فلسفه و دین بوده است، مشخص شود. این خلاء که به منزله یک مرحله مغفول در این نظریه تبیین و ارائه شده، طی یک مرحله بازسازی و بازشناسی روش کلبرگ به روش نیمه اکتشافی با مقوله بندی تحلیلی-تفسیری گزاره های دریافت شده هنرجویان در یکی از مدارس شهر تهران نمایان تر و مشخص تر شده است. در ادامه با مقایسه آنچه کلبرگ به عنوان مراحل ششگانه معرفی کرده با آنچه مدنظر آبراهام مزلو بوده است، این مرحله مغفول نیز با عنوان مرحله «فراعرفی» تبیین و معرفی شده است. در پایان ضمن جمع بندی ارزشهای نظریه کلبرگ، پژوهشگران با پیشنهاد اضافه شدن این مرحله به مراحل رشد اخلاقی کلبرگ سعی در ارائه رهنمودی برای فهم بهتر مراحل رشد قضاوت اخلاقی کرده اند که به انطباق این نظریه بر آنچه کانت «عمل اخلاقی» نامیده است، کمک خواهد کرد.
این پژوهش به منظور بررسی روابط ساختاری میان سلامت سازمانی دانشگاه فنی و حرفه ای و انواع فرهنگ سازمانی با واسطه گری انواع جوّ سازمانی انجام گرفته است. روش تحقیق همبستگی و جامعه آماری ۶۳۱۷ نفر از کارکنان دانشگاه فنی و حرفه ای بود. نمونه آماری به روش نمونه گیری چندمرحله ای به تعداد ۶۵۵ نفر انتخاب شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه انواع فرهنگ سازمانی کامرون و کوئین (2006)، پرسشنامه انواع جوّ سازمانی ترک زاده و جعفری (1393) و پرسشنامه سلامت سازمانی کلینگل و لایدن (2001) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که انواع فرهنگ سازمانی قبیله ای، موقتی، بازاری و سلسله مراتبی و جوّ سازمانی توسعه ای با سلامت سازمانی رابطه مثبت و معنادار و جوّ داخلی، منطقی و گروهی با سلامت سازمانی رابطه منفی و معنادار دارد. سلامت سازمانی دانشگاه به وسیله فرهنگ سازمانی قبیله ای، موقتی و بازاری و جوّ سازمانی توسعه ای، داخلی و منطقی به صورت مستقیم پیش بینی شده است و فرهنگ سلسله مراتبی از طریق جوّ داخلی و منطقی و فرهنگ قبیله ای از طریق جوّ توسعه ای و منطقی، به صورت غیرمستقیم، سلامت سازمانی دانشگاه را پیش بینی نموده اند. همچنین همه شاخصهای برازش مطلق و نسبی، برازش مطلوب داده ها را نشان می دهند و مقادیر کای مربع (12/26) در سطح 0/001 معنادار است.
باز طراحی شغلی گویای مجموعه ای از رفتارهای پیشرو/خودآغازگر است که شاغلان برحسب شرایط و موقعیت خود به منظور تغییر دادن محتوای شغل یا روابطشان با دیگران انجام می دهند. هدف از انجام دادن این تحقیق، تعیین اعتبار و روایی نسخه فارسی پرسشنامه باز طراحی شغلی معلمان تربیت بدنی بود. روش تحقیق از نظر هدف توسعه ای، از نظر سنجش پذیری داده ها توصیفی و از نوع همبستگی و از نظر روش گردآوری داده ها پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش را تمام معلمان تربیت بدنی مناطق نوزدهگانه شهر تهران (1500 نفر) تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 306 نفر تعیین شد. برای اعتباریابی پرسشنامه باز طراحی شغلی معلمان تربیت بدنی از پرسشنامه استاندارد اسلمپ و ولابرودریک (2013) استفاده شد که بر مبنای نظریه ژشنیوسکی و همکارانش است. این پرسشنامه شامل 15 سؤال و سه خرده مقیاس است. برای اعتباریابی این ابزار از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که در مجموع 13 گویه عامل اصلی باز طراحی شغلی را سنجش می کنند. سه خرده مقیاس باز طراحی شغلی وظیفه ای، باز طراحی شغلی شناختی و باز طراحی شغلی رابطه ای به منزله خرده مقیاسهای باز طراحی شغلی معلمان تربیت بدنی شناسایی و تایید شدند. براساس نتایج این تحقیق، پژوهشگران می توانند از این ابزار برای سنجش باز طراحی شغلی معلمان تربیت بدنی در تحقیقات خود بهره بگیرند.
تعیین وظایف و تکالیف یک شغل، سپس مشخص کردن شایستگیهایی که افراد برای انجام دادن آن شغل باید داشته باشند، دو گام مهم برای بهبود کیفی هر شغل در یک سازمان به شمار می آید. چنین اقدامی برای شغل معلمی در حوزه های یادگیری گوناگون از جمله شیمی می تواند به ارتقای سطح مهارتهای حرفه ای معلمان و بهبود چشم گیر کیفیت آموزش بینجامد. در این پژوهش با تحلیل شغل به روش دیکوم، وظایف و تکالیف یک معلم شیمی به طور کامل شناسایی و تعیین شده است. به این منظور ده نفر از افراد خبره برای شرکت در کارگاه دیکوم انتخاب شدند. پس از دسته بندی و گرفتن تایید نهایی برونداد این کارگاه از شرکت کنندگان، پنج وظیفه شامل "تدریس و مدیریت یادگیری" با 10 تکلیف، "ارزشیابی و ارزیابی" با 8 تکلیف، "مدیریت و رهبری محیط یادگیری" با 9 تکلیف"، رشد و توسعه فراگیران" با 8 تکلیف و "رشد و توسعه حرفه ای" با 10 تکلیف برای یک معلم شیمی تعیین شد. سپس با تنظیم یک پرسشنامه با 45 گویه و تکمیل آن از سوی افراد یادشده، با توجه به میانگین امتیاز داده شده به هر تکلیف و بهره گیری از آزمون فریدمن، تکالیف و وظایف تعیین شده بر اساس اهمیت، فراوانی و سختی با سطح معناداری 95 درصد اولویت بندی شد. از نظر اهمیت و فراوانی وظیفه "ارزشیابی و ارزیابی" بیشترین اولویت و "رشد و توسعه حرفه ای" کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند. البته به دلیل عدم وجود اختلاف معنادار، اولویت بندی وظایف از نظر سختی ممکن نشد. از این یافته ها می توان برای تعیین شایستگیهای اصلی یک معلم شیمی شایسته و تاثیرگذار بهره برد.
این پژوهش با هدف مقایسه انگیزش پیشرفت ورزشی دانش آموزان دختر موفق و ناموفق شرکت کننده در المپیاد ورزشی درون- مدرسه ای انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود که به روش پیمایشی انجام شد . جامعه آماری شامل دو گروه از دانش آموزان دختر دارای مقام ورزشی و دانش آموزان دختر فاقد مقام ورزشی شرکت کننده در المپیاد ورزشی درون- مدرسه ای استان قزوین بوده و نمونه آماری مشابه جامعه آماری از دو گروه تشکیل شده است. حجم نمونه گروه دانش آموزان دارای مقام، 40 نفر و حجم نمونه گروه دانش آموزان بدون مقام نیز 40 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعیین شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه انگیزش پیشرفت ورزشی گیل و دیتر(1988) که بهرام و همکاران(1381) اعتبار سنجی کرده اند، با سه مؤلفه رقابت جویی، پیروزی گرایی و هدف گرایی گردآوری شده است. نتایج نشان داد که میان دانش آموزان موفق و ناموفق، تفاوتی معنا دار در زمینه انگیزش پیشرفت ورزشی و رقابت جویی وجود دارد. همچنین نتایج، تفاوت معنا داری را در مؤلفه های پیروزی گرایی و هدف گرایی نشان نداد. محققان توصیه می کنند که معلمان تربیت بدنی در صورت آشنایی با عوامل و مؤلفه های مربوط به انگیزش پیشرفت ورزشی (رقابت جویی، پیروزی گرایی و هدف گرایی) می توانند دانش آموزان را در رقابتهای المپیاد درون- مدرسه ای در جایگاه موفق قرار دهند. به این ترتیب شرایط لازم برای نشاط، تحرک و رونق بخشیدن بیشتر به فعالیتهای ورزشی فراهم می شود.
اهداف: نظم فضایی تحت تاثیر پدیده های طبیعی و انسانی، شبکه شهری را تشکیل می دهد. در نظام شهری متعادل به علت وجود عملکردها و فعالیت های سلسله مراتبی در شهرهای مختلف و ارایه خدمات متناسب با جمعیت موجود، پیوندهای سلسله مراتبی بین آنها برقرار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی شبکه شهری براساس تحلیل عملکردی و عوامل موثر بر تغییر شکل شبکه شهری استان خراسان رضوی بود. ابزار و روش ها: پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر در سال 1394 به روش پیمایشی، بین 118 نفر از کارشناسان استانداری، اداره کل راه و شهرسازی استان خراسان رضوی، فرمانداری ها، شهرداری ها، جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی، اساتید جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد و شهرداران شهرهای خراسان رضوی انجام شد که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته بود. عوامل موثر بر عدم تعادل فضایی از طریق مدل سازی معادله ساختاری از نوع تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی و با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و Lisrel 8.52 ارزیابی شد. یافته ها: عوامل اقتصادی، زیربنایی و سیاسی با بار عاملی 77/0، 75/0 و 70/0 بیشترین تاثیر را در عدم تعادل فضایی داشتند. نتیجه گیری: شهر مشهد در بالاترین و شهر باجگیران در پایین ترین سطح از نظر عوامل توسعه قرار دارند. از بین عوامل موثر در عدم تعادل فضایی، تغییرات تقسیمات کشوری در سطح استان (تبدیل روستا به شهر)، حاکمیت نظام بسیط متمرکز، عدم توجه به نقش شهرهای میانی در تقسیم کار (عوامل سیاسی)، تمرکز فعالیت ها در کلان شهرها، تخصیص اعتبارات به طور نامتناسب در سطح استان و تمرکز نقش ها در مشهد (عوامل اقتصادی) و تمرکز خدمات برتر آموزشی و بهداشتی- درمانی (عوامل زیربنایی) نقش موثرتری دارند .
این مقاله با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش می کند با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و براساس الگوی لیکاف، نشانگرهای جنسیتی را در دو رمان أعشَقُنی از سناء شعلان (بهترین رمان زنانه اردن در سال 2013م) و پرنده من از فریبا وفی ( بهترین رمان زنانه فارسی در سال 2002م ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در رمان أعشَقُنی نزدیک به یک چهارم از واژه های رمان از ویژگی زبانی زنانه برخوردار است و زبان زنان در بیش از یک چهارم از واژه های رمان پرنده من نشا ندهنده گوینده مؤنّث است. از آنجا که در هر دو رمان نویسنده، زنی است که درباره زنان می نویسد، بسامد استفاده از واژگان مخصوص زنان در نوشته آنها زیاد است. از دیگر ویژگیهای زبان زنان در این رمانها استفاده از تصویرگری دقیق و جزئی نگر و بهره گیری از رنگ واژه های متعدد است. زنهای هر دو رمان به دلیل اعتماد به نفس کمی که حاصل زیستن در جامعه هایی مردسالار است از تردیدنماها، تشدیدکننده ها و تقریب نماهای بیشتری استفاده می کنند و از طریق پرهیز از به کارگیری دُشواژه ها و استفاده از درخواستهای غیرمستقیم، زبانی مؤدبانه را برای گفتگوهای خویش برمی گزینند که نشانگر ساختارهای زبانی گویندگانی محتاط و فرودست است.
یکی از سبک های بیان در قرآن، استفاده از آرایه های ادبی تشبیه، استعاره و کنایه برای تربیت و هدایت نوع بشر و به تعقّل و تفکّر واداشتن اوست. تصاویر بیانی که از این طریق پدید آمده به بیان زندگی انسان، رابطه او با جهان هستی، فرجام کار او، احوال بهشت و جهنم و نعمت ها و نقمت های آن دو، طرح قصه های عبرت آموز و اموری از این دست، پرداخته است. در این جستار، به روش توصیفی تحلیلی و با بررسی آیاتی از قرآن،کاربردهای مختلفِ شیوه های بیانی، بررسی شده و در ضمن پرداختن به هر یک از آرایه ها از لحاظ ادبی و برداشت تربیتی -هدایتی از آن ها به تحلیل هر یک پرداخته شده است. نتیجه بحث نشان می دهد که طرز بیان قرآن در تربیت و هدایت انسان اینگونه است که تمام فضایل و رذایل اخلاقی از طریق تصویر سازی در متن قرآن، به نیکویی ترسیم شده و زیبایی اخلاق پسندیده و پستی رفتارهای ناپسند در پیش چشم انسان مجسّم شده تا از آن درس زندگی بیاموزد و آن را سرمایه حیات دنیوی و سعادت اخروی خویش قرار دهد.
واژه «کتب» و مشتقات ماده «کتب»، سیصد و نوزده مرتبه در کل قرآن به کار رفته است که نشان از اهمیت این واژه قرآنی در فهم آیات قرآن دارد. بیش از همه مشتق «کتاب» در قرآن به کار رفته که نویسندگان وجوه و نظائر برای آن «بیست و پنج» وجه برشمرده اند. همچنین برخی از آنان واژه «کتب» را ذووجوه می دانند و «پنج» وجه برای آن قائل شده اند که با وجوه معنایی «کتاب» یکسان یا مشابه است. امر کردن، قضاء، واجب کردن، روشنگری، علم، حفظ کردن، نوشتن، نامه نگاری، نوشته های ملائک، مجموع نوشته ها، اعمال بنی آدم، حسابرسی، قرار دادن، لوح محفوظ، قرآن، انجیل، تورات، زبور، صحف، کتاب سلیمان و بلقیس، کتاب، همه نوشته ها، وقت و زمان مشخص، بیست و پنج وجه معنایی واژه «کتب» هستند که در شش کتاب وجوه و نظائر، ذکر شده است. در ازدیاد وجوه معنایی کتاب، تکلف شده و بسیاری از آن ها مانند کتاب های پیامبران گذشته مصادیق مختلف وجه کلی «الکتاب بعینها» هستند. پس از بررسی تک تک آیاتی که نویسندگان وجوه و نظائر برای نظائر هر وجه ذکر کرده اند و مراجعه به تفاسیر، می توان نتیجه گرفت که کتاب از جمله واژگان چندمعنایی در قرآن با «ده وجه» کلی است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی_تحلیلی است.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت فساد اداری براساس سلامت روان و با نقش میانجی گری بهزیستی روانشناختی انجام شد.
روش: روش تحقیق، توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه 280 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی، پرسشنامه فساد اداری و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از ماتریس همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق با استفاده از نتایج الگوی ساختاری نشان داد که بین سلامت روان با فساد اداری (54/0-) رابطه منفی و معنی دار و بهزیستی روانشناختی (49/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. رابطه بین بهزیستی روانشناختی با فساد اداری (39/0-) منفی و معنی دار بود. همچنین رابطه بین سلامت روان و فساد اداری با نقش میانجی گری بهزیستی روانشناختی (52/0-) معکوس و معنی دار بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق، سلامت روان کارکنان سازمان می تواند هم در کاهش فساد اداری و هم در بهزیستی روانشناختی کارکنان موثر باشد.
واژه های کلیدی: سلامت روان، فساد اداری، بهزیستی روانشناختی، کارکنان، دانشگاه محقق اردبیلی.
مقدمه: هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش / تعهد بر بهبود کفایت اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. روش: این پژوهش به شیوه ی آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری خاص کلاس پنجم ابتدایی تشکیل دادند که در سال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 40 دانش آموز پسر دارای اختلال یادگیری خاص بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (20 نفر برای هر گروه). برای جمع آوری داده ها از آزمون ریاضی کی مت، آزمون هوشی ریون، آزمون خواندن شفیعی و همکاران، آزمون بیان نوشتاری فلاح چای، پرسشنامه کفایت اجتماعی و مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-5 استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) توسط نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش/ تعهد بر بهبود کفایت اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص مؤثر بوده است (001/0P
مقدمه: تجربه عشق از عوامل فردی بسیاری نشات می گیرد مطالعه حاضر با هدف پیش بینی مولفه های عشق ورزی بر اساس ویژگی های شخصیتی مایرز-بریگز انجام شد. روش ها: تعداد 152 دانشجوی متاهل به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد، پرسشنامه تیپهای شخصیت مایرز-بریگز و پرسشنامه عشق مثلثی استرنبرگ را تکمیل کنند. جهت تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که از بین ویژگی های شخصیتی، برونگرایی با صمیمیت و قضاوت گرایی با تعهد همبستگی مثبت معنادار دارد (01/0>P). همچنین بر اساس نتایج حاصل، از تیپهای شخصیتی مایرز/بریگز، تیپ شخصیتی برونگرایی تنها متغیر پیش بینی کننده عشق است که 6 درصد پراکندگی آن را تبیین می نماید (01/0p <). بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیتی می توانند پیش بینی کننده عشق در افراد باشند و ومولفه های آن را پیش بینی کنند. واژه های کلیدی: عشق، شخصیت، مایرز-بریگز
حس مکان بیشتر به معنای ویژگی ها و خصلت های غیر مادی مکان است به این معنا که بعضی از مکان ها از چنان جاذبه ای برخوردارند که به فرد نوعی احساس وصف ناشدنی القا می کنند و او را سرزنده، شاداب و علاقمند به حضور و بازگشت به آن مکان ها می کنند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر عوامل کالبدی-رفتاری پارک ها بر حس مکان و دلبستگی مکان است. روش پژوهش تحقیق حاضر به صورت کمی انجام پذیرفته و همچنین با شیوه استدلالی به منابع و متون معتبر کتابخانه ای و اسنادی و شبکه جهانی اینترنت نیز ارجاع شده است. برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار (G*Power) استفاده شد که نیاز به 212 نمونه پرسشنامه تعیین گردید . برای روایی پرسشنامه از اعتبار محتوا استفاده شد و برای پایایی درونی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و به روش همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چند متغییره انجام پذیرفت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین عوامل کالبدی-رفتاری و حس مکان و دلبستگی مکان رابطه وجود دارد و رابطه آنها به صورت مثبت و مستقیم می باشد. به عبارت دیگر با بهبود عوامل متغییرهای مطرح شده، میزان حس مکان و دلبستگی به مکان افزایش یافته و با کاهش آن میزان حس مکان و دلبستگی به مکان در بین مردم کاهش می یابد. نتایج و یافته های پژوهش حاکی از این است که عوامل کالبدی-رفتاری محیط پارک ها تاثیر بسزایی در میزان دلبستگی و حس مکان بر مردم دارد. به عبارت دیگر، عوامل کالبدی و رفتاری پارک ها به عنوان یک ضرورت در روند سلامت و زیباشناختی حسی یا عاطفی جامعه مطرح می شود، که با طراحی الگویی مناسب بر مبنای انعطاف پذیری بالا، امنیت، صمیمیت و آرامش می توان بر میزان این حس و شادابی و علاقمند بودن افراد جامعه کمک کند.
هدف: سازمانهای مردم نهاد(سمن ها) جایگزین مناسبی برای ارائه ی خدمات دولتی هستند. هدف از پژوهش حاظر بررسی نقش آنها در حوزه ی کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی شهر تهران است. روش: جهت دستیابی به داده های مورد نیاز، مصاحبه عمیق با سمن های فعال در این حوزه صورت گرفت که برای تعیین حجم جامعه و انتخاب مصاحبه شوندگان، از روش گلوله برفی (شیوه نمونه گیری) استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد: اکثر سمن ها درحوزه ی آسیب های رفاهی، یا به صورت ترکیبی در زمینه ی آسیب های جرم زا و ساختاری فعالند. تعریف آنها از مفهوم آسیب اجتماعی بیشتر معطوف به مسئله اجتماعی بوده و سمن های فعال شهر تهران را در این حوزه ناکافی دانسته اند. اقداماتشان عمدتا به صورت آموزش، مددکاری، توانمند سازی و فرهنگی بوده که در این راستا از حمایت های دولت وقوانین مربوطه رضایت خاطر ندارند. علت آسیب ها را به ترتیب اولویت: فقر مادی، فقر فرهنگی، محیط شهر و مشکلات آن، سیاست ها و قوانین نامناسب بیان، ورشد فعالیت سمن ها و میزان همکاری مردم را مثبت ارزیابی کرده اند. مصاحبه شونده گان به ترتیب: الگوی پیشگیری اجتماعی رشدمدار، الگوی کنترل وپیشگیری جامعه مدار، الگوی کنترل وپیشگیری توانمندسازی، الگوی کنترل وپیشگیری مددکاری اجتماعی، الگوی کنترل وپیشگیری طراحی محیطی و الگوی کنترل وپیشگیری انتظامی را پیشنهاد کرده اند. نتیجه گیری: پیشگیری از آسیب-های اجتماعی در راستای تامین امنیت، نیازهای انسانی و توسعه ی اجتماعی در جوامع مختلف است. گستردگی اقدامات و نظرات گوناگون در رفع آسیب های اجتماعی باعث شده تا دولت ها به تنهایی قادر به برآورد آن نباشند، از اینرو لازم است همکاری های چند جانبه با حاکمیت- مردم و جامعه صورت پذیرد تا نتایج بدست آمده کیفی تر و سریعتر رخ دهد.