عفو ولی امر، از جمله نهادهای مهم حقوق جزایی اسلام است که در کنار نهادهایی همچون توبه، رجوع از اقرار، گذشت متضرر از جرم و مرور زمان کیفری، زمینه ساز سقوط، تبدیل و یا تخفیف مجازات مجرمین می گردد. هرچند مذاهب اربعه اهل سنت همچون شیعه اصل این موضوع را پذیرفته اند اما به لحاظ قلمرو نفوذ عفو حاکم و نیز ادله اثبات کننده این حقّ برای وی، تفاوت های اساسی میان فرق اهل سنت از یک طرف و شیعه از طرف دیگر، وجود دارد. پژوهش حاضر، به بررسی تطبیقی اختیار ولی امر در عفو محکومان به انواع سه گانه مجازات های اسلامی یعنی قصاص و دیات، حدود و تعزیرات پرداخته است. مشهور فقیهان امامیه اصل اختیار عفو حدود توسط ولی امر را روا شمرده اند هرچند پیرامون شرایط و گستره آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در نقطه مقابل، اهل سنت با اتفاق آراء، عفو حدود پس از اثبات نزد حاکم را جایز ندانسته –خواه عفو کننده حاکم باشد و خواه مجنیّ علیه و یا ولی او- و وی را موظف به اقامه حد می دانند. مشهور فقیهان مذاهب خمسه اسلامی هرچند اصل اختیار ولی امر در عفو قصاص و دیات و تعزیرات را پذیرا گشته اند اما در جزئیات اختلافات عدیده ای دارند. نگارندگان در ادامه با تقسیم عفو قصاص و دیات به دو فرض وجود ولی خاص دارای صلاحیت استیفاء و فرض فقدان وی، به بررسی حکم مسئله پرداخته، سپس با تنویع تعزیر به حق الله و حق الناس، حکم عفو ولی امر در هر یک از دو صورت را مورد کنکاش قرار داده است.
با توجه به سرعت پرشتاب ارتباطات، محو و یا کم رنگ شدن مرزها؛ انسان با پدیده عظیم جهانی شدن روبروست. لاجرم با این تحولات، بخش گسترده ای از زندگى بشر دستخوش تغییر خواهد بود؛ ازاین رو، یکی از مهم ترین دغدغه های امروز و حائز اهمیت این است؛ که احکام و فقه اسلام، به چه میزان قدرت پاسخ گویی و حل نظام مسائل نوپدید را دارند؟ قبل از پرداختن به این مسئله در ابتدا باید ثابت کرد؛ که قلمرو احکام دین، علاوه بر بعد فردی، سایر ابعاد حیات بشر، ازجمله حوزه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را در برمی گیرد. تبیین قلمرو احکام دین بر مبنای قاعده «عدم خلو واقعه عن الحکم الشرعی» یکی از راه های اثبات این امر است. فقها برای اثبات این قاعده به ادله شرعی و عقلی تمسک کرده اند. در این نوشتار سعی شده به شیوه توصیفی-تحلیلی، مفاد قاعده، با رویکرد برون دینی با استناد به مهم ترین دلایل عقلی نظیر «حسن و قبح عقلی و ملازمه آن با شرع» و «ملازمه مصالح و مفاسد با حکم» مورد بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با پذیرش حسن و قبح ذاتی در اشیاء و وجود ملازمه حکم عقل با شرع و همچنین با درک وجود ملازمه بین مصلحت و حکم و تبعیت احکام از مصالح و مفاسد، می توان اثبات کرد؛ دین اسلام به عنوان دینی جامع، هیچ واقعه ای از وقایع عالم را بدون حکم شرعی رها نکرده است و فقه را متکفل سامان بخشى به ابعاد فردی و اجتماعی زندگى قرار داده است و اظهار داشت؛ که این دین، قابلیت جهانی شدن، در مسیر ایجاد «تمدن نوین اسلامی» را دارد.
Nowadays, English language plays an important role in the job of engineers and it is necessary to become familiar with engineers’ objectives, attitudes, and expectations in order to have an appropriate course design. The purpose of this study was to explore the needs analysis of English learning of engineers in Esfahan Steel Company (ESCO). This study aimed at investigating the required level of language skills in performing their jobs effectively, the employees’ attitude towards their English professional courses, their professional needs, their language skills and tasks, and the difficulties they face while studying a language. A questionnaire consisting of 25 items was distributed among the engineers working at ten sections of ESCO. In addition, interviews and observations were done in order to increase the reliability of the research. Time, financial resources, and worker expectations ask for more reliable methods to provide a better situation in the workplace. Based on the findings obtained from this study, it can be concluded that receptive skills were perceived as a bit more important than the productive skills to perform the job effectively and the revision of the current professional training programs seems to be necessary to offer appropriate ESP course curriculum.
The Natural Semantic Metalanguage (NSM) Approach claims that there are some universalities in all languages. Speech acts seem to be present in all languages, but considering this approach, research has not indicated whether request speech act differs from one language to another. Thus, this study intended to investigate whether request strategies are used differently in English and Persian romantic novels and whether Natural Semantic Metalanguage Approach can be considered in English and Persian requests. To reach these objectives, the corpus consisting of two English and Persian romantic novels were used. It was analyzed using Blum-Kulka and Olshtain (1984)’s classification. Results indicated that mood derivable was the most frequent request strategy in both novels. Moreover, a statistically significant difference was not observed between request strategies in English and Persian romantic novels and thus the Natural Semantic Metalanguage Approach can be considered in English and Persian requests. The conclusion drawn is that considering the applicability of this approach, both American and Iranian native speakers can presumably use imperative structures, with the politeness marker please or without it, as a request strategy, when the interlocutors are close friends or members of the same family.
Translating literary works is a difficult task, especially when it comes to cultural elements. It gets more difficult when words have ambiguities and multiple layers of meaning. The present study sought to examine the adequacy of witticism in the English renderings of Sa'di's clever remarks in Golistan (The Rose Garden). To this purpose, the researchers selected three English translations of Golistan by different translators; namely, Rehatsek (1964), Gladwin (1806), and Ross (1890). A sample of 20 anecdotes containing wittical elements were randomly taken from Golistan and compared with their English translations. The collected data were then analyzed based on Delabastita's (1993) hierarchy of pun translation strategy model. The obtained results revealed that the three translations were at best similar in terms of the applied strategies, i.e. in all the translations, the most frequently used strategies were: Pun/Non-Pun translation strategy, Non-Pun/Pun strategy, and Pun/Related Rhetorical Translation strategy, respectively. Moreover, it was indicated that all the three translations used the strategies to the same extent, though slight differences were found among them in terms of the overall use of the strategies. Since adequacy in Delabastita’ framework (1993) is hierarchically defined, it can be concluded that higher level strategies lead to more adequate translations. Generally, it was observed that the three translations were the same in terms of semantic and humorous adequacy; i.e. they transferred the source text effect in translating wittical elements of the Golistan. The findings of the study would have implications for translation students as well as translators of literary works.
هدف این مطالعه، بررسی روند و الگوی سنی– جنسی بهبود بالقوه امید زندگی کشور، با فرض حذف سه علت اصلی مرگ (بیماری های قلبی- عروقی، سرطان ها و حوادث غیرعمدی) در دهه اخیر است. چارچوب نظری تحقیق، گذارهای مرگ ومیر، اپیدمیولوژیک و سلامتی است. داده های پژوهش برای سال های 1385 و 1394 در سطح کل کشور است که از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شد. داده ها، پس از اصلاح کم ثبتی، با استفاده از جداول عمر چندکاهشی، روش تجزیه و شاخص امکان بهبود امید زندگی با حذف علت خاص مرگ، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در سال 1394 در مقایسه با سال 1385، امکان بهبود امید زندگی با حذف بیماری های قلبی- عروقی، کاهش یافته است ولی نقش این علت در امکان بهبود امید زندگی همچنان پررنگ است. همچنین کاهش امکان بهبود این شاخص ناشی از حوادث غیرعمدی برای هر دو جنس، مشهود است؛ برعکس، در صورت حذف سرطان ها، امکان بهبود امید زندگی برای هر دو جنس افزایش یافته است. همچنین با حذف بیماری های انهدامی، امید زندگی در سنین بالاتر و به ویژه در دوره سالمندی امکان بهبود بیشتری داشته است. نتایج این تحقیق حاوی شواهدی از ورود کشور به مرحله چهارم گذار اپیدمیولوژیک و مرحله دوم گذار سلامتی (انقلاب قلبی عروقی) است.
محیط مداس و برنامه های آموزشی آنها از مهمترین سازوکارهای موجود به منظور افزایش سازگای فرهنگی دانش آموزان مهاجر قلمداد می شود. برای این منظور در مطالعه پیش رو تلاش شده است که سازگاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی بررسی و تبیین شود. داده های تحقیق حاضر از پیمایشی که در شهر شیراز انجام و در آن تعداد 380 نفر از دانش آموزان 13 تا 18 ساله افغانستانی با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و پرسشنامه ساخت یافته پیمایش شدند اقتباس شده است. یافته ها نشان داد که بین متغیر سازگاری و متغیرهای تبعیض، رضایت مندی، احساس تعلق به ایران، پذیرش جامعه میزبان، تأکید والدین بر فرهنگ بومی، هویت ملی و محل تولد مادر، رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج مدل رگرسیونی نیز نشان داد که متغیرهای تأکید والدین بر فرهنگ بومی، هویت ملی، احساس تعلق به ایران، رضایت مندی و محل تولد مادر، تعیین کننده های اصلی سازگاری هستند. بر اساس یافته های تحقیق حاضر، می توان نتیجه گرفت که تلاش در راستای کاهش تبعیض در محیط مدرسه و نیز اجرای برنامه های آموزشی، به منظور آشنایی بیشتر با فرهنگ جامعه میزبان و نیز تعامل بیشتر مهاجران با گروه های غیرمهاجر می تواند سازگاری بالاتر مهاجران را به دنبال داشته باشد.
This study examined the effectiveness of Telegram social network on the writing performance of adult English as foreign language (EFL) learners at intermediate level. To achieve this, Oxford Quick Placement Test (2004) was administered to 46 EFL learners at Zaban-e No language institute in Talesh, Iran. Those who met the selection criterion, i.e., performed one standard deviation above and below the mean on the test were divided into two classes (n = 30): control group (n = 15) and experimental group (n = 15). Participants in the experimental group were provided with writing instruction and contributed cooperatively to the task of writing through Telegram for 8 weeks (2 sessions each week, and 90 minutes per session) while the control group underwent a traditional instruction of writing. Pretests and posttests of writing task were administered and t tests were used to compare means of test scores within and between groups. The results revealed that while the two groups were homogeneous in terms of their writing performance before the treatment, the experimental group outperformed the control group on the posttest. That is, teaching writing through the Telegram social network was a significantly effective model to improve EFL learners' writing performance.
Research on using project work in teaching various disciplines has pointed out a number of challenges facing teachers. Similar research in the EFL classroom, however, has been under-researched. This study aimed to fill the gap with a report on the Vietnamese high school teachers’ challenges in implementing project-based learning in the setting of curricular innovation in English instruction nationwide. The participants of the study were thirty-three EFL teachers from sixteen high schools in both rural and urban areas of the Mekong Delta, Vietnam. With a questionnaire and an in-depth interview, both quantitative and qualitative data were collected. Data analysis indicated that the teachers faced major challenges in time management, adaptation of project activities, student support, and project assessment. These results provide useful implications for how innovative approaches can be successfully implemented, especially with respect to the kind of support EFL teachers need to make project-based learning more feasible in the Vietnamese educational context and similar ones.
This study intended to investigate the interplay of critical thinking explicit instruction, academic writing performance, critical thinking ability, and critical thinking dispositions of Iranian students. To this end, 140 students of Jahrom University of Medical Sciences (73 males and 67 females) were selected. They were divided into the experimental and control groups. Both groups received instruction in academic writing course for 15 weeks 3 hours per week. However, the experimental group received instruction integrated with critical thinking strategies. The students in both groups were administered pre- and post-instruction tests to examine the effectiveness of instruction. Three instruments were utilized in this study including, the researcher-developed essay test, Ennis-Weir Critical Thinking Essay Test, and California Critical Thinking Dispositions Inventory (CCTDI). Descriptive statistics and independent-samples t-test were used to analyze the data. The results indicated that there were statistically significant differences between the mean scores of the experimental and the control groups. The results also showed that some CCTDI subscales were not significantly different at the posttest such as, truth-seeking, cognitive maturity, and open- mindedness, whereas the mean posttest scores of other CCTDI subscales had significant difference such as, analyticity, CT inquisitiveness, CT self-confidence, and systematicity. The experimental group had a higher score in the academic writing test compared with the control group. Changes in students’ critical thinking ability, academic writing performance, and their critical thinking dispositions suggest that the CT techniques have been fruitful, and more efforts should be made to integrate the explicit instruction in critical thinking into academic courses.
از اموری که به طور قطع در رسیدن انسان به سعادت ابدی و برخورداری از مواهب اخروی مؤثر است، محبت به خدای متعال است. ازاین رو، بررسی آثار اخروی محبت به خدا، دارای اهمیت ویژه است. این مقاله با روش تفسیر موضوعی و با استفاده از منابع تفسیری و با تأکید بر تفسیر المیزان، به بیان آثار و لوازمِ اخروی محبت انسان به خدا پرداخته و به این نتیجه رسیده که با توجه به آیات قرآن، محبت به خدا همان گونه که آثار متعددی در حیات دنیایی انسان دارد، آثار متعدد اخروی را نیز به دنبال دارد. مُحب خدا در سرای ابدی به جوار خدای سبحان نایل می شود و در پرتو آن، نعمت ها و مواهبی نظیر آمرزش گناهان، رهایی از آتش جهنم، نیل به نعمت های بهشتی، رضوان الهی و اجابت هر نوع درخواست نصیبش می گردد.
سعادت انسان در ابعاد مختلف بسته به پدید آمدن اسباب و عواملی است که در نظام هستی برای آن مقرر شده است. ازآنجاکه مکتب وحیانی اسلام در پی تأمین سعادت همه جانبه آدمی در دو بعد مادی و معنوی است، معیارها و عوامل اساسی این مسیر را معرفی کرده است. هدف از این پژوهش شناخت دیدگاه قرآن درباره عوامل ماورایی پیشرفت اقتصادی است که با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر تفسیر موضوعی انجام شده و طی آن آیات مرتبط با مقوله عوامل ماورایی پیشرفت اقتصادی استخراج و جمع بندی شده است. عوامل ماورایی پیشرفت اقتصادی از منظر قرآن کریم به دو دسته عوامل در حوزه اختیار و عوامل خارج از حوزه اختیار آدمی قابل تقسیم است. عوامل در حوزه اختیار، شامل ایمان، عمل صالح، تقوا، پایداری بر باورهای اساسی دین، صبر، شکر، استغفار، انفاق، ذکر، توکل و دعا. عامل خارج از حوزه اختیار، تنها شامل اراده الهی در توسعه رزق می باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تعهد سازمانی، تعهد شغلی و روابط اجتماعی در مکان کاری با آمادگی برای تغییر در کارکنان است. روش تحقیق، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع تحلیل مسیر است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه بوعلی سینا همدان میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای، 184 نفر بهعنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. جهت برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد. برای گردآوری دادههای پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد، تعهد سازمانی، تعهد شغلی، روابط اجتماعی در مکان کاری و آمادگی برای تغییر استفاده شد. برای بررسی روایی پرسشنامهها از نظرات متخصصان مدیریت و علوم تربیتی بهره گرفته شد. و برای پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شد. دادههای تحقیق پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر تعهد سازمانی، تعهد شغلی و روابط اجتماعی بر آمادگی برای تغییر در میان کارکنان مثبت و معنیدار بود. درنتیجه از عواملی که میبایست در راستای افزایش آمادگی برای تغییر کارکنان مورد توجه مدیران دانشگاه قرار گیرد تعهد سازمانی، تعهد شغلی و روابط اجتماعی مکان کاری میباشد.
در مورد اهمیت مذاکره در امور مختلفِ مدیریتی تحقیقات متعدد و متنوعی انجام شده است؛ اما به نظر میرسد مشکلی که مدیرانِ امروزی با آن دستبهگریبان هستند ناشی از عدم شناخت مذاکره یا ندانستن ماهیت آن نیست بلکه از شیوه بهکارگیری آن ناشی میشود. هدف اصلی مقاله پیش رو این است که ادراک مدیران از مذاکرات حضوری بین سازمانی چیست و این مسئله چه تأثیری بر ارتباطات بین فردی آنها دارد. روش تحقیق پژوهش پیش رو، پدیدارنگاری بوده و روش گردآوری دادهها مبتنی بر استفاده از منابع کتابخانهای و روش میدانی است. برای تحلیل دادهها از انواع شیوهها استفاده شده که در سه مرحله کدگذاری، تعیین طبقات توصیفی و شکل دادن فضای خروجی به کار گرفته شدهاند. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران بازاریابی خبره در کارخانجات تولیدی شهرک صنعتی توس شهر مشهد بوده و از روش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند استفاده شده است. مشارکتکنندگان پژوهش ۶۳ نفر بودهاند. برای تشکیل فضای نتیجه، روش سلسله مراتبی به کار گرفته شد و طبقات وصفی ششگانه که هر یک نشاندهنده مفهوم خاصی از پدیده مذاکره در ارتباطات سازمانی بود به ترتیب پیچیدگی مرتب و به یکدیگر مرتبط گردید.
قابلیت اتکای اطلاعات و محتوای اطلاعات شرکتها دو شاخص انتقال اطلاعات در سطح گزارشگری سالیانه است. این دو شاخص با کاهش تقارن اطلاعاتی هزینه سرمایه را کاهش میدهد و از این طریق نقشی اساسی در کارایی بازار سرمایه ایفاء مینمایند. بر این اساس این پژوهش با تخمین دو الگو اقدام به بررسی تأثیر انتقال اطلاعات بر اثرگذاری بازده غیرعادی بر راهبرد تجاری شرکتها با استفاده از دادههای مندرج در صورتهای مالی 120 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در قلمرو زمانی 1390 تا 1396 نموده است. روش پژِوهش، ازنظر رویکرد خردگرایانه، از نظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت علی-معلولی است، زیرا بهموجب آن سعی میشود تاثیر چند متغیر بر یک متغیر موردبررسی قرار گیرد و ازنظر زمان اجراء گذشتهنگر، ازنظر منطق اجراء استقرایی، ازنظر ماهیت دادهها کمی، ازنظر استدلال میدانی و ازنظر طول مدتزمان ترکیبی است. برای آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون چند متغیره با استفاده از دادههای ترکیبی و نرمافزار استتا بهره گرفتهشده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بازده غیرعادی بر راهبرد تجاری شرکتها تأثیر مثبت و معناداری دارد و انتقال اطلاعات بر تأثیر بازده غیرعادی بر انتخاب راهبرد تجاری، نقش تعدیلکنندگی منفی دارد.
شناخت روش علمی دانشمندان در هر علمی سبب می گردد که از یافته های علمی او به صورت روشمند استفاده بهینه شود. در علوم قرآنی دانشمندانی از دیرباز، آراء و نظریات قابل استفاده ای داشته اند که ابن قتیبه مولف "کتاب تاویل مشکل القرآن" یکی از آنها است . در این نوشتار اهم مبانی و روش های تفسیری ابن قتیبه، با روش تحلیلی- توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است . ابن قتیبه با مبانی ادبی، کلامی و بلاغی و با روش تفسیری اجتهادی و روش تفسیری ادبی شبهات شبهه افکنان و طعن طاعنان به ساحت مقدس قرآن را پاسخ گفته است و شبهات مهم را از قبیل تکرار برخی از آیات و قصص قرآنی، اختلاف قرائات ، نامفهومی حروف مقطعه، تحریف انگاری در قرآن و... که منتقدین با طرح این شبهات، آسمانی بودن قرآن را زیر سوال برده اند و امروزه نیز با تغییر شکل، باز نویسی می شوند، مطرح نموده و پاسخ داده است.
تحلیل گفتمان انتقادی، یا همان شناسایی لایه های پنهان موجود در هر متنی، موجب درک بهتر آن متن می گردد. از آنجا که قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی، برای هدایت بشر، بر پیامبر عظیم الشأن اسلام، حضرت محمد (ص) نازل شده است، اهمیت صحّت ترجمه و تفسیر آن بر کسی پوشیده نیست. با درک همین اهمیت، می توان به جایگاه تحلیل گفتمان در این حوزه نیز پی برد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی-تحلیلی، با تکیه بر الگوی ساخت های گفتمان مدار "ون لیون"، تلاش کرده تا این الگوها را در سوره مبارکه «مریم» مورد تحلیل و بررسی قرار بدهد. لیون، مجموع افرادی را که در یک رویداد حضور دارند، با عنوان کارگزاران اجتماعی معرفی می کند. الگوی ون لیون، شامل مؤلفه های گفتمان مداری نظیر: حذف، اظهار، فعال سازی، منفعل سازی، تشخص بخشی، تشخص زدایی، پیوند زدن، تفکیک کردن و... می باشد. بسامد شیوه بازنمایی هر یک از کارگزاران اجتماعی موجود در سوره مریم، در قالب یک نمودار میله ای نمایش داده شده است. بررسی ها نشان داد که الگوی ون لیون، در تحلیل سوره مریم بسیار کارآمد است. علاوه بر آن، مشخص شد که از بین دو الگوی اظهار و حذف، بازنمایی کارگزاران اجتماعی، با شیوه اظهار، بسامد بالاتری دارد. گفتنی است که در میان انواع شیوه های بازنمایی برای اظهار کارگزاران اجتماعی، شیوه هایی بیش ترین بسامد را دارند که نسبت به شیوه مقابل خود از خاصیت نشان داری کم تری برخوردار باشند. همین موضوع، بیانگر آن است که در قرآن کریم، مکّی بودن سوره مریم و سطح مخاطبان اولیه آن دوره زمانی، در انتخاب مناسب ترین شیوه بیان، با هدف تأثیرگذاری عمیق تر، در نظر گرفته شده است.
وجود قضایای بدیهی و ارجاع قضایای نظری به آنها (= نظریه مبناگرایی) از جمله مباحث مهم معرفت شناسی عام است. در معرفت شناسیِ اخلاق نیز، به عنوان معرفت شناسیِ مقید یا مضاف، این پرسش مطرح است که آیا علم اخلاق از قضایای بدیهی برخوردار است؟ اگر پاسخ مثبت است وجه بداهت آنها چیست؟ و در ادامه، آیا علم اخلاق می تواند با این بدیهیات، قضایای نظری خود را اثبات کند و از علوم دیگر بی نیاز باشد؟ تحلیل درست این گونه مسائل معرفت شناختی تأثیر زیادی در دفاع از ارزش های اخلاقی و پاسخ به شبهات آن به ویژه نسبیت و کثرت گرایی اخلاقی دارد. آیت الله جوادی آملی به عنوان نظریه پرداز برجسته و کم نظیر حوزه علوم انسانی و اسلامی، در آثار خویش به این مسائل پاسخ داده است؛ این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به تمام آثار ایشان، به نتایجی دست یافت: در علم اخلاق بدیهیاتی وجود دارند که وجه بداهت شان به اوّلی و وجدانی بودن آنهاست؛ این بدیهیات هرچند نقش زیادی در اثبات قضایای نظریِ اخلاق دارند اما موجب نمی شوند که علم اخلاق تماماً از علوم دیگر بی نیاز باشد. همچنین در برخی عبارات ایشان ابهاماتی وجود دارد که در ابتدا متناقض به نظر می آیند لیکن نویسنده کوشیده است با استفاده از نظریات دیگر ایشان، توجیه و جمع مناسبی ارائه داده، تناقض ظاهری را رفع نماید.
هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه بین تواناییهای شناختی و اعتماد به شهود با استراتژی های معاملاتی و عملکرد سرمایه گذاران حرفهای بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور مؤلفه های مربوط به توانایی شناختی و اعتماد به شهود در ارتباط با استراتژی های سرمایه گذاری فعال/خرید و نگهداری و تنوع/تمرکز پرتفوی و همچنین عملکرد افراد مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی 310 نفر از سرمایه گذاران حرفه ای شامل 160 معاملهگر و 150 تحلیلگر در بازار سرمایه را شامل می شود که اطلاعات آنها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده است. به منظور تحلیل داده ها از رگرسیون های لجستیک و حداقل مربعات به تناسب استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که در مورد معاملهگران، اعتماد به شهود بالا با خرید و فروش فعالانه سهام مرتبط است، از سوی دیگر، معامله گرانی که توانایی شناختی بالاتری دارند پرتفوی متمرکزتری دارند. در نهایت، توانایی شناختی بالاتر تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد معاملهگران دارد، این در حالی است که اعتماد به شهود بالاتر تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد آنان دارد. نتایج در مورد تحلیلگران قدری متفاوت است؛ به نحوی که با افزایش سن تحلیلگران پرتفوی آنها متنوع تر شده است در حالی که اعتماد به شهود بالا موجب می شود تا تحلیلگران پرتفوی متمرکزی داشته باشند. با این حال، اعتماد به شهود در مورد تحلیلگران نیز همچون معاملهگران، ارتباط منفی و معناداری با عملکرد دارد.